البرت کامو در بحث از پوچى و بیهودگى مى گوید،دنیایى که در ان زندگى مى کنیم پوچ و بیهوده است او حتى انسان را جزیى از پوچى مى داند،و تنها راه رهایى از این پوچى و بیهودگى را طغیان و اعتراض مى داند،ولى این طغیانى نابودگر نیست،طغیانى سازنده مبتنى بر حق حیات،حقوق انسانى و عدالت است او منجى انسانها را کسانى مى داند که نه گفتن را بلد باشند ولى همان انسانها روز بعد با همان شور و شعف بله گفتن هم بلد باشند.

امروز حرکت ملى اذربایجان (در بر گیرنده تمام طیفها) از حالت روشنفکرى و محفل گرایانه دهه ٧٠ تبدیل به جریانى عمل گرا شده،حس تبعیض و دیکتاتورى و فاشیسم عریانى که علیه خلق اذربایجان جریان دارد،مشروعیت و گسترش این امر را دو چندان کرده،حتى شاید تنها نیرویى در اذربایجان است که بصورت مداوم علیرغم تمام فشار و سرکوب و حتى بایکوت خبرى از طرف مدعیان حقوق بشر مرکز گرا،مى تواند اعتراض خویش را نه در خفا بلکه در عیان سازماندهى کند و از هر فرصى براى بیان اعتراض هایش استفاده مى کند. در این اعتراض و تظاهرات حاکمیت با تمام قدرت و قوا بصورت فزیکى سرکوب مى کند،ولى کسانى که چیزى براى از دست دادن ندارند،با سرکوب فزیکى قادر به حذفش نیستند،و هر روز جاى کسانى که کشته یا دستگیر مى شوند و یا حتى مرعوب مى شوند با نیروهاى تازه نفس پر مى شود،در این میان حاکمیت و حتى مخالفین مرکزگرا که در مسله ملیتها و اقلیتها با مرکز همنوا هستند،مترصد فرصت از شعارها و فریادهایى که بعضا به صورت انى ما سر مى دهیم و ممکن است که بار منفى داشته باشد و یا حتى با روح حرکت مدرن و انسان گرایانه ما مطابق نباشد،گزینشى برخورد کرده و ان را تبدیل به چماقى براى کوبیدن حرکت ما و اعتراض ما و خواستهاى انسانى ما مى کنند.

