سازمان بهداشت جهانی
ترجمه: نیلوفر انسان

ارجاع: سازمان بهداشت جهانی. گزارشی از بدرفتاری با کودک و ارتباط آن با مصرف الکل. ترجمه‌ی نیلوفر انسان. سایت حق کودکی، ۲۰۱۵

بدرفتاری با کودک، به شدت با مصرفِ الکل ارتباط دارد، به ویژه اگر مصرف الکل از یک الگوی مضر یا پرخطر پیروی کند. برخی از مطالعات و تحقیقات نشان می‌دهند که الکل، عامل مهم و تعیین‌کننده‌ای در بدرفتاری با کودک است و نیز در بیشترِ این تحقیقات آمده است که اگر با کودکی بدرفتاری شود احتمال مصرف پرخطر یا مضر الکل در زندگیِ آینده‌ی او به طور چشم‌گیری بالا می‌رود. این گزارش مستند، نقش مصرف پرضرر الکل در بدرفتاری با کودک و [همچنین] تاثیرات طولانی مدت آن بر الگوهای مصرف الکل در میانِ کسانی که در کودکی با آن‌ها بدرفتاری شده را به تفصیل توضیح داده و نقش بهداشت عمومی را در این زمینه مورد بررسی قرار می‌دهد.

ارتباط میان مصرف الکل و بدرفتاری با کودک

علاوه بر آن­که به صورت کلی میان مصرف الکل و خشونت بین افراد رابطه‌­ای قوی وجود دارد، میان مصرف الکل و بدرفتاری با کودک نیز می‌توان ارتباط مشخصی یافت.

جعبه‌ی توضیحیِ اول: بدرفتاری با کودکبدرفتاری با کودک، عبارت است از هر نوع رفتار ناسالم فیزیکی و/یا احساسی، سوء‌استفاده‌ی جنسی، بی‌توجهی، مسامحه، بهره‌­کشی تجاری یا سایر انواع آن که آسیب حقیقی یا بالقوه به سلامت کودک، بقاءِ و رشد و کرامت او در بستر یک رابطه یا مسئولیت، اعتماد یا قدرت را در پی داشته باشد. آمار جهانی در سال ۲۰۰۰ نشان می­‌دهد که ۵۷۰۰۰ کودک زیرِ ۱۵ سال بر اثر قتل از میان رفته‌­اند و بیشترین نرخ قتل نیز میان نوزادان و کودکان بسیار خردسالِ ۰ تا ۴ ساله بوده است. آمارِ خشونت­‌های غیر مرگ­‌بار حتی بیشتر از این هم است. در ایالات متحده‌ی آمریکا، در سال ۲۰۰۳ تقریبا ۹۰۶.۰۰۰ کودک یافت شده­‌اند که قربانی بدرفتاری بوده­‌اند. مطالعه‌ای تطبیقی درباره­‌ی بدرفتاری با کودک در شیلی، مصر، هند و فیلیپین نشان می‌­دهد که درصدی از مادران، خود پذیرفته­‌اند که فرزندشان را با یک شیء می‌­زنند (بیشتر هم بر بخشی از بدنِ کودک تا کفل وی) که این میزان از ۴% در شیلی تا ۳۶% در هند متغیر بوده است. البته گمانه‌­زنی درباره­‌ی بدرفتاری‌­های غیر مرگ­‌بار مشکل است و تفاوت­‌های فرهنگی در سبکِ پدر و مادری کردن و تعریف بدرفتاری با کودک، این ارزیابی را دچار ابهام بیشتری هم می­‌کند. علاوه بر آن بسیاری از کشورها، هیچ قاعده‌ی مشخصی برای ثبت گزارشات بدرفتاری با کودک ندارند و حتی در کشورهایی که از چنین قاعده‌ای برخوردار هستند نیز بیشتر رخدادهای خشونت­‌آمیز به مقامات گزارش نمی­‌شوند.

