در ادامه گفتگوهای درگرفته در رابطه با بحران غزّه در فضای فکری ایران مجید محمدی زحمت نوشتنِ پاسخی به آنچه بنده و امین درودگر در واکنش به نوشته پیشین ایشان قلمی کرده بودیم را بر خود هموار کرده و یادداشت جدیدی را با عنوان “حماس نه دولت فلسطین بلکه علیه آن است” منتشر کرده است. شخصاً بیش و پیش از هرچیزی خرسندم که امکان تبادل نظر در این رابطه فراهم شد. معتقدم که طرفین در نوشته های پیشین به روشنی مواضع خود را بیان کرده و حاجت به تداوم مجادله و چانه زنی بیشتر نمی باشد. آنچه در رابطه با موضوع و محتوای بحث لازم بود گفته شده است و بایستی قضاوت را بر عهده مخاطبین بحث گذاشت.
آنچه من را مجاب کرد تا چند سطری دررابطه با نوشته اخیر مجید محمدی بنویسم نه ادعا های محتوایی ایشان بلکه ادعای مطرح شده مبنی بر رعایت نشدن ادب و نزاکت در یادداشت من است. ایشان در اثبات ادعای خود شاهد می آورد که در نوشته خود به جای پرداختن به استدلالات ایشان شخص او را مورد حمله قرار داده و او را “نادان و مغالطه کننده” خوانده ام.
نوشته ی خود را مجدداً خواندم. در هیچ کجای نوشته خود در توصیف ایشان از صفت “نادان” و/یا “مغالطه کننده” استفاده نکرده ام. نمی دانم چرا ایشان مرا متهم به نادان خواندن خود می کند. تنها پاسخی که به ذهنم می رسد از این قرار است. در پایان مطلب خود، انتقادی کوتاه را به استفاده نا صحیح و غیر دقیق ایشان از “دخالت بشردوستانه” وارد کرده و مدعی شده ام که این استفاده ناصحیح نشان از شناخت و آشنایی کم ایشان از مباحث مطرح شده در کفتار فلسفی و حقوقی معاصر در رابطه با دخالت بشر دوستانه دارد. تصدیق بفرمایید که اختلافی فاحش بین نادان خواندن شخصی به قصد تخفیف جایگاه و شخصیت او و اشاره مستددل به ناآگاهی اش به موضوع و مبحثی وجود دارد. اتفاقاً نوشته اخیر ایشان و توضیحات بیشتر مجید محمدی بیش از آنکه دفاع از خود باشد موید باور من به ناآشنایی ایشان به ادبیات “دخالت بشردوستانه” است. در همین رابطه او مدعی است که “یکی ازناقدان محترم اول تعریف خود از دخالت بشر دوستانه را به نویسنده‌ی این مطلب نسبت می‌دهد و بعد آن را نفی می‌کند”.
ای کاش ایشان به جای اشاره مبهم به آنچه در نوشته های پیشین آمده است به طور روشن می نوشت که من چه تعریفی را به او نسبت داده ام و چگونه خود را نفی کرده ام. به منظور روشن شدن بحث ادعا های طرفین را در زیر می آورم.

مجید محمدی:
اگر امروز ندای دخالت بشردوستانه‌ توسط امریکا در منطقه‌ خاورمیانه (چه در عراق و چه در فلسطین) بلند نیست به این دلیل است که طرف‌های نزاع بر سر ارزش‌های انسانی یا موازین دمکراسی و حقوق بشر با هم نمی‌جنگند و جنگ بیشتر بر سر زمین و نژاد و مذهب و منابع و کینه‌های تاریخی است.

من در انتقاد از گفته ی او نوشته ام:

او چنان دخالت بشردوستانه را با مسئله “ارزش‌های انسانی یا موازین دموکراسی و حقوق بشر” مرتبط می‌سازد که گویی دخالت بشر دوستانه را با نظریه صدور دموکراسی از طریق جنگ اشتباه گرفته است. دخالت بشر دوستانه به طور ساده و خلاصه یک نظریه حقوقی اخلاقی است که به جامعه جهانی اجازه می‌دهد در صورت نیاز و هنگامی که بیم کشتار وسیع شهروندان یک کشور توسط دولت حاکم در آن کشور می‌رود حق حاکمیت ملی را نقض کرده و مانع از کشتار شود.
در هیچ یک از مواردی که مسئله دخالت بشر دوستانه انجام شده یا بر انجام نشدنش تاسف خورده شده، دعوا بر سر ارزش‌های انسانی و یا موازین دموکراتیک نبوده است. اتفاقا دعوا بر سر مذهب و نژاد و قومیت و کینه‌های تاریخی بوده است. رواندا، دارفور، کوزوو از جمله این موارد هستند.

