محمد مهدی نجفی

ماهنامه اقتصادی پایا،

از روزی که دو سوی ماجرای پرونده هسته ای ایران در برابر یک دیگر بر سر میز مذاکره نشسته و برای رسیدن به توافق هسته ای باب گفتگو را باز کردند تا به امروز، بارها خبر سفر گروه های اقتصادی از کشورهای مختلف چه به صورت رسمی و چه به صورت غیر رسمی به میان آمده و بسیاری از مفسران و تحلیل گران هم سفر این گروه ها به ایران را نشانه امیدواری به رسیدن بر سر یک توافق سازنده اتمی و ایجاد روابط بهتر اقتصادی میان ایران و دنیای غرب و به خصوص آمریکا می دانند.
شاید بتوان از یک نمونه بارز؛ یعنی سفر تیم 100 نفره اقتصادی فرانسه به ایران نام برد. همچنین گروه های دیگری هم از سوی کشورهای مختلف اروپایی به ایران سفر کردند، اما آنچه تا کنون بیش از همه نظرها را به خود جلب کرده است، سفر یک گروه 25 نفره آمریکایی است که به بهانه گردش و سفر تفریحی به ایران، با صاحبان برخی صنایع و حتی برخی مقامات دولتی ایران دیدار کرده اند.
آنچه پس از سفر این گروه به ایران در خبرگزاری ها و رسانه های جمعی منتشر شد، حکایت از رضایت و استقبال برخی از اعضای گروه آمریکایی به برقراری و تجارت با ایران دارد.
تعدادی از اعضای این گروه که با برخی از رسانه های فارسی زبان خارج از کشور صحبت کرده اند، در مصاحبه های خود از مهمان نوازی، فرهنگ خوب ایرانی ها، فرصت های سرمایه گذاری، نیروهای خلاق و جوان ایرانی و همچنین از محدودیت های اجتماعی سخن گفته اند.
شاید تمام اشک ها و لبخندهای تیم آمریکایی سفر کرده به ایران در بازتاب رسانه ای میسر نباشد، اما بدون شک آنچه اتفاق افتاد می تواند نشان از  اراده و خواست دو سوی ملت ها برای ایجاد یک رابطه و دوستی باشد.
برخی از این مسافران در گفت و گوی خود با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، از دید منفی و نگرانی های خود قبل از سفر به ایران خبر داده و اما در نهایت از انجام چنین کاری ابراز رضایت می کردند.
اگر چه به گفته مدیران سیاسی و مسئولان دست اندرکار توافقات هسته ای، رسیدن به نقطه توافق و امضای آن هنوز چندان مطمئن به نظر نمی رسد.
فضای موجود در میان صاحبان سرمایه و طرف های اقتصادی در خارج از ایران، خبر از یک اشتیاق و بی صبری برای رفع محدودیت ها دارد.
اما این اشتیاق تنها در میان صاحبان سرمایه خارج از کشور نیست، بلکه بسیاری از صاحبان صنایع و سرمایه در کشور هم منتظر فرصتی هستند تا زمینه همکاری های دوباره با شریک گذشته اقتصادی ایران از سر گرفته شود.
علی رغم اشتیاق های دوطرفه و ذوق و شوق های رسانه ای و غیره، آنچه باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد، وضعیت اقتصاد ایران و پایه های بر آن بنا شده است که باید مورد دقت و بازبینی قرار گیرد.
با اتفاقاتی که در ماه های گذشته رویداده، برخی بسیار خوشحال هستند که شاید در پی این نشست و برخواست ها و توافقات و تفاهمات مطرح شده، شرایط تحریم ها بر طرف گردیده تا در سایه یک امنیت و صلح منطقی، پرچم کشتی های دو طرف در اسکله های تجاری آنها به اهتزاز درآید. این شاید یک رویاء اقتصادی نباشد، اما چندان هم قابل دسترس نیست.
چرا که در شرایط موجود، ایجاد رابطه تجاری با دیگر طرف های بین المللی، لازمه اتخاذ تدابیر و اقداماتی ریشه ای است که زمینه را برای رفع نقاط مبهم و سایه روشن های دنیای اقتصاد و بازرگانی در کشور فراهم کند.
