بازیافت در مناطق زلزله زده
فواد شمس / منتشره در شماره 2 مجله تخصصی بازیافت پاییز 91
Foad.shams@gmail.com
در آمد: زلزله آذربایجان را از زوایای گوناگون می توان مورد کنکاش و بررسی قرار داد. در این گزارش با توجه به آن که نشریه “بازیافت” یک نشریه تخصصی در این حوزه می باشد. در این گزارش که توسط خبرنگار اعزامی نشریه بازیافت به مناطق زلزله زده تهیه شده است، سعی بر آن است که از منظر حفظ محیط زیست و نگاه نقادانه به نحوه کمک رسانی و آسیب های آن به محیط زیست مناطق زلزله زده می رساند، نگاه شود. در واقع اولین و جدی ترین معضل در این میان مسئله تولید زباله هایی است که از اقلام کمک رسانی شده به روستا های این مناطق تولید شده است. این که با چه روش و راهکار هایی می توان به بازیافت این زباله ها پرداخت و جلوی بروز یک فاجعه محیط زیستی در کنار فاجعه طبیعی زلزله را گرفت. در این گزارش علاوه بر این که نگاهی به کلیت مسئله زلزله و کمک رسانی گروه های مردمی شده است، از منظر بازیافتی نیز نظری انتقادانه به عملکرد این گروه ها شده است.

مصیبت های پس از زلزله
زلزله مصیبت بار بعد از ظهر بیست ویکم مرداد ماه در استان آذربایجان شرقی که بسیاری از شهروندان ساکن در روستا ها و شهرهای اهر، ورزقان، هریس را داغدار کرد، هر چند حادثه ای تلخی بود، اما موجب شد که بار دیگر شاهد آن باشیم که همبستگی مردم ایران بیشتر از گذشته بروز می یابد.
در همان ساعات نخست زلزله هزاران تن از مردم و اعضای سازمان های مردم نهاد و غیر دولتی در کنار امدادگران هلال احمر و پرسنل زحمت کش نیروهای نظامی و دیگر ارگان های مسئول برای کمک رسانی به این مناطق شتافتند. بعد از چند روز نیز شاهد سرازیر شدن کمک های مردمی به انواع گوناگون به منطقه آسیب دیده بودیم.
شاید اینفاجعه طبیعی بهانه ای شد که بار دیگر به خیلی از موارد و مشکلاتی که جامعه ی ما خصوصا در مناطق دور افتاده از جمله روستاهای محروم در استان آذربایجان با آن دست به گریبان هستند. جلوی شجم ناظران پرده برداری شود. خانه هایی که با کوچک ترین لرزه فرو ریخته می شوند. مردمانی که از کمترین امکانات برخوردار نیستند. محیط زیستی که اگر به مسئله تولید زباله و بازیافت نکردن مواد پلاستیکی و فلزی آن توجه نکنیم، آسیب می بیند.
زلزله از جمله پدیده‌هایی است که به هنگام وقوع، جامعه را با مخاطرات و نابسامانی‌های مختلفی مواجه می‌سازد و اختلالاتی را در ساختار و امور جامعه به دنبال دارد. اقشار مختلف جامعه به هنگام وقوع زلزله، قادرند تا با انجام تمهیداتی به مقابله با این موضوع پرداخته و خود را با آن وفق دهند.
از آنجا که در مقایسه با کشورهای مختلف، ایران یکی از زلزله‌خیزترین کشورهای جهان است نیاز به شناخت این پدیده و نحوه مقابله با آن احساس می‌شود. از یک منظر هم باید مقوله هایی که در نگاه اول به آن کمتر توجه می شود را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم. از جمله این که خود نحوه کمک رسانی معضلات دیگری را برای جامعه از جمله معضل آسیب به محیط زیست و آلوده کردن آن را دامن نزند.

همراه با کمک رسان ها در مناطق زلزله زده
به تبریز که وارد می‌شوی اولین نکته‌ای که توجه‌ات را جلب می‌کند، تعداد زیاد ماشین‌های باری است. در هر محله‌ای در تبریز گروه‌های امدادرسانی در خانه‌های شخصی، سوله کارخانه‌ها، مدارس، مغازه‌ها و انبار‌هایشان اقدام به سازماندهی گروه‌های خودجوش امدادرسانی مردمی کرده‌اند.
