با توجه به همه گزافه‌گویی‌ها پیرامون حملات اخیر در پاریس، یادآوری تاریخ مدرن «تروریسم» ممکن است سودمند باشد. تروریسم در قرن شانزدهم شیوه مطلوب گروه‌های رادیکال «آنابابتیست» بود. وهله دوم با ظهور عناصر آنارشیست در قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم همراه بود. وهله سوم در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم در روسیه ظهور کرد. وهله چهارم ادامه راه «ناردونایا ولیا» از سوی «انقلابیون سوسیالیست» (اس. آرها) بود. در واقع، یک مشخصه برجسته جنبش کمونیستی این است که از «ترور» به مثابه یک تاکتیک انقلابی اجتناب کرده است، زیرا آن را دارای نتایج مخرب می‌بیند.


  با توجه به همه گزافه‌گویی‌ها پیرامون حملات اخیر در پاریس، یادآوری تاریخ مدرن «تروریسم» ممکن است سودمند باشد. تروریسم در قرن شانزدهم شیوه مطلوب گروه‌های رادیکال «آنابابتیست» بود. پس از «انقلاب مونستر» ۳۵-۱۵۳۴، شمال هلند، به ویژه مناطق «فریسلاند» و «گرونینگن»، رادیکال‌ترین بخش اروپا در آن زمان بود. در آنجا گروه‌های چند صد نفری در «تروریسم» سیستماتیک، از جمله ایجاد حریق، تخریب، کشتار گسترده «کافران» و غیره، درگیر بودند. رهبران آن‌ها گروه رنگارنگی متشکل از افرادی مانند یان فان باتنبرگ، کورنلیس آپلمن، و یوهان ویلمسز بودند. به طور سرنوشت‌ساز، این موجب رشد مسیحیت در شمال رادیکال شد. به زودی، منطقه به محل کالونیست‌های دوآتشه مبدل شد.

وهله دوم با ظهور عناصر آنارشیست در قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم همراه بود. آن‌ها درصدد تأثیرگذاری و گسترش بی‌ثباتی در ميان دولت‌ها و شرکت‌ها بودند. در اروپای غربی و آمریکای شمالی، آن‌ها توانستند در سال ۱۸۹۳ در ساختمان اوپرا در بارسلون، در سال ۱۸۹۳ در پارلمان فرانسه، در سال ۱۸۹۴ در کافه ترمینوس در پاریس بمب‌گذاری کنند، در سال ۱۸۹۴ ماری فرانسوا سدی کارنو [پنجمین] ريیس‌جمهور فرانسه را ترور کردند، در سال ۱۸۹۴ در رصدخانه گرینویچ در لندن بمب گذاشتند، در سال ۱۹۰۱ ویلیام مک‌کینلی [بیست‌وپنجمین] ريیس‌جمهور آمریکا را ترور کردند، در سال ۱۹۰۶ در مراسم ازدواج شاه آلفونسو هشتم و ویکتوریا یوجین در بارسلون، و در سال ۱۹۲۰ در وال‌‌استریت بمب گذاشتند.

وهله سوم در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بیستم در روسیه ظهور کرد. «نارودنایا ولیا» (اراده خلق)، به ویژه جناح رزمنده آن، در بمب‌گذاری‌ها، ترورها و غیره درگیر بود. آن‌ها توانستند در سال ۱۸۸۱ (پس از چندین تلاش) تزار الکساندر دوم را ترور کنند. نکته جالب این‌که الکساندر یولیانف، برادر لنین در آن ترور درگیر بود. وی در سال ۱۸۸۷ به خاطر شرکت در تلاش برای ترور تزار بعدی دستگیر و اعدام شد.

وهله چهارم ادامه راه «ناردونایا ولیا» از سوی «انقلابیون سوسیالیست» (اس. آرها) بود. آن‌ها نیروی چشم‌یگری در چپ روسیه بودند، که از تروریسم به مثابه یک تاکتیک استفاده می‌کردند، تا جایی که حتا در زمانی که بلشویک‌ها در قدرت بودند، در نقشه ترور لنین درگیر شدند.

در واقع، یک مشخصه برجسته جنبش کمونیستی این است که از «ترور» به مثابه یک تاکتیک انقلابی اجتناب کرده است، زیرا آن را دارای نتایج مخرب می‌بیند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)