اولا در یک محیط دیکتاتورى و خفقان خلق اذربایجان با کدامین تشکیلات و انتظامات از طرح شدن بعضى از شعارها جلوگیرى کند وانگهى وقتى دوستت یا نفر بغلى ات کشته ،دستگیر و یا ضرب و شتم مى شود و یا در ورزشگاه ازادى شرمگینانه یک صدا فریاد بیاورد که ترک ،،،عرعرت کو!در این ده ثانیه زمان دارى که جواب یا شعارى بدهى، خشمت را،تحقیر تاریخى که روحت را مى ازارد،خالى کنى و در ان موقع هر شعارى مى دهى حتى اگر شعارت مضمونى دیگر ستیز داشته باشد،مگر کسانى که ما را محکوم مى کنند و ژست حقوق بشر مى گیرند تا بحال طرف مقابل و فاشیسم عریانش را محکوم کرده اند.
ولى تجماتى که در خارج از کشور برگزار مى شود از این امر مستثنى است،اولا تا حدى در مقوله اعتراض نیست،بیشتر هدفش ایجاد حس همدردى و رساندن صداى درد کشیده اذربایجان به افکار عمومى یا حاکمیت دیگر کشورها(عموما تجمعات در کشورهاى غربى)هدف بیشتر نشان دادن مظلومیت ماست،بر عکس داخل که همه چیز انى و لحظه اى است،همه چیز پیش بینى شده،شعارها بحث شده حتى تمرین شده ،ممکن است انتظامات تدارک ببینند،یا پلاکاردها و پیام هر پلاکارد مشخص شده،انتظار مى رود که قابل توجیه نیست که از شعارهایى انحرافى و دیگر ستیز که با روح حرکت ما همخوانى ندارد استفاده شود،یا مشخصا نوشته شود،Turkish should be official language in Iran , نمى دانم در دنیا و انگلیسى Turkish کلمهاى است که براى زبان تورکى ترکیه استفاده مى شود و اصرار ما لااقل در خارج بر این کلمه هیچ سودى براى اذربایجان ندارد و ما را از هدفمان گمراه مى کند،یا با پرچم ترکیه و یا حتى اذربایجان حرکت کردن،بلا فاصله این شک را ایجاد خواهد کرد اینها اتباع ناسیونالیست ترکیه هستند که در امور داخلى ایران دخالت مى کنند،و خود فاشیسم مترصد چنین فرصتى است که از ان براى کوبیدن ما و اثبات بى گناهى خودش استفاده کند،ما باید صداى مظلومیت خود را مبتنى بر حقوق بشر به صداى دنیا برسانیم،ما از موقعیت مظلوم که موقعیت حقیقى ماست خودمان را ظالم مى نمایانیم.
اخرین مورد شرکت بحق ما در تجمعاتى است که بر علیه فاشیسم ارمنى در کشورهاى خارجى به طرفدارى از ٢٠٠٠٠ هزار کشته شده و ١میلیون اواره است که بناحق توسط فاشیسم ارمنى از خانه و کاشانه خود رانده شده اند،علت ایجاد این تجمعات نشان دادن مظلومیت و درد و رنجى است که در این جنگ بر خلق اذربایجان گذشته،اوره شدن یک میلیون انسان که فقط بخاطر نژادشان از خانه شان اواره شده اند، نشان ضبحه کودکانى است که که به جرم اذربایجانى بودن سلاخى شده اند،هدف ما ایجاد حس همدردى با اذربایجان و فشار جامعه بین المللى بر ارمنستان است که این مسله را حل کنند،ولى نکته بسیار ظریف این مسله،اولا بعضى وقتها حرکت ما با پرچم ترکیه،دعوت کردن یک یا دو سخنران از ترکیه و بعضى وقتها سپردن رهبرى این تجمع به سخنران براى نشان دادن مهمانوازى خودمان!نکته بسیار جالب ،اگر بى طرفانه یا از منافع اذربایجان به قضیه نگاه کنیم ،در مناقشه ارمنى و تورکیه از دید افکار عمومى کشورهاى غربى(تاکید بر کشورهاى غربى است)تورکیه محکوم است،خیلى از کشورها در این قضیه قوانینى به تصویب رسانده اند،در اخرین موردش فرانسه بود که جنجالى به پا کرد،در همین ایالت NSW که من زندگى مى کنم پارلمان و دولت ایالتى در این قضیه تورکیه را محکوم کرده و قانون رسمى تصویب کرده اند،حالا اینکه واقعا ترکیه محکوم است یا ارامنه،یا درست و غلط بودنش نه در صلاحیت من یا مسولیت من است،ولى اینکه در این قضیه در چشم افکار عمومى کشورهاى غربى ترکیه محکوم و یا لااقل سو ظن شدیداست شکى نیست و بعضى کشورها رسما قانون تصویب کرده اند،و اگر ما در این کشورها مى خواهیم صداى مظلومیت خوجالى و یک میلیون اواره را به گوش همین افکار عمومى برسانیم؟ تا افکار عمومى به دولتشان براى فشار بر ارمنستان تاثیر بگذارد،میان کشیدن ترکیه بدون سوال و جواب اذربایجان را گناه کار جلوه مى دهد. و هیچ حس همدردى که با ما ایجاد نمى کند هیچ،بلکه جنایات فاشیسم ارمنى را توجیه کرده ،و تمام تقصیرها اتوماتیک به دوش اذربایجان انداخته مى شود. ما بعنوان یک حرکت و جنبش که اتفاقا هر روز بزرگتر مى شویم نه در خیال که سیاست هایمان را مجبور به تطبیق با واقعیات هستیم .

قهرمان قنبرى

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)