یک روز پس از زلزله تمامی فعالان مدنی و سیاسی تبریز با گرایش‌های مختلف به هر نحوی تلاش در سازماندهی کمک‌ها کرده‌اند، با وجود اینکه برخی نا هماهنگی ها در پیوند با این مسئله وجود دارد، اما بعد از حدود یک هفته کمیته‌های مردمی سازمان یافته‌تر از قبل برای کمک به زلزله زدگان فعال شده‌اند. اکنون هم یک نوع هماهنگی بین تمامی گروه‌ها وجود دارد.
این امر تنها مختص به تبریز نیست. در تمامی شهر‌های آذربایجان و بسیاری دیگر از شهر‌های ایران گروه‌های خودجوش مردمی اقدام به تاسیس کمیته‌هایی برای امداد و کمک‌رسانی به مردم کرده‌اند.
همراه با برخی از این گروه های امداد و نجات خودجوش مردمی که اکثرا شامل دانشجویان و جوانان فعال مدنی بود، برای سر کشی به مناطق زلزله زده رفتیم. در واقع اصلی ترین کانون آسیب دیدیگی در مناطق زلزله زده یک مثلث تقریبی است که بین شهر های اهر ، ورزقان و هریس می توان ترسیم کرد. روستاهای واقع دراین مثلث بیشترین تخریب و آسیب را دیده اند و متاسفانه بیشتری تلفات انسانی نیز در روستا های این مناطق دیدیه می شود.
از شهر تبریز که به عنوان مرکز پشتیبانی کمک رسانی به این مناطق محسوب می شود، اگر بخواهیم به این روستا ها دسترسی داشته باشیم. نیاز مند آن هستیم که از سه راهی اهر گذر کنیم. در این جا است که با کاروان های فشرده ای شامل نیسان های آبی رنگ که بار های کمک رسانی را به سمت روستا های زلزله زده می برند، مواجه می شوم. گروه های مختلف مردمی هر کدام با در اختیار گرفتن ماشین های باری مختلف همراه با چند ماشین شخصی و خودرو های شاسی بلند به سمت روستا های زلزله زده می روند. روستای “سرند” یکی از روستا های سر راه است که اولین صحنه ای که در آن جا توجه ها را به خودش جلب می کند نه ساختمان های فرو ریخته، که ساختمان هایی است که پا برجا مانده اند. در واقع ساختمان هایی که بر اساس اصول اولیه ایمنی با ستون های بتنی یا اسکلت های فلزی ساخته شده اند کمترین آسیب را دیده اند. اما ساختمان هایی که با کاهگل و بدون رعایت اصول اولیه ساختمان سازی ساخته شده بودند، به راحتی فرو ریخته اند. این صحنه ها دلخراش تر از آنی است که تصور می شود. ناظر بیرونی به این فکر فرو می رود که ای کاش نظارت و برنامه ریزی بود تا دیگر ساختمان های روستایی فرسوده و محقر نیز مثل همین ساختمان های ساده که البته با اصول ایمنی ساخته شده اند، ایمن سازی می شد تا اکنون شاهد بروز این فاجعه انسانی نبودیم.در کنار آن در گوشه گوشه ی جاده ها شاهد برپایی چادر های موقتی برای اسکان زلزله زدگان هستیم. گروه های امداد رسان به این چادر های سر می زنند تا از حال و روز روستاییان خبر دار شوند. نیاز مندی های یشان را بپرسند، دسته بندی کنند و کمک های اهدایی را به دست زلزله زدگان برسانند. در واقع با این که از همان ساعات اولیه هم نهاد های دولتی و نظامی منطقه هم گروه های خودجوش مردمی سعی در کمک رسانی داشته اند، اما به دلیل پراکندگی روستا ها و نبود جاده و راه ارتباطی مناسب دسترسی به روستاییان برای کمک رسانی چندان مطلوب نیست. در نتیجه با وجود تمام تلاش های صورت گرفته، هنوز هم هستند روستا هایی که به آن ها کمک نرسیده است. با راهنمایی افراد بومی مسیری را از سمت منطقه خواجه می یابیم که روستا های آن منطقه کمتر در دسترس بوده است. در نتیجه کمتر هم به آن ها کمک رسیده است.
