برگشت به مهربان خدا (۰۳)

ارزش و اعتبار ممنوعیت قتل و اعدام با قید مطلقا

چند و چون است؟!!!

اصل در انسان و زندگی و جهان، خداست و اصل و اساس در خدا، مهربانی است. او مهربان است. مهربان خدای.

مهربان بودن خدای جسم و جان و جهان به گونه‌ای اصل و اساس است که با هیچ بهاء و بهانه‌ای تَرک بر نمی‌دارد. هیچ بهاء و بهانه‌ای قادر به نقض و شکستاندن کاخ مهر، آفریننده‌ی انسان و جهان نیست. ممنوعیت جنگ و اعدام و هر نوع خشونت که از اصول خدشه ناپذیر این انجمن است در همین راستای قابل بررسی است.

ممنوعیت کشتن و کشتاندن با قید مطلقا به عنوان اصلی از اصول ثابت، دلیل بر رحمانیّت خداوند است. به گونه‌ای که اگر این اصل نباشد گوییا حریم کاخ مهر حضرت رحمان، نقض و شکسته و دلیل وجود باریتعالی به تمام و کمال، درک و کشف نشده معلوم می‌شود.

ما در برگشت به مهربان خدا چشم و امید آن داریم که دلیل و وجود و حضور باریتعالی را به تمام و کمال درک و کشف نموده و با احراز و تحرّی مهربانیّت حضرت خدای سبحان، حضرت او تعالی شأنه را از خویش راضی و خرسند و خود را در پناه او بی‌آزار و سالم بیابیم و دارای زندگی‌ای با امنیت و معنویت گردیم.

همه چیز در دستان مهر حضرت اوست و آدمها با اعتقاد به مهربانیّت حضرت او می‌توانند به هر آنچه که به نفع و صلاحشان است دست بیابند.

با این اندک اوصاف از شرح ماجرا دیگر برای احدی مجالی باقی نمی‌ماند تا اجازه‌ی کشتن را تجویز نماید. یعنی؛ کسی اجازه کشتن ندارد. نه تنها کسی اجازه‌ی کشتن دیگران را ندارد. بلکه کسی اجازه‌ی کشتن خویش را نیز ندارد. وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِوَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿البقرة: ١٩۵﴾

کسی اجازه ندارد که خود را بسوی هلاکتگاه خطر بیاندازد. البته بسی عاقلانه است که انسان نباید به معرکه‌های خطر حتی نزدیک شود. بسی ضروری به نظر می‌رسد که هر فردی از کودک گرفته تا بزرگ و بزرگتر باید از خطر پرهیز کند!!!

اما مشکل در جای دیگر است. مشکل آن بخشهایی است که به صورت استثناء عمل و یا از آن در کار آدمها دفاع و توجیه می‌شود. که البته ما معتقدیم این امّا و اگرها نه از طرف خدای مهربان بلکه از طرف انسان است.

مهم این است که این اصل حداقل در حوزه‌ی زندگی انسانها در کوچکترین موردش نقض نشود. همان چیزی که ما با قید مطلقا می‌خواهیم آن را تبیین و ابلاغ نماییم. بله، فقط در این صورت است که آدمی می‌تواند مؤمنانه احساس و اقرار به جهانبان مقدس، خدای مهربان نماید. و الاّ اینکه آدمی به خداوند معتقد باشد و معتقد باشد که او مهربان است و هر نامهربانی و هر چیزی که بوی خشونت می‌دهد را نیز با نام خدا توجیه نماید این که کار سخت و دشواری نیست. اصلاً چه کسی اینگونه نیست؟ هر کسی چنین است. پس فرق انسان معتقد به خدای مهربان با انسان غیر معتقد به خدای مهربان چیست؟

در انسان معتقد به خدای مهربان است که او آن حس ولایت و خودخواهی و تکبّرش را اگر قربان و فدای خدای مهربان کرده باشد برای او ایجاد تقوی می‌شود و با پروای او از اقدامهای خشنانه دست می‌بردارد.

ممنوع دانستن هر نوع جنگ و خون با قید مطلقا دلیل و یا حداقل نشانی است که انسان به صاحب جهان و آن کسی که برعرش اعلی مستقر است اعتقاد دارد و او مهربان است. همان کسی که جهان را در مدّت و زمان مشخصی آفریده است و سپس بر عرش اعلی قرار گرفته است، رحمان است. الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا [٢۵:۵٩]

معتقدین به خداوند باید پیرو اصولی خدشه ناپذیر باشند و اصل رحمانیّت باید حریمش به گونه‌ای پاسبانی گردد که جای پایی برای هیچ امّا و اگری باقی نگذارد. اعتقاد به ممنوعیّت جنگ و خون و اعدام با قید مطلقا برای خاطر همین است که آدمی در پیشگاه خداوند دلیل و اعتباری برای اعتقادش به حضرت او داشته باشد. آدمی در پیشگاه خود و خداوند باید بتواند بگوید که مثلاً من اگر نکشتم چون تو رحمان بودی و من نیز خواستم اندی مثل تو باشم. من اگر نکشتم چون که تولد و حیات و زندگانی در دستان تو بوده و هست و تنها تو ولایت و قدرت اعطاء و اخذ حیات داشتی و داری. من اگر نکشتم چون ولایت مطلقه با تو است و من ولایت و تکبّرم را قربان و پیشکش تو کرده‌ام. آری و براستی که پیشکش نمودن ولایت به صاحبش بنیادهای صلح جهانی را پی می‌ریزاند.

