ژنرال ولی کؤچؤک در اظهاراتی گفت: در دیداری که با مقامات غرب در شهر کلن داشتیم آن‌ها از من برای ایجاد دولت برای ترک‌های آزربایجان جنوبی کمک خواستند.

به گزارش گونئی نیوز، وی که با خبرگزاری آپا مصاحبه می‌نمود، ادامه داد: ” در گردهمایی “داک” در کلن مرا به عنوان دبیر انتخاب نمودند بعد از آن دولت‌های امپریالیست بیشتر از پیش بر من فشار آوردند. من همچنین در گرد هم آیی های آزربایجانیان آمریکا هم شرکت می‌کردم. بعد از آن دولت آمریکا از من برای تشکیل دولت برای آزربایجان جنوبی کمک خواست، اما من در آن زمان مخالف این کار بودم.چون معتقد بودم هنوز زمان مناسب آن نرسیده و امکانات کافی وجد ندارد.”
آقای ولی کؤچؤک که در پرونده “ارگنه کون” در ترکیه بعد از تحمل ۷۴ ماه حبس به تازگی آزاد شده است گفت: “در دادگاه من بارها اعلام داشته‌ام که من ملی‌گرای ترک هستم، اگر شرط ایجاد اتحادیه‌ای باشد، باید اتحادیه ترک‌ها ایجاد شود. ترک‌ها با ۳۰۰ میلیون جمعیت می توانند نقشه جهان را تغییر دهند”
نقل خبر از گؤنئی نیوز

ولى کوچوک و ادعاهایش

ژنرال ولى کوچوک در مصاحبه اى با خبر گذارى APA ادعا کرده که وقتى صدر داک بوده،غرب و مشخصا امریکا از او خواسته که نسبت به تشکیل جمهورى اذربایجان جنوبى اقدام کند،و او با استدلال اینکه امپریالیست و غرب مى خواهد که با بهانه ملتهاى تحت ستم،مرزها و کشورهاى خاورمیانه را دستکارى کند، و ترکیه خود در صف اول این هدف مى باشد، و به درستى تشخیص داد که هدف استقلال اذربایجان نیست،بلکه پیاده کردن نقشه خاورمیانه اسراییل و غرب است،و ادعا مى کند که با ذکاوت این حیله را تشخیص داده، و جواب رد به سینه امریکا زده،و بخاطر اینکه با طرح خاورمیانه امریکا مخالفت کرده، مورد خشم امریکا قرار گرفته و شش سال در پرونده ارگنه کون زندانى شده،بنا بر ادعا نقشه ٢۶ کشور باید تغییر مى کرد،که ترکیه هم یکى از انها بود.

کسانى که اخبار ترکیه را دنبال مى کنند و مسلط هستند،مى دانند که مانند خیلى از کشورهاى خاورمیانه،یا همانند ایران یا حتى شدیدتر،در سیاست دیدگاه شدیدا ضد غربى حکم فرما است،از لیبرال تا اسلامى،چپ و ناسیونالیست همه دیدگاهى ضد غربى دارند،خیلى ها این را نشات گرفته از جنگهاى صلیبى و طولانى مدت بین مسیحیت و عثمانى اسلامى مى دانند که در حافظه تاریخى ملت به یاد مانده،و حتما مى دانند که در ترکیه داستانهاى حیرت اورى از دولت مخفى و موازى که توسط جاسوسان سیا و مزدورانى از ترکیه وجود دارد،و اصولا کسى هم نیست که تلاشى در کتمانش کند،هر کارى ،جنایتى،دزدى،شانه خالى کردن از مسولیت و قبول نکردن مسولیت و مشکل به پاى دولت موازى نوشته مى شود،و هر روز با داستانهاى هولناکش که اراده اى هم براى روشن شدن زوایاى تاریکش نیست،تبدیل به شبحى هولناک با ماسک حقیقت مى شود.

و بخاطر همین است که ولى کوچوک حتى مبارزات انسانى اذربایجان را تجسمى از درخواست غرب براى استقلال اذربایجان فرض مى کند و اینکار را مقدمه تجزیه ترکیه مى داند که با هوشیارى جواب رد به ان داده،و با اضافه کردن اینکه همیشه بدنبال ازادى قره باغ است و ندا دهنده تشکیل کشور ٣٠٠ میلیونى تورک،مى کوشد تا ذهن خلق اذربایجان اسیر توهمات خود ساخته و تخدیر کند،و چهره اى دوستانه و دلسوز از خود به نمایش بگذارد.که بیش از خلق اذربایجان دلسوزشان است. بى شک او غافل است که این سناریو هر روز در ایران تکرار مى شود و مردم از تىورى توهم توطئه غرب خسته شده اند و باور نمى کنند، و این مانند اب در هاون کوبیدن است،او باید خوب بداند که ربط دادن مبارزات انسانى خلق اذربایجان و دیگر خلقها در ایران نه توسط امپریالیستها،بلکه توسط مظلومانى مطرح مى شود که تبعیض،حقارت، گرسنگى و فشار اسیمیلاسیون را روزانه با گوشت،خون و وجودشان حس مى کنند،او باید حتى این مسله را در ترکیه هم قبول کند،که مبارزات خلق کرد نه توطئه غرب که بلکه نشات گرفته از درد و رنج روزانه شان مى باشد.

او دشمنى در لباس دوست است،او همان حرفى مى زند که استبداد فاشیستى در مواجهه با خلقهاى تحت ستم مى زند،او با طرح این موضوع مى خواهد سرکوب ما را سرعت و مشروعیت مبارزات ما را زیر سوال ببرد،او ما را انسانهایى بى اراده و سست مى نمایاند که برنامه ریزانش امریکا و مجریش انسانى مرتجع و متوهم به اسم ولى کوچوک است،او مستقیما روح مردگان ما را مى ازارد،او ما را نه انسانهایى ازاد که به علیه ظلم و استبداد مجادله مى کنیم،بلکه مزدورانى فرض مى کند،که گوش به فرمان امپریالیستها و انسان مرتجعى مثل خودش هستیم، او باید یاد بگیرد انسان مرتجع و متوهمى مثل او حتى لایق ان نیست که هم صحبت مبارزان ما بشود،حالا چطورى از او خواسته شده که برایمان استقلال بیاورد،باید خیلى مواظب باشد که باد کلاهش را نبرد،اینکه او چطورى سر از داک بر داشته باید توضیح داده شود،هر چند که داک کارى براى اذربایجان انجام نداده، و بعنوان کسى که بیست سال است اخبار را دنبال مى کنم سالى یک بار اسم داک را نشنیدم،که انهم سر اختلاف و خاله زنکى بود.

و در اخر خاطر نشان مى سازم که سرنوشت خلق اذربایجان را خلق اذربایجان تعیین خواهد،هر سرنوشتى باشد،استقلال یا حتى ماندن در چهارچوب فعلى،این سرنوشت را کسانى تعین مى کنند که زندانها را با شجاعتشان به لرزه در مى اورند،خلقى که در خیابان با مشت هایشان با سینه هایشان در مقابل مرگ رقص شادى سر مى دهند و در اخر همان گرسنگان،تحقیر شدگان که بعضى مى خواهند با زیرکى وانمود کنند که عامل امپریالیستها هستند،تصمیم گیرنده نهایى هستند. بعنوان یک جنبش هر کسى با هر ملیتى حق دارد به این جنبش کمک کرده و صداى مظلومیتش را به دنیا برساند،ولى تلاش براى رهبرى و اورگانیزه کردن این حرکت بجز سر افکنده گى براى همراهان هم البته،و شاید درد و رنج بیشتر براى خلق اذربایجان نتیجه اى نخواهد داشت، ما تجربه اى سخت و خوفناک از فرقه دموکرات داریم،هنوز کسانى را که قربانى مان کرده اند نبخشیده ایم،هنوز ان تجربه وحشتناک را هر روز حس مى کنیم،و ادمى متوهم مثل ولى کوچوک یا کسان دیگر نمى توانند به این راحتى ما را با خربزه گذاشتن زیر بغلمان قربانى کنند.

قهرمان قنبرى

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)