پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک های جهان، در جریان سفر اخیرش به فیلیپین و در داخل هواپیما، خطاب به خبرنگارانی که مشغول مصاحبه با وی بودند در خصوص حملات اخیر پاریس « با اشاره به یکی از همراهانش که در کنارش ایستاده بود گفت: مثلا اگر دوست خوب من دکتر گاسپاری، به مادرم دشنام بدهد از من یک مشت خواهد خورد»؛ وی همچنین« به شوخی مشتش را به سوی او برد و گفت: «این طبیعی است. نمی‌توان دیگران را تحریک کرد. نمی‌توان به اعتقادات دیگران توهین کرد. نمی‌توان اعتقادات دیگران را مسخره کرد.» وی در ادامه « از رهبران مسلمانان خواست افراطی‌گری را محکوم کنند.»۱

در حالیکه بسیاری از کشورها، و مجامع و نهادهای بین المللی، واقعۀ شارلی ابدو را قویا محکوم کرده اند، پاپ فرانسیس اما در این مصاحبه، شاهینک ترازوی قضاوتش، بین کفۀ سیاست شمول گرایی دینی۲ و رواداری سیاست پردازانه از یک سو، با کفۀ لزوم محکومیت واقعۀ تروریستی پیش آمده از سویی دیگر در نوسان بود؛ یعنی او در حالیکه از رهبران مسلمان خواستار محکومیت افراطی گری شده است(کفۀ محکومیت)، اما در تمثیل مشت و توهین به مادر(کفۀ رواداری)، گفتار خود را دچار تعارض می نماید. من پیش از اینکه علت بروز این تعارض را بیان کنم، به نفس تعارض خواهم پرداخت.

تعارض در سخنان پاپ فرانسیس:
اگر خوانندگان این نوشتار، با من هم عقیده باشند که پاپ فرانسیس، از عملیات تروریستی روی داده در شارلی ابدو قلبا بسیار متاسف بوده است؛ آنچه که باقی می ماند، تمثیلی است که او به کار برده است. وقتی که پاپ، آستانۀ تحریک پذیری خود را که رهبر مذهبی صدها میلیون نفر است، در حدی پایین می آورد که توهین به مادر خود را با تمثیل مشت – به نشانۀ حمله- ، پاسخ می دهد، آیا نتیجۀ برآمده از چنین منطقی این نخواهد بود که برای کسانی که پیامبرشان، به مراتب محترم تر از مادرشان می باشد، تمثیل مشت نیز می تواند با اسلحه، تعویض شود؟ از این منظر، مجاز شمردن برخورد فیزیکی از جانب کسانی که با توسّع بخشیدن به تمثیل پاپ،گمان دارند که به پیامبر شان توهین شده، نسبت به توهین کنندگان( به طور مشخص شارلی ابدو)، از یک سو؛ با این بیان که پاپ خواستار محکومیت افراطی گری شده، از سویی دیگر؛ در مجموع، نمود تعارض در سخنان اوست.
البته من می خواهم فرض را بر این بگذارم که قصد پاپ این نبوده است که از تمثیل او، چنین برداشتی شود؛ می توان این گونه نیت او را بازنویسی کرد که او در حالیکه با آزادی بیان موافق است اما از آن طرف نیز خواستار آن است که رفتارهای تحریک آمیز نسبت به مسلمانان متوقف شود. اما در هر حال، آنچه نباید گفته شود از دهان پاپ فرانسیس صادر شده است و بازنویسی معتدلانۀ نیت او توسط امثال نگارنده شاید در برابر نص بیانات وی، توجیهاتی بارد به نظر رسد!
از اینکه او حرفش را زده است و آنچه که پیش آمده، شاید مصداق آب رفته از جوی باشد اگر بخواهیم بگذریم، آنچه که باقی می ماند، علت بیان چنین سخنی از جانب وی است.
دلیل بیان چنین سخنی:
پاپ، و نهاد مذهبی تابع وی، مسلمانان را کسانی می دانند که همراه با مسیحیان، «خدای مهربان یکتا و داور بشر در روز آخرت را می پرستند»۳؛ اگر بپذیریم که اینها اوصافی از خدایند که مسلمانان از طریق قرآن بدان معترفند؛ چنانکه «بسم الله الرحمن الرحیم»؛ «قل هو الله احد»؛ و نیز « مالک یوم الدین»، هر سه به ترتیب، موید قرآنی این اوصافند، آنگاه این سخنی بجا خواهد بود که بگوییم که پاپ و نهاد مذهبی تابع وی، قرآن و البته آورندۀ آن، یعنی پیامبر اسلام را خدایی می دانند. از این دریچه، پاپ به طور اصولی و بنابر اعتقادات مذهبی خویش که مسیحیت را با اسلام ، به نوعی شمول گرایانه، همسنگ می داند، به طور ضمنی، در تمثیل مشت و توهین به مادر، نارضایتی تامّ خویش را از توهین به حضرت محمد که وی را پیامبر راستین می داند، بیان کرده است؛ او البته به طور ضمنی تر، دلخوری های خویش را از کارتون های مشابهی که در طول زمان از نمادهای مسیحی منتشر شده اند نیز در بطن همین تمثیل، ابراز داشته است.

پاپ فرانسیس، گرفتار در برزخی است که از یک سو به دالانی می انجامد که در انتهای آن توهین به اسلام، به مثابه هم پیمانی ایدئولوژیک! قرار گرفته است؛ از دیگر سو اما این دالان به موج عظیم برخاسته از افکار شدیدا متاثر و اندوهناکی می انجامد که تظاهرات اخیر میلیونی پاریس، مصداق آن است؛ پاپ اما در یک بیان شتابناک، خود را در این برزخ، بر فراز آسمان گرفتار می کند. اما برای مردی که خود نیز فرمانبردار نهاد مذهبی – سیاسی کهن و مقتدری است، آیا راهی دیگر نیز باقی می ماند، جز اینکه هم به میخ بکوبد و هم به نعل!

پی نوشت :

http://www.radiofarda.com/content/f4_pope_slam_charlei_hebedo_cartoon/26796051.html   ۱.
همۀ سطرهای آمده در گیومه، از لینک بالاست.
۲. Inclusivism
۳.تعالیم کلیسای کاتولیک(با مقدمۀ کاردینال ژان لویی توران)؛ انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب،چاپ ۱۳۹۳، بند ۸۴۱.https://i0.wp.com/higherperspective.com/wp-content/uploads/2014/08/o-POPE-FRANCIS-facebook.jpg

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)