  • مصرف پرضرر الکل[1] می­‌تواند به صورت مستقیم بر روی کارکرد فیزیکی و ادراکی تاثیر گذاشته، کنترل بر خود را کاهش داده و امکانِ عملکردِ خشونت آمیز یک شخص، از جمله خشونت در قبالِ کودکان را افزایش دهد.
  • مصرف پرضرر الکل توسط والدین و سرپرستان می­‌تواند حس مسئولیت‌پذیری آن­ها را از میان برده و میزان زمان و مقدار پول موجودی که باید صرف کودک شود را کاهش دهد. در چنین مواردی ممکن است نیازهای ابتداییِ کودکان نادیده گرفته شوند.
  • مصرف پرضررِ الکل، با مشکلاتِ دیگرِ والدین از قبیل سلامتِ اندک روانی و ویژگی­‌هایِ شخصیتی ضد اجتماعی، پیوند دارد. چنین عواملی، خطراتِ بدرفتاری با کودک را افزایش می‌دهند.
  • تجربه­‌ی یک کودک از بدرفتاری، با مصرف پرخطر و پرضرر الکل از جانب او در بزرگسالی، که اغلب به منظور مقابله با شرایط و یا خوددرمانی صورت می‌گیرد، ارتباط دارد .
  • مصرف پر خطرِ الکل در دوران حاملگی می­‌تواند منجر به ایجاد سندروم الکل در دوران جنینی[2] و یا تاثیرات الکل در دورانِ جنینی [3] در کودک شود. این شرایط خطر بدرفتاری با نوزادان را افزایش داده و با رفتار مجرمانه و برخی اوقات خشن آنها در آینده‌ مرتبط است.
  • اجازه‌ی دسترسیِ بدونِ نظارت و نامحدود به الکل که سبب ناهشیاری مدامِ کودکان می‌شود، می­‌تواند به سلامت ذهنی و فیزیکی آن­ها آسیب برساند و منجر به خطر فزاینده‌­ی خشونت شود.

    آمارهای بدرفتاری­‌های مرتبط با الکل با کودک

    گزارش تحقیقات در کشورهای مختلف حاکی از آن است که مصرف پرضرر الکل با بدرفتاری نسبت به کودک مرتبط است (از جمله آفریقای جنوبی، کلمبیا، لتونی، لیتوانی، مولداوی، جمهوری یوگسلاویِ سابقِ مقدونیه، ایالات متحده و انگلستان). با این حال مطالعاتِ کمّی درباره‌ی مصرف الکل و ارتباط آن با بدرفتاری با کودک بسیار اندک بوده و تقریبا منحصر به کشورهای پردرآمد است. جایی که ارقام در دسترس باشند، تفاوت‌های روش‌شناختی میان کشورها، مقایسه را دشوار کرده و ابهامِ مساله حتی با گزارش‌دهی ناقص بدرفتاری با کودک به نظام‌های بهداشتی و قضایی بیشتر هم می‌شود.

    یافته­‌ها نشان می‌­دهند که:

  • در آمریکا، ۳۵% والدینِ متهم به آزار کودکان، در هنگام بروز اتفاق، الکل یا مواد مخدر مصرف کرده بودند.
  • در آلمان، حدود ۳۲% از متهمینِ به خشونت‌­های مرگ­‌بار علیه کودک (۹۰-۱۹۸۵)، در زمان وقوع جرم، تحت تاثیر الکل بوده و ۳۷% نیز از اعتیادِ مزمن به نوشیدنِ الکل رنج می‌بردند.
  • در مناطق شمالی استرالیا، از میان تولدهایی که نوزاد در آن­ها زنده مانده است، میزان سندروم الکل در دوران جنینی و یا تاثیرات الکل در دورانِ جنینی، ۱.۷ در هر هزار نفر گزارش شده و این میزان، در میان افرادِ بومی تا ۴.۷ نفر در هر هزار نفر به شکل چشم­گیری در حال افزایش است.
  • سایر مقیاس‌های ارتباطِ [بین بدرفتاری با کودک و مصرف الکل] از گزارش­‌های مربوط به مصرف پرضرر الکل در میان والدین، در بررسی وضعیت رفاهیِ کودکان به دست آمده است. در چنین مقالاتی، معمولا گفته نمی‌­شود که آیا الکل دقیقا پیش از بدرفتاری با کودک مصرف شده یا نه اما مصرف الکل به عنوان مشخصه‌ی این والدین تصدیق می‌شود.

