imageتاریخ را اکثرا غالبان مى نویسند،و تاریخ قیام بابک را اطرافیان خلیفه اسلامى و جیره بگیرانش نوشته اند،یا حداقل متعصب به اسلام،بخاطر همین قیام بابک را قیامى بر علیه اسلام یا قیام دینى نوشته اند،تا پیش از پیش در جنگ کفر و اسلام قیامش را محکوم کنند،تا ظلم و ستمى که به اسم اسلام به مردم روا مى شد را نادیده بگیرند،و فاشیسم فارس هم این را مى داند،ولى بخاطر اینکه شکوه پارسى خود را ارضا کند،و نشان دهد که اینقدر هم اسان دین و شکوه خود را اسان از دست نداده،و دویست سال بعدا هنوز با خاطره شکوه پارسى و زرتشتى بر علیه اسلام و عربها،مردم ایران قیام مى کردند،سعى کرده اند که اشتباه عمدى تاریخ نویسان مسلمان و عرب را ندیده بگیرند،و حتى از ان استفاده کرده و ان را بال و پر بدهند،و حتى بر اینکه نیاى بابک، ابومسلم خراسانى بود،و بابک از میان فرودستان برناخاسته بود،نظریه مى دهند.
ولى اینان در نظر نمى گیرند که اگر بابک به اسم دین ٢٠ سال قیام کرده و صدها هزار جنگاور جمع کرده،چرا پس از شکست اش،هیچ اثرى از این دین باقى نمانده،دینى که بخاطر ان صدها هزار نفر حاضر به مرگ هستند به اسانى پیروانش را از دست نمى دهد.
امروز بعد از گذشت هزار و دویست سال از ان واقعه هنوز نمى خواهند واقعیت ان قیام روشن شود،طیف وسیعى از فاشیستها اسلامى،فاشیستهاى فارس،و جدیدا مرتجعینى از اذربایجان(فاضیل موصطفى،گونتاى گنجالب،و جمیل حسنلى ) هنوز بعد از گذشت هزار سال با شنیدن نام بابک لرزه بر اندامشان مى افتد،و خیلى اسان با نام کافر سعى مى کنند افکار عمومى را منحرف کند،اینکه او شخصا مسلمان بود یا بقول خودشان کافر مستندى در دست نیست،ولى او انسانى بود از بین هزاران درد کشیده و گرسنه اذربایجانى بپا خواسته بود،او موفق شد گرسنگان و مظلومان را متقاعد به قیام کند چون که او خود درد گرسنگى و ظلم را با گوشت و خونش لمس کرده بود،او توانست خشم گرسنگان را سمت و سویى بخشد،چون او دقیقا خود خشمگین بود از تحقیر شدنش از ظلم و ستم صاحبان زر و زور،از اینکه اشغالگران به اسم اسلام هر ناروایى را روا مى دارند،خشم او به حدى بود که حتى با نحوه مرگش که حتى دشمنانش نتوانستند تحسین خود را ان پنهان کنند،خشم و نفرت خود را از سیستم حاکم نشان داد،و اعتقاد خود را به مبارزه و ازاد زیستن را نشان داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)