درباره‌ی نظرسنجی آماری سيستم ويزادهی توسط جامعه ايرانيان در آلمان

حدود يکصد و سی هزار شهروند ايرانی و يا ايرانی‌تبار در کشور آلمان فدرال زندگی می‌کنند. اين گروه برخلاف شهروندان آلمانی‌تبار قادر نيستند با پدر و مادر و ساير اقوام درجه يک خود بدون گذر از هفت‌خوان مقررات و تشريفات سنگين درخواست و دريافت ويزا از سفارت آلمان، به راحتی در محل زندگی و خانه خود، ديدار کنند.
در قوانين و پراکسيس روزمره روند ويزادهی دولت آلمان فدرال موضوع خويشاوندی درجه يک اتباع و شهروندان خارجی‌تبار ساکن آلمان نقش مهمی بازی تمی‌کند و با درخواست‌های ويزای متقاضيان برای ملاقات عزيزان خود در آلمان با همان معيارها و قواعدی برخورد می‌شود که با هر متقاضی عادی ويزاهای توريستی. به اين ترتيب مادران، پدران، خواهران و برادران شهروندان ايرانی‌تبار از نظر دولت و قوانين کشور آلمان همه “توريست” محسوب می‌شوند و نه عزيزان و نزديکان اين دسته از شهروندان. در تقسيم‌بندی رواديدها اين گروه از خويشاوندان درجه يک در چارچوب “رواديد برای پيوند خانواده” قرار نمی‌گيرند. رواديدهای پيوند خانوادگی تنها شامل همسران قانونی و فرزندان زير ۱۸ سال می‌شوند. در اين قوانين جايی برای ويزاهای ديدار اعضای خانواده پيش‌بينی نشده است.
نتيجه عملی چنين قوانينی همان پراکسيس روزمره‌ای است که اکنون در برخورد با درخواست‌های ويزای خويشاوندان درجه يک ايرانی‌تباران مشاهده می‌شود. وقتی مادر يا پدر يک شهروند ايرانی‌تبار ساکن آلمان برای درخواست رواديد به سفارت آلمان مراجعه می‌کند، برای داشتن شانس قبولی درخواست، بايستی مدارک درخواستی را به طور کامل ارائه دهد.
در عرف کنسولی سندی که با برگردانی نادرست “دعوت‌نامه” ناميده می‌شود در واقع يک تعهدنامه مالی (Verpflichtungserklärung) است. در اين تعهدنامه مشخصات فردی ميزبان و مهمان ثبت شده و توانايی مالی ميزبان از سوی اداره مربوطه ارزيابی می‌شود.
از جمله اسناد ديگری که برای درخواست ويزای ديدار از بستگان ضروری است، برگه اشتغال به کار با فيش حقوقی، موجودی حساب بانکی و گردش سه ماهه پول در حساب، سند مالکيت خانه يا املاک ديگر و غيره است. با کنترل ميزان ثروت متقاضی می‌بايستی در درجه نخست اين اطمينان حاصل شود که توانايی مالی درخواست کننده در حدی است که بتواند مخارج سفر را مستقلن تامين نمايد و در عين حال درجه‌ی وابستگی او را به کشور مبداء نشان بدهد. تمام اين مدارک در کنار تعهدنامه مالی ميزبان بايستی در حدی قابل قبول اثبات نمايند که متقاضی تنها به طور موقت به ديدار عزيزش در آلمان می‌رود و قصد ماندن در اين کشور را ندارد. چنانچه در پرونده متقاضی مدارک ناقص و يا به قدر کافی گويا و مستند نباشند، دليلی برای رد درخواست به خاطر نداشتن ريشه در کشور مبداء و يا فقدان سند کافی برای آمادگی بازگشت متقاضی به کشور خود، خواهند بود.