    به عنوان مثال:

  • در کانادا، مصرف الکل یا مواد مخدر در ۳۴% تحقیقات مربوط به رفاه کودکان گزارش شده است.
  • در استرالیای غربی، مصرف الکل یا مواد مخدر، عامل دخیل در ۵۷% مراقبت­‌های خارج از خانه[4] برای کودکان بوده است.
  • در لندن، انگلستان، مصرف مواد مخدر توسط والدین، عامل نگرانی ۵۲% خانواده‌­ها در هنگام ثبت نام برای حمایت از کودک[5] بوده است. در این کشور مصرف الکل نیز از قانون مصرف مواد مخدر پیروی می­‌کند.

    عوامل خطر­آفرین در بدرفتاری­‌های مرتبط با مصرف الکل با کودک

    بازه­‌ی وسیعی از عوامل خطر­آفرین یافت شده­‌اند که خطرِ بدرفتاری با کودک را افزایش می­‌دهند. این عوامل عبارتند از: داشتن والدینی که جوان، فقیر، بیکار یا به لحاظ اجتماعی منزوی هستند؛ داشتن سابقه‌­ی خشونت خانگی در منزل: زندگی در خانواده‌ی تک‌سرپرست و زندگی در خانه­‌های پر جمعیت.

    خصوصا در زمینه­‌ی الکل، داشتن والدی که سابقه­‌ی مصرف پرضرر یا پرخطرِ الکل داشته است، خطر بدرفتاری با کودک را افزایش می­‌دهد. علاوه بر آن وقتی که هم پدر و هم مادر، تجربه­‌ی مشکل در زمینه­‌ی الکل داشته باشند، خطر بدرفتاری حتی بیشتر هم می­‌شود.

    نوجوانانی که از مراقبت کافی والدین برخوردار نبوده و یا  مورد سوء استفاده‌ی فیزیکی یا جنسی قرار گرفته‌اند، بیشتر ممکن است که تحت فشار اجتماعی، به مصرف الکل روی بیاورند و بیشتر در معرض خطر مصرف مدامِ الکل قرار دارند. اینگونه مصرف مدامِ الکل توسط نوجوانان، به مشکلاتی از قبیل فرار از مدرسه، عملکرد ضعیف در مدرسه و رفتار مجرمانه مرتبط است و ممکن است خطر سوءاستفاده‌ی فیزیکی از جانب یکی از والدین را نیز افزایش دهد. اگر فردی در کودکی تجربه‌­ی بدرفتاری داشته باشد بیشتر ممکن است در بزرگسالی به شدت الکل بنوشد و در نتیجه پتانسیل بالاتری برای آزار فیزیکی علیه کودک آینده­‌ی خود داشته باشد.

    در مناطق شهری با تراکم بالای مراکز فروش الکل، مشکلات مربوط به بدرفتاری با کودک نیز بیشتر است. به خصوص، تعداد بالای مراکز فروش الکل در خارج از محله­‌ی زندگی[6] با افزایش نرخ سوء‌استفاده‌ی فیزیکی از کودکان در ارتباط است و تعداد فزاینده‌­ی بارهای مشروب‌فروشی نیز با افزایش نرخِ بی­توجهی به کودک همراه است. با این حال، مناطق شهری با حجم بالای مراکزخرده‌‌‌­فروشی الکل اغلب مناطقی محروم و پر جمعیت هستند. در نتیجه، منابع کمتر برای حمایت از خانواده، می­‌تواند فشار روانی را در چنین جوامعی بالا برده و ایجاد شبکه‌­های اجتماعی موثر بر جلوگیری از بدرفتاری با کودک را محدود کند.

