فولاد آذربایجان میانه از همان ابتدای شروع بکارش در اوایل دهه ۸۰ تا به امروز پای ثابت حرف و حدیثهای اصراف و دورریزی بیت‌المال تا داستان همیشگی طولانی شدن افتتاح کامل و ضرر دهی و پسرفت در رسانه‌های استانی و گاه گاهی مرکز بوده و دل‌نگران همیشگی و متضرر بلاشک آن مثل همیشه مردم منطقه بوده و هستند.

خصوصی سازی و نحوه خصوصی سازی هم داستانی نیست که صنعت و کسب و کاری دولتی در سراسر کشور از آن بی بهره بوده باشد. رانت خواری‌های عظیم و واگذاری به باندهای خواص هم تقریباً اخبار ثابت این گونه معاملات چند ساله اخیر بوده اما چیزی که اینجا قصد عنوانش را دارم مربوط به تیتر روز یکشنبه (۲۱ دی ۹۳) صفحه اول روزنامه قانون است با این عنوان:واگذاری فولاد آذربایجان مشکوک است

واژه شک چنان هیجانی در انسان به وجود می‌آورد که با حس کنجکاوی و هدف کشف یک راز پیچیده ولع خواندن و دانستن را در وجود آدمی چندین برابر می‌کند.میانه‌های متن مصاحبه محمدعلی مددی وکیل مردم میانه در مجلس با قانون چنان جو کسل کننده خواص ادبیات عزیزان نماینده و کلاً زحمت کشان دولتی (همه قوای سه گانه) ایجاد می‌کند که بی‌قراری رسیدن به نتیجه تاب و توان حوصله را تقلیل می‌دهد اما محرک تیتر کم اثر ندارد!
خلاصه ماجرا قصه تکراری و عادی شده ی رانت خواری پیرو یک خصوصی سازی دیگر این بار در فولاد آذربایجان میانه است. متن مصاحبه پر از تخلفات مختلف و دل‌نگرانی عزیزان به فکر ملت و نامه ببر نامه به یار آقای وکیل برای گرفتن حق مللت و برگرداندن آب رفته است و خلاصه سنگ تمامی گذاشته این رابین هود از پی جنگ با پلیدی‌های داروغه اما اشکالی در کار است که ایشان مشکوک هستند!
188207
ایشان در جایی از مصاحبه می‌فرمایند:

در قیمت‌گذاری تخلف شده است یا خیر؟

تخلف دیگر قیمت پایه است که بسیار کمتر از قیمت واقعی تعیین شده. با یک اعتراض من ۱۵۰ میلیارد تومان قیمت افزایش یافت. اگر همین امروز قیمت را کارشناسی روز کنند حداقل ۲۰۰ میلیارد تومان کمتر واگذار شده است.

واقعاً مشکل کجاست؟

در کشوری که به قول حسن طایی معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت کار متوسط هزینه ایجاد یک شغل در کشور ۳۰۰ میلیون تومان برآورد می‌شود چگونه است که از جابه‌جایی میلیارد میلیارد پول زبان بسته این ملت دردمند چشم پوشی می‌شود و داد سخن از احتمال بیکار شدن کارگران نگون بخت شاغل در کارخانه خصوصی شده برمی‌آورند و زمانی هم که بعد از طی مراتب مصلحت گوشه ای از واقعیت از تریبون‌های محدودی بیان می‌شود آقایان از شک و تردید برون نمی آیند؟!

کسی شکی دارد؟!

این ملت نجیب و خاموش هیچ شکی به منتهای این راه تاریک پیش رویتان ندارد. جواب استخاره شکتان هرچه باشد برای این ملت مظلوم و سزای سکوت امروزتان در فردای بدتر از امروز سیاهتان خواهد بود.
آقایانی که صبر ملت را نجابت تعبیر می‌کنید، بترسید از روزی که دیگر امیدی به اصلاحتان در دل این ملت دریادل نماند!
بترسید از روزی که بقیه درهای گذشت این کریمان دیار نامردمی بر روی سیاهتان بسته شود و آن روز کسی شکی بر پایان سیاهتان نخواهد کرد و امیدی به رهایی خائنان به میهن در تدبیر این ملت نخواهد گنجید!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)