pirouz-mojtahedzadeh

دادخواهی حضور رهبری جمهوری اسلامی ایران برای رفع ستم های بی پایانی که با استفاده از امکانات و اختیاراتحکومتی در پی گیری امیال شخصی بر من وارد می شودحکومتی در پی گیری امیال شخصی بر من وارد می شود

با سلام و احترامات فائقه:

نخست اجازه می خواهد توضیح دهد که این نامه دادخواهی یا تظلم به دو دلیل از طریق عمومی حضورتان عرضه می شود: اول نداشتن اطمینان از رسیدن آن به مقصد از راه های اعلام شده: دوم نداشتن هیچ مساله پنهان در زندگی اجتماعی که دلیلی بر جای نمی گذارد این گونه مکاتبات به توجه و داوری عموم نرسد.

پس آنگاه، اجازه می خواهد این عرایض را بعد از طرح چند سوال برای توجه و داوری عموم، آغاز کنم به قرار زیر:

 

·        اگر سردار دکتر یحیی رحیم صفوی دعواهای شخصی خود علیه مرا بدون توسل رسمی و علنی به قدرت و نفوذ حکومتی و عنوان حکومتی مشاور و دستیار فرماندهی کل قوای جمهوری اسلامی پی گیری می کرد، آیا مناسبتی پیش می آمد که چنین عریضه ای نزد فرماندهی کل قوا نوشته شود؟
·       اگر آن چنان که بر همگان مسلم شده است، تلاش سردار دکتر یحیی رحیم صفوی در طرح دعوای شخصی علیه من نزد سازمان قضائی کشور برای رسمیت حقوقی دادن به نقض همه حقوق شهروندی و مواهب حقوق بشری من از سربرگ سازمانی «مشاور عالی و دستیار فرماندهی کل قوا» استفاده نمی کرد، آیا مسولان قضائی کشور مانند همتایان دولتی و دانشگاهی خود را در محضوریت اخلاقی و اداری مرسوم جامعه ما می یافتند که بر خلاف قوانین و مقررات جاریه کشور، مرتکب تصمیماتی علیه همه حقوق اجتماعی و شهروندی من شوند؟
·       در حالی که سردار دکتر یحی رحیم صفوی در شکایت شخصی علیه من به مراجع قضائی کشور نتوانسته است حتی کوچکترین اشاره ای به تردید واقعی و مستند نسبت به میهن دوستی و وفاداری من به هویت و منافع ملی و مصالح امنیتی کشور نماید، چگونه است که برخی از عوامل اطلاعاتی و امنیتی مربوط به سپاه پاسداران (به گونه قانونی و یا خلاف قانون و مقررات) کوشیده و می کوشند (به شهادت ده ها و صدها تن) با استفاده از تاکتیک ایجاد رعب و وحشت از طریق اشاعه تردید های امنیتی نسبت به من، کلاس های درس مرا تعطیل کنند، جلوی سخنرانی های مرا در موسسات دانشگاهی دولتی و غیر دولتی و حتی در موسسات پژوهشی و آموزشی خصوص بگیرند، مسولان همایش های علمی و پژوهشی کشور را به دلیل شرکت من مورد بازخواست های امنیتی غیر قانونی قرار دهند و برای جلوگیری از انتشار آثار علمی من از هیچ تلاشی فروگذار ننمایند و…… (شانزده مورد از این گونه اقدامات نیمه پنهان را فهرست و مستند کرده ام که در صورت لزوم ارائه خواهد شد). برای نمونه آخرین پیامی که همین امروز بدستم رسید و گویای استفاده غیر قانونی از امکانات اطلاعاتی سپاه پاسداران یا حراست است در تلاش خلاف اخلاق و قانون برای جلوگیری از سخنرانی هایم، در زیر نقل می شود:

