سە رخداد در سە تابلو

تابلو اول: ٣ سال پیش و اتفاقن در همین فصل بهار، فردی بە نام “حکمت اللە قربانی”، ۵١ سالە و عضو سفارت جهموری اسلامی ایران در برزیل، در یکی از استخرهای مختلط شنا در پایتخت آن کشور، زیر آبی رفتە و بە چهار دختر نوجوان “تعدی جنسی” کرد. پس از جیغ و فریاد دختران نوجوان برزیلی و برملا شدن تجاوز آقای قربانی، خانوادەهای قربانیان، پلیس برای مدتی او را بازداشت و سرانجام بە علت داشتن مصونیت دیپلماتیک آزادش می کنند. گفتە می شود کە وی در سلسلە مراتب سفارت ایران در آن کشور در ردەی سوم بودە است. او در زمان واقعە، متاهل و دارای دو فرزند بودە است.

سفارت جمهوری اسلامی ایران در برزیل، اتهام جنسی بە حکمت اللە قربانی را رد کردە و آن “حاصل سوء تفاهم ناشی از تفاوت در رفتارهای فرهنگی” قلمداد کرد. سفارت ایران در بیانیەای نە تنها از خانوادەهای قربانیان تجاوز و مردم برزیل عذرخواهی نکرد؛ بلکە در ادامە افزود: “نشریان عمومن نسبت به موضوعات مربوط به کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران موضعی تبعیض آمیز اتخاذ می کنند.”

پس از واکنش سفارت ایران در برازیلیا، رامین مهمان پرست، سخن گوی وقت وزارت خارجەی ایران در تاریخ ٣١ فروردین ١٣٩١ در ارتباط با رسوایی جنسی فوق گفت: “بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد که مطالب منتشر شده توسط اینگونه رسانه‌ها، خلاف واقع و فاقد صحت است.”

hekmatolaghorbani

سرانجام و پس از این کە گند قضیە درآمد، رامین مهمان پرست با رفو زدن موضوع در جلسەای دیگر گفت: “مقامات دولتی این موضوع را در دست ارزیابی دارند و پس از تکمیل بررسی ها، در مورد واکنش مناسب تصمیم گیری خواهند کرد.” وزارت خارجە تا آخرین لحظە از وی دفاع کردە و در نهایت حکم وی با گذشت زمان بە فراموشی سپردە شد.

ماجرای “تجاوز” کارمند ارشد سفارت ایران در کشور برزیل در رسانەهای آن کشور و حتا جهان بازتاب گستردەای داشت، اما واکنش ها از حد ارائەی گزارش های رسانەای و شکایت خانوادەهای قربانیان کارمند سفارت ایران فراتر نرفت. هیج کمپینی علیە مردم و فرهنگ ایرانی در برزیل بە راە نیفتاد و تجمعاتی در مقابل سفارت ایران در برازیلیا برگزار نشد.

در ایران استخر مختلط وجود ندارد و زنان و مردان نمی توانند با هم و حتا نزدیک هم شنا کنند. در سواحل ایران مکان شنای زنان و مردان را با کشیدن پارچە و یا دیوار از هم دیگر جا کردەاند. 

تابلوی دوم:

در جریان بازی‌های آسیایی “اینچئون” کرەی جنوبی، در سال ١٣٩٣ شمسی، یکی از دست اندرکاران تیم اعزامی ایران بە جرم “آزار و اذیت” یکی از زنان راهنمای کرەای از سوی پلیس دستگیر و سپس بلافاصلە از آن کشور اخراج گشت. این مرد ٣٨ سالەی ایرانی کە بعدن از وی بە عنوان مدیر تدارکات تیم ملی المپیک ایران نام بردە شد، پس از بازجویی از سوی پلیس کرەی جنوبی پذیرفتە بود کە تماس فیزیکی” با یکی از راهنماهای زن داوطلب کرەای داشتە ولی در عین حال بر این باور بودە است کە “هیج کار خلاف و غیر قانونی انجام ندادە است!” او از دختر راهنمای داوطلب خود خواستە بود کە در داخل راهروی ورزشگاه “آنسان وا” با وی عکس بگیرد.

