“تغییر رفتار” یا مانع اصلی تغییر؟
پیرامون مواضع ولی فقیه

خامنه ای در این دوره هم مواضعی اتخاد کرده که تنها خوشآیند فرماندهان سپاه، نیروهای امنیتی و راست افراطی است. مواضع او بربالای تیتر روزنامه کیهان می نشیند، نیروهای افراطی در داخل و خارج از کشور را تقویت می کند، به دست آویزی برای دولت نتانیاهو تبدیل می شود و خوراک برای افراطیون امریکا فراهم می آورد.

بهروز خلیق
ولی فقیه در هفته های گذشته در طی چندین سخنرانی، به زعم خود سیاست های دشمن در دوره پسا ـ برجام را تبیین کرده، پیام های خود را به گوش حامیان ولایت فقیه در منطقه و داخل کشور رسانده، تقابل آشکار خود را با مواضع حسن روحانی در برخی عرصه ها نشان داده، هشدارباش های خود را بیان کرده و خط قرمزهای نظام را ترسیم نموه است. آخرین  هشدارباش او در جمع فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران در روز چهارشنبه ۱۵ مهر بود. او در این سخنرانی تاکید کرد: “مذاکره با آمریکا ممنوع است به خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد.” به گفته او: “مذاکره با آمریکا یعنی راه را باز کردن که این ها بتوانند در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور نفوذ کنند.”

ولی فقیه نگران “نفوذ” غرب و “استحاله نظام از درون” است. او از یکسو از “نفوذ” سیاسی و فرهنگی غرب و به ویژه امریکا و از سوی دیگر از قدرت گیری قطب رفسنجانی ـ روحانی نگران است. او در هفته های گذشته چند بار مخالفت خودش را با مذاکره با امریکا اعلام کرده است. این موضع گیری ها نشان می دهد که خامنه ای در مقابل تغییر سیاست های حکومت و تغییر مناسبات ایران و امریکا ایستاده و هم چنان برتداوم سیاست های تا کنونی از جمله خصومت بین دو کشور پای می فشارد.

ضرورت تغییر

وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور در سال های گذشته به شدت متاثر از چالش برسر پروژه هسته ای، تحریم های اقتصادی بین المللی و مناسبات تنش زای بین جمهوری اسلامی و غرب بود. تحریم های اقتصادی بین المللی همراه با مدیریت فاجعه بار دولت احمدی نژاد در تعمیق بحران اقتصادی و به فلاکت کشاندن زندگی مردم و به ویژه کارگران و مزدبگیران و لایه های میانی جامعه نقش موثر داشت. آن ها با پوست و گوشت خود سیاست های فاجعه بار حکومت را لمس می کردند و خواهان تغییر وضعیت کشور به جهات مختلف بودند. این خواست در انتخابات سال ٩٢ به وجه بارزی نمایان شد. حسن روحانی در انتخابات، بخشی از مطالبات مردم را به میان کشید، وعده های زیادی به آن ها داد و توانست رای اکثریت شرکت کنندگان در انتخابات را جلب کند. دولت روحانی به وعده خود در مورد بحران هسته ای جامه عمل پوشاند و مذاکرات با غرب را به نتیجه رساند. ولی اکثر وعده های او عملی نشد، مطالبات انباشته شده مردم پاسخ نگرفت، بحران اقتصادی پابرجا ماند، سرکوب تداوم پیدا کرد، برمیزان اعدام ها افزوده شد و فشارهای امنیتی گسترش یافت.

سیاست غرب در سال های گذشته اعمال فشار بر جمهوری اسلامی و منزوی کردن ایران بود. جمهوری اسلامی این تلقی را داشت که غرب سیاست “براندازی نرم ” یا “انقلاب رنگی” را پیش می برد. اما در دوره پسا ـ برجام تحریم های اقتصادی برداشته می شود، “براندازی” موضوعیت خود را از دست می دهد و کشورهای اروپا در جهت گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی گام برمی دارند. آن ها در سه ماه گذشته پشت سرهم هیئت های نمایندگی خود را به تهران گسیل کرده و برای بستن قراردادهای اقتصادی اعلام آمادگی کرده اند. اوباما هم از کاهش تنش بین دولت امریکا و جمهوری اسلامی استقبال می کند. می توان گفت چالش سنگینی که بیش از یک دهه بین جمهوری اسلامی و کشورهای غربی بر سر برنامه هسته ای جریان داشت، با توافق وین به پایان رسیده و تاثیرات خود را در سیاست غرب نسبت به جمهوری اسلامی گذاشته است. این تغییر، فرصت های جدیدی برای کشور ما فراهم آورده است.

