Iran-5+1-2015-1024x629

روز ١٤ ژوئیەی ٢٠١٥ پانزدە توافقی بر سر برنامەی اتمی ایران با کشورهای معروف بە ١+٥ حاصل شد کە برخی از کارشناسان آن را توافقی مهم و “تاریخی” می دانند.
اما توافق هستەای چە تغییراتی را در سطح منطقەای و جهانی بە هم راە خواهد داشت؟ آیا معادلات منطقەای بر هم خواهد خورد؟ آیا خاورمیانە ثبات خود را بازخواهد یافت؟

مذاکرات ایران با کشورهای غربی بر سر برنامەی هستەای آن کشور از سال ٢٠٠٣ آغاز شد و بیش از یک دهە ادامە داشت. توافق هستەای سرانجام دوازدە سال مذاکرەی گاە تنش آمیز ایران با کشورهای ١+٥ بود.

برخی از کارشناسان امور خاورمیانە معتقدند کە این فرصتی طلایی برای ایران است کە از انزوا بیرون آمدە و با جامعەی جهانی و بە ویژە کشورهای همسایە وارد فاز جدیدی از مراودات و معادلات سیاسی-اقتصادی شود. علاوە بر این اگر جمهوری اسلامی در مسیری گام بردارد کە مورد قبول کشورهای غربی قرار گیرد، احتمال این کە بە ایران نقشی منطقەای واگذار شود کم نیست. ولی این راە بدون سنگلاخ نیست. در داخل ایران طیف هایی از حاکمیت از قبل تحریم های بین المللی، از راەهای غیر قانونی ثروت های میلیاردی اندوختەاند و با اهرام اقتصادی بر سیاست داخلی تاثیر می گذارند. بە عنوان نمونە، سپاە پاسداران کە تحت تاثیر تحریم های سازمان ملل توانستە است اهرم های سیاسی-اقتصادی و نظامی کشور را زیر کنترل خود درآورد، در حال حاضر برداشتن تحریم ها و بازگشت تدریجی ایران بە جامعەی جهانی را در تضعیف خود می بیند. بە همین دلیل است کە پس از تصویب قطع نامەی شورای امنیت سازمان ملل در مورد توافق هستەای با ایران، سردار سپاە محمد علی جعفری، ضمن رد آن قطع نامە، گفت: “امیدواریم شواری امنیت سازمان ملل وقت خود را برای تصویب چنین پیش نویسی بە بطالت نگذراند.”

پس از توافق هستەای، سوال اصلی، اما این است: آیا پس از دست یابی بە توافق هستەای، ارادەای واحد و واقعی در تهران وجود دارد کە در راە بهبود روابط دیپلماتیک با جهان غرب و دنیای عرب وهم چنین دوری جستن از ایجاد تنش در خاورمیانە گام بردارد؟

تناقض های رفتاری طرفین؛ اختلافات عمیق و تاریخی

رابطەی ایران با کشورهای غربی و در صدر آن ها ایالات متحدەی آمریکا، پس از بە قدرت رسیدن ملایان در ایران رو بە وخامت گرائید. پس از گروگان گیری دیپلمات های امریکا تاکنون دو کشور ایران و آمریکا روابط پر تنشی را پشت سر گذراندەاند، هنوز بسیار زود است کە دو کشور بیش از سە دهە بی اعتمادی و دشمنی را بە آسانی ترمیم کنند.

جمهوری اسلامی ایران بیش از سە دهە با تمام قوا و با صرف بودجەهای میلیاردی تلاش کردە است کە سیاست “آمریکا ستیزی” و “ضد امپریالیستی” را در جامعە نهادینە کند. مبارزە با “مظاهر غربی” و “فرهنگ منحط غربی” یکی از سرخط های سیاسی و ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران بودە است. خامنەای، رهبر ایران، هم وارە در سخن رانی هایش بر مبارزە با “فرهنگ منحرف غربی” و “دیپلماسی جنایی امریکایی” تاکید می کند.