طبیعت بکر و زیبا منطقه در معرض خطر
روستا های این مناطق در دل کوه و دشت های سرسبز و طبیعت بکر و کمتر دست نخورده قرار دارند. روستاییان به نوعی اقتصاد خود کفا و خوبسنده ای را دارند. با دامداری و همچنین با زراعت و باغداری نیاز های اولیه خورد و خوراک خود را تامین می کنند. از چهره ی کودکانشان مشخص است که خوشبختانه با وجود آن که از محرویمت و کمبود امکانات و عدم برنامه ریزی درست مواجه اند، اما وضع تغذیه مناسبی دارند. در واقع متاسفانه در زمینه ی تخصیص امکاناتی همچون خانه های ایمن سازی شده، جاده های آسفالته ، امکانات اولیه مخابراتی و… کمکاری صورت گرفته است. اما به لطف طبیعت سخاوتمند منطقه در کنار همت و کوشش خود روستاییان همه از تغذیه های خوبی برخوردار بوده اند. به نوعی مردمان این مناطق سال ها و دهه ها خودشان را با زندگی در دل طبیعت وفق داده اند، نیاز های خود را از این طبیعت بکر و سر شار از نعمت تامین کرده اند.
یکی از معضلاتی که بعد از فرو کش کردن تب و هراس اولیه ناشی از زلزله خودش را نشان داد معضل بهداشتی ساکنان منطقه بود. نبود حمام و دستشویی مناسب موجب آن شد که این خطر احساس شود که بیماری های واگیردار در این مناطق شیوع یابد. به نظر می رسد می بایست در اولین گام با برپایی دستشویی و حمام های صحرایی برای جلوگیری از این امر اقدام شود. البته برخی تلاش ها صورت گرفته است اما به دلیل عدم برنامه ریزی و همچنین کمبود امکانات هنوز آن چنان که باید و شاید به این مسئله رسیدگی نشده است.
در این میان گفته های یک مرد میانسال روستایی ما را بیشتر به فکر وا داشت. صفر علی که ساکن روستای “قشلاق بالا” است با زبان ترکی که گاهی سعی م یکند فارسی دست و پا شکسته ای را هم با آن همراه کند به گروه امداد رسان می گوید: “من نیازی به کنسرو و آب معدنی ندارم. من سال ها با دستان خودم و با پرورش دام هایم نیاز های اولیه تغذیه خانواده پر جمعیتم را تامین کرده ام. اگر شما واقعا می خواهید به من کمک کنید برایم کنسرو نیاورید. آب معدنی نمی خواهم. برای من فنس بیاورید تا گوسفندان خودم را از شر گرگ ها ی درنده محافظت کنم. به من کمک کنسد تا سر پنایم را بسازم”
همین سخنان ساده در عین حال عمیق این مرد روستایی نشان می دهد که روند کمک رسانی با وجود ان که نشان گر حس نوع دوستی و همبستگی تمامی مردمان این سرزمین با روستاییان آسیب دیده دارد خودش خالی از اشکال و ایراد نبوده است.
قوطی های فلزی کنسرو و پلاستیک آفت جان روستا ها
از همان روز های اول موجی در یمان مردم و خصوصا در فضا های مجازی و شبکه های اجتماعی ، به راه افتاد که روستاییان نیاز مند کنسرو آب و معدنی و وسایل بهداشتی هستند. در نتیجه ناگهان انواع کنسرو ها و آب معدنی و وسایل بهداشتی در بسته بندی های پلاستیکی به سمت مناطق زلزله زده سرازیر شد. همین اقدامات باعث شد که ناگهان معضل و مشکل دیگری به انواع و اقسام مشکلات ساکنان زلزله زده ی این مناطق اضافه شود. آن هم معضل انباشت زباله خصوصا پلاستیک در مناطق بود. در واقع روستاییانی که سالیان سال معیشت و سبک زندگی داشته اند که خودش در چرخه طبیعت قرار داشته است. روستاییانی که با ساده ترین و ابتدایی ترین وسایلی که طبیعت در اختیارشان قرار می داده است معاش خود را تامین کرده بودند. با مسئله ای به نام زباله مواجه نبوده اند. آنان هر چیزی را که تولید و مصرف می کردند، به نوعی همگرا و جزئیی از خود طبیعت منطقه بود است و به راحتی بعد از مصرف و درو ریخته شدن به چرخه طبیعت با سرعت طبیعی خودش باز می گشته است. معروف است که سبک زندگی روستایی هم پیوند با طبیعت است و زباله ی کمتری را تولید می کند. درنتیجه کمترین آسیب را به طبیعت می زند. در نتیجه کلا یک روستایی کمتر با پدیده ای همچون پلاستیک و یا انواع قوطی های مختلف کنسرو مواجه بوده است. در این شرایط قطعا نیازی هم نمی دیده برای دفع زباله های تولید شده از این منظر چاره ای بیاندیشد. همین مسئله خودش باعث شده است که یک نوع نا آشنایی و نا آگاهای با خطراتی که این قبیل زباله ها خصوصا پلاستیک، می تواند برای محیط زیست اش ایجاد کند داشته باشد.