    تاثیراتِ بدرفتاری با کودک

    تاثیرات بدرفتاری فیزیکی با کودک عبارت است از صدمات جسمی مثل کبودی، سوختگی و شکستگی و نشانه‌های مرتبط با استرس از قبیل ناهنجاری­‌های مرتبط با خواب. در موارد شدید، صدمات برآمده از بدرفتاری با کودک می‌­تواند مرگ­‌بار باشد (به جعبه‌ی توضیحیِ اول نگاه کنید). اگر چه سطوح پریشانی روانی در فرهنگ­‌های مختلف متفاوت است، اما در گزارش­‌ها آمده است که اغلب در میان قربانیانِ کودک و بزرگسالانی که در کودکی دارای پدر و مادرِ معتاد به الکل بوده­‌اند، مشکلاتی چون ترس، افسردگی و اقدام به خودکشی مشاهده شده است.

    چنین مشکلاتی می‌­تواند خطر سوء مصرف مواد مخدر را افزایش دهد، که این باعث خشونت بیشتر علیه کودکان شده و سبب می‌­شود که امکان مصرفِ بیشتر الکل و تنباکو در بزرگسالی، بیشتر شود. آمار جهانی نشان می‌­دهد که سابقه‌ی سوء‌استفاده‌ی جنسی از کودکان، عامل ۵ – ۴% از سوء مصرف الکل در مردان و ۸ – ۷% از سوء مصرف الکل در زنان است. قربانیان هم­چنین خودشان بیشتر در معرض خطر بروز تمایلات خشونت بار در سال­‌های بعدی زندگی خود هستند (از قبیل بدرفتاری با کودک، خشونت در رابطه‌­های شخصی).

    علاوه بر آن، بدرفتاری با کودک و مشکلات متعاقب مصرف الکل، می­‌توانند کمک کنند تا چرخه‌ی خشونت از نسلی به نسلِ دیگر منتقل شود. این موضوع، تحصیل و آموزش کودکان را نیز می­‌تواند تحت تاثیر قرار دهد به صورتی که کودکانی که مورد بدرفتاری قرار گرفته‌­اند در مدرسه کمتر حضور پیدا می­‌کنند و پیشرفتِ کمتری دارند و اغلب نیز در نتیجه‌­ی آموزش ضعیف، در بزرگسالی درآمد کمتری از سطحِ متوسطِ درآمد خواهند داشت.

    باید اضافه کرد که در برخی از تحقیقات نشان داده شده که مردان و زنانی که در کودکی بدرفتاری دیده­‌اند بیشتر در معرض خطر ازدواج با یک شریک زندگی با مشکلاتی در زمینه‌­ی مصرف الکل قرار دارند و امکان مشکلاتی در زمینه­‌ی ازدواج و خانواده برای‌شان بیشتر است. اگر بخواهیم از چشم­‌اندازِ اقتصادی نیز نگاه کنیم، هزینه­‌های بدرفتاری با کودک می­‌تواند قابل توجه بوده (به جعبه‌ی توضیحی دوم نگاه کنید)، فشار بر روی دستگاه قضایی را افزایش داده و بر روی خدمات بهداشتی و اجتماعی نیز تاثیر مخرب اقتصادی داشته باشد. با این حال، هزینه­‌های بدرفتاری با کودک، خصوصا بدرفتاری­‌های مرتبط با مصرف الکل، هنوز به شکل وسیعی غیر قابل سنجش باقی مانده است.