از ديدگاه سياست خارجی آلمان فدرال ايجاد محدوديت قانونی در ديدار اقوام درجه اول شهروندان خارجی‌تبار به خاطر حفظ منافع ملی آلمان در پيشگيری از مهاجرت بی‌رويه به اين کشور و صرف هزينه و بودجه فراوان برای تامين پناهندگان و مهاجران با بنيه ضعيف مالی معنا پيدا می‌کند. از سوی ديگر شهروندان خارجی‌تبار ساکن آلمان از رد درخواست ويزای عزيزان خود، به‌ويژه والدين، فرزندان، خواهران و برادران که برای ديدار آن‌ها قصد سفر به آلمان را دارند، دل‌چرکين و آزرده‌خاطر می‌شوند و اين‌گونه رفتارها را نقض حقوق اوليه شهروندی خود می‌دانند.
بر اساس مطالعات و ارزيابی‌های انجام گرفته توسط جامعه ايرانيان در آلمان در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳، از ميان شکايات ارسال شده شهروندان ايرانی‌تبار، موضوع رد درخواست خويشاوندان درجه اول ايرانيان مقيم آلمان، مهم‌ترين موضوع مرکزی اين شکايات را تشکيل داده است. موارد گزارش شده شامل رد درخواست‌های مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند اين افراد می‌شود. رسيدگی به درخواست‌ها بر اساس گزارش‌های ارسالی، تنها با سليقه شخصی صورت می‌گيرد و در پاسخ به اعتراضات و شکايات به جواب‌های استاندارد و از پيش آماده مانند “امکان عدم ترک خاک آلمان پس از خاتمه مهلت ويزا” و يا “ناقص بودن مدارک” و از اين قبيل بسنده می‌شود. مشکلات مربوط به امور اداری و سازمانی نيز بخش ديگری از گزارش‌ها را به‌خود اختصاص داده‌اند. از اهم اين مشکلات وقت‌های طولانی‌مدتی است که هر چند ماه يکبار در صفحه اينترنتی سفارت ظاهر می‌شوند و تنها پس از دو روز به پايان می‌رسند. زمان انتظار برای دريافت پاسخ اکنون به بيش از چهار هفته هم می‌رسد.
با توجه به اين فاکت‌ها جامعه ايرانيان در آلمان برای تدوين استراتژی خود در راستای تلاش برای بهبود شرايط ويزادهی به ايرانيان اقدام به تدوين پرسش‌نامه‌ای به منظور تهيه آمار و نظرسنجی از مخاطبان نموده است. هسته مرکزی اين نظرسنجی آماری پاسخ مخاطبان به اين پرسش است که آيا سياست خارجی آلمان فدرال مجاز است حق ديدار و ملاقات اقوام درجه يک شهروندان مقيم آلمان با تبار غير آلمانی را مشروط به تمول مالی و يا ساير امور بوروکراتيک برای پيش‌بينی مقاصد مهمانان در ماندن يا بازگشت به کشور خود، بنمايد؟ و آيا دستيابی به هدف به‌رسميت شناختن حق ملاقات اقوام درجه يک ايرانيان مقيم آلمان (پدر، مادر، همسر، فرزند، خواهر و برادر) از طريق صدور بی قيد و شرط ويزا از نظر پاسخ‌دهندگان امری ممکن و قابل دسترس در جامعه آلمان است؟ منظور از صدور بی قيد و شرط ويزا، حذف موازين و مقررات جاری مانند اخذ مدارکی از قبيل سند مالکيت، حساب بانکی، قرارداد کار و غيره است. به اين ترتيب اعطای برگه شناسايی و اثبات خويشاوندی درجه يک با شهروند ايرانی‌تبار مقيم آلمان (که اغلب همان شخص دعوت‌کننده و يا همسر قانونی اوست) برای اخذ ويزا بايستی کافی قلمداد شود. اين خواسته بر مبنای اين اصل مستدل می‌شود که حق ملاقات اقوام درجه يک، يک حق شهروندی و انسانی است و نمی‌بايستی آن را قربانی نبود ثروت و توانايی مالی کافی نمود.

لينک پرسش نامه به زبان فارسی
http://iranischegemeinde.de/index.php/fa/visum-umfrage-fa

لينک پرسش نامه به زبان آلمانی
http://iranischegemeinde.de/index.php/de/visum-umfrage-de

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)