و در نهایت محمدی در نوشته اخیر خود می نویسد:
جالب است که یکی از دو ناقد محترم می‌خواهد دخالت بشر دوستانه بدون اتکا بر ”ارزش‌های انسانی و موازین حقوق بشر و دمکراسی” انجام شود یعنی به همان ترتیبی که امروز پوتین در اوکراین دخالت کرده و ما نتایجش را در سقوط هواپیمای مالزی می‌بینیم. اگر دو طرف یک جنگ دارند بر اساس تنفر و ایدئولوژی با هم می‌جنگند و یک طرف ناخواسته واردچنین جنگی نشده چرا باید دیگران در این ماجرا مداخله‌ی نظامی کنند؟

ادعای من و او در نوشته های پیشین کاملا روشن است. در کجای نوشته ای که در بالا ذکر شده است من مدعی شده ام که دخالت بشر دوستانه بدون اتکا “بر ارزش های انسانی و موازین حقوق بشر و دموکراسی” صورت می گیرد. مدعای من بسیار روشن است. گفته ام که برخلاف نظر مجید محمدی در مواردی که بحث دخالت بشر دوستانه صورت گرفته است مخاصمه و دعوا بر سر “ارزش های انسانی و موازین حقوق بشر و دموکراسی” نبوده است. یعنی اینطور نبوده است که یکی از طرفین دعوا و مخاصمه عاشق سینه چاک این ارزش های والا بوده است و طرف دیگر دشمن آن ها. واژه ی “اتکا” را به کار نبرده ام و مطمئن نیستم منظور محمدی در استفاده از آن چیست. مثال هایی هم که آورده ام خود گویا و روشن است. یکبار دیگر تاکید می کنم دخالت بشر دوستانه یک اصل حقوقی اخلاقی در روابط بین الملل است که مراجع جهانی اجازه می دهد تا در مواردی خاص حق حاکمیت دولت ها که در قانون بین الملل به رسمیت شناخته شده است نقض کنند. در چه مواردی؟ آنجا که دولت یک کشور به طور ناعادلانه شهروندان خود را به طور گسترده در معرض مرگ قرار می دهد. نمی دانم که محمدی چه قصدی از مطرح کردن مثال روسیه دارد. ای کاش او به جای مطرح کردن پرسش های خطابی قدری به توضیح شفاف موضع خویش در این رابطه می پرداخت.
مجید محمدی مدعی است که ادب را زیرپاگذاشته ام چرا که او را “مغالطه کننده” خوانده ام. آنچه در نوشته ام آورده ام و در اثباتش دلیل و شاهد ارایه کرده ام وجود مغالطه در ساختار استدلالی اوست. واقعاً بر من پوشیده است که چه نسبتی بین بی ادبی و افشای مغالطه در ساختار استدلال برقرار است. مغالطه ترجمه ای است از Fallacy. در منطق و اصول استدلال در رابطه با انواع و اقسام مغالطات نوشته اند. مغالطه در حقیقت یک خطای منطقی است که به گوینده سخن اجازه می دهد تا موضع خود را پیش برد. افشای مغالطه در ساختار استدلال شخص تنها نشانگر ضعف و نادرستی استدلال و نه هیچ نکته ی دیگری است. چند سالی است که دانشجوی فلسفه هستم. بسیار دیده ام که فیلسوفان و دانشجوها مکرر مغالطات یکدیگر را هویدا می سازند و هرگز ندیده ام که کسی مدعی اساعه ادب شود. شاید بهتر بود مجید محمدی پاسخی به استدلالات من در رابطه با مغالطات موجود در استدلال خود فراهم می کرد تا اینکه از موضع ادب و نزاکت وارد شود. در نوشته ی خود حتی از نسبت دادن استفاده تعمدی از مغالطه به او پرهیز کرده ام. تمام آنچه من مدعی آنم اینست که در اندیشه او رد پای مغالطه به چشم می خورد والبته همچنان بر همان باورم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)