     

    جعبه‌ی توضیحیِ دوم: هزینه­‌های اقتصادیِ بدرفتاری با کودکهزینه‌­های اقتصادی بدرفتاری با کودک عبارت است از هزینه‌­های تحمیلی بر دستگاه قضایی، بهداشتی و خدمات اجتماعی و نیز آسیب احساسی و روانیِ که بر کودک تاثیر می‌گذارد. تحقیقات نشان می‌دهند­ که هزینه­‌های بدرفتاری با کودک تقریبا منحصر به کشورهای پردرآمد است، این یافته‌ها شامل موارد زیر هستند:

  • ایالات متحده: ۹۴ میلیارد دلار در سال
  • کانادا: تقریبا ۱۳.۱ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۸
  • استرالیا: تقریبا ۵۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۱ – ۲۰۰۰ (فقط شامل هزینه­‌های خدمات حمایت از کودک و اِسکانِ او است)

  • پیش­گیری

    به طور کلی، برای پیش­گیری از بدرفتاری با کودک، یک سری راهکارهای موثر وجود دارد که حمایت از خانواده و آموزش والدین، بررسیِ بدرفتاری با کودک، خدمات مربوط به قربانیان، و برنامه‌های­ اجتماعیِ آموزش محور از آن جمله هستند و پیش از این هم به عنوان راهکارهای این مشکل تثیبت شده­‌اند (برای مرور نگاه کنید به کروگ و سایرین؛ ۲۰۰۲). در بسیاری از موارد، این راهکارها به کاهشِ سطوح بدرفتاری کمک می­‌کنند و این موضوع بدون در نظر داشتن آن است که آیا الکل هم در این میان نقشی دارد یا خیر. با این حال، ارتباط تنگاتنگِ میان بدرفتاری با کودک و مصرف پرضرر الکل نشان می­‌دهد که شانس امکان کاهش بدرفتاری از طریق کاهش سطوح نوشیدن الکل در میانِ جمعیت، وجود دارد. تحقیقاتی که به بررسی تاثیرات مداخلات مربوط به [کنترل] مصرف الکل بر سطوح بدرفتاری با کودک می­‌پردازند، بسیار نادر بوده و فقط در کشورهای پردرآمد انجام می­‌شوند. اما این راهکارها می‌­تواند شامل مواردِ زیر باشد:

  • کاهش دسترسی به الکل: اگر دسترسی به الکل سخت­‌تر شود، می‌­توان سطوح خشونت علیه کودکان را کاهش داد. طبق یک ارزیابی در آمریکا، به ازای هر یک مرکزِ فروشِ کمتر در میانِ ۱۰۰۰ نفر، امکان خشونت شدید علیه کودکان تا ۴% کاهش پیدا می­‌کند.
  • افزایش قیمت الکل: افزایش مالیات بر آب‌جو می­‌تواند در کاهشِ خشونت علیه کودکان موثر باشد. ارزیابی می­‌شود که در آمریکا ۱۰% افزایش مالیات غیرمستقیم بر آب‌جو، امکان خشونت شدید علیهِ کودکان را تا ۲.۳% و خشونت کلی علیه کودکان را تا ۱.۲% کاهش می­‌دهد.
  • غربالگری[7] و مداخلات درمانی مختصر[8]: ثابت شده است که غربالگری مربوط به الکل (از قبیلِ تست تعیین اختلال مصرف الکل[9])
    و مداخلات درمانی مختصر در تنظیمات مراقبتیِ بهداشتیِ اولیه، در کاهش سطح و شدت مصرف الکل، چه در جوامع پردرآمد و چه کم‌­درآمد تا درآمدِ متوسط، موثر بوده است. اگرچه، بررسی تمامِ تاثیراتِ مستقیمِ نوشیدنِ الکل بر بدرفتاری با کودک غیرقابل سنجش باقی می­‌ماند، اما غربالگری سوءِمصرفِ الکل در طولِ حاملگی می­‌تواند سطوح نوشیدن الکل را کاهش داده و در نتیجه خطراتِ الکل در دوران جنینی یا تاثیرات الکل در دورانِ جنینی را نیز پایین بیاورد.