اقتصاد کشور با رکود دست و پنجه نرم می کند. دولت با مشکل کسری بودجه روبرو است. با کسری بودجه دولت، پرداخت حقوق کارمندان با مشکل روبرو خواهد شد. عباس آخوندی وزیر مسکن و شهرسازی می گوید بودجه عمومی در بدترین شرایط از ابتدای انقلاب تاکنون قرار دارد. نجفی دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی دولت هشدار می دهد: “امسال شاید یکی از بدترین سال‌‌های ٣۷ سال گذشته باشد چرا که با افت قیمت نفت روبرو هستیم و قیمت آن مرتباً پائین می‌آید.” نجفی با تأکید بر اینکه متوسط قیمت نفت در سال جاری نصف قیمت مورد انتظار است، می گوید: “میزان صادرات نفت حتی از زمان تحریم‌ها نیز نصف شده است. امسال رقم کل بودجه عمومی دولت ۲٣۵ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده اما الان چیزی حدود ۱٨۰ میلیارد تومان درآمد خواهیم داشت به عبارتی ۵۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم.” به گفته او مسئله کسری بودجه در سال جاری مهمترین مسئله دولت است و حتی ممکن است باعث بروز نارضایتی‌هائی در جاهای مختلف کشور هم گردد.”

از فرصت فراهم شده بعد از توافق لازم است برای غلبه بررکود اقتصادی و تغییر در سیاست های خارجی و داخلی بهره گرفت. از جمله: کنار گذاشتن سیاست ستیز با غرب، اتخاذ سیاست تنش زدائی در منطقه و در سطح جهانی، پایان دادن به خصومت سه دهه و نیم با امریکا و عادی کردن مناسبات با آن، پایان دادن به سیاست توسعه طلبانه در منطقه، برچیدن فضای امنیتی در داخل، آزاد کردن زندانیان سیاسی، برداشتن حصر، تامین آزادی های سیاسی و فراهم آوردن شرایط برای تامین حق رای شهروندان در انتخابات.

مخالفت با تغییر

تغییر، ضرورت جامعه ما است. از تغییر ساختارهای سیاسی تا تغییر سیاست های فاجعه بار جمهوری اسلامی. خامنه ای تنها در مورد پروژه هسته  ای عقب نشست. اما او بعد از توافق وین به سخن در آمده و در هر سخنرانی علیه هرگونه تغییر در سیاست های داخلی و خارجی موضع می گیرد و برتداوم سیاست های موجود پای می فشارد. اگر به نعل و به میخ زدن او در مورد توافق وین برای راضی نگهداشتن پایگاه اجتماعی اش قابل توضیح باشد، مواضع صریح و روشن او در سایر عرصه ها را نمی توان با این موضوع تبیین کرد. خامنه ای قاطعانه از نظارت استصوابی و شورای نگهبان دفاع می کند، در صدد برگزاری انتخابات مدیریت شده است، جلو گسترش مناسبات با اتحادیه اروپا را می گیرد، مذاکره با امریکا را ممنوع می کند، مخالف برچیدن فضای امنیتی، آزادی زندانیان سیاسی و برداشتن حصر است.

خامنه ای در سخنرانی های اخیرش تنها به ترسیم سیاست های کلان جمهوری اسلامی بعد از برجام اکتفا نکرده، بلکه حسن روحانی را که می خواهد تغییرات اندک در برخی سیاست  بدهد، به زیر ضرب می برد و گاه با زبان تحقیر با او سخن می گوید. حسن روحانی یکسال پیش در مورد ضرورت مذاکره با ذکر الگوی اسلامی سخن گفت و اخیرا این سخن را در گفتگو با ایرانیان در نیویورک تکرار کرد. خامنه ای بلافاصله در سخرانی که به آن اشاره شد به روحانی جواب داد و گفت: “عده‌ای در قضیه مذاکره سهل‌انگاری و سهل‌اندیشی می‌کنند و عمق مسائل را نمی‌فهمند.”

