msmi

سیده مینا مصطفوی:

پس از انقلاب 1357 و با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، جامعه ایران دستخوش تحولات بسیاری توسط تندروهای مذهبی شد. اسلامیزه کردن لایه لایه جامعه از همان سال های ابتدایی حیات حکومت آخوندی به قدری قابل لمس بود که واکنش بسیاری از زنان ایران را برانگیخت. تظاهرات روز هشتم مارس، تنها بعد از گذشتن یک ماه از انقلاب، اولین واکنشی بود که در نهایت با سرکوب نیروهای حکومتی و بی تفاوتی روشنفکران سیاسی منجر به تصویب قانون حجاب اجباری در سال های بعد شد.

وجود قوانین نابرابر و شدت یافتن خشونت های جنسی و کلامی علیه بانوان در طی سی و هفت سال عمر جمهوری اسلامی، منجر به گسترش گروه های فمینیستی و گاها مردستیزانه ای شده که به اذعان بسیاری از جامعه شناسان در تاریخ ایران بی سابقه است . با پیشرفت جوامع مدرن و قدم گذاشتن انسان امروزی به عصر ارتباطات، دیگر صحبت از حجاب اجباری یا اختیاری، زنان شاغل یا خانه دار و یا ورود بانوان به استادیوم های ورزشی ، مسئله تاسف بار و در عین حال خنده داری است. اما چرا جمهوری اسلامی این حجم وسیع از اختناق را در مورد بانوان اعمال میکند؟

به حاشیه راندن زنان در عرصه های ورزشی و جلوگیری از ورود بانوان به ورزشگاه ها مسئله جدیدی نیست، همانطور که در ابتدای مقاله نیز اشاره کردم با روی کار آمدن مذهبیون تندرو در جمهوری اسلامی و در همان سال های ابتدایی انقلاب ، حضور بانوان در ورزش تا حد زیادی کاهش پیدا کرد، بسیاری از رشته های ورزشی برای بانوان ممنوع شد و بدین ترتیب حضور بانوان نیز در ورزشگاه ها کم رنگ شد. سال های سال تماشای بازی فوتبال و کشتی فقط از طریق تلویزیون های خانگی میسّر بود، البته فتواهای زیادی از طرف مراجع تقلید در دهه هفتاد شمسی من باب جایز دانستن و یا ندانستن تماشای کشتی مطرح میشد که در واقع در بین نسل جوان آن روزها نیز آنچنان مورد توجه قرار نمیگرفت.

به عنوان مثال آیت الله خامنه ای در جواب به استفتایی در مورد تماشای کشتی توسط زنان میگوید:

“اگر مشاهده آن باحضور در میدان کشتی و بطور مستقیم باشد و یا آن را بطور زنده و مستقیم از تلویزیون ببینند و یا به قصد لذت و ریبه بوده و یا در آن خوف ارتکاب گناه و فساد وجود داشته باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد.”

جلوگیری از ورود بانوان به ورزشگاه ها در طی سال های اخیر فرصت میزبانی تورنمنت های بین المللی مختلفی را از ایران گرفت. در واقع آخرین میزبانی ایران در عرصه بین المللی به دوران محمدرضا شاه پهلوی برمیگردد اما پس از انقلاب اسلامی  بدلیل وجود قوانین تعیض آمیز هیچ میزبانی از سوی فیفا به ایران تعلق نگرفت و چهره نا مناسبی از ایران به جهانیان نشان داده شد.

در آگوست 2008 ، محمد بن همام رییس AFC اعلام کرد قانون منع حضور بانوان در ورزشگاه های ایران تبعیض آمیز بوده و برای انجام بازی های AFC در ایران، دولت باید اجازه ورود بانوان به ورزشگاه ها را فراهم نماید. فدراسیون والیبال نیز از این جهت دولت ایران را تحت فشار قرار داده بود لیکن دولت ایران با ترفندی عجیب و برای گمراهی فدراسیون ، کارکنان زن در فدراسیون والیبال ایران را به عنوان تماشاچی جا زد.

سال گذشته و با بالا گرفتن تب والیبال در پی بُردهای پی در پی تیم ملی والیبال ایران در بازی های بین المللی، زنان ایرانی بار دیگر خواستار ورود به ورزشگاه ها شدند، شایعات زیادی شکل گرفت و دولت قول داد برای بانوان جایگاهی ترتیب دهد تا آن ها نیز بتوانند در کنار مردان به تماشای بازی والیبال پردازند اما در کمال ناباوری از ورود بانوان جلوگیری شد. کمپین های زیادی به راه افتاد، کاربران شبکه های اجتماعی زبان به اعتراض گشودند، تجمعات اعتراضی بسیاری شکل گرفت که در نهایت تعدادی در این رابطه دستگیر شدند. غنچه قوامی، ایرانی مقیم انگلیس یکی از همین افراد بود که پس از ماه ها بازداشت و بی خبری سرانجام با قید وثیقه از زندان آزاد شد.