    در کشورهایی با درآمد پایین تا درآمد متوسط، تلاش برای تقویت و گسترش صدور مجوز برای مراکزِ فروش مشروبات الکلی می‌­تواند کاری ارزشمند باشد و به کاهش بدرفتاری مرتبط با الکل با کودکان کمک کند. با این حال، در جایی که تولیدات خانگی معمول باشد، چنین اقداماتی می‌­تواند مصرف­‌کنندگانِ الکل را وا دارد تا به طرف جایگزین­‌های تولیدِ خانگیِ ارزان بروند. فشارهای فرهنگی و فردی برای پنهان نگه داشتن بدرفتاری با کودک، از جمله چالش­‌های بر سر راهِ پیشگیری از این معضل به شمار می‌آید. ملزومات قانونی برای ثبت چنین وقایعی همه جا موجود نیستند و خانواده­‌ها و سایر اعضای جامعه ممکن است به دلیل ترسِ از هم پاشیدن خانواده، رسوایی و انتقام، میلی به پیدا کردن کمک حرفه­‌ای در این زمینه نداشته باشند. شناسایی بدرفتاریِ مرتبط با الکل نسبت به کودک و متعاقب آن تسهیلِ مداخله‌گری را می‌­توان به اشکال زیر بهبود بخشید:

  • بهبود بخشیدنِ ارتباط میان خدمات رفاهِ کودکان و خدماتِ درمانیِ مصرفِ الکل. پیوند گسترده میان [این] خدمات می‌تواند به شناسایی و حمایت از خانواده‌­هایی که هم تحت تاثیر مشکلات الکل و هم بدرفتاری با کودک قرار دارند، کمک کند، این اطمینان حاصل شود که خانواده­‌های معرفی شده به یکی از خدمات مزبور، بتواند به خدمات دیگر نیز ارجاع داده شده و حمایت شوند.
  • کمپین‌­های آموزش عمومی. از طریق کمپین‌های آموزشی، می‌توان تمایل به مداخله را در خانواده­‌هایی که تحت تاثیر مشکلات مربوط به مصرفِ الکل و یا بدرفتاری با کودک قرار دارند، ایجاد کرد و مشوق آن­ها شد. کمپین­‌هایی که افراد را از پیوند میان مصرف الکل و بدرفتاری با کودک آگاه می­‌کنند، روش‌های موثر کمک کردن را مورد توجه قرار می‌دهند و خدمات موجود را برای خانواده­‌های آسیب‌­دیده ترویج می­‌کنند.

    نقش بهداشتِ عمومی

    به طور کلی، بهداشت عمومی در جلوگیری از بدرفتاری با کودک، نقشی بنیادین دارد. بهداشت عمومی می‌­تواند پیوند میان مصرف پرضرر الکل و بدرفتاری را به روش‌های زیر مشخص کند:

  • گردآوری و انتشار اطلاعات درباره­‌ی شیوع بدرفتاری با کودک، سطوح مصرف پرضرر الکل و الگوهای نوشیدنِ الکل در میان جمعیت.
  • اشاعه، اجرا و ارزیابی‌­های تحقیقی درباره‌­ی پیوند میان مصرف پرضرر الکل و بدرفتاری با کودک، هم برای قربانیان و هم برای کسانی که مرتکبِ جرم می­‌شوند، و اصلاحِ درکِ خطر این بدرفتاری و عواملِ حمایتی.
  • سنجش و اشاعه­‌ی اطلاعات درباره­‌ی سلامت، اقتصاد و هزینه­‌های اجتماعیِ گسترده مرتبط با بدرفتاری با کودک و نوشیدنِ پرضررِ الکل.
  • همکاری با مراکزی که در این زمینه مشارکت دارند (از جمله بهداشت و سلامت؛ خدمات آموزشی و قضایی) برای افزایش درکِ آن­ها از مساله­‌ی بدرفتاری با کودک به عنوان بانیِ نوشیدن پرضررِ الکل در میان جوانان.
  • افزایش پیوند میان خدماتی که به رفاهِ کودک و مشکلات مرتبط با الکل می‌پردازند.
  • ترویج مشارکت میان مراکزِ مختلف برای مقابله با بدرفتاری با کودک و کاهش نوشیدنِ پرضررِ الکل.
  • ارزیابی و ترویجِ راهکارهای موثر و مقرون به صرفه در جلوگیری از مصرف الکل برای کاهش سطوح بدرفتاریِ مرتبط با مصرف الکل با کودک.
  • حمایت از تغییر در سیاست و قانون برای جلوگیری از بدرفتاری با کودک و کاهش نوشیدنِ پرضرر الکل.