“تغییر رفتار” یا مانع اصلی تغییر؟

خامنه ای در این دوره هم مواضعی اتخاد کرده که تنها خوشآیند فرماندهان سپاه، نیروهای امنیتی و راست افراطی است. مواضع او بربالای تیتر روزنامه کیهان می نشیند، نیروهای افراطی در داخل و خارج از کشور را تقویت می کند، به دست آویزی برای دولت نتانیاهو تبدیل می شود و خوراک برای افراطیون امریکا فراهم می آورد. خامنه ای با این موضع گیری ها، دست و بال روحانی برای تغییر هرچند اندک سیاست های تا کنونی را می بندد، به سپاه برای یکه تازی میدان می دهد، به حامیان جمهوری اسلامی در منطقه پیام می دهد که سیاست ستیز با “شیطان بزرگ” هم چنان پابرجا است و به فعالین سیاسی و مدنی ندا می دهد که به تغییر وضعیت سیاسی کشور امیدوار نباشید. در برهمان پاشنه می چرخد.

با این وجود هنوز گرایشی در بین نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مشاهده می شود که بر “تغییر رفتار” خامنه ای امید بسته و برپایه آن سیاست ورزی می کند. این گرایش تعامل با خامنه ای را مطرح و می گوید که “آقا” را نباید ترساند، فاصله را با او زیاد کرد، به نقد سیاست ها و عملکردهای زیانبار او نشست. به نظر آن ها زمانی که خامنه ای از مردم و نیروهای مخالف و منتقد بترسد، به تغییر سیاست ها تن نخواهد داد.

مدافعین این سیاست به دفاع خامنه ای از “حق الناس” در انتخابات سال ٩٢ و توافق وین استناد می کنند. اما باید یادآور شد که در آن انتخابات شورای نگهبان حتی صلاحیت هاشمی رفسنجانی را رد نمود. رد صلاحیت هاشمی نمی توانست بدون اشاره خامنه ای صورت گیرد. خامنه ای زمانی از “حق الناس” صحبت کرد که با ٨ کاندیدائی که از صافی شورای نگهبان گذشته بود مشکل جدی نداشت و براین ارزیابی بود که هر کاندیدائی که از صندوق رأی بیرون بیآید قادر به مدیریت او خواهد بود. او برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای، از “حق الناس” صحبت کرد. اما اخیرا در پاسخ به حسن روحانی آن را هم پس گرفت و مدعی شد که نظارت استصوابی و احراز صلاحیت کاندیداها، “حق عقلی و منطقی” شورای نگهبان و نظام است و “نظارت شورای نگهبان در انتخابات، استصوابی و موثر است و این نظارت بخشی از همان حق الناس است”. او شورای نگهبان را که ناقض حق انتخاب مردم است، جزو “حق الناس” به حساب آورد و انتخابات غیردمکراتیک و مهندسی شده در جمهوری اسلامی را مطابق با “معیارهای متعارف بین المللی” و “سالم ترین و بهترین انتخابات” قلمداد کرد.

بعد از برجام، کشور ما برسر دو راهی ایستاده است. تغییر سیاست های کلان کشور و یا تداوم سیاست های فاجعه بار تا کنونی. خامنه ای مشخصا از تداوم سیاست های تا کنونی دفاع می کند و در مقابل تغییر ایستاده است. او فرصت های به وجود آمده برای کشور ما بعد از برجام را هم می خواهد بسوزاند. این رویکرد به ویژه با مواضع اخیر او، آن چنان آشکار است که دیگر نمی توان آن را انکار کرد. مگر اینکه چشم ها را بر واقعیت ببندیم و هم چنان به تغییر رفتار خامنه ای دل ببندیم و امیدوار باشیم.

تغییر رفتار خامنه ای توهمی بیش نیست. او آنجا هم که عقب نشسته است براثر فشار نیروهای سیاسی و اجتماعی و یا فشارهای بین المللی بوده است. این تحریم های اقتصادی بود که او را به پای میز مذاکره با غرب کشاند. و این جنبش سبز بود که خامنه ای را وادار کرد که از “حق الناس” صحبت کند. او به “حق الناس” باور ندارد.

دو سال گذشته، سیاست “تغییر رفتار” بار دیگر به محک خورد و ناکارائی آن آشکارتر گردید. بعد از انتخابات ٩٢ رفتار” خامنه ای نه تنها تغییر نکرده، بلکه سرسخت تر از گذشته برتداوم سیاست های فاجعه بار کنونی پای فشرده است. او نه تنها امروز در مقابل تغییر ایستاده، بلکه برای جلوگیری از تغییر در دوره بعد از خودش هم برنامه ریزی می کند. واقعیت این است که خامنه ای همراه با سپاه، نیروهای امنیتی و راست افراطی مانع اصلی تغییر در کشور ما هستند. از این رو به جای امید واهی بستن به “تغییر رفتار” خامنه ای، باید نقش بازدارنده و مخرب او و یارانش را آشکار کرد و بر فشار نیروهای سیاسی و جامعه مدنی روی آن ها افزود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)