لیگ جهانی والیبال و دردسرهای تازه

با شروع لیگ جهانی والیبال و کمتر از یه هفته مانده به بازی برگشت ایران و آمریکا، صفحه انقلاب زنانه طی فراخوانی زنان را به تجمع مقابل ورزشگاه آزادی با مضمون “ما خواهان گشایش دربهای همه ورزشگاه ها به روی همه زنان هستیم” دعوت کرد در پی انتشار این فراخوان، انصار حزب الله با پخش اعلامیه‌های کاغذی در سطح شهر تهران و شهرستان ها مبنی بر ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه آزادی اقدام به تهدید کرد.

تهدید انصار حزب الله در روز 18 خرداد با یک فراخوان خشونت طلبانه و توهین آمیز از سوی حوزه علمیه ایروانی و انصار حزب الله منتشر شد و در آن از “امت حزب الله” در مقابله با “فحشای زنان هرزه” دعوت کرد با “حضور خونین” خود مانع از ورود زنان به استادیوم آزادی شوند. فراخوان یاد شده مورد انتقاد و اعتراض فعالین حقوق بشری بالاخص فعالین جنبش زنان قرار گرفت و موج اعتراضی جدید را به راه انداخت. در این بین گروهی از طلاب و مراجع تقلید نیز با ابراز نگرانی از باز پس دادن حقوق زنان و زیر سوال رفتن ارزشهای اسلامی، نامه ای برای جلوگیری از ورود زنان به استادیوم به علی خامنه ای نوشتند.

کار به آنجا رسید که سردار اشتری فرمانده نیروی انتظامی در دیدار با آیت الله مکارم شیرازی در تاریخ 23 خرداد 94 صراحتا اعلام کرد جلوگیری از ورود بانوان به ورزشگاه ها دستور و تدبیر مستقیم خامنه ای رهبر کنونی جمهوری اسلامی بوده و اظهار داشت: “این روزها به ما خرده می‌گیرند که چرا از ورود بانوان به ورزشگاه جلوگیری کرده‌ایم یا برخی کنسرت‌ها را مانع از برگزاری‌شان شده‌ایم این در حالی است که برخی از اینها از ابتدا مجوز ندارند و دستگاه‌های دیگر هم مخالفت می‌کنند؛ ما فقط براساس قانون عمل می‌کنیم،  از سوی دیگر تدبیر رهبر معظم انقلاب حفظ دستاورهای انقلاب و حضرت امام(ره) است و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نیستیم”.

دلیل ترس جمهوری اسلامی از زنان چیست؟

اگر بخواهیم ایران را با کشورهای بسته اسلامی دیگر مانند عربستان مقایسه کنیم، زنان ایران از برخی جهات دارای حقوق برابر نسبی به مانند حق رای هستند که آن هم در دوران پهلوی و به لطف اقدامات و پافشاری های برخی روشنفکران سیاسی (علی رغم مخالفت های شدید روحانیون در آن دوره) صورت گرفته است، اما حقیقت اینست که جمهوری اسلامی و رژیم های توتالیتر مذهبی به مانند جمهوری اسلامی، زنان را انسانهایی ناقص و به مثابه شهروندان درجه دومی می‎بیند که نیاز دارند مورد سرپرستی و کنترل توسط مردان و حکومت باشند در حالیکه قانون اساسی جمهوری اسلامی ادعای تضمین برابری برای مردان و زنان را دارد. به نظر میرسد جمهوری اسلامی با دریغ نمودن کمترین حقوق انسانی از بانوان، قصدِ به زیر سلطه در آوردن سازمانیِ زنان را دارد. حکومت از قدرت اعجازانگیز بانوان آگاه است، اگر زنی از حقوق انسانی و ارزش های خود باخبر باشد وبرای احقاق آن تلاش کند، خواه ناخواه جامعه ای را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

گویی به مرگ میگیرند که به تب راضی کنند

زنان آزاده، زمینه ساز رشد و شکوفایی جامعه و نسل های آینده هستند. جمهوری اسلامی با تزریق خفقان و خرافات در پی بسته نگه داشتن افکار است. لذا حکومت به خیال خود با جلوگیری از آزاد اندیشی و گذر ایرانیان از این دوران تاریک تاریخی، میتواند چند صباحی رنسانس اجتماعی و سیاسی ایرانیان را به تعویق اندازد.

جمهوری اسلامی با مقاومت در برابر تغییرات اجتماعی و خواست گروههای مدافع حقوق زنان برای تضمین برابری زن و مرد، ابتدایی ترین و کوچکترین حقوق انسانی را پایمال میکند تا بانوان ایران به فکر تغییر قوانین تبعیض آمیز مجازات، مدنی و خانواده نباشند، زیر سوال بردن این قوانین زیر سوال بردن شریعت است و زیر سوال بردن شریعت، زیر سوال بردن کل موجودیت نظام دیکتاتوری مذهبی به نام جمهوری اسلامی است.

mminshim@gmail.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)