بیش از ۳۶ سال است که روابط بین زن و مرد اگر در قالب تعاریف حکومت نباشد محکوم به شکست است.
اما دختران و پسران ایرانی پابه پای جوانان دنیا به سمت الگوهای دیگری میروند که بیشتر از سفارش و توصیه های حکومتی مبنی بر انتخابهای شخصی است .
هرچه دنیا به این سمت پیش میرود که زنان و مردان میتوانند بدون هیچ نگاه جنسیتی در کنار هم زندگی کنند ایران در هراس از رابطه دوجنس مخالف به هر وسیله ای متوسل می شود که همه چیز را در غالب شرع بگزارد .
دولت در این ضمینه گویا هیچ کاری از دستش بر نمیاید به جز به زور متوسل شود و اگر گشتهای ارشاد دخترو پسری را که باهم هستند را بگیرد باید مدرکی مبنی بر رسمی بودن رابطه شان ارائه کنند .هر رابطه ای اگر خارج از شرع باشد محکوم به شکست است .و کار به جایی کشیده است که اگر زنان شئونات اسلامی را رعایت نکنند جریمه نقدی میشوند .
دختران بد حجاب (البته به تعریف نظام ) بد بخت ولگرد و بی خانواده هستند ویا شیاطینی برای تحریک مردان ، پوشش و روابط اگر به تعریف جمهوری اسلامی نباشد میتواند مردان را تحریک کند وگویا اجباری بودن حجاب هم به همین منطق است .
بیش از ۳۶ سال است که از هر تریبونی تلاش میشود که چهره زن نجیب و موفق را به معیارهای حکومت نزدیکتر کنند .
دستور و العمل سردمداران این است که زنان موفق و نجیب و خانواده دار زنانی هستند چادری و سعی بر بد جلوه دادن زنان بی حجاب دارند الگو این است که زنان برای حفظ نجابت و امنیت خود باید همان گونه که حکومت میخواهد حجاب داشته باشند .
همین نگاه هراس آور از حضور دختران و پسران در کنار یکدیگر است که حتی در سالهای اخیر کار به پیشنهاد تفکیک جنسیتی در دانشگاهها هم رسانده .
نگاهی هر چند به ظاهر میخواهد بگوید که زنان می توانند پا به پای مردان در همه صحنه ها حضور داشته باشند در نهایت به جز جدا کردن زنها و مردانی نمیرسد که روابطشان در تعریف شرع نیست .