سانانیوز: دوم اسفند ماه ۱۳۸۵ وقتى بجرم شرکت در تظاهرات روز جهانى زبان مادرى بهمراه حدود ٣٠ نفر از جوانان شهر نقده دستگیر شده،و در مرحله اول به ساختمان نیروى انتظامى منتقل شدیم بعد از نه شکنجه(چون شکنجه تعریف خود را دارد و بنوعى بازجویى توام با خشونت فزیکى یا روحى اطلاق میشود،به ضرب وشتم گروهى انسانى دست و چشم بسته تا وقتى که ضرب و شتم کنندگان خسته شوند فکر نمى کنم شکنجه اطلاق شود) بلکه رفتار حیوانى شان ،نزدیکى هاى صبح یکى از فرماندهین شان امد و با لحنى اکنده از خشم و تحقیر نعره زد،مادرم……..

جیبهایتان را بریزد بیرون،اگر ٣٠ نفرتان در جیبش پنجاه هزار تومان توانستید جمع کنید همه تان را ازاد مى کنم ،پولها را از جیبمان در اوردند و در جیب ٣٠ نفر جمعا ۵٠٠٠٠ هزار تومان جمع نشد،خیلى خوشحال شدند هم مجبور نبود حرفش را پس بگیرد و هم اینکه انها هم خسته شده بودند تا صبح از ضرب و شتم فزیکى و همینک بهانه اى داشتند تا روحمان را سوهان بکشند،تا از این طریق خودشان را ارضا کنند چون خیلى حتى بعد از انهمه ضرب و شتم وقتى مى پرسیدند براى چى در تظاهرات شرکت کردى جواب مى شنیدند که امدم حقم را بگیرم،و حالا سعى مى کردند روح و شخصیت ترحم امیز خود را ارضا کنند،ارى فرمانده مزبور به همراه تنى چند از همکاران پست تر از خودش با لحنى اغشته به تحقیر خشم و نصیحت مى گفتند که شما همه تان بیکار بى پول ،بى سرو پا هستید بروید سرتان بیاندازید و حمالى تان را بکنید در جیب ٣٠ نفرتان ۵٠٠٠٠ هزار پیدا نمى شود انوقت چطور مى خواهید مملکت را اداره کنید. ولى او نمى دانست که با این سخن با این تحقیر و با این دلیل که ما در جیب ٣٠ نفرمان ۵٠٠٠٠ هزار نداریم پیشاپیش خود را و سیستمى که نمایندگى اش را مى کند محکوم کرده است،ما انسانهایى بودیم بدون هماهنگى،بدون اینکه همدیگر را بشناسیم حتى بدون اینکه انها ما با نگاه به جیبمان انتخاب کرده باشند در جیب ٣٠ نفرمان ۵٠٠٠٠ هزار تومان نبود همه ما که دستگیر شده بودیم حتى توام با تحصیل کار کرده بودیم و هیچ وقت بیکار نبودیم،اصلا ما بدون کار کردن قادر به زندگى کردن نبودیم ولى بعد از اینهمه سال در جیب سى نفرمان پنجاه هزار تومان پول جمع نشد. ما انسانهاى بودیم که در روز جهانى زبان مادرى براى تحصیل به زبان مادرى جمع شده و اعتراض مى کردیم ولى با حقیقتى تلخ تر روبرو شدیم،ما در مرز گرسنگى بودیم،و این نه انتخاب ما بلکه تحمیل شده بر ما بود و یا بعبارتى ما را محکوم به گرسنگى کرده بودند. امروز با نگاهى کوتاه به اقتصاد و معشیت خلقهاى در بند ایران،فقر و محرومیت عمیق را نمى توان نادیده گرفت،فاشیسم فارس شرایطى به وجود مى اورد که ما محتاج نان شب باشیم تا بغیر از دغدغه نان دغدغه دیگرى نداشته باشیم،او مى خواهد القا کند که زبانمان ،ملیتمان مانع بزرگى در باسواد شدن و رسیدن به کارى خوب است،فاشیسم فارس با اعطاى کارهاى درجه دوم براى ما برایمان دیکته میکند که شما لایق مشاغل دست اول نیستید این را در ذهنمان نهادینه کند که براى فرار از سرنوشت فلاکت بارمان باید کسى مانند او شویم،زبانمان فرهنگمان و قومیت مان را مقصر بدانیم در گرسنگى مان،او میخواهد که براى تکه نانى اواره تهران،اصفهان،مشهد شویم تا بعد از ٢٠ سال کارگرى در شرایط سخت و توام با تحقیر در محیطى هیتلر زده و سرشار از نژادپستى که پیش درامد اسیمیلاسیون اختیارى است ،وقتى مغازه کوچک زدیم،اه و فغان بیاورد داد بزند که بازار تهران دست تورکهاست،انها حتى ما را لایق ان نمى دانند که مغازه و کاسبى کوچک در تهران داشته باشیم اگر لایق مى دانستند برایش اینهمه حساسیت و اه و فغان نمى کردند( در حالى که از ۵٠ سرمایه دار ایران دو تورک و یکى کورد است)براى انها ما کسانى هستیم که همیشه باید برایش کارگرى ارزان و تو سرى خور که گاهى هم مایه خنده اش باشد تا شخصیت هیتلر زده و حقارت شخصیتى تاریخى اش را ارضا کند. یا چشم بستن براى کولبرهاى کورد را موهبتى مى داند از جانب خود به کوردها،در حالى که ریسک روى مین رفتن،تیراندازى،لیز خوردن و به ته دره رفتن و حمل ٨٠ کیلو بار در کوهستان و کوهها براى تکه نانى نه امتیاز بلکه تحقیر خلق و انسانى است که نمى داند براى تکه نانى جسدش برمى گردد یا خودش. فاشیسم خلق فارس با تحمیل فقر بیکارى و بیسوادى در میان خلقهاى دیگر،میخواهد باور کنیم که جایگاهش بالاتر از ماست و ما همیشه انسانهاى درجه دوم هستیم و براى رسیدن به جایگاهش باید مثل او شویم و حتى فاشیستر از او با خلق مان با زبانمان دشمنى کنیم چون همیشه غیر از اینکه نشان دهیم مانند او هستیم مداوما باید وفادارى مان را ثابت کنیم چون همیشه در مظان اتهام هستیم. سال بعدش وقتى دوباره بازداشت شدیم سیماى استان در خبر ها گفته بود که به حول و قوه الهى و تلاش سربازان گمنام اعضاى یک تیم جاسوسى کشورهاى بیگانه که هدف تشکیل یک تشکیلات تجزیه طلبانه و اختلاف بین قومیتهاى ایران داشتند دستگیر شدند،ارى ما از نظر انها جاسوس هایى هستیم که با گرفتن پولهاى کلان از کشورهاى بیگانه در پى اختلاف و تجزیه کشور باستانى و زیبایشان هستیم،ما جاسوسهایى هستیم که میلیاردى پول میگیریم ولى باز هم در جیب ٣٠ نفرمان ۵٠٠٠٠ هزار تومان جمع نمى شود

قهرمان قنبرى

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)