سالها پیش برایم سوال بود چرا اسم بسیاری از بچه های پسر در کردستان «فواد» می باشد ؟ بعد از مدتی دریافتم که پس از جانباختن «کاک فواد»(مهندس فواد مصطفی سلطانی» از بنیان گزاران «کومله» به دلیل محبوبیت اش در میان توده های مردم کردستان، بسیاری از خانواده ها فرزندانشان را فواد نام نهاده اند. بعدها و با شناخت اندیشه های کاک فواد و زمینه فکری اکثریت جامعه کردستان در ایران برایم این سوال پیش آمد که در جامعه ای با بکگروند فکری مذهبی چگونه سخصی با اندیشه های چپ و مارکسیستی تا این اندازه میتواند محبوبیت داشته باشد؟ همان خانواده هایی که پدر و مادر به آموزه های اسلامی معتقد و پایبند هستند برای پسرشان اسم فواد را به دلیل محبوبیت و ارادت قلبی نسبت به رهبری چپ بر گزیده اند ؟

کاک فواد از ابتدای آغاز به فعالیت های سیاسی اش به دلیل شرایط همواره امنیتی حاکم بر ایران برای آزادیخواهان به ناچار شیوه مخفی را برگزید و این فعالیت پنهانی نزدیک به ۱۰ سال طول کشید. پس از آن و با به ثمر نشستن قیام مردمی در سال ۵۷ و علنی شدن فعالیت های کاک فواد تا تاریخ جانباختن اش ۱۱ ماه زمان برای فعالیت داشت. کارنامه رنگین این رهبر آنچنان موفق بود که تنها در این مدت کم توانست بیشترین تاثیر را در میان توده های مردم و طبقات جامعه کردستان داشته باشد. دلایل این محبوبیت و موفقیت را چگونه باید یافت و در چه چیز به جستجو نشست ؟

با نگاهی به زندگی فواد مصطفی سلطانی در میابیم که از دوران تحصیل تا جانباختن، زندگی و افراد و حتی محیط پیرامون اش تحت تاثیر نگرش و عقیده استوار اش در خدمت مبارزه برای رسیدن به پیروزی و دستیابی به حقوق پایمال شده طبقه ستمدیده و زحمتکش کردستان و ایران قرار داشت. کاک فواد در دوران تحصیل و در محافل دانشجویی در دانشگاه تهران با درک صحیح از وضعیت و شرایط جامعه توانست به همراه جمعی از دانشجویان کرد در دانشکاه های تهران و تبریز تشکیلات زیر زمینی را بعدها کومله نام گرفت رهبری کنند. در دوران مدیرتی اش در ادارات برق مریوان و بروجرد و همچنین تدریس در دبیرستان های سنندج نیز جمع قابل توجهی را از جوانان و توده های زحمتکش به این تشکیلات جذب نمود. در مدت زمان زندان و مقاومت در حبس نیز مبارزات را با اعتراضات و تحسن در راستای رسیدن به حقوق تعریف شده زندانیان تا جایی پیش برد که مردم را در بیرون از زندان به پشتیبانی از خود به اعتصاب کشاند.

پس از اتمام زندان در پاییز سال ۵۷ با رهبری مبارزات دهقانان مریوان و سازماندهی تشکیلاتی اتحادیه دهقانان توانست اتحاد چشم گیری از طبقه دهقان و کارگر مریوان و اطراف را کنار هم قرار دهد. با علنی شدن فعالیت های کومله در ۲۶ بهمن همین سال کاک فواد و همرزمانش در صفوف کومله توانستند در عرض چند ماه با حضور مستمر در میان مردم و مشارکت در مبارزات بر حق شان توجه بخش زیادی از جامعه را به خود و شیوه مبارزاتی شان جلب نمایند. کاک فواد در رویدادهای نوروز سال ۵۸ و مقاومت نیروهای مردمی در شهر سنندج در مقابله با نظامیان، هم در سازماندهی نیروهای مردمی و هم در برقراری صلح از طریق مذاکرات نقش رهبری کامل را ایفا نمود. در تشکیل اتحادیه های مردمی در سنندج و در این دوره از دست آوردهای ماندگار کومله بود که به نوعی تا به امروز نیز خود را نشان میدهد.