در این جا باید به آسیب شناسی نقادانه ی نحوه کمک رسانی گروه های خودجوش در این بازه ی زمانی بپردازیم. متاسفانه به دلیل عجله کردن و نا آشنایی بسیاری از این گروه ها و همچنی عدم برنامه ریزی و کلا تسلط فرهنگ غلط مصرفی که بر افکار و ذهنیت تمامی افراد مشغول در این گروه ها حاکم بود. ناگهان مقدار زیادی از انواع قوطی های پلاستیکی و فلزی، انواع بسته بندی های پلاستیکی، کیسه های نایلونی و اقلامی از این دست که بسیار دیر به چرخه طبیعت باز می گردند، برای کمک رسانی به این روستا ها فرستاده شد.
توریسم فاجعه
در میانه ی این فاجعه متاسفانه شاهد بروز پدیده ی دیگری هم بودیم. که می توان آن را زیر مجموعه “توریسم فاجعه ” دسته بندی کرد. برخی از شهروندان تهرانی و تبریزی نیز برای دیدن آن چیزی که به خیال خودشان صحنه های خارق العاده و جالب! ناشی از زلزله بوده است به این مناطق هجوم آورده بودند. دوربینی بر دوش و ماشینی زیر پا همچون توریست ها به این مناطق سر می زدند و عکسی می گرفتند و می رفتند. معمولا هم به دلیل فرهنگ نادرست مسلط بر جامعه ما توریست ها خودشان بزرگترین زباله سازان هستند. متاسفانه هیچ برنامه ریزی هم برای کنترل یا دفع اصولی این زباله ها در نظر گرفته نشده بود و خود این امر یک فاجعه جدید زیست محیطی را موجب شده بود.
صحنه هایی که در کنار چادر های روستاییان می شد به وضوح آن ها را دید. تلبار شدن مجموعه ای از پلاستیک ها، قوطی های کنسرو فلطزی و پلاستیکی ، قوطی آب معدنی استفاده شده و… . واقعا دلخراش بود. آن هم در طبیعتی که یکی از بکر ترین و زیباترین مناظر را در چشم انداز هر ناظری قرار می داد. به نظر می رسید که نبود فرهنگ استفاده از این وسایل و این که چگونه باید این دست اقلام مصرفی را بعد از آن که به مصرف رسیدند، جمع آوری و بازیافت کرد.
کم توجهی به محیط زیست در زمان امداد رسانی
متاسفانه گروه های امداد رسان چندان به این مسئله دقت نظر کافی را مبذول نداشتند که سعی کنند اقلامی که به مناطق روستایی می فرستند، از اجناسی باشند که زودتر در چرخه طبیعت باز گردند، کمتر زباله سازی کنند. متاسفانه استفاده بسیار زیاد و خارج از معمول از بسته بندی های پلاستیکی خودش کلیت کار امداد رسانی را تحت شعاع قرار داده بود. همین مسئله باعث شده بود که این پلاستیک ها در کوتاه مدت تبدیل به زباله هایی شوند که آثار تخریبی آن ها در طبیعت این روستا ها اثرات مخرب بلند مدت تری را به جا بگذارد. اصرار بر این که در مناطق کوهستانی که خوشبختانه چشمه ها و جویبار ها و چاه های آب زلال و پاکیزه ای داشتند. از قوطی های آب معدنی که در بسته بندی های پلاستیکی عرضه می شوند جای تعجب داشت. اگر این هراس هم وجود داشت که این آب های زیر زیمنی و رو زمین ی ممکن است بر اثر زلزله آلوده شده باشند، میبایست مقامات مسئول سریعا رسیدگی می کردند، نسبت به پاک سازی منابع آب منطقه اقام می گردند. نه آن که هزاران و حتی به جرات بتوان گفت میلیون ها قوطی آب معدنی ناگهان به این مناطق سرازیر شوند و روی همدیگر جلوی آفتا تلنبار شود. همین اقدامات خود این آب ها را برای مصرف مشکل دار می کند و بعد از مصرف نیز دفع و بازیافت همین قوطی های پلاستیکی می تواند خودش تبدیل به یک فاجعه محیط زیستی شود که اثرات عمیق و بلند مدت آن به مراتب از خود زلزله هم مخرب تر است.
