images

                                                 

 

      

عقده پ.ک.ک  در میان احزاب سنتی کرد

                                    

 

با نگاهی به سایت های رسمی جریانات ملی گرای سنتی کرد متوجه تضاد هیستریک* آنها با جنبش آپوئیستی می شویم**

این دشمنی از کجا نشات گرفته است؟

جنبش ملی کرد بیش از یک سده از عمر خود را طی کرده است. بیشتر جریانات سیاسی کردی با کمی تفاوت ساختار مشابهی داشته اند. هژمونی رهبری فئودالی، عشیره ای*** و در این اواخر احزابی با جامه مدرن و هژمونی جهان بینی راست سنتی از ویژگی های بارز آن است.

این جریانات همواره از ضعف هایی اساسی رنج برده اند. از جمله گرفتار ماندن در ساختارهای ملی گرایی ابتدایی، عدم توان به روز شدن،  نداشتن راهبرد و پروژه مناسب زمان، مشکل نازایی فکر و اندیشه نو در جهت روبرو شدن با وضعیت موجود و یافتن راهکارهای موثر مبارزه برای بنیان نهادن جامعه ای انسانی تر.

آنها تا زمستان ۱۹۹۹ با رویاهای خود خوش بودند. ولی بعد از دستگیری عبدالله اوجالان و برپایی جنبشی عظیم توده ای در حمایت از او چرتشان پاره شد. در ادامه این جنبش رواج اندیشه های او بود که در میان روشنفکران و اقشار رادیکال جامعه وضعیت را برای آنها بسیار نا امید کننده کرد. هراس آنها زمانی به اوج رسید که از مناطق نفوذ سنتی آنها جوانان بسیاری به پ.ک.ک پیوستند. این احزاب چنین مناطقی را جزو حیاط خلوت خود محسوب می کردند. برایشان قابل پذیرش نبود که جریانی که تا آن وقت تنها به عنوان یک حزب چپ کردی ترکیه شناخته بودند به عضوگیری در حوزه وسیعی از کشورهای دیگر منجمله نواحی تحت نفوذ آنها بپردازد. به این ترتیب عقده پ.کا.کا در احزاب سنتی کرد شکل گرفت****

آنها هدف ابتدایی خود مبنی بر رهایی ملی را فراموش کرده و به هدف ثانویه (نفوذ و اقتدار حزب خود) چسپیدند؛ و به مصداق این ضرب المثل استراتژی جدید خود را تعیین کردند:

« دیگی که برای من نجوشد، کله سگ در آن بجوشد.»

مبارزه آنها که قبلا در مقابل حکومت و یا علیه همدیگر بود، تحت الشعاع مبارزه با پ.ک.ک قرار گرفت.

راهبرد مبارزه علیه پ.ک.ک را نه بر اساس روش ایجابی بلکه بر مبنای روش سلبی تعیین کردند. در روش ایجابی رقابت در زمینه های مثبت به پیش برده می شود؛ مانند خود انتقادی و شناخت راههای موثرتر مبارزه و یافتن پروژه های جدید و پرورش اعضا و ترویج آگاهی و رشد سیاسی و … که باعث شکوفایی و رشد همه جانبه حزب می شود و در نهایت منجر به هژمونی بر حزب رقیب نیز می شود.

آنها خود را ناتوان از مبارزه در چنین میدانی یافتند. زیرا طرف مقابل( پ.ک.ک) نشان داده بود که جریانی بالنده است و از پتانسیل بالایی در به روز شدن و نوآوری برخوردار بود. در نتیجه راه آسانتر را انتخاب کردند؛

«مبارزه سلبی برای کیش و مات کردن رقیب تازه به دوران رسیده»

راهی آسان که نیاز چندانی به دانش سیاسی و تئوریک نداشت راهبرد سفسطه بود. این روش از هزاران سال قبل مورد استفاده بوده است و هر کس در هر سطحی از دانش می تواند از آن بهره گیرد.