پس از حوادث مریوان و درگیری میان نیروهای وابسته حکومت اسلامی و پیشمرگان مردمی و احتمال حمله نیروهای مسلح حکومت مرکزی به این شهر کاک فواد در حرکتی خردمندانه و بزرگترین نافرمانی مدنی تا به امروز در تاریخ کردستان و ایران، رهبری حرکت اعتراضی به جنگ را به عهده گرفت. «کوچ مردم مریوان» و تخلیه کامل این شهر به رهبری کاک فواد که حمایت شهرهای دیگر را نیز به همراه داشت نمونه ای کامل از رهبری با تدبیر و مدرن کاک فواد میباشد که در آن زمان شاید بزرگترین دستاوردهای ممکن را به همراه داشت. تشکیل نیروی مسلح پیشمرگه برای حمایت از مبارزات مردمی و محافظت از دستاوردهای این مبارزات نیز نشان از تفکر چند بعدی کاک فواد دارد که به موازات مبارزات متمدنانه و مدنی آمادگی دفاع از مردم مبارز را نیز در مقابل نیرویی متحجر و غیر قابل پیش بینی را در نظر گرفته بود.

کاک فواد با درک دردها و ستم های موجود در جامعه در سنین نوجوانی برای رفع این مشکلات همت نمود. برای رسیدن به برابری و آزادی در جامعه اندیشه های مارکسیستی و سوسیالیسم را برگزید و برای عملی نمودن آن ابتدا از خود و اطرافیان اش شروع نمود و پس از آن برای انتقال این اندیشه ها به جامعه عمدتا کم سواد و بی سواد آن زمان از زبان خود مردم استفاده نمود. کاک فواد با استفاده از زبان عامیانه مردمی قدم به قدم تلاش در برقراری سوسیالیسمی کامل و همخوان با جامعه آن روزهای کردستان و ایران نمود. بجای تشریح اندیشه های مارکس و کمونیستی برای مردمی که به عام دارای باورهای مذهبی بودند، ابتدا دردها و مشکلات شان را برایشان تشریح کرد و آنگاه راه حل برطرف نمودن این مشکلات را از سوی خود مردم برایشان تشریح مینمود. کاک فواد با استفاده از زبان و فرهنگ عامیانه مردم همواره بیشترین تاثیر را بر عملکرد انقلابی مردم داشت.

تفاوت عمده کاک فواد با دیگر رهبران چپ در آن روزها و امروز کردستان در این بود که بجای شناساندن اندیشه های چپ و جامعه سوسیالیستی به مردم و جامعه کردستان، سعی در استفاده مردم از راهکارهای رسیدن به جامعه آزاد و برابر از سوی مارکس را داشت و به این منظور همواره در میان مردم نیز حضور داشت. مردم ستمدیده و دردمند گوش شنوایشان برای سخنانی است که درد آنها را حس نموده باشد و همواره بر این باور بودند که کاک فواد صدای اعتراضی آنها خواهد بود. به زبانی دیگر باید گفت بدنه جامعه کردستان و ایران بیشتر از آن که خواهان رهبری تئوریسین و طراح از لحاظ تئوری باشند رهبری عملگرا و حاضر در صحنه پراتیک را خواستارند. رهبری که با شناخت کامل از آموزه های تئوری آنها را در واقعیت کنونی مبارزات مردمی به کار گیرد.

اعتقاد کامل کاک فواد به حضور و شنیدن نظرات مردم به نیکی به ما نشان میدهد که چه راهی را در پیش گرفته بود. نتیجه این اعتقاد را نیز در همان مدت کم تا جانباختن تاریخ شاهد است چرا که هر زمان مردم را به حرکتی اعتراضی و یا مقاومتی دعوت نمود لبیک همه آن مردم را به همراه داشت. از ۹ شهریور سال ۵۸ تا به امروز و با گذشت ۳۶ سال از شهادت اش در جنگی نا برابر، روز به زور مردم بیشتر جای خالی او و اندیشه های انسانی اش را حس نموده اند. تفاوت اش با دیگر رهبران و همچنین میزان تاثیرگزاری اش نیز در صفوف کومله و در کل جنبش ملی مردم کرد به کلی هم در آن روزها و هم اکنون نیز غیرقابل انکار میباشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)