در کنار این موضوع برای روستایی که پیش از این محصولات لبنی، شیر، ماست و کره و پنیر و ورغن حیوانی خودش را می خورده است. بعضا از گوشت دام و طیوری که از بهترین علوفه هایی که در دل این طبیعت زیبا و غنی تغذیه کرده اند، استفاده می کردند. خوردن کنسرو هایی که بعضا ساعت ها زیر آفتاب مانده اند نه تنها دلچسب نیست که می تواند مضر هم باشد. در نتیجه به نظر نمی رسد دادن کنسرو بتواند نیاز های تغذیه ای این روستاییان را تامین کند. از آن طرف این نحو کمک رسانی تبعات اجتماعی و فرهنگی بدی را هم در بلند مدت می گذارد. روستاییانی که پیش از این اقتصادی خودکفا و خودبسنده را داشتند و با کمترین وابستگی به شهر ها و مراکز شهری می توانستند، نیاز های اولیه خود را به بهترین نحو تامین کنند اکنون وابستگی شدیدی پیدا کرده اند. این بیم می رود که همین نحو کمک رسانی بدون برنامه علاوه بر تخریب محیط زیست این مناطق ، سامان جامعه و شیرازه اقتصادی و اجتماعی را از هم می پاساند.
تلاش دوستداران محیط زیست برای پاکسازی مناطق زلزله زده
در این میان برخی از فعالان مدنی و اجتماعی در همراهی با دوستداران محیط زیست دست به اقدام قابل ستایشی زدند. این افراد با برنامه ریزی و تقسیم بندی روستا ها ی مختلف سعی در جمع آوری زباله ها زدند. این افراد با در اختیار قرار دادن خودرو های حمل زباله و ماشین های باری اقدام به جمع آوری این زباله ها و انتقال آن ها به سمت تبریز زدند. اما به دلیل آن که چندان با اصول بازیافت آشنایی نداشتند این اقدام شان نیز تنها یک حرکت کوتاه مدت ارزیابی می شود. به نظر می رسد بر فعالان عرصه صنعت بازیافت واجب و ضروری است. به نظر می رسد در کنار مسئله مهم کمک رسانی به زلزله زدگان می بایست این مقوله را هم در نظر گرفت که حفاظت از محیط زیست و محل زندگی آنان نیز از اولویت امور است. در واقع می بایست هدف اصلی این باشد که روستاییان را توانمند کرد، تا بار دیگر به چرخه زندگی عادی خود باز گردند. نه آن که وضعیتی را ایجاد کرد که مجبور به ترک موطن اصلی خود و مهاجرت به شهر ها شوند. از همین زاویه است که یکی از نکات مهم این موضوع می باشد که با استفاده از علم نوین بازیافت و صنعت پیشرفته آن که خوشبختانه به همت دست اندر کاران در ایران چندان هم دور از دست رس نیست، تلاش کرد که این مناطق را از هر گونه آلودگی محیط زیستی که اقلام پلاستیکی و فلزطی و دیگر وسایل از این دست آن را تهدید می کنند پاکسازی کرد. از این فرصت باید به عنوان یک تمرین خوب استفاده کرد تا در سرزمین زلزله خیز ایران در کنار مسئله ایمن سازی ساختمان ها و کم رسانی اصولی در مناطق زلزله زده به فکر حفظ و پاکسازی مناطق این چنینی در آینده بود. به نظر می رسد این دریچه ی نوینی به سمت صنعت بازیافت در ایران باز می کند. بهتر است دست اندر کاران این صنعت تا دیر نشده برنامه ریزی کنند، دست به کار شوند تا جلوی آسیب های جدی به محیط زیست در مناطق ارسباان ( قره داغ) را بگیرند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)