ما آدمها باید به پیشگاه خداوند جهان قربانی‌ها تقدیم نماییم و هیچ قربانی‌ای گوییا با ارزش‌تر از خودبینی و تکبّر و احساس ولایتمداری انسان نسبت به همنوعان خودش نیست.

علت ابلیس انا خیری بوده است وین مرض در نفس هر مخلوق هست

ای بسا ابلیس آدم رو که هست پس به هر دستی نباید داد دست

ولایتی که به انسان اجازه و قدرت می‌دهد تا همنوع خود را نابود کند و نفس خدادادی را از او بردارد، باید هدیه‌ی خدا شود و این ولایت در اختیار او باشد!!! احساس ولایت و تکبّر را باید فدای حضور و وجود حضرت باریتعالی نمود. گوییا دقیقاً همین احساس ولایت انسان بر انسان است که باید فدیه و قربانی حضرت او شود. چون جان ستاندن چه از خویش باشد و یا چه از دیگر همنوع، تنها کار حضرت اوست. همانی که جان داد می‌تواند جان را بستاند و نه غیر او. إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ [٢:١۵۶]

حضرت او که همه انسان و جهان را آفریده از آدمی طلب خون و خشونت نکرده و نمی‌کند. خدای مهربان را جنگ و خون و خود کشتن و یا دیگران کشتن راضی نکرده و نمی‌کند. بلکه خدایی که خود با دستان خودش این همه را آفریده است چیزی که او را راضی و خشنود می‌نماید پرستش و عبادت مسالمت آمیزانه و زندگی با صلح و آرامش انسانها است. وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ [۵١:۵۶]

اصلاً تو گوییا آسایش دو گیتی تفسیر همین دو سه چند حرفی است که ما در صدد آن هستیم و زمانی حافظ شیرازی می‌خواست از آن پرده بردارد نماید ولی نتوانست. آنجایی که می‌فرماید:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا

و به راستی چرا آدمی با خدایی غیرمهربان رابطه داشته باشد و با اوسخن بگوید؟!!! آیا رابطه با خدای غیر مهربان، شرک و باطل نیست؟!!! پس آیا بهتر نیست که با خدای مهربان رابطه داشته باشیم و از او آرزوهای خویش را بخواهیم و بپرسیم؟ الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا [٢۵:۵٩] از خدای رحمان بپرسیم که بسیار آگاه و خبره است.

ما باید جایگاه و نشیمنگاه تفکر خویش را عوض کنیم. ما آدمها باید از روی صندلی ولایتمداری و احساس بزرگی‌ای که بر آن تکیه زده‌ایم دست برداریم و به پیشگاه مهربان برویم و از او بپرسیم.

البته بسی مبرهن و واضح است که اگر ما نشیمنگاه خویش را عوض کنیم و از رحمان بپرسیم مهربانانه خواهیم شنید. و البته بسی مبرهن و معلوم است که اگر کسی از غیر مهربان بپرسد غیر مهربانانه خواهد شنید!!!

مانعی که در میان است این است که قابیلیان هر دوران بر صندلی خودخواهی و نفس خویش تکیه زده و خود را دارای ولایت می‌دانند و در مقابل هابیلیان و پیامبران هر دوران بدون هیچ دلیلی به دست متکبّران کشته شدند!!!

اما اگر روزگاری که دوران ما بعید نیست شبیه به همان روزگار باشد قابیلیان به خاطر قانون و یا به خاطر هر نوع مصلحت اندیشی‌ای پایبند به قانون ممنوعیت قتل و اعدام با قید مطلقا گردند ممکن است مدینه‌ی فاضله و شهر فرشته‌ها توسط هابیلیان و خوبان هر دوران رونمایی گردد. چون در این چنین زمانی هابیلیان فرصت دارند تا زندگی و سعادت بشری را مهربانانه پایه‌ریزی نمایند. بدون اینکه کسی متعرض جان آن عزیزان شود.

کسانی که از مهربان خدای بسیار خبر داشته و دارند بسیارند. اما متأسفانه همه‌ی آن خوبان هر دوران به دست قابیلیان کشته شدند. در حالی که اگر فرصت مناسب نصیب خوبان می‌بود آنان توانسته و می‌توانند همه آدمها را ارشاد و آیین‌نامه‌ی زندگی سعادتمندانه و یا زندگی عادی و معمولی را ارائه‌شان نمایند.

یا خدا! ای خدای مهربان! ما را مهربار و مهرانگیز و مهرداد

و مهروش و مهربیز نما!

آمین آمین یا رب العالمین

منبع: وبلاگ انجمن همه برای همه http://afa2009.blogfa.com/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)