10013512_1412828605643433_957488350_n
کوردستان بعد از تجربه 2500 سال بردگی و تجزیه در دو دوره، امروز به صورت یک مستعمره بین دولتی ، میان جهار کشور ترکیه ، ایران ، عراق و سوریه اداره می شود. استعماری که دستمایه های آن نسل کشی شوونیک و از دیدگاه تئوریسین های سیاسی ، ورای استعمار کلاسیک است. همچنین جمعیتهایی از کوردها ، در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، لبنان و اسرائیل نیز زندگی می‌کنند.
« اسماعیل بیشکچی» نویسنده و جامعه شناس بزرگ ترک تبار می گوید : «دشمنان ملت کورد کمر به نابودی شناسنامه تاریخی آنها بسته اند و مجدانه تلاش می کنند تا زبان ، تمدن و فرهنگ کوردها را محو سازند، روابط حاکم بر نظام سیاسی کوردستان ، از کولونیالیسم هم ، پایین تر است و سیاست کشورهای سلطه گر، شامل ویرانی تمدن و فرهنگ کوردهاست. سیاست گذاران در کورستان همواره تلاش کرده اند با انکار قدمت تاریخی و هویت ملت کورد و با جعل تاریخ ، انتساب قومی- نژادی کوردها به خود را ثابت کنند»

ژینوساید – نسل کشی
گروه سلطه در کوردستان با طراحی و اجرای سیاستهای همه جانبه در تدارک نسل کشی و در نتیجه ، نابودی ملت کورد و مشروعیت دادن به اعمال خود هستند و کوردها در معرض کشتار جمعی و انهدام قومی – نژادی قرار گرفته اند. ساده ترین نوع ژینوساید ، قلع و قمع فیزیکی است که با هدفی خاص در ابعاد بزرگ انجام می گیرد و انواع دیگر آن شامل ژینوساید فرهنگی، ملی، بیولوژیک و اقتصادی است. کشتار جمعی ، نسل کشی یا ژینوساید مسأله ای بین المللی بوده و در قوانین بین الملل به صورت جدی مورد بررسی قرار گرفته است.
در بند اول پیمان نامه 1948 ، کشورهای امضاء کننده، ضمن پرهیز از ارتکاب به ژینوساید ،موظف شده اند که در برابر هر گونه طراحی یا اجرای کشتار جمعی از سوی دیگر کشورها،موضع مشترک گرفته و مسؤولان آن را به دادگاه بین المللی بکشانند و تاکید شده این شرایط صرفا مربوط به زمان جنگ نیست و در شرایط صلح نیز قابل پیگیری است.
در بند دوم پیمان نامه با اشاره به مقاصد ژینوساید آمده است: «ژینوساید اقدام برای نابودی کل یا بخشی از جمعیت ملی، قومی نژادی و یا مذهبی است» و مواردی که در زمره ی اتهامات ژینوساید قرار می گیرند شامل:
1- کشتار جمعی افراد یک جمعیت مشخص (نژادی، قومی، ملی یا مذهبی)
2- تلاش برای محو زبان و نابودی فرهنگ ملی یک جمعیت
3- تحت فشار قرار دادن یک جمعیت مشخص با هدف نابودی آن
4- ممانعت از زاد و ولد یک جمعیت مشخص با استفاده از وسایل غیر متعارف
5- «کوچ اجباری جمعی» یک جمعیت از سرزمین مادری خود ،
هستند.
کشورهای امضاء کننده پیمان نامه 1948 در ماده ی سوم نیز ، به تعریف مراتب ارتکابی ژینوساید پرداخته اند و بر اساس آن :
– عاملیت
– طراحی
– تحریک یا مشارکت آشکار و پنهان در ژینوساید
– و تلاش یا اقدام جهت ژینوساید ،حتی در صورت عملی نشدن
را مجرم می شناسد.
در بند چهارم و ششم پیمان نامه، قید شده که «عدم عضویت یک کشور در پیمان نامه ، دلیلی بر سلب مسؤولیت از آن نیست» و باید «عاملان ژینوساید در یک دادگاه داخلی محاکمه شوند».

لازم به ذکر است ، این قوانین و مصوبات در حالی است که کوردها در قرن بیستم مورد مصادیق بارز نسل کشی قرار گرفته اند ،اما هیچ یک از عاملان آن تا کنون (به جز صدام) محاکمه نشده اند و جامعه بین الملل در قبال آن سکوت کرده است.
در زیر به بررسی نمونه هایی از انواع نسل کشی و جنایات گروه سلطه در بخش های مختلف کوردستان می پردازیم و یادآور می شوم که این تنها بخشی از اقدامات صورت گرفته در راستای نابودی آنها است.