کار بە همین جا ختم نمی شود و رگ غیرت و غرور ایرانی اجازە نمی دهد کە کسی مسئولیت کارهای ناشایست خود را برعهدە بگیرد. برای این کە این “غیرت ایرانی” خدشەدار نشود، دبیر کل کمیته ملی المپیک ایران هم این بار هم مسالەی کارمند متجاوز و موضع سخن گوی وزارت خارجە را تکرار و کپی می کند. آقای دبیرکل درباره حاشیه به وجود آمده توسط مدیر تدارکات تیم امید ایران گفتە بود: “به دنبال توجیه نیستیم اما این موضوع از طرف کره‌ای‌ها خیلی بزرگ‌نمایی و قبل از اثبات جرم رسانه‌ای شد ‫و کره ای‌ها در این رابطه به اشتباه‌شان اعتراف کردند.”

33

در همین رابطە و در واکنش به این گزارش، “محمدحسین همیسی”، رئیس حراست فدراسیون فوتبال ایران، هم موضع گیری کرد کە چیزی از مواضع گیر کم نداشت. وی آن زمان اعلام داشتە بود: “دوستانی که همراه کاروان ایران در اینچئون حضور دارند ادعا می‌کنند که در انتشار این خبر بزرگنمایی شده و به نوعی آن را تکذیب می‌کنم.” این نشان  می دهد همیشە حق با ما هاست، مگر خلاف آن ثابت شود،  ولو این کە متجاوز باشیم.

در کرەی جنوبی هم مانند برزیل کار و پروندە بە مقامات پلیس و قضایی سپردە شد. قضیە برای آنان کش پیدا نکرد.

تابلوی سوم

تابلوی سوم کمی بیش از اندازە با تابلوهای اول و دوم فرق دارد.

در تابلوی سوم، اتفاق برعکس می شود و آن چە در موارد یک و دو بر سر دیگران آوردە بودیم، را بر سر خودمان  می آورند. واکنش ایرانیان هم شبیە برزیلی ها و کرەی هاست؟ نە. بسیار متفاوت است.

هر سال مسلمانان زیادی از ایران برای مناسک انواع حج بە عربستان سعودی می روند. امسال هم خانوادەهایی برای انجام مناسک حچ عمرە بە آن کشور رفتە بودند. در راە برگشت پلیس فرودگاە جدە دو نوجوان ایرانی را از خانوادەهایشان جدا کردە و بە بهانەی بازرسی بدنی بە آنان “تعرض جنسی” می کند. روز پس از واقعە، بلافاصلە کاردار و کنسول عربستان بە وزارت خارجەی ایران احظار و مراتب اعتراض شدید ایران بە آنان ابلاغ می شود.

روز پنج شنبە، ٩ آوریل، سفیر عربستان در دیدار با حسین امیر عبدالهیان، معاون آسیا و آفریقای وزارت خارجە، بە وی اعلام کردە است کە ‘مسئولین تعرض بە دو نوجوان ایرانی بازداشت شدە و مجازات خواهند شد.”

haj

در همین زمینە، رئیس جمهور ایران بە وزیر ارشاد دستور داد تا ماجرای تعرض بە دو نوجوان ایرانی را مورد پیگیری قرار دهد و برای تصمیم گیری دولت گزارش جامعی تهیە کند.

در کنار آنان، تاکنون تعدادی از نمایندگان مجلس و شماری از مراجع تقلید و شخص هاسمی رفسنجانی موضع گیری کردەاند و رفتار غیر اخلاقی و ناپسند دو مامور سعودی را نکوهش کردەاند.

