توقع از فرش

توقع از فرش

2توقع از فرش

2توقع از فرش

دو دهه پیش درست در زمانی که هنوز جنگ هشت ساله عراق و ایران به پایان نرسیده بود، موجی از تقاضا برای صادرات فرش ایران در اروپا و آمریکا شکل گرفت.
موجی که برای مدت یک دهه توانست به نقطه اوج خودش رسیده بخش بزرگی از صادرات غیر نفتی کشور را به خودش اختصاص دهد.
شاید این اتفاق خوشایند، عمر چندانی نداشت و پس از گذشت یک دهه، بازار در سراشیبی تندی قرار گرفت تا جاییکه بسیاری از فعالان این بخش از اقتصاد کشور در بازارهای اروپا و غرب، خبر از غروب سرد و دلگیر آن روزها می دهند.
اگر چه هنوز در ایران برخی از مدیران و مسئولان نزدیک به این بخش از صنعت و اقتصاد کشور برای راه اندازی دوباره بازار و برگشتن به جایگاه پیشین رویاءهای بسیاری در سر دارند، اما واقعیت بازار چیز دیگری می گوید و آنچه می توان از وضع موجود برداشت کرد اینست که شاید دیگر فرش ایران روزهای درخشان صادرات را تجربه نخواهد کرد.
برای رسیدن به این موضوع و درک واقعیت امروز فرش در بازارهای اروپایی، سراغ یک فعال بازار فرش رفته و نظر او را در این مورد جویا شدیم.
حسن متوّلی، ساکن پاریس و از بازرگانان و کارشناسان فرش در اروپا است.
وی که فارغ التحصیل رشته حقوق سیاسی و روابط بین الملل در پاریس است، برای امرار معاش در زمان دانشجویی خود به شکل نیمه وقت و در بعد ازظهرها به کار فرش پرداخته و بعد از مدتی هم به دلیل آشنایی با حقوق، در اتحادیه تجّار فرش فرانسه به عنوان مدیر اجرایی اتحادیه نیز مشغول
فعالیت می شود.
متوّلی بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی علی رغم علاقه شخصی خود به تحقیق و تدریس، وارد بازار تجارت و عمده فروشی فرش در پاریس و فرانسه شد و در کنار آن از مراکز معتبر علمی در پاریس موفق به اخذ مدارک معتبر در زمینه شناخت کارشناسی آثار عتیقه و باستانی و همچنین شناخت و بررسی دکوراسیون داخلی در فرانسه شد.

توقع ما ایرانی ها از صنعت فرش زیاد است
وی در گفت و گو با پایا، از تجربیات خود در سال های گذشته و واقعیت امروز فرش ایران گفت. او معتقد است که توقع ما ایرانی ها در این روزها از فرش ایران بسیار است.
او ضمن بیان اینکه در مورد فرش ما ایرانی ها توقع زیادی از وضع موجود داریم گفت:”این محصول روزی به دلایلی از جایگاه طبیعی خود خارج شده و در یک سیکل رفت و برگشت، به نقطه اوج خود رسیده و امروز هم دوباره به همان وضعیت سابق بازگشته است.
اگر چه ضعیت امروز هم از وضعیت ابتدایی آن در پیش از انقلاب بهتر است، اما دیگر با ادامه روند موجود و بدون تغییرات اساسی نمی توان امید به سودآور شدن فرش ایران داشت.”
متوّلی با بیان اینکه نباید فکر کنیم که همیشه و در طول تاریخ فرش ایران در اقتصاد کشور نقش برجسته ای داشته است گفت:” اینطور نیست که ما فکر می کنیم. در مرحله فعلی که هیچ، ولی یک دهه یا دو دهه یا سه دهه قبل، فرش ایران یک مرتبه با استقبال روبرو شد و روی منحنی صادرات غیر نفتی بالا رفت و رشد قابل توجهی را نشان داد، این در حالیست که امروز این شکل منحنی رو به پایین بوده و به همان جایگاهی رسیده که پیش از این هم بوده، و در اصل در زمانی موقت تنها یک سیکل رفت و برگشت در صادرات این صنعت داشته ایم.”
به گفته وی، یک زمانی حدود 50 درصد صادرات غیر نفتی ایران فرش بود، اما امروز به کمتر از 5 درصد رسیده است. بنابراین چگونه ما می توانیم در میان این ارقام برای فرش جایگاه برجسته ای را به شکلی پایدار در نظر بگیریم؟
این فعال بازار فرش در ادامه به حضور دیگر بازرگانان این صنعت در کشور فرانسه اشاره کرد و گفت:” در فرانسه طی سال های دهه 70 میلادی، تعداد کمی فرش فروش در پاریس بوده، در سال های 80 تا 90 نزدیک به 100 فرش فروش هم فعالیت داشته اند. اما امروز که ما صحبت می کنیم شاید چیزی نزدیک به نصف این تعداد فرش فروش ایرانی در فرانسه به شکلی جدی فعال هستند. اگر چه در مقایسه هم نسبت به سال 70 دو برابر فرش فروش در پاریس است.”