    [جایگاهِ مشکل مصرف الکل و بدرفتاری با کودک در [سیاست­‌های جهانی

    هم مصرف پرضرر و پرخطر الکل و هم بدرفتاری با کودک در سطح جهان به عنوان کلیدی­‌ترین مساله‌­ی بهداشت و سلامتِ عمومی که نیاز به توجه فوری دارند، شناخته شده اند. سازمان­‌های بهداشتی، در سطوح ملی و بین­‌المللی، هم در حمایت از سیاست­‌هایی که ارتباط میان مصرف الکل و بدرفتاری با کودک را مورد اشاره قرار می‌دهند و هم ترویج فعالیت‌های پیشگیرانه که  بهداشتِ عمومی را بهبود می‌بخشند، نقش کلیدی دارند. سازمانِ بهداشتِ جهانی برنامه‌­های جامعی درباره­‌ی این دو مساله آغاز کرده تا پیش قدمِ انجام تحقیقاتی در این زمینه شود و اقدامات پیشگیرانه‌ی موثر را شناسایی کند و آن­ها را توسط کشور­های عضوِ خود اشاعه بخشد تا بتواند اقدامات موفقیت‌­آمیزی را در این زمینه به انجام رسانده و سیاست­‌هایی در جهت کاهش نوشیدن پرخطر و پرضرر الکل و بدرفتاری با کودک، تدوین نماید.

    در رابطه با الکل، این کارها عبارتند از تلفیق و انتشار اطلاعات علمی در رابطه با مصرف الکل، توسعه‌ی تحقیقات و طرح‌های سیاسی جهانی و منطقه‌­ای در زمینه­‌ی الکل، حمایت از کشورها برای افزایش ظرفیت ملی در نظارت بر مصرفِ الکل و خطرات مرتبط با آن و ارتقاء [شیوه‌های] پیشگیری، شناسایی زودهنگام و مدیریت ناهنجاری­‌های ناشی از مصرفِ الکل در مراقبت‌های بهداشتیِ اولیه. یک مصوبه­‌ی مجمع بهداشتِ جهانی درباره‌ی مشکلاتِ بهداشتِ عمومیِ ناشی از مصرف پرضرر الکل در سال ۲۰۰۵، عواقبِ بهداشتی و اجتماعی مرتبط با مصرف پرضرر الکل را شناسایی کرده و از کشور­های عضو می­‌خواهد تا راهکارهای موثری را در این زمینه اجرا و ارزیابی کنند تا بتوانند چنین خطراتی را کاهش دهند، و در عینِ حال از سازمان بهداشت جهانی نیز می‌­خواهد تا از کشور­های عضو برای نظارت بر آسیب‌های مرتبط با الکل پشتیبانی کرده و راهکارهای و برنامه‌­های موثری را اجرا و ارزیابی کند و شواهد علمی را درباره­‌ی تاثیرِ سیاست­‌ها در این زمینه، تقویت کنند.