سلام استاد عزیز …خواستم بگم خیلی برای من مهم و یه جورایی الگو هستید یکی از افتخارات دوران دانشجویی ام این بود که کمک کردم شما تشریف بیارید دانشگاه ولی وقتی رفتید کلی بازخواست شدیم ولی می ارزید…

  • ·        و سرانجام، آیا هنوز زمان آن نرسیده است که پرسیده شود:

سردار صفوی که حمایتش از ارتباطات پرسش بر انگیز خارجی آقای صادق خرازی، مسؤل اشاعه  شعار اسرائیل پسند «ما انرژی هسته ای نمی خواهیم»، غیر قابل انکار است، و به راهنمایی او می کوشد با استفاده از همه نفوذ و امکانات حکومتی که در اختیار دارد، از جمله استفاده از نام و اعتبار  رهبری جمهوری اسلامی ایران، چرا می کوشد تنها صدایی را در گلو خفه کند که به تایید رسانه های ملی و بین المللی در دفاع از حقوق هسته ای ایران، در خنثی کردن تهدید های جنگی امریکایی – اسرائیلی علیه ایران، و در دفاع از تمامیت ارضی و حیثیت ملی کشور در خلیج فارس سخت موثر بوده و هست؟

عالی جناب،

چنان که ممکن است مسبوق باشید، این جانب پیروز مجتهدزاده، یک پژوهشگر دانشگاهی با حد اکثر بی طرفی علمی هستم، و به همان اندازه که بی طرفی علمی و غیر سیاسی بودن پژوهشگران دانشگاهی را برای توسعه علم امری حیاتی می دانم، به همان اندازه نیز تلاش کرده و می کنم که سیاسی بودن نیروهای جوان جامعه را در مسیر درست، نه مسیری که روشنفکران سنتی طی کرده اند، تشویق کنم چون می دانم و در نوشته های علمی خود تشریح کرده ام که بدون تحرک سیاسی نیروهای جوان جامعه، تحزب واقعیت نمی یابد و جامعه بی بهره از تحزب نمی تواند به سوی دموکراسی حرکت کند.

 

 

از سوی دیگر، در این شرایط غیر سیاسی و بی طرفی علمی نسبت به همه مراکز قدرتی داخلی و خارجی کشور است که تا کنون بدون روی آوردن به استفاده از امکانات مالی بیت المال که در کشور ما بسیار رونق دارد، کوشیده و می کوشم ضمن پژوهش برای کشف و انتشار حقایق والاتر علمی مربوط به امر خطیر هویت سیاسی، تاریخی و جغرافیای سیاسی ایران، از این هویت و از منافع ملی ناشی از شناخت درست آن دفاع های علمی و مستند بسیار موثری را در منطقه و در جهان ارائه کنم، ولی سال هایی چند است که در کمال شگفتی خود را با ستیزه جویی های شخصی سازمان یافته ای مواجه می بینم که با استفاده خلاف قانون و اصول اخلاق از امکانات حکومتی، تیشه به ریشه علمی و حقوق بشری این جانب می زند.

 

حدود دو سال پیش از این (دی ماه 1391) در نامه ای سرگشاده به عرض رساندم: از سال 1379که  به استخدام  دانشگاه تربیت مدرس در آمدم، تا کنون با تالیف ده ها جلد کتاب علمی و صدها مقاله پژوهشی به زبان های فارسی و انگلیسی با ترجمه هایی به زبانهای دیگر کوشیده ام ضمن دفاع از منافع ملی ایران در سطوح منطقه ای و جهانی، کار تدریس جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک را که همانا مطالعه مدیریت سیاسی فضای جغرافیایی (کشور) باشد، به بهترین وجهی که در توان علمی ام داشته ام، انجام دهم.