استراتژی سفسطه شامل ۱۷ راهکار است که مهمترین آن «تخریب و سیاه نمایی» طرف مقابل است. در این رویکرد به جای نقد سخن و یا رفتار طرف مقابل، شخصیت او مورد حمله و تخطئه قرار می گیرد و پندار نیک، کردارنیک و گفتار نیک تعیین کننده بازی نیستند؛ بلکه توانایی در عوامفریبی و القاء مصداق های خلاف این صفات به طرف مقابل است که نتیجه را تعیین می کنند. عقلانیت حاکم بر این دیدگاه چنین است:

 تو زشت هستی؛ در نتیجه من زیبا هستم. تو سیاه هستی؛ در نتیجه من سفید هستم. تو عاری از اخلاق هستی، در نتیجه من اخلاق مدار هستم. تو تروریست هستی، در نتیجه من پیامبر صلح هستم. تو خشونت طلب هستی در نتیجه من اهل تساهل و تسامح  هستم.  تو دیکتاتور هستی در نتیجه من دموکرات هستم.

چنین منطقی اثبات حقانیت خود را در منفی نشان دادن طرف می یابد.

آنها در این استراتژی حتی به خود زحمت ندادند تا نقاط ضعف طرف را شناسایی کرده و همچون یک ابزار از آن استفاده کنند؛ یکراست به سراغ خوراک آماده دستگاههای تبلیغاتی و میت ترکیه رفتند و آنچه که ترکیه سالها صرف تهیه آن کرده بود را به عاریت گرفتند و به کار بردند. از جمله این تبلیغات این موارد بود:

 ( پ.ک.ک تروریست است. اعضای آن تعهد اخلاق جنسی ندارند تا حدی که در کوههای قندیل انبوهی از کاندوم و قرص ضد باردای پیدا شده است. مواد مخدر را ترانزیت می کنند. دیکتاتوری  حزبی حکمفرماست. استالنیست هستند. وابسته به دولت ایران هستند. تمایلات شیعی دارند. کودکان را می دزدند و تبدیل به گریلا می کنند و….)

اگر سری به نشریات، سایت ها و صفحات فیس بوکی آنها بزنید، به وفور از این خوراک بیات شده ترکیه را خواهید دید که دارند نشخوار می کنند.

اگر بخواهیم  بر مبنای میزان شدت و عمق این بیماری احزاب کرد را رتبه بندی کنیم به ترتیب این لیست را خواهیم داشت:

۱-پارت دموکرات کردستان عراق( این جریان از سال ۱۹۶۴ به دنبال کودتای نظامی ملا مصطفی بارزانی بر اعضای دفتر سیاسی به انحصار یک خانواده فئودال عشیره در آمده است.)

۲-حزب دموکرات کردستان ایران( شاخه تحت رهبری مصطفی هجری)

۳- حزب دموکرات کردستان( شاخه تحت رهبری خالد عزیزی)

۴- سازمان انقلالی زحمتکشان کردستان ایران( شاخه تحت عبدالله مهتدی)

۵- سازمان انقلابی  زحمتکشان کردستان ایران( شاخه تحت رهبری عمر ایلخانی  زاده)

۶- یک دوجین حزب کردستان سوریه که تحت نام انجمن میهنی کردستان سوریه تحت هژمونی بارزانی متحد شده بودند.

احزاب چپ کمتر دچار این بیماری شدند. از جمله حزب کمونیست ایران (رهبری ابراهیم علی زاده) و  کومه  له ی یه کسانی ژیان. دلیل آن هم این است که جریانات چپ ذاتا پذیرای تغییرات رادیکال هستند و توانایی بیشتری برای پذیرش و یا کنار آمدن با ایده های جدید را دارند.

همچنانکه فرهنگ حاکم بر هر جامعه  ای احزاب خاص خودش را ایجاد می کند، در سوی  دیگر نیزهر حزبی شخصیت خاص خودش را کشف یا تولید می کند. احزاب ملی گرا و راست سنتی فعالین و هوادارانی با این مشخصات جذب و یا تولید کرده اند:

الف- سطحی نگر.  ب- ناحیه گرا ج- عدم علاقه به پرورش فردی و رشد آگاهی علمی و سیاسی. د- گرایش به سفسطه به جای منطق و استدلال علمی و عقلانی.  ه- عاری از آرمانهای بلند انسانی همچون عدالت اجتماعی، سوسیالیزم و …  و- حقیر بودن در برابر قدرت و ثروت.      ز- تعلق حزبی به جای تعلق ملی و انسانی.

