سهم اندیشمندان عصر روشنگری در کاهش نفوذ کلیسا محرز است اما نقش شوالیه های جنگهای صلیبی در آن فرایند کمتر دیده شده است. جنگهای مذهبی بین دنیای مسیحیت و اسلام از قرن 10 الی 14 نه تنها شوالیه های اروپایی را به فئودالهای پولدار و متنفذ تبدیل کرد که به نظامیان عثمانی و عرب هم سهم خوبی رسید و هر دو گروه این جنگاوران ، طی چند سده چنان قدرتی یافتند که عملاً تبدیل به یاغیان سهم خواه شدند.نمونه بارز آنرا در اعلام جدایی کلیسای انگلستان از کلیسای رم در قرن شانزده می توان دید و یا دولت عثمانی درسده پانزدهم میلادی چنان قوت گرفت که دیگر تابع خلفای عرب نشد.

نبوغ شاه اساعیل صفوی در اعلام مذهب تشیع بعنوان دین رسمی کشور در سال 1501 میلادی     نمونه ای از هوش سیاسی جنگاوران آن دوران بود که نفوذ معنوی دولت عثمانی در ایران را پایان داد . شاه اسماعیل از خردسالی تحت آموزش صوفیه و مکتب امامیه بود بطوری که مریدانش او را شیخ ، صوفی اعظم و مرشد اکمل می نامیدند .

هنری هشتم پادشاه انگلستان پس از 33 سال در تاریخ 1534 میلادی و شاید به تقلید از شاه اسماعیل ، دستور جدایی کلیسای انگلیکن از کلیسای رم را داد و خود را راساً “رهبر عالی کلیسای انگلستان” نامید؛ عنوانی که بظاهر مقبول بود چرا که وی ادعا می کرد که یک “عالم مذهبی” هم هست . او با نوشتن رساله ” دفاع از آیین های هفتگانه ” از پاپ لئون دهم در سال 1521 لقب “مدافع ایمان ” را گرفته بود.

شاه اسماعیل و هنری هشتم هر دو نظامیان قابلی بودند. جنگ ، آدمها را تیزهوشتر از سایر موجودات زنده کرده است . معمولاً حیوانات یا شکارچی اند یا شکار. اما در میدان های نبرد ، آدمها هر لحظه در موقعیت دوگانه صید و صیاد قرار می گیرند و این دو ویژگی، جنگاوران را از روحانیون تیزهوشتر بار آورده است.

نفوذ نیروهای سپاهی ، انتظامی و اطلاعاتی در امور اجرایی و دولت در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد روبه رشد گذاشت تا جائیکه دولت آمریکا در سال 2010 علناً ابراز نگرانی کرد اما نفوذ نظامیان و قدرت گیری آنان از دوره وی آغاز نشده بود . گرچه احمدی نژاد که سابقه جبهه و جنگ داشت اولین کسی بود که علناً با روحانیت به رقابت پرداخت . هنگامیکه وی در دیدار باآیت الله جوادی آملی سخن از دیدن هاله نور در صحن سازمان ملل کرد کمتر کسی – بغیر از معدودی آخوند – متوجه حرکت حساب شده نظامیان در توسعه قدرت معنوی خود شدند. سایر روحانیون با چند سال تاخیر و آنهم در زمان طرح مکتب اسلام ایرانی توسط اسفندیار رحیم مشایی از عمق حرکت نظامیان برای کاهش نفوذ معنوی روحانیت مطلع شدند و ناگهان یکصدا علم مخالفت برداشتند.

اما قدرت گیری یک طبقه نظامی سهم خواه عملاً ریشه در جنگ هشت ساله ایران و عراق دارد. روحانیت سیاسی که مانند کشیشهای جنگهای صلیبی وعده شربت شهادت و دخول به بهشت را به سپاهیان و بسیجیان می داد ناخودآگاه به شکل گیری یک طبقه سهم خواه نظامی کمک کرد .این روند از ابتدای انقلاب و با تاسیس نهادهای نظامی و انتظامی مانند بسیج ، کمیته انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران به موازات و در برابرتشکیلات قدیمی و نه چندان مورد اعتماد روحانیت چون ارتش و ژاندارمری و شهربانی آغاز شده بود. این نهادها که برای صیانت از روحانیت سیاسی برپا شده بودند به تدریج جایگاه خود را در نظام تثبیت و فراختر کردند.