ژبنوساید در شرق کوردستان ( تحت سلطه ایران)
سیاست تفریس و نابودی کوردستان بعد از به سلطه در آمدن توسط پارسیان ، تا حدی است در همدانی که روزی پایتخت مادها بوده است ، امروز اثری از کورد نمی بینید ، شهر زنگان یا زنجان اکنون غیر کورد و یا ارومیه اینک شهری نیمه کوردنشین است.
کوردستان شرقی ، امروز در چهارچوب و قالب استانهایی تجت عناوین دیگر در حال از بین رفتن و ذوب شدن است. جغرافیای واقعی شرق کوردستان شامل استانهای کوردستان ، آذربایجان غربی، کرمانشاه ، ایلام ، لورستان و بخش هایی از کهکلویه و چهارمحال بختیاری ، همدان، قزوین ، زنجان ،فارس ، مرکزی و خوزستان را شامل می شود.
کوردها در طول تاریخ ، قلمرو ، اراده و سرزمینشان درنوردیده شده و در خاک خود وادار به عقب نشینی شده اند. نهضت های رهایی بخش با شدت هرچه تمام تر سرکوب شده و نابودی و انکار هویت مستقل کوردی در اولویت بوده است که این سیاست ها از دوران صفویان تشدید می شود . گروه ها ، طوایف و ایلات کورد در ابعاد بزرگ به منظور تفریس کردن و سپر قرار دادن در مقابل هجوم همسایگان به نقاط دیگر کوجانده و مردم فارس یا ترک و عرب جایگزین آنها شده اند. یکی پس از دیگری شهرهای کوردنشین، فارس نشین شده و نام آنها تغییر می کرد. همزمان سیاست همگون سازی فرهنگی-زبانی ،انهدام جمهی ،مصادره فرهنگ و تاریخ ، انکار هویت و القای نقش بردگی به آنها به شدت دنبال می شد.

در دورهٔ حکومت شاه اسماعیل و شاه عباس اول صفوی ، نادرشاه افشار و رضاخان کوردهای بسیاری با هدف از بین بردن انسجام و تضعیفشان و پیشبرد سیاست تفریس و مقابله با ترکمنها و ازبکها به‌ نقاط مرکزی و مرزهای شمال شرق کوچانده شدند و در نواحی چکنه، مشهد، جوین، نیشابور، دشت تقی، درگز، قوچان، شیروان، سرخس، اسفراین و بینالود استان خراسان و قزوین ،تالش و خلخال اسکان داده شدند.
-شاه عباس حدود 50هزار خانوار کرمانج از ایلات بزرگ شکاک را در 1598 میلادی از آذربایجان ومهاباد به اطراف ری ، سپس به شمال خراسان کوچاند .
-در دوره شاه عباس صفوی قبایل چهارده گانه ترک افشار در نواحی ارومیه اسکان داده شدند
– دردوره نادر شاه از سال 1730 تا 1736میلادی ، 50 تا 60 هزار خانوار از ایلات کورد (به همراه گروهی هایی غیر کورد ) و13 هزار خانوار از عشایر هفت لنگ وچهار لنگ بختیاری را نیز به خراسان کوچ داد و تعدادی از کوردهای ایل شکاک را به گیلان ومازندران کوچاند .
رژیم ایران در عصر پهلوی نیز ، هویت ملی کورد را به رسمیت نمی شناخت و کوردستان را سرزمین کوردها نمی دانست، بنابراین با نفی حقوق کورد ها هیچگاه از سیاست ژینوساید خود دست بر نداشت.
نماینده بریتانیا در دربار پهلوی به نخستین سفیر عراق می گوید: « سیاست ترکها در قبال کورد های ساکن آن کشور سیاست نابودی و به ترک کردن آنهاست . اما سیاست ایران در برابر کوردها ،‌به فراموشی سپردن نژاد و عقب نگه داشتن تا حدی است که همواره چون طفلی ،‌از نظر اقتصادی وابسته به حکومت مرکزی باشند .»

در عصرر دیکتاتوری رضا شاه ، شوونیسم ایرانی به سیاست رسمی پهلوی تبدیل شد و اقوام غیر فارس تحت شدید ترین فشار های سیاسی-نظامی قرار گرفتند . رضا شاه به تبعیت از اتاترک، اقدام برای اجرای سیاست همگون سازی و تحمیل هویت ایرانی به کوردها را آغاز کرد . او در این راستا نام بسیاری از شهر و شهرک ها را تغییر و جغرافیای کوردستان ایران را از درون و در قالب استان فروپاشاند. سیاست فارس کردن ملت کورد ، شامل ممنوعیت زبان و پوشش کوردی و تحمیل زبان فارسی به مناطق کوردنشین بود .
در دوره او :
– به بهانه اجرای سیاست اسکان عشایر ، ایلات و طوایف کورد به شدت سرکوب شدند.
– ده ها هزار تن از ساکنان مناطق کورد نشین به بخشهای دیگر ایران تبعید و بسیاری از مبارزان سیاسی روانه زندان های قصر و قجر شدند .
– در فاصله ی سالهای 1940 – 1934 میلادی ، 120 مخالف کورد اعدام شدند
– در سال 1935 بخش عظیمی از عشایر « گه لباخ»، « جلالی » و « پیران» به سلطان آباد ،‌کرمان و شیراز کوچ داده شدند و
«‌ژنرال احمد آقا خان » با هجوم وحشیانه و با کشتار اهالی لورستان به «‌قصاب لورستان » مشهور شد
– طایفه «‌گه لباخی » به همدان و اصفهان تبعید شدند و ترک زبانان جای آنها را گرفتند .
– تا سال 1939 میلادی در مجموع مناطق شمالی و شرقی کوردستان ایران که سردشت، سقز ، بانه، مهاباد، اشنویه، لاجان ونقده و بوکان را با جمعیتی بالغ بریک میلیون نفر در بر می گرفت ، فقط یک مدرسه وجود داشت .
– در منطقه مهاباد و 65 روستای اطراف ، تنها 5 مدرسه ابتدایی وجود داشت و در این مناطق با جمعیت 200.000 نفر تنها یک بیمارستان 20 تