سینه‌فونداسیون در زبان فرانسه به معنی پایه سینماست. بخشی در جشنواره کن به شناسایی استعدادهای جوان در جهان می‌پردازد. بخشی که در شصت‌وهفتمین دوره این جشنواره ریاست هیات داورانش را به عباس کیارستمی فیلمساز سرشناس و به قول سایت جشنواره کن قابل احترام ایرانی سپرده شده بود. کیارستمی و همراهانش در این جشنواره جایزه اصلی را به فیلم آمریکایی «SKUNK» به کارگردانی آنی سیلورستاین دادند.

25364

جایزه دوم به فیلم سنگاپوری «اوه لوسی!» ساخته آتسوکو هیرایاناگی و جایزه سوم به فیلم‌های ایتالیایی «LIEVITO MADRE» به کارگردانی فولویو ریسولئو و فیلم بریتانیایی «عکس بزرگ‌تر» ساخته دیزی جیکابز رسید. همزمان با اعلام برگزیدگان این جایزه کیارستمی در گفت‌وگویی با «بنواپاون»، از دوران جوانی و فیلمسازی‌اش در ایران گفت. کیارستمی درباره شباهتش با فیلمسازان جوان امروز با اشاره به اینکه نقاشی خوانده گفت: «در مقطعی متوجه شدم که سینما می‌تواند پناهگاه من باشد و اینکه فیلم می‌تواند رسانه‌ای باشد که از طریق آن به بهترین شکل دیدگاه‌هایم را بیان کنم.» کیارستمی تجربه ساخت نخستین فیلمش را بسیار سخت دانست و افزود: «فیلم خیلی موفقی از کار درآمد و دیده شد.

از نظر من این موفقیت به آن معنی نبود که یک فیلمساز شده‌ام. اعتقاد داشتم این فصل تمام شده و دیگر فیلم نخواهم ساخت. با این حال، باز هم فیلم ساختم و این کار را ادامه دادم. وقتی اولین فیلم بلند داستانی‌ام را ساختم به خودم گفتم دیگر باید بپذیرم که فیلمسازی حرفه من است.» کیارستمی در جایی از این گفت‌وگو درباره سینمای امروز ایران هم صحبت کرده بود و آن را به دو بخش تقسیم کرد: «از یک‌سو با سینمای دولتی روبه‌رو هستیم که هزینه آن را دولت تامین می‌کند. در ایران فیلمسازانی هستند که به لطف دولت و برای دولت کار می‌کنند.

چیز زیادی از آنها نمی‌دانم و انتظار زیادی هم از آنها ندارم، چراکه این فیلمسازان فقط در ایران معروفند. فیلم‌های آنها فقط برای تماشاگران داخلی و برای فروش ساخته می‌شوند. از سوی دیگر سینمای مستقل را داریم که در حال شکوفایی است. امروز فیلمسازان ناشناس از دورترین استان‌های ایران می‌آیند. آنها با استفاده از تکنولوژی‌های جدید و دوربین‌های کوچک دیجیتالی فیلم‌هایی با کیفیت بسیار بالا ارایه می‌دهند. من به این آدم‌ها امیدوارم.»

او اظهارنظر درباره میراث موج نو سینمای ایران که خودش از پیشتازانش بود را به نسل جدیدتر واگذار کرد و گفت: «کسانی هستند که می‌توانند به شما بگویند از آن سینما چه چیز را نگه داشته‌اند و اینکه اصلا میراثی مانده است یا از چیزی تاثیر گرفته‌اند؟ یک چیز مشخص است: سینما و فیلمسازان آن دوره خیلی آزادتر از امروز بودند. ما کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را داشتیم. مدیران کانون به ما اختیار تام می‌دادند و به هیچ عنوان در کار ما دخالت نمی‌کردند. پروسه‌ای کاملا جالب توجه بود که تاثیری آشکار روی کار ما گذاشت. با این حال، از نظر من ظاهرا این موج نو هیچ‌وقت از بین نرفت. این فیلمسازانی که گفتم از دورترین استان‌های ایران می‌آیند، دایم آن را از نو تعریف می‌کنند.» او درباره انتظارش از سینما هم گفت: «انتظار برای جوانان است، اما بی‌آنکه هیچ انتظاری داشته باشم، هنوز کار می‌کنم. اساس سینما تولید تصاویر است. هیچ ماه نیست که بگذرد و من یک فیلم کوتاه یا یک ویدیو کوتاه نساخته باشم یا عکس نگرفته باشم. شاید انتظاری که امروز از سینما دارم این است که وقتی شب می‌خوابم بدانم یک تصویر جدید خلق کرده‌ام، مثل یک ماهی‌گیر که همیشه امیدوار است وقتی تورش را به آب می‌اندازد، یک ماهی بگیرد.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)