نقش آیت الله خامنه ای { حجت الاسلام خامنه ای و رئیس جمهور آن وقت }  در قدرت بخشیدن به این طبقه سهم خواه نیز قابل تامل است. در تمام دوران جنگ هشت ساله و علیرغم اینکه آیت الله خامنه ای فرمانده کل قوا نبود ، حضور مستمر وی درجبهه ها و حشر و نشر او با سپاهیان و نیروهای بسیج ، به شهادت روایات ، عکس ها و فیلم های بجا مانده از آن دوران ، به مراتب وسیعتر و عمیق تر از افرادی مانند آقای هاشمی رفسنجانی بود. ارتباطات به ظاهر بی تکلف آیت الله خامنه ای  با نظامیان دوران جنگ ، زمینه ارتباطات عمیق و اتکای بیشتر وی به این طبقه در دوره رهبری اش را فراهم آورد. ارتباطاتی دوستانه که شخص آقای هاشمی رفسنجانی بعنوان جانشین فرمانده کل قوا هم نتوانست بدل آنرا بیافریند چرا که از همان ابتدا ، سبک تعامل آیت الله خامنه ای با نظامیان راحت تر ، دوستانه تر و      بی تعارف تر از سبک رسمی و به ظاهر پرافادهء آقای هاشمی رفسنجانی بود.

بعد از به قدرت رسیدن آیت الله خامنه ای ، ابتدا نیروهای اطلاعاتی و سپاهی وفادار وی ، برای تضعیف نفوذ بازاریان وارد کسب و کار شدند. با برملا شدن انحرافات نیروهای اطلاعات در قتل های زنجیره ای ، یکباره حاکمیت تصمیم به مخفی کردن کامل ارتباطات خود با عناصر امنیتی – نظامی در حوزه اقتصاد گرفت و شرکت های کوچک واگذار شده تبدیل به سربازان گمنام عرصه اقتصاد شدند . با شکل گیری صنایع سودآور مبتنی بر اطلاعات در ایران مانند شبکه های اینترنتی و تلفن همراه و گسترش مخابرات ، مجموعه شرکتهای وابسته به بنیاد تعاون سپاه و ستاد اجرایی فرمان امام وابسته به آیت الله خامنه ای (معروف به کنسرسیوم اعتماد مبین) حوزه سهم خواهی خود را تا تملک 51% از سهام شرکت مخابرات – البته در لوای بزرگترین خصوصی سازی بعد از انقلاب – پیش بردند.

حرکات ایذایی این نظامیان نیزدر نوع خود مثال زدنی است . در زمان تصدی مهندس خرم بر وزارت راه و ترابری وقت و بعلت ممانعت از دخالت قرارگاه خاتم النبیاء در پروژه های فرودگاه مزبور، گشایش فرودگاه در روز افتتاحیه را با ارسال جنگنده و نیروی زمینی متوقف کردند . یا در برابر مزیت رقابتی سیستم چند رسانه ای (MMS) شرکت رایتل – رقیب جدید برای ایرانسل متعلق به سپاه – اقدام به ترغیب آیت الله مکارم به صدور فتوای حرام بودن این سرویس به بهانه ارتباطات تصویری خلاف شرع کردند. این گروهها متعاقباً اقدام به سنگ اندازی در کار تالیا – وابسته به مجتمع صنعتی رفسنجان – نمودند و چندی بعد آنرا به تملک خود درآورند.لابی های پشت پرده برای بخشش جریمه وامهای کلان معوق مانده از طریق اخذ استفتاء حرمت جریمه براه انداختند .

