با توجه به وجود رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی و بروز رخدادهای نابهنجار در فضای اجتماعی و مدنی در سرزمین کهن ایران که عیان است که عامل آن سیاست های غلط و رفتار غیر دموکراتیک چنین حکومت خودکامه و سرکوبگر دینی است که نقض پی در پی حقوق انسانیت و بشر در بر دارد ، و بر ما هم سنگران ، همیاران و فعالین حقوق بشر واجب است که با همیاری و هم فکری یکدیگر به این ناهنجاری ها و استبداد مطابق با موازین حقوق بنیادین انسان ها واکنش نشان بدهیم و با توسعه و پردامنه نمودن چنین ایده ای می توانیم شاهد آن باشم که نه تنها در کشور خودمان ایران ، بلکه در تمامی کشورهای جهان حق انسانی توسط حکومت ها پایمال نشود .
از این رو این جانب به عنوان یک کنش گر حقوق بشر سعی بر این دارم در این مقاله به مردم و انسان‌هائی که حقوق آنها توسط چنین حکومت هایی پایمال و نقض می گردد و به آن دسته از افرادی که از حق خود برای ادامه ی زندگی خود چیزی نمی‌دانند کمکی هر چند اندک کرده باشم . در ضمن بید خاطر نشان نمایم که درست است بررسی تمام حقوق و نواقض حقوق بشری را نمی‌توان در یک مقاله جا داد اما سعی بر این دارم که در مجموعه مقاله هایی که مد نظر دارم ، درابتدا نگاهی به سیاست ها و رفتار غیر انسانی حکومت سرکوبگر و استبدادی جمهوری اسلامی داشته باشم و بتوانم کمکی کنم به هم‌ نوعان خودم در ایران داشته باشم .
لذا به عنوان گام نخست در این مقاله اشاره‌ای به سرکوب عقاید در کشور ایران می نمایم و در پایان به چگونگی پایان دادن به این سرکوب ها به صورت گذرا خواهم پرداخت .
ما روزانه شاهد سرکوب های سازمان یافته ی دولتی و یا به وسیله عوامل خود فروخته در سطح ایران هستیم حتی در بعضی موار شاهد قتل انسان‌ها توسط دولت می باشم . اعدام ها ، سرکوب ها ، بی توجهی و آزار و اذیت قسمتی کوچک از این ناهنجارهایی است که دولت جمهوری ایران انجام می ‌دهد . در همه ی موارد و از هر سو مردم ایران مورد ضرب و شتم قرار می گیرند برای مثال : سرکوب عقاید دینی که بعد از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون دگر اندیشان دینی، از بهایی و یهودی و مسیحیان و نوکیشان و زرتشتیان تا اهل تسنن و دیگر فرقه های اسلامی چون اهل حق و درویشان گنابادی و غیره با فشار و تعرض و آزار حکومت اسلامی روبرو بوده اند . عده زیادی از آنان به ویژه یهودیان و مسیحیان و بهاییان دست به جلای وطن زده و راه مهاجرت درپیش گرفتند . این ترس و وحشت بر می‌گردد به قوانینی که نقض حقوق بشر را نشان می‌دهد . در ایران کسانی که از اسلام خارج شوند مرتد شناخته می‌شوند و طبق قوانین جمهوری اسلامی حکم ارتداد اعدام می‌باشد در اینجا در حقیقت به دو شکل نقض حقوق بشر را می‌توان مشاهده کرد .
۱ . کسی که با توجه به عقایدش از اسلام خارج شده است و به دینی دیگر گرویده است را مجرم می‌شناسد و او را دستگیر می‌کنند . که با توجه به اعلامیه ی حقوق بشر ماده ۱۸ :
هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه ، وجدان و دین است ؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی ، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده ، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش ، اجرای مناسک ، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است .
به این شکل حق انتخاب برای انسان‌ها در ایران وجود ندارد و نمی‌توانند حتی چگونگی ستایش خداوندشان را خودشان انتخاب کنند بلکه از اول زندگی این راه به آن‌ها تحمیل شده و باید در این راه بمانند در غیر این صورت با آن‌ها برخورد می‌شود .
۲ . دومین نقض حقوق بشری در راستای این نوشته می توان به حکم اعدام اشاره نماییم . همانگونه که می‌دانیم حکم اعدام در بیش تر کشورهای جهان غیر قانونی و گرفتن جان یک انسان از شرف و انسانیت به دور می‌باشد . اما متأسفانه شاهد این هستیم که در ایران به راحتی مردم بی ‌گناه را اعدام می‌کنند .