 

 

در این راستا گزارش های بی پایان رسانه های ملی و بین المللی در بیست سال اخیر بهترین گواه این حقیقت است که در مواردی مانند دفاع از یکپارچگی سر زمینی ایران در خلیج فارس و در دیگر مناطق مرزی کشور، دفاع از حق و حقوق و امنیت ایران در منطقه، دفاع از هویت ملی و تاریخی ایران در سطوح بین المللی، دفاع از حقوق حقه ملت ایران در برنامه انرژی هسته ای و مقابله با دسیسه های غربی برای تحمیل جنگ خانمان سوز دیگری به ملت ایران به بهانه عدم اعتماد در زمینه تولید سلاح هسته ای و یا به بهانه بازداشت تفنگداران دریایی متجاوز انگلیسی در خلیج فارس و غیره، با موفقیت عمل کرده ام.

 

 

از سال 1389 که سردار دکتر یحیی رحیم صفوی فعالیت خود را، در مقام ریاست انجمن ژئوپولیتیک در دانشگاه تربیت مدرس آغاز کرد، تا کنون که ظاهرا ادامه این ریاست به گونه غیر قانونی دیکته می شود، این جانب با شرایط باور ناکردنی مواجه شده ام که طی آن، علاوه بر اخراج من از دانشگاه های تربیت مدرس، شهید بهشتی و علوم و تحقیقات آزاد اسلامی، تلاش می شودبا دست آویز قرار دادن عنوان “مشاور عالی و دستیار فرماندهی کل قوا” و با استفاده از امکانات دیگر دولتی، از جمله به کار گرفتن مستقیم یا مع الواسطه برخی عوامل مربوط به اطلاعات سپاه پاسداران (به اقرار نزدیکان بلافاصله وی نزد برخی از اساتید و دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، ضمن تنگ تر کردن حلقه انحصار جغرافیای سیاسی کشور و ادامه حمایت غیر قابل انکار از خواست های سراسر تردید آمیز آقای صادق خرازی، مسؤل اشاعه شعار ما انرژی هسته ای نمی خواهیم، می خواهند تنها صدایی را در گلو خفه کنند که به تایید رسانه های بین المللی در دفاع از حیثیت و حقوق ملی ایرانیان در منطقه و جهان، و در خنثی کردن تهدید های جنگی علیه مردم و خاک ایران سخت موثر بوده و هست.

 

سردار دکتر یحیی رحیم صفوی که توانسته است به کمک صحنه پردازی های فردی به نام دکتر محمد رضا حافظ نیا کار به انحصار در آوردن رشته جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک کشور را شدت دهد، سبب بروز شرایطی در این رشته شده است که به تایید اکثریت قاطع جغرافیا خوانان و جغرافیای دانان سیاسی کشور بیشتر شبیه استقرار یک حکومت نظامی در چارچوب انجمن ژئوپولیتیک است. در این شرایط است که با استفاده از غفلت یا بی اعتنایی های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نسبت به این موارد کار انحصار رشته جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک کشور به سرحدی می رسد  که “بد آموزی”، از جمله آموزش مباحث اطلاعاتی و امنیتی چون آفند و پدافند و غیره به دانشجویان دوره دکترای جغرافیا حرف اول را در این رشته علمی (غیر نظامی و غیر امنیتی) می زند. در همین اوضاع است که با به دست آوردن یک رای فرمایشی (هنوز تایید نشده) در محکومیت من از دستگاه قضائی کشور به شیوه ای که در شکایت رسمی و علنی من به قوه قضائیه منعکس است، نمایش بی منطقی از لجبازی علیه من روی صحنه می آید، از جمله انتشار بخش نامه از طرف انجمن یاد شده برای مبارزه علیه همه دست آوردهای علمی و پژوهشی من. برای مثال در بخش نامه های به اصطلاح محرمانه این انجمن حتی توجه دانشجویان به درست نگاری کلمه ژئوپولیتیک ممنوع شده و یا این که تماس های اجتماعی دانشجویان و همکارانم در این رشته با من ممنوع می شود که در عمل می تواند نماشی از سطح کودکانه ای از لجبازی ناشی از حسادت ورزی شمرده شود.