امروز چیزی فرق نکرده
وی در ادامه گفت:”برای دانستن واقعیت و جایگاه امروز فرش ایران، باید از گذشته بدانیم. بر این اساس باز هم تأکید می کنم که این صنعت در اقتصاد کشور نقشی آنچنان که تصور می شد؛ نداشته و امروز هم بعد از پشت سر گذاشتن یک دوره رشد و شکوفایی، با بازگشت به جایگاه اصلی خود، به همان نقطه پیشین رسیده و نقش و جایگاه بسیار برجسته و آنچه ما توقع داریم در اقتصاد کشور را ندارد.
به جرأت می توان گفت که فرش ایران، نسبت به آن سالهایی که هنوز به اوج نرسیده بود، امروز هم در همان نقطه است.
به واقع چیزی فرق نکرده، یک زمانی منحنی رفته بالا و حالا که بر سر جای خودش برگشته و به همین دلیل؛ “ای وای” ما درآمده.
البته نه فقط فرش ایران جایگاهی در جهان ندارد، بلکه به شکلی کلی، فرش دیگر کشورها هم در جهان جایگاهی مثل سابق ندارد.
من چند وقت پیش سفری به کانتون چین داشتم، در آنجا یک نمایشگاهی بود که در دو هفته برگزار می شد، چراکه تعداد زیادی از شرکت ها حضور دارند. من در این نمایشگاه هر چه گشتم غرفه های بزرگ فرش را پیدا نکردم، حتی فرش چین هم حضور پر رنگی نداشت.”
فرش تنها متعلق به ایران نیست
متوّلی در بخش دیگر صحبت هایش معتقد است که در چند سال گذشته، دیدگاه ایرانیان راجع به فرش ایران اغراق آمیز بوده و باید به این نکته توجه جدی داشت.
به گفته وی برخی بر این اعتقاد هستند که هنر و صنعت فرش در دنیا؛ همیشه متعلق به ایران و ایرانیان بوده و هست. او با دقیق ندانستن این طرز فکر گفت:”بعضی از افراد و حتی فعالان اقتصادی در زمینه فرش هنوز بر این باورند که کشور ما در این حوزه همیشه پیشتاز بوده و دیگر کشورها هم دنباله رو تکنیک و هنر ایران بوده و هستند. از سوی دیگر عده ای هم فکر می کنند که همیشه فرش بخش عمده ای از اقتصاد ایران را به خود اختصاص داده است. برخی دیگر هم فکر می کنند که هنر فرش ایران سرآمد هنر فرش در دیگر نقاط جهان است.
به نظر من تمام این سخنان اغراق آمیز بوده و شاید این گفته من خلاف آب شنا کردن باشد، اما باید یکجایی این حرفها را گفت تا به نتیجه ای برسد.”
وی در ادامه با اشاره به اصالت فرش در منطقه خاورمیانه و جایگاه فرش ایران گفت:”در پاسخ عده ای که تنها از فرش ایران و هنر فرش بافی در کشور ما می گویند و همچنین ایرانیان را تنها صاحب این هنر می دانند، باید گفت که این هنر و صنعت فرش مختص ایران نیست و به فلات قاره ایران اختصاص دارد، چرا که کشورهای بسیاری از جمله جمهوری های سابق شوروی، افغانستان، پاکستان به علاوه هند و چین و چند کشور دیگر در این حوزه فعالیت داشته و دارند.
به طور مثال اگر در مورد فرش خاورمیانه صحبت کنیم، فرش پازیریک در ایران قدیم یا همان فلات ایران بافته شده و به فلات قاره تعلق دارد. همچنین اگر بخواهیم به شکل جهانی در مورد فرش صحبت کنیم، مناطقی از جمله آفریقای شمالی، آسیای دور، اروپا و حتی آمریکای جنوبی و مرکزی هم برای خودشان صنعت فرش داشته و در مقاطعی هم بسیار موفق بوده اند. بنابراین دیدگاه موجودکه تنها فرش ایران و دیگر نه چیز دیگری، درست نمی باشد.
چنانکه من هم به عنوان یک تاجر با سابقه در پاریس، تنها فرش ایرانی نمی فروشم، همینطور بین همکاران تعداد بسیار کمی فقط فرش ایران را می فروشند.
بنابراین به نظر من، اگر ما از فرش ایران صحبت می کنیم نباید فکر کنیم که صاحب صنعت فرش دنیا هستیم.”
فرش با روند فعلی سودمند نیست
به هر حال فرش بخش از اقتصاد ایران بوده، برخی متعقد هستند که فرش می تواند با کمترین سرمایه بیشترین سود را خواهد داشت.، آیا می توان در یک اقتصاد مثبت و پایدار می توان به این صنعت امیدی داشت؟
متوّلی در بخش دیگری از گفت و گوی خود در پاسخ به این سئوال که سودآوری و منفعت تجارت در بخش فرش چگونه است گفت:”در پاسخ باید به دو مطلب اشاره کنم، اول اینکه کسانی می گویند ما از نظر اقتصادی با کمترین هزینه و نیرو بیشترین سود را در می آوریم، من باور ندارم و متوجه نمی شوم که چه چیزهایی را در نظر می گیرند! چرا که فرش بافی به نظر من با شکل کنونی نه تنها سود واقعی برای اقتصاد کشور ندارد، بلکه در راستای سیستم تولید فعلی؛ ضرر هم دارد.
چرا که با در نظر گرفتن نحوه عملکرد نیروی کار در زمان تولید فرش، در سیستمی که کاملا سنتی است، سلامت جانی و بهداشت کاری افراد شاغل به شدت صدمه خورده و با انجام این روند کاری در کارگاه های فرش، افراد شاغل به بیماری های بسیاری دچار می شوند که هزینه های درمانی بعد از آن هم بسیار بالا بوده و خسارات جبران ناپذیری را به جامعه و نیروی کار کشور وارد می کند.
همچنین وقت بسیاری که در سیستم سنتی تولید یک فرش اتلاف می شود، در کنار دیگر عوامل نمی تواند جایگاه اقتصادی خوبی داشته باشد.
من نمی دانم این افراد چگونه حساب و کتاب می کنند، چرا که اگر به طور مثال به قیمت فرش در خارج از کشور به خصوص اروپا نگاهی بیاندازیم قیمت فرش با وضعیت فعلی حتی نمی تواند دوام بیاورد، چه برسد به اینکه به صرفه
باشد یا نباشد.
مطلب دوم اینکه در اقتصادی با منافع پایدار باید به آینده نگاه کنیم، بگذارید یک مثال بزنم، من چندی پیش به یکی از مناطق فرانسه به نام پرووانس رفتم و متوجه شدم که در آنجا فعالیتی شبیه به بافت فرش وجود دارد، به طوریکه کسی پشم را به نخ و دیگری نخ را به محصولی شبیه به پتو تبدیل می کرد.
نکته ای که توجه من را جلب کرد این بود که با تابلویی تحت عنوان صنعت قرن 11 روبرو شدم که به بازدید کنندگان در مورد این صنعت اطلاع رسانی می کرد. این در حالیست که امروز ما در قرن 21 هستیم. این صنعت در قرن 18 از گردونه تولید انبوه در اقتصاد فرانسه خارج شده و امروز به شکلی سمبلیک از آن نگهداری می شود.
این اتفاق هم در مورد فرش ما به وضوح روشن است، اینکه ما در قرن حاضر بخواهیم به همان روش های گذشته تولید انبوه و به صرفه از فرش دست بافت داشته باشیم، به نظر چندان منطقی نمی رسد. اگر ما صنعتی که امروز با شرایط حاظر در اختیار داریم، این را بخواهیم جزو اجزاء یک اقتصاد مطمئن و پایدار به حساب بیاوریم، من چندان مطمئن نیستم.”
برند سازی فرش، راهکار پیش رو
این فعال فرش در اروپا در ادامه برای رسیدن به موفقیت در زمینه تولید و عرضه فرش در شرایط فعلی بازارهای جهانی، گفت:”من آینده فرش را در صورتی موفق می بینم که به سمت راهکارهای جدید برای افزایش روند علمی تولید و عرضه همراه با در نظر گرفتن سلایق موجود در بازار گام بردارد، یعنی ما باید به سمت صنعتی کردن برویم، به طور مثال ما به عنوان فروشنده وقتی با مشتری فرانسوی روبرو می شویم، به زحمت می توانیم یک محصول تولید داخل را بفروشیم، چرا که سلیقه مصرف کننده تغییر کرده و طرح ها و نقش هایی که عرضه می شوند، با دکوراسیون و سلیقه مصرف کننده همخوانی ندارند. مشتری فرانسوی می گوید این فرش ها با این رنگ ها و طرح ها به دکوراسیون خانه من هماهنگی ندارد.
ما هم مجبور می شویم فرش را به قیمت های پایین و با اصرار و ترفندهای بسیار به مشتری فرانسوی خود بفروشیم. خوب با این وضعیت من نمی دانم چطور می توان به منافع پایدار و بازاری پردوام امید داشت.
به نظر من باید روی بحث فرش خیلی کارشناسی و ریشه ای کار کرد تا به نتیجه مطلوب رسید و این منوط به انجام تحقیقات و مطالعات زیاد در بخش های مختلف است.
بگذارید یک مثال دیگری بزنم، امروز فرش ایرانی خود به یک سمبل و هویت ایرانی تبدیل شده، امروز هر کجا صحبت از ایران می شود، فرش ایرانی هم به عنوان یک نشانه ملی برای ایرانیان مطرح است، همینطور که فرانسه را کشور عطرها می شناسند.
من با مطالعاتی که داشتم متوجه شدم که عطر فرانسه به شکل کلی در نقطه ای از فرانسه تولید می شوند و تمام مارک ها و برندهایی که در فرانسه می بینید، ریشه ای مشترک دارند که در این نقطه تولید می شود، اما در بازار با نام های مختلف از جمله دیور و شانل و غیره عرضه می شوند که هر کدام نرخ خودشان را دارند، فرانسوی ها با محصول عطر برندهای مختلفی ساخته اند و این بازار بزرگ و موفقی را ایجاد کرده است.
این قضیه باعث شده تا حتی اگر کشوری مانند چین هم بخواهد به شکلی جدی عطر تولید کند و در بازارهای رسمی عرضه داشته باشد، حتی اگر عطر خوبی هم تولید کند، نمی تواند برند فرانسوی را ایجاد کرده و با آن رقابت کند.
ما هم در فرش این ظرفیت را داریم، ما چطور می توانیم فرش ایران را به این سمت و سو ببریم؟
هر کالایی در یک بازار پویا و موفق باید جایگاه خودش را پیدا کند، یا باید به عنوان کالای لوکس و گرانقیمت عرضه شود، یا باید به عنوان کالای ارزان و معمولی مطرح شود تا مورد تقاضا قرار گیرد، حد وسط همیشه شکست خورده و مورد بی اعتنایی تقاضاکنندگان قرار می گیرد. فرش ما هم امروز در چنین وضعیتی قرار دارد. نه سری سازی موفق و مطابق با سلایق بازارهای روز داریم و نه فرش های لوکس ما برند مناسبی برای عرضه دارند.
مثلا یکی از فرش های ایرانیی که امروز در دنیا مطرح شده است، فرش های ایلیاتی است که کمترین کار روی آنها انجام شده است. یک فرش ایلیاتی به راحتی و صرف وقت و انرژی و نیروی انسانی کمتری تولید می شود و به راحتی در بازار مورد استقبال قرار می گیرد.
ما اگر بخواهیم یک صنعت با منافع پایدار داشته باشیم، باید دست به طبقه بندی و دسته بندی کالاها و برندها بزنیم تا در بازار عرضه شکلی صحیح و با برنامه داشته باشیم.
ما برای حل معضلات فرش باید هر سه بحث را مد نظر قرار دهیم.
شاید یکی از راهکارهای مرجع برای ما توریسم باشد. چرا که بدون شک اگر اسم ایران به نیکی در جهان یاد شود، طبیعتاً صنعت گردشگری در کشور ما به خوبی مورد استقبال قرار خواهد گرفت، توریست های خارجی به ایران می آیند و سوغات فرش هم می تواند جایگاه خودش را داشته باشد و این به شکلی اتوماتیک فرشی که به شکلی طبیعی مورد استقبال گردشگران قرار گرفته بازار را تعیین
خواهد کرد.
باید از فرش فراتر برویم
وی در پایان گفت:” اگر بخواهیم مشکل فرش را حل کنیم باید از فرش فراتر برویم، ما باید ببینیم کل اقتصادمان چطور وضعیتی دارد؟ مشکل اقتصاد ما فقط فرش نیست، این محصول خودش هم تابع وضعیت فعلی اقتصاد است.
با توجه به شرایط موجود می توان گفت که ما چند مشکل داریم، یکی مشکل اقتصاد جهانی، دیگری مشکل اقتصادی ایران است، و در نهایت هم مشکل در خود صنعت فرش است که در نهایت می توان گفت در این صنعت مشکلات ضریب 3 شده است.
ما تا زمانی که خودمان را با شرایط اقتصاد، بازار، تکنولوژی و سلایق مصرف کنندگان جهانی منطبق نکنیم، موفق نخواهیم شد.”