 
  پانوشت ها:

*- واژهٔ هیستری به طب یونان باستان باز می‌گردد و استعمال آن واژه بازتاب یک اعتقاد قدیمی است که هیستری منحصراً یک بیماری زنانه و معلول ناراحتیهای اندام زنانه است. در اصطلاح عامه، هیستری به معنای حالتی از برانگیختی‌های هیجانی افراطی است. در کاربرد روانپزشکی منظور از هیستری، حالتی در فرد است که اضطراب را به نشانه‌های بیماری تبدیل کند که آن نشانه‌ها بعداً کم و بیش از بقیه شخصیت فرد هیستریک منتقل می‌شوند. برای مثال سربازی که اضطراب او در جنگ غیرقابل تحمل می‌شود، ممکن است ناگهان بینایی خود را از دست دهد. آزمایشها نقصی از نظر ارگانیکی در چشمان او نمی‌یابند؛ با این همه سرباز هیستریک اصرار دارد که نابینا است و تا زمانی که او را از خط مقدم جبهه دور نکرده‌اند، بینایی او بازگشت نمی‌کند

در هیستری میل افراطی به اجتناب از انجام دادن یا تجربه کردن برخی از اعمال یا موقعیت‌ها و نیز میل شدیدی به مورد مراقبت قرار گرفتن وجود دارد. وجود همین تمایل به وابستگی است که شخصیت هیستریک را مخصوصاً در معرض تلقین‌پذیری قرار می‌دهد

این بیماری توسط ‍یوزف برویر و زیگموند فروید بطور گسترده بررسی شده و کتاب مطالعاتی در باب هیستری نوشته ی این دو شخص می باشد.

** ۱- اولین جنبش ملی گرای کرد ۱۹۸۰ به رهبری  شیخ عبیدالله نهری از شیوخ بزرگ و زمینداران بزرگ کردستان سوریه انجام گرفت.

۲- دومین حرکت شبه ملی کرد به رهبری اسماعیل آقا سمکو با نفوذترین و ثروتمندترین  خانواده کرد منطقه ارومیه در زمان خودش بود انجام گرفت. ( اواخر دوره قاجار تا ۱۳۰۹ هجری)

۲- قیام شیخ محمود حفید در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۷ در کردستان عراق که وی نیز از با نفوذترین روحانیان و زمینداران زمان خودش بود.

۳- حزب دموکرات کردستان ایران توسط  رهبری قاضی محمد تاسیس شد که وی بزرگترین ملاک و سرشناس ترین روحانی آن زمان بود. وی با حمایت روسها جمهوری خودمختار کردستان را تشکیل داد.

۴- چهارمین قیام کردها در سال ۱۹۶۳ به رهبری ملا مصطفی بارزانی رئیس قدرتمند عشیره بارزان به وقوع پیوست. وی رهبری خوانین و زمینداران کرد را که علیه اصلاحات ارضی عبدالکریم قاسم قیام کرده بودند به عهده گرفت و قیام را با پوشش ملی گرایی به پیش برد.

۵- سرشناس ترین رهبر حزب دموکرات کردستان بعد از قاضی محمد دکتر رحمان قاسملو بود که فرزند یکی از بزرگترین ملاکین کرد ارومیه بود و هنوز هم دره قاسملو به نام این خانواده شناخته می شود.

۶- عبدالله مهتدی رهبر سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران است که از خانواده ایلخانی زاده معروف بوکان هستند و پسر عموی ایشان به نام عمر ایلخانی زاده نیز ریاست شاخه انشعابی کومه له را بر عهده دارند.

***

۱- http://www.komala.org/farsi/announcements/item/241-etlayeh-dbirxaneh-komala-darbare-hamli-grilahai-pkk-be-pyshmrgan-hizb-demokrat-kurdistan-iran.html

۲- http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/19654

۳-http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/19182

۴- http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/19160

 

 Complex **** عقده روانی: گروه یا مجموعه‌ای است از اندیشه‌ها و عقاید یا تکانه‌های مرتبط به هم، که دارای حالت هیجانی مشترکی هستند و تأثیر قوی و معمولاً ناهشیاری بر نگرش‌ها و رفتار بر جای می‌گذارند. این اصطلاح، توسط کارل یونگ ابداع شد تا محتوای ناهشیار شخصی را نشان بدهد. در کاربرد عامه، عقده تقریباً دلالت بیمارگون خالص دارد و الزاماً با کاربرد آن در روان‌شناسی برابر نیست. از نمونه‌های اولیه در روان‌کاوی سنتی و انشعابات آن می‌توان به عقده‌ی قدرت در نظریه یونگ، عقده‌ی اختگی و اُدیپ در نظریه فروید و عقده‌ی حقارت در نظریه‌ی آدلر اشاره کرد. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)