    در زمینه­‌ی خشونت نیز می‌­توان به کمپین سازمان بهداشت جهانی برای جلوگیری از خشونت اشاره کرد. این کمپین در سال ۲۰۰۲ آغاز شد و هدف از آن افزایش آگاهی بین­‌المللی درباره­‌ی مشکلِ خشونت (از جمله بدرفتاری با کودکان)، تاکید بر نقش بهداشت و سلامتِ عمومی در مسیرِ پیشگیری از این نوع خشونت و افزایش فعالیت­‌های جهانی، منطقه­‌ای و ملی در جلوگیری از آن است. رویکردِ پیشگیری از خشونت، در گزارش جهانیِ خشونت و بهداشت و سلامت مربوط به سازمانِ بهداشتِ جهانی ارائه شده است. مصوبه‌­ی مجمع بهداشت جهانی[10] که در سال ۲۰۰۳ به تصویب رسید، کشورهای عضو را تشویق می­‌کند تا این پیشنهادات ابتدایی را در گزارش خود اجرا کنند و از دبیرخانه بخواهند تا به آنها در برقراری برنامه­‌ها و سیاست­‌های علم‌­محور در زمینه­‌ی بهداشت عمومی برای اقدام به منظور جلوگیری از خشونت و کاهش عواقب و پیامدهایِ آن، همکاری کند. به منظورِ تکمیلِ این بخش، ائتلافِ پیشگیری از خشونت ایجاد شده است تا انجمنی برای تبادل بهترین اطلاعات عملی میان کشورها و آژانس­‌های دیگر که در مورد کاهش خشونت در سراسر جهان فعالیت می‌کنند، فراهم شود.

    خطِ مشیِ بین­‌المللی درباره‌ی بدرفتاری با کودک عبارت است از معاهده‌ی حقوق کودک، که در سال ۱۹۸۹ در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شده و احزاب را وا می­‌دارد تا اقداماتِ قانونی، مدیریتی، اجتماعی و آموزشی را برای حمایت از کودکان به انجام برسانند و از کودکان در برابر انواع خشونت فیزیکی و ذهنی حمایت کنند. بررسی دبیرِ کلِ سازمان ملل بر مساله­‌ی خشونت علیهِ کودکان که در سالِ ۲۰۰۶ منتشر شد، بر لزومِ ایجاد خدمات ویژه‌­ی قربانیان و تلاش­‌های پیش­گیری کننده­‌ی خشونت علیهِ کودکان تاکید دارد، خدماتی که شامل راهکارهایی در زمینه­‌ی رابطه­‌ی میان بدرفتاری با کودک و مصرف پرضرر الکل می‌شوند. علاوه بر این، یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، از کشورهایی که چنین اقداماتی را عملی کرده حمایت می‌کند، کشورهایی که می‌کوشند در سطحی بین­‌المللی محیطی حمایتی برای کودکانی که از بندِ خشونت رها شده‌اند، ایجاد کنند و این موضوع را تصدیق می­‌کنند که سوءِ مصرفِ الکل می‌­تواند در بدرفتاری با کودک نقش داشته باشد.

    این مطلب ترجمه‌ای است از:

    World Health Organisation. Child Maltreatment and Alcohol Fact Sheet. Department of Injuries and Violence Prevention & Department of Mental Health and Substance Abuse, Geneva

    [1] . مصرف پرضرر الکل: الگوی مصرف آن به شکلی است که منجر به آسیب به سلامت شود. مصرف پرخطر الکل:  مصرف الکل به شکلی است که خطر عواقب مُضرِ آن را برای مصرف­ کننده افزایش می­‌دهد.

    [2]. Fetal Alcohol Syndrome -FAS

    [3]. Fetal Alcohol Effects -FAE

    [4].نوعی از سرپرستی از کودک در استرالیا. در این شکل از سرپرستی، کودکانی که بدسرپرست هستند، برای سرپرستی به افرادِ دیگری که داوطلبِ این کار بوده و یا از قوم و خویشِ کودک هستند، سپرده می­‌شوند.

    [5] Child Protection Register

    [6] . مراکزی که در آن­ها الکل فروخته می­‌شود اما اجازه­‌ی مصرف الکل در آن­ها وجود ندارد (از قبیل خوار و بار فروشی‌­ها و فروشگاه­‌های رفاهی).

    [7] . Screening

    [8] . Brief Intervention:بر اساس راهنمای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی این اصطلاح به معنای یک راهبرد درمانی است  که در طی آن در زمانی کوتاه، مشاوره‌ی ساختار یافته با هدف کمک به فرد برای کاهش یا قطع مصرف مواد یا سایر مشکلات زندگی ارائه می‌گردد.

    [9]. Alcohol Use Disorder Identification Test -AUDIT

    [10]. WHA ۵۶.۲۴

     

    1234