imageاکثرا وقتى خیلى ها نوشته اى مى نویسند،به قول خودشان نویسنده و روشنفکر مى شوند،کتابى به چاپ مى رسانند،دیگر از دسترس خارج مى شوند،باید قبل یا بعد از اسمش با ترس امیخته به احترام استادى،اقایى،دکترى خطابش کنى تا دلش را به دست اورى،ولى صمد بهرنگى را در این دنیاى تنگ جایى نبود،او در اخر صمد عمى بود براى بچه هاى روستا،براى گرسنگان و براى کسانى که دیده نمى شدند،براى انها مى نوشت،براى انها زندگى کرد،و زندگى اش را براى انها فدا کرد،او نه اقا بود،نه بی (bey)بود،نه استاد بود،او خودش قربانى همین سیستم اقاها بود،و طغیان کرده بود بر علیه اقاها،او صمد عمى بود و بعد از سالها هنوز هم همان صمد عمى است،هنوز فرقى نکرده و فرقى نمى کند که چند سالت باشد،یا کجا و کجایى باشى، بعد از سالها وقتى اسمش را مى شنوى باهاش احساس غریبگى نمى کنى،فکر مى کنى اگر زنده بود مى توانستى وقتى در خیابانش دیدى،انقدر باهاش احساس صمیمیت مى کردى که با صداى بلند فریاد بزنى “صمد عمى.
بزرگترین افتخارش این بود که صمد عمى بچه هاى اذربایجان بود،و حالا او نه فقط صمد عمى اذربایجان ،بلکه صمد عمى میلیونها انسانى است که دیده نمى شوند،

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)