تا این جای کار اشکالی بر کار وارد نیست و در صورتی کە حقوق شهروندان در هرجای دنیا پایمال شود این وظیفە دولت است کە از حقوق مردم و ملت خویش در برابر هر اجحافی دفاع نماید. مسالە ما ولی بر سر هیاهوی رسانەای، ایجاد فضای کاذب و احساسی، کمپین های فضای مجازی، تظاهرات و عربدەکشی و همه تر از همە روند نژادپرستانەای است کە پس از رویداد جدە در بطن جامعە و فضاهای مجازی رخ می نماید.

فکر کنم قبل از این کە تابلوی سوم را تکمیل کنیم، با یک فلاش بک بە حادثەی تروریستی رستورانی در استرالیا برویم و شاید این تابلوی چهارم باشد. جایی کە در آن یک آخوند ایرانی تبار چند نفر را در رستورانی بە گروگان گرفت، تعدادی را کشت و در آخر خود نیز بە قتل رسید. فردی ۵٠ سالە بە نام “محمد حسن منطقی” کە در استرالیا از شیعە بە سنی تغییر مذهب دادە و نام “شیخ هارون” را برای خود انتخاب کردە بود. شیخ هارون ایرانی الاصل بود.

بە یاد بیاوریم زمانی کە فرد مذکور دست بە گروگان گیری زد، بسیاری از ایرانیان دنیای مجازی پس از آشکار شدن هویت فرد قاتل بە هم دیگر دلداری می دادند. همەی آنان بە درست در یک چیز متفق القول بودند: در همە جا خوب و بد وجود دارد…حادثە را نباید بە جامعەی ایرانیان در استرالیا و کل ایرانی ها در تمام دنیا تعمیم داد و خلاصە این کە “محمد حسن منطقی” نمایندەی فرهنگ و ارزش های ایرانی نیست.

mantghi

یک روز پس از ماجرا همەی ایرانی های استرالیا مثل سایر روزهاو در کمال آرامش و امنیت جسمی بە سر کارهایشان برگشتند و کسی انگشت اتهام بە سویشان دراز نکرد. پروندەی “شیخ هارون” بە مثانبەی پروندەی یک فرد خاطی مورد بررسی قرار گرفت و کسی از در و دیوار سفارت ایران بالا نرفت. گرچە دولت و حکومت ایران چهرەی قابل قبولی در مجامع بین المللی ندارد، ولی جامعەی ایرانیان استرالیا بار جنایت یک تروریست را بە دوش نکشید.

حال دوبارە بر می گردیم بە تابلوی سوم. رویداد جدە برای ایرانی ها از یک رخداد فراتر رفتە است. همان گروە ها و افرادی کە در حادثەی رستوران سیدنی معتقد بودند کە نباید ماجرای گروگان گیری یک ایرانی را بە کل ایرانی ها تعمیم داد، حال شب و روز در دنیای مجازی دارند با نشر کاریکاتور و جوک های نژادی بە تحقیر عرب ها مشغول اند. دستەهای سازمان یافتە و “خودجوش” بلافاصلە مثل قارچ جلو سفارت ها سبز می شوند، کف چرانی می کنند، پرچم آتش می زنند و شعار “مرگ بر” سر می دهند. این بخش از “ملت غیور” حتا باکی ندارند کە شعارها و حرکتی کە در پیش گرفتەاند ممکن است بە واگرایی و سرخوردەگی اقلیت های قوم-ملی تبدیل شود و شکاف سیاسی و مذهبی ایران را از این هم کە هست عمیق تر کند. آن “شعبان بی مخ”ی کە با در دست گرفتن پلاکارد “ملخ” و تیتر “این طعام شماست” نمی داند کە تیشە بە ریشەی هرگونە انسجام و وحدتی خواهد زد کە تاکنون هم بسی سست و بی بنیان شدە است.

در تابلوهای اول و دوم دیدیم کە واکنش مشابە مردم برزیل و کرەی جنبوبی بە رویدادی مشابە عقلانی تر و متمدنانەتر از تابلوی سوم است. 