از دیگر سو، ایالات متحدەی امریکا همیشە رسمن ایران را “دولت حامی تروریسم” معرفی کردە است کە ثبات منطقەای و جهانی را تهدید می کند و اسرائیل را بە رسمیت نمی شناسد. علاوە بر این دولت های مختلف آمریکا، حامیان منطقەای ایران مثل حزب اللە لبنان و حماس فلسطین را در “لیست سیاە” خویش قرار دادە است.
افزون بر این، جمهوری خواهان آمریکا هم وارە سیاستی تهاجمی و سرسختانەتری را در مقابل ایران در پیش گرفتەاند. از دوران ریاست جهموری باراک اوباما دو سال بیش تر باقی نماندە است. هنوز معلوم نیست کە بە فرض راە یافتن کاندیدی از جمهوری خواهان در سال ٢٠١٦ بە کاخ سفید، موضع آن کشور نسبت بە ایران چگونە خواهد بود.

در منطقەی پر تلاطم و بی ثبات خاورمیانە، بە سهولت می توان دید کە ایران و آمریکا بر سر مسایلی مانند، سوریە، فلسطین، دیدگاەهای کاملن متفاوت و گاە متضاد دارند و در اگر هرگونە ارادە برای نزدیک کردن دیدگاەها، از سوی محافظەکاران داخلی و متحدان منطقەای تحت فشار قرار خواهند گرفت.

برخلاف ایران، آمریکا مخالفان بشار اسد را تسلیح کردە و آموزش می دهد و- بە منظور یافتن راەحلی سیاسی برای آیندەی سوریە- خواهان کنارەگیری بشار، رئیس جمهور فعلی آن کشور است. در شرایط فعلی، با وجود حمایت روسیە و ایران از اسد، کنار گذاشتن وی برای آمریکایی ها آسان نخواهد بود، هم جنین برای دولت اوباما دشوار خواهد بود کە دوبارە با خانوادەی اسد بر سر ماندن در قدرت گفتگو نماید. بە خوبی می دانیم کە با وجود گروە “دولت اسلامی” در عراق و سوریە، بشار اسد بدون پشتیبانی ایران و حزب اللە هرگز نخواهد توانست دوبارە بر کل کشور تسلط یابد.
آیا ایران در قبال نقشی منطقەای حاضر خواهد بود دست از اسد بردارد؟

اما مسالەی سوریە تن ها مشکل ایران با غرب و بە ویژە ایالات متحدەی آمریکا نیست در منطقە. بە تازەگی مشکلی دگر بە مشکلات ان منطقەی پر تنش افزودە شدە است کە ایران باز نقشی در آن دارد و آن مسالەی جنگ داخلی یمن است. با وجود دیدگاەها و منافع متصاد، دو کشور یک دشمن مشترک دارند: القاعدە. گروە نام بردە اکنون در نقطە مقابل حوثی ها، یکی از بازیگران اصلی یمن و دشمن قسم خوردەی آمریکاست. ایران از حوثی ها در مقابل عربستان سعودی حمایت می کند. ایران بە تندی حملات هوایی عربستان علیە شیعیان حوثی توسط عربستان سعودی، یکی از حامیان منطقەای آمریکا را محکوم کردە است. حوثی ها اکنون بخشی از خاک یمن در شبە جزیرەی عرب را در کنترل خود دارند.
آیا تحت تاثیر قرارداد هستەای، آمریکا حاضر خواهد بود دست ایران را در مسالەی یمن بازتر بگذارد؟ در این صورت با عربستان سعودی چگونە رفتار خواهد کرد؟ واکنش احتمالی یک عربستان رها شدە توسط متحد سنتی اش چگونە خواهد بود؟

آیا پس از قرارداد وین آمریکا این اجازە را بە ایران خواهد داد کە بە تقویت نفوذ خود در عراق، لبنان و یمن بپردازد؟ در قبال ایفای چنین نقشی، جمهوری اسلامی چە چیزی را باید بپردازد؟ نیک می دانیم کە هرگونە تلاش ایران بدون هماهنگی آمریکا برای افزایش هژمونی خود بر منطقە با واکنش منفی آن کشور مواجە خواهد شد و تنش ها را بیش تر خواهد کرد. آمریکا هم چنان سعی خواهد کرد کە سیاست مهار زیادەخواهی های ایران در منطقە را در دست داشتە باشد، مگر آن کە ایران، بە مانند پروندەی هستەای اش، حاضر بە اعطای امتیازهایی باشد کە منافع کلی آمریکا را در منطقە و ایران تامین کند.

توافق هستەای با غرب می تواند دریچەهایی رو بە بیرون برای ایران بگشاید، اما سهل انگارانە خواهد بود کە فکر کنیم کە شاە کلید حل تمام مشکلات سی و اندی سالەی آن کشور خواهد بود. غرب ستیزی و “مبارزە با استعمار و استکبار” از پایەهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران بودە است. آشتی همەجانبە با غرب برای تهران آسان نخواهد بود زیرا در آن صورت یکی از از پایەهای رژیم لرزان خواهد شد. تن دادن بە چنین گزینەای بە معنای ریزش نیرو از درون است. در پایەریزی سیاست خارجی، آیت اللە خامنەای معمار اصلی است و حرف آخر را وی خواهد زد. اگر چە در میان طیف هایی از رژیم تهران هم میل بە تفاهم و هم گرایی با غرب و بهبود روابط با همسایگان عرب وجود داشتە باشد، اما در حال حاضر رهبر ایران مانع اصلی رسیدن بە گام نهادن در چنین مسیری خواهد بود. گفتەهای آیت اللە خامنەای در بە مناسبت عید فطر مسلمانان در راستای همین سیاست است: “در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد.”
تجربە نشان دادە است کە رهبر ایران بسیار سرسخت و غیر منعطف است و تنها زمانی تن بە سازش و مصالحە می دهد کە گزینەی دیگری پیش روی خود و رژیم نبیند. سازش هستەای موید این سیاست وی است.

از جانب دیگر، کشورهای غربی هم برای هر کدام از مسایل حل نشدە با جمهوری اسلامی پروندەی ویژەای دارند. جاەطلبی های منطقەای ایران کە ریشەی ایدئولوژیک هم دارند مستقل از مسایل هستەای نیاز بە گفتگوهای طولانی با قدرت های منطقەای و فرامنطقەای دارد. سخنان دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا مبنی بر “توافق با ایران بە معنای اتحاد با این کشور نیست” هم جوابی است بە سخنان رهبر ایران و هم نشان می دهد کە در کوتاە مدت روابط ایران و غرب روی همان ریل کنونی ادامە می یابد.

عربستان سعودی پس از روی کار آمدن شاە سلمان بن عبدالعزیز، اکنون از لاک تدافعی و حل مسایل پشت پردە فاصلە گرفتە و در برابر ایران سیاستی تهاجمی در پیش گرفتە است و این حل مسایل بغرنج خاورمیانە را پیجیدەتر خواهد کرد. سیاست تهاجمی عربستان و ایران، علاوە بر تشدید عملیات نظامی، می تواند بە تنش های قومی و مذهبی هر چە بیش تر دامن بزند و جنگ های نیابتی را پر دامنەتر کند.

با این حال، و با وجود اختلافات عمیق، دو کشور ایران و آمریکا، پس از ظهور “دولت اسلامی” متوجە شدەاند کە در برخی از پروندەهای منطقەای می توانند منافع مشترک داشتە باشند. نقشی کە آمریکا برای ایران در جنگ علیە گروە تروریستی دولت اسلامی در کشور عراق قایل شد نمونەای از این توافقات پنهان و هم کاری های غیر مستقیم است.

سخن آخر

برای جلوگیری از دست یابی ایران بە سلاح های اتمی، سازمان ملل بە طور منظم از تاسیسات اتمی و نظامی ایران بازدید بە عمل خواهد آورد. ایران تجربەی بازرسی تحقیرآمیز سازمان ملل از تاسیسات نظامی عراق در دوران صدام حسین را از یاد نبردە است. ممانعت از بازرسی مراکز نظامی و هستەای در سال های آیندە می تواند روابط ایران با گرب را دوبارە دچار تشنج نماید و یک بحران دیپلماتیک جدید را خلق نماید. آیا دولت و یا دولت های پس از باراک اوبا می توانند هم زمان ظرافت بین ممانعت از دست یابی ایران بە بمب اتمی و دادن جایگاە جهانی و منطقەای آن کشور در جهان چند قطبی امروزی را تضمین کنند؟ پایبندی دو طرف بە توافقی دە سالە کاری پر زحمت خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)