در ماده ی ۱۹ اعلامیه حقوق بشر بیان شده است که :
هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است ؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.
این همان حقی می باشد که به تمامی مردم ایران هم تعلق دارد اما با تمامی استراتژی که جمهوری اسلامی در دست گرفته است ترس و وحشتی در دل مردم ایران گذاشته است که مردم حتی به درخواست حق خود نیز می هراسند .
اشاره‌ای دیگر را می‌توان به خشونت علیه اقلیت‌های قومی کشورمان داشته باشیم . اعم از مردم عرب ، بلوچ و کرد کشورمان که از بعد از انقلاب ۵۷ تا به حال ما شاهد این سرکوب ها و خشونت ها علیه این مردم می باشیم . اقلیت عرب در عمر نظام جمهوری اسلامی ایران تحت پیشینه ای طولانی از تبعیض سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دولت های پیاپی ایران بوده است. در ایران به طور مداوم ﺑﺴﯿﺎری از اﻗﻠﯿﺖ ھﺎی ﻗﻮﻣﯽ و ﻣﺬھﺒﯽ و همجنسگرایان ﺳﺮﮐﻮب می‌شوند و این قسمتی کوچک از این نقض حقوق بشر در ایران می‌باشد . برای مثال تعداد زیادی از فعالان کرد صرفاً به خاطر دفاع از حقوق فرهنگی و آزادی بیان بازداشت و مورد آزار و اذیت دستگاه امنیتی دولت ایران قرار گرفته اند یا بیش از چهار میلیون عرب اهوازی از ظلم و ستم و تبعیض رنج می برند . شکنجه ی بازداشت شدگان فعال عرب اهوازی، بد رفتاری و منع استفاده از زبان مادری از ستم هایی است که علیه این قومیت توسط دولت انجام می گیرد این سرکوب ها و خشونت ها نیز برای مردم بلوچ و آذربایجانی نیز وجود دارد که نقض حقوق بشر می‌باشد گرچه کشور ایران هر ساله نواقض حقوق بشری را تکذیب می‌کند .
از طرفی دیگر مردم ایران نیز اگر بخواهند بیان کنند ، اعتراض نمایند و خواستار پایان یافتن این خشونت های بارز و گسترده باشند ، آن‌ها را به اتهامات واهی ضد انقلاب و ایادی غرب و صهیونیست سریعاً سرکوب می‌کنند .
آزادی اظهارعقیده و نظر دادن در مورد رخداد های جامعه می‌تواند بلعکس کمکی بزرگی با دولت باشد قبل از هر چیز باید بدانیم تمامی جامعه و دولت را مردم می‌سازند و بیش ترین کمک را به دولت خود مردم جامعه می‌توانند داشته باشند . چرا که اگر مردم در بیان عقیده آزاد باشند دیگر تا این حد شاهد فساد های سازمان یافته ی اداری و دولتی نخواهیم بود ، اما دولت جمهوری اسلامی با ایجاد فضای سانسور و خفقان ، اجازه ی آزادی عقیده و بیان را نمی‌دهند و سالانه تعداد زیادی را تنها به‌ دلیل ابراز عقیده یا استفاده از حق تجمع دستگیر کرده‌اند و حتی در زندان تعدادی را به اتهام محاربه به اعدام محکوم کرده‌اند .
با توجه به تمامی این مشکلات و خشونت های جامعه تنها راهی را که می‌توان به پایان این خشونت ها کمک کند آگاهی رسانی و آشنا کردن عموم مردم و جوانان با این رخداد ها و بیدار شدن مردم جامعه می دانم تا جامعه مدنی بتواند از حق خود دفاع کنند ، زیرا قبل از هر چیز باید بدانیم که حکومتی دیکتاتوری همانند ایران بر روی پایه‌هایی استوار شده است که شامل خود مردم ایران می ‌باشند . لذا وقتی مردم به برخورد با ناهنجاری ها ، خشونت ها و سرکوب های دولت به پا خیزند دولت در نهایت مجبور به تسلیم شدن می‌باشد .
این قسمتی از سرکوب های عقیده ها و اقلیت‌ها در ایران بود ، و امیدوارم که هر چه زودتر این گونه خشونت ها با آگاهی و اتحاد مردم از کشورمان رخت بربندد .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)