بسیاری بر این باور هستند که پس از توافقات، شرایط تازه ای شکل خواهد گرفت و تغییرات بزرگی در راه است. اما باید در پاسخ به این دسته از علاقه مندان روابط ایران و غرب این نکته را گوشزد کرد که ایران، علی رغم این روزهای سخت، طی 3 دهه گذشته هم با کشورهای بسیاری ارتباط تجاری و داد ستد اقتصادی داشته و اینکه امروز با توجه به روابط گذشته و قراردادهای کلان تجاری که بین ایران و دیگر کشورهای جهان صورت گرفته، باید پرسید که آیا این نوع ارتباط و بستر اقتصادی در کشور، پیش از این جوابگوی نیازها و یک اقتصاد پویا و پایدار بوده است؟
ایران در تمام این سالها توانست با قدرت های شرق و غرب ارتباطات مستقیم و غیر مستقیم تجاری برقرار کرده و شرکای بسیاری را برای خود دست و پا کند، اما در عوض آنچه امروز عاید کشور شده است، نبود یک اقتصاد قدرتمند و مستقل است که در سایه تحریم های بین المللی و عدم مدیریت صحیح و کارآمد در سراشیبی مشکلات قرار گرفته و نه تنها به استقلال و خودکفایی اقتصادی نرسیده، بلکه به چنان گرفتاری دچار شده است که پدیده هایی مانند زنجانی ها و جمشید بسم الله ها که قرار بود روزی مأمور نجات از تحریم ها وگرفتاری ها باشند، امروز به عنوان متهمان فساد و کلاه برداری مورد تعقیب و پیگرد قرار گیرند.کسانی که قرار بود امانت دار مردم باشند، به شریکان دزد و همراهان قافله تبدیل شده و صاحب پرونده های کلان رانت و فساد در دستگاه های قضایی کشور شده اند.
به نظر می رسد در کشور ما اشکال از یکی دو جا نیست و با یکی دو عزل و نصب و همچنین قرار داد صلح و گفت و گو هم کار به پایان نمی رسد.
سیستم بانکی آلوده به ربا و رشوه، دزدی های کلان و چند هزار میلیاردی و فرار متهمان به کشورهای خارجی و همچنین وجود بدهکاران بزرگ بانکی که همه از منتسبین و رابطین دستگاه های قدرت در کشور بوده اند، نیز از مشکلات دیگر اقتصاد در کشور ما هستند.
در کنار این موارد شاید بتوان به موضوعات دیگری هم اشاره کرد که از آن جمله وجود برخی نیروهای نظامی و شبه نظامی در عرصه اقتصاد است که با توجه به ریاست دولت های نهم و دهم، به راحتی در صحنه های کلان اقتصادی از جمله نفت و گاز وارد شده و بدون انجام مقررات قانونی و به فرموده و فرمان مقامات بالا عرصه های بزرگ انرژی و بخش های بزرگ نفتی را در اختیار گرفتند.
حضور نیروهای مسلح و شبه مسلح، آنهم با پشتوانه دولتی و سیاسی، می تواند صحنه اقتصاد و بازرگانی کشور را به نفع گروه و یا افراد خاصی تغییر داده و با ایجاد انحصار و حذف رقابت سالم، امنیت و آرامش لازم برای ایجاد یک اقتصاد پایدار را
از بین ببرند.
همچنین حضور افراد منتصب و وابسته نظامی، عقیدتی، ارزشی و همچنین حزبی به جای افراد صاحب تجربه و تحصیلات و تخصص در پست های مدیریتی و تخصصی در صحنه های تولید، بازرگانی و مالی، می تواند مشکلات بسیاری را برای هر اقتصاد قدرتمندی فراهم آورد.
حال با تمام این مباحث باید دید که چگونه وجود هر گونه ارتباطی با دیگر کشورها، چه از جنس غربی و چه از جنس شرقی، می تواند زمینه ساز توسعه، پیشرفت و آسایش اقتصادی و اجتماعی در کشور شود؟
راه توسعه و پیشرفت با توافقات هسته ای فراهم خواهد شد. پیشرفتی که با توجه به بضاعت های بالای تخصصی، سرمایه ای و نیروی کار فراوان می تواند به سرعت پله های ترقی را طی کرده و به قله های افتخار دست یابد.
اما این همه وقتی میسر خواهد شد که اقتصاد را از درون سالم کرده و پیکر بیمار و رنجور آن را از مفاسد و مشکلات و بیماری های مرتبط با آن پاک کنیم. در چنین شرایطی است که هر نوع ارتباط تجاری، با هر کشور کوچک و بزرگی
می تواند باعث تقویت اقتصاد و نجات کشور باشد.

 

bim o omid001

bim o omid001