این روزها شرکتهای سهم – دار و فزون خواه این طبقه در اقتصاد ایران از واردات گوشت یخ زده تا کارخانجات وسرمایه گذاریهای مشترک با چینی ها و از صادرات سنگ آهن تا نمایندگی های شرکتهای نام آوراتومبیل سازی خارجی و لوازم صوتی تصویری ، صنایع سرمایشی و دهها قلم ریز و درشت دیگر را در دست دارند گرچه سررشته اقلام کلان مانند قند و شکر و روغن برنج و گندم و… در دستان ایشان نیست!

این نظامیان سهم خواه از روحانیت ، متناسب با شرایط زمانی که نظام یا دولت درآن قرار دارد فرصت طلبی می کنند. در دوران به اصطلاح سازندگی با رسوخ در شبکه شرکتهای نمایندگی خارجی و واردات اقلام لوازم خانگی و مصرفی ، ساخت سدها و راهسازی ، در زمان دولت اصلاحات با رسوخ به بخش های نفت و گاز و پتروشیمی عسلویه ، وارد تجارتهای پر سود بین المللی و ساخت و سازهای انبوه و اجرای پروژه های نفت و گاز و …شدند و سوگلی آنها تبدیل به قرارگاه      خاتم الانبیا شد که از ادغام شرکتهای بزرگ قبلی سر برآورد. در دولت اصول گرایان ، به شرکتهای جا افتاده و متمول بورس رسوخ کردند و به خرید ارزان شرکتهای خصوصی شده پرداختند. این نظامیان در دولت اعتدال آقای روحانی رو به اعتدال آورده و از حوزه اقتصاد فرهنگ سهم خواهی را آغاز کرده اند.

البته این سهم خواهی نه از بابت وجود سود سرشار در این حوزه ، بلکه از دو جنبه دیگر برای استراتژیست های نظامی مهم است : اول اینکه با ادامه تحریمها و ناتوانی سپاهیان در دور زدن تحریمهای مربوط به پروژه های نفت ، گاز و پتروشیمی و خرید و فروش تسلیحات ، از معدود       حوزه هایی که برای ادامه موقت و ارتزاق دفاعی ایشان به جا مانده همین بودجه های فرهنگی است.   دوم اما مهمتر که روحانیت را نگران کرده است ، اشتهای معنادار نظامیان در بدست آوردن نفوذ و تفوق روحانی و معنوی در جامعه است ؛ سودای گروه مرجع شدن !

روحانیت سیاسی شیعه در وضعیت معضلی گرفتار آمده است . از یک سو جامعه بشدت بر طبل مطالبات دموکراتیک می کوبد و خطر این جامعه در حال انفجار ، روحانیت را به اتکای بیشتر به نظامیان وا می دارد و از آنطرف ، هر امتیاز دیگر که به این طبقه داده شود ، شاکله ظاهرشدهء این حکومت نظامی سکولار را تقویت خواهد کرد. تنها راه خلاصی کاردینال ها از تهدید شوالیه ها شاید این باشد که داستان خرس در مدیریت استراتژیک را بیاد آورند : آنها باید تندتر از سپاهیان از تهدید خرس فعالیت های سیاسی به سمت فرصت عرصه فرهنگ فرار کنند .

نظامیان ایرانی اما تنها گروهی هستند که با لباس متحدالشکل بدیل لباس روحانیت – بر خلاف دانشگاهیان که لباس فرم یکدست نداشته و نخواهند داشت – هنوز از جذبه و فره کاریزماتیک در بین مردم برخوردارند . تجربه تاریخی نشان داده است که آنها در زمان لازم به ضرر حاکمان و به نفع خود و مردم کنار خواهند رفت . یکی از آنان زمانی به نگارنده گفت : ” مگر نه اینکه در تاریخ شیعه ، حداقل امامان اول تا سوم ، قبل از اینکه روحانی موعظه گر باشند خود نظامیانی شمشیر بر کمر و آماده کارزار بودند ؟! ” شوالیه های جنگ های صلیبی را از یاد نبریم ! همانها که در تعامل با روشنگران – با شجاعت و سهم خواهی خود – به جدایی دین از سیاست کمک کردند.

افشین جم شهری – منتقد سیاسی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)