سه سال پیش، درست در چنین روزی، 24 مهر، دستگیر شدم. از امروز، تا 15 آبان –روزی که آزاد شدم-، چند یادداشت در مورد روزهای بازداشت و زندانم منتشر می‌کنم. نه این که معتقد باشم خیلی آدم مهمی‌ام. یا فکر کنم این چیزها برای کسی اهمیتی دارد.

داستان من، شخصی است. اما، «شخصی، سیاسی است».
جز آن، بیش‌تر روایت‌های موجود از بازداشت، بازجویی، شکنجه، زندان، محاکمه و …، به تهران برمی‌گردد. تهران هرچند مرکز جنبش سبز بود، اما تمام حقیقت آن نبود.

در چارچوب این نوشته‌ها، سعی می‌کنم روایت‌هایی از ابعاد جنبش سبز در رشت هم ارائه کنم.

اگر هیچ اهمیتی برای‌تان ندارد که در بازداشت‌گاه‌های اطلاعات رشت چه می‌گذرد، یک فعال دانشجویی 22 ساله وقتی دستگیر می‌شود چه احساسی دارد، محاکمه‌‌های سیاسی در شهرستان‌ها چطور است، و چیزهایی مثل این، همین‌جا بروید سراغ تب بعدیِ مرورگرتان.
در این روایت‌ها، تا حد یاری حافظه‌ و دسترسی به یادداشت‌های قدیمی‌ام، صادق و دقیقم.
از نوشتن هرچیزی که هیچ چیز خاصی ندارد، می‌پرهیزم.
این روایت‌ ممکن است خطی نباشد.

ادامه را در لینک زیر بخوانید:
http://youngorwell.blogspot.com/2014/10/3.html

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)