 

 

از سوی دیگر، با آنکه سردار دکتر صفوی در متن شکایت حقوقی علیه من و در مستندات ضمیمه شده آن راسا حتی اشاره ای مستقیم و مستند در تردید نسبت به میهن دوستی و وفاداری من به منافع ملی و مصالح امنیتی کشور ندارد، گویا از استفاده مستقیم یا مع الواسطه از اشاعه شایعات در همین زمینه علیه من رویگردان نباشد. برخی از عوامل اطلاعاتی شاید وابسته به سپاه پاسداران و حراست دانشگاه ها وادار می شوند از تاکتیک اشاعه تهمت در مشکوک بودن وضعیت امنیتی من استفاده کنند. فراتر، برای حصول این مقصود در راه رسمیت دادن به اقدامات یاد شده، به حکمی علیه من توسل جسته می شود که در محاکمه سریع السیر مورخ 4 آبان 1393 بر اساس بازپرسی های تحریف شده حاصل آمده است، به ویژه در نتیجه لگد مال کردن حقوق اولیه من در آن روند بازپرسی کاملا پرسش بر انگیز در دو مورد زیر:

 

1-     محروم کردن من از مطالعه و حصول آشنایی لازم با متن و محتوا و مستندات اصل شکایت سردار:

2-     محروم کردن من از حق مسلم من در زمینه حضور در جلسه آخرین دفاع از خود.

 

با توسل به یک چنین حکم مخدوش و (هنوز) تایید نشده که مورد اعتراض رسمی من قرار گرفته است و با استفاده از تاکتیک اشاعه دروغ در مشکوک بودن وضعیت امنیتی من است که عوامل یاد شده برای جلوگیری از باقی مانده کلاس های درس من، جلسات سخنرانی من، انتشارات علمی من تلاش می کنند. در وضعیتی مشابه، شاهد آن هستیم که عوامل یاد شده ضمن استفاده از تاکتیک ارعاب و وحشت از راه دست آویز قرار دادن عنوان «مشاور و دستیار فرماندهی کل قوا» و به بهانه رای مخدوش محکمه یاد شده، می کوشند هستی علمی و دانشگاهی مرا ریشه کن کرده و در این راه دست به اقداماتی زده می شود که صرفا گویای حسادت است، مانند ممنوع کردن استفاده از درست نویسی کلمه ژئوپولیتیک و ممنوع کردن تماس های علمی و اجتماعی همکاران و دانشجویان جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک با من.

 

به این ترتیب، آنچه در پایان روز اهمیت حیاتی دارد این که نتیجه دادگاه تجدید نظر در رابطه با حکم صادره علیه این جانب هرچه باشد، مجموعه رویدادهای یاد شده برای این جانب حکایت بی تردیدی دارد از آرامش نگرفتن اعصاب سردار دکتر سید یحیی رحیم صفوی و عدم انصراف ایشان از ادامه اقدامات شرح داده شده برای نابود کردن همه حقوق شهروندی اینجانب در وطنم. آشکار است که ادامه این وضعیت حکایت خطرناکی را در بر دارد در رابطه با تهدید هایی که نسبت به حرمت و امنیت شخصی و اجتماعی خود در وطنم احساس می کنم که برای من چاره ای باقی نمی گذارد جز این که با نوشتن این عریضه داد خواهانه برای آخرین بار از حضورتان تقاضا کنم مقرر فرمایند: در درجه اول از ضربه خوردن بیش از این اعتبار نام و عنوان فرماندهی کل قوا میان مردم کشور از این طریق  جلوگیری شود: و بعد، جلوی این ستمکاری ها که به اعتبار نام فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران نسبت به من اعمال می شود، گرفته شده و حقوق پایمال شده من در دانشگاه های کشور و در اجتماع به من مسترد گردد.

با تقدیم مجدد احترامات شایسته

پیروز مجتهدزاده

مدرس جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک در دانشگاه ها

و استاد اخراجی دانشگاه تربیت مدرس

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)