غیبت “غرور ملی” در رویداهای داخلی ایران

نکتەی قابل تامل و توجە این است کە این نوع از غرور و آن چە کە ‘شکستن غرور ملی” نامیدە می شود در رویدادهای داخلی غایب است. چرا واکنش “اجحاف حقوق ملی”آن چنان کە ما در موارد مربوط بە مسایل خارجی شاهدش هستیم، در داخل کشور موجی بر نمی انگیزد؟  تجاوز در “کهریزک” چە تفاوتی با “تعرض” در جدە دارد؟ چرا اختلاس های میلیاردی هیچ حساسیتی را در جامعە بر نمی انگیزد؟

2

بە نظر می رسد کە جریان های مذهبی کە قدرت را در تهران در دست دارند و گروەهای راست گرای پان ایرانیست کە در صدد احیای مجدد عظمت و شکوە ایران باستان هستند، از فضای کنونی نفع می برند. آنان با دمیدن بر آتش عرب ستیزی و سنی هراسی، حداکثر نیروها را پشت سر خود جمع کنند و بە همین خاطر است کە بخشی از افراد و نیروهای برون مرزی کە خود را اپوزیسیون دولت و رژیم هم می دانند در این چرخە قرار می گیرند. وگرنە تقاضای مجازات برای افراد خاطی و متجاوز- کە درخواستی درست هم هست- نمی تواند بە معنای نفی یک ملت و یک کشور و تحقیر تمامی احاد آن جامعە باشد.

برتری طلبی مذهبی و ملی

عدەای می گویند کە فوران اخیر بخشی از جامعەی ایرانی علیە عرب ها، فقط بە خاطر تعرض بە دو نوجوان ایرانی در عربستان نیست و بخشی هم مربوط است بە رقابت های منطقەای عربستان سعودی و ایران از جملە بر سر بحران اخیر در یمن. اشکال این تحلیل این است کە تنها امروز را بررسی می کند. خوب اگر چنین برداشتی درست باشد، تولید و بازتولید جوک های قومی در ایران و نشر و گسترش سینە بە سینە در گذشتە و بە کارگیری وسایل ارتباط جمعی امروزی مانند وایبر، تانگو، فیس بوک و…حملات وسیع گروهی بە صفحات لیونل مسی، قبل از جام جهانی، بە داور یکی از مسابقات ایران و حملەی گروهی و سازمان یافتە بە شخصیت های ورزشی و فرهنگی خارجی در فضای مجازی را چگونە می توان توضیح داد؟

3

دو گفتمان اصالت ایدئولوژی مذهبی، استوار بر مذهب تشیع، و اعتقاد بە برتری ناسیونالیسم ایرانی و افتخار بە دوهزار و پانصد سال تاریخ و تمدن در ایران، همیشە مبلغانی پروپاقرص داشتە است. یکی از مهم ترین پایەهای هر دو گفتمان اعتقاد بە دشمن و یا دشمنان فرضی و آمادە کردن جامعە برای رویارویی با چنین دشمنانی است. در گفتمان های فوق تمام حقیقت نزد یک طرف و گروە است و از طرف مقابل چهرەای شیطانی –و در عین حال محقر- ترسیم می شود. هر دو گفتمان گذشتە گرا و در عین حال تهاجمی هستند. اگر بپذیریم کە ایدیولوژی ها رابطەای ناگسستنی با مراکز قدرت دارند بنابراین می بینیم کە مراسم های عاشورا و تاسوعا و “عمرکشان” و پروردە کردن هزاران مداح برای تکرار روایت های کربلا با استفادە از تکنولوژی مدرن نمونەای از گفتمان مذهبی است کە از سوی حاکمیت با بودجەهای میلیاردی هدایت می شود. پس حاکمیت با پیش برد دقیق کارکرد آن دو گفتمان و البتە هم راهی بخش نخبە و روشنفکر طبقەی متوسط جامعە را توری هدایت می کند کە کم ترین حساسیت را بە مسایل داخلی نشان دهد، اما در عوض در مقابل مسایلی کە در بالا اشارە شود مثل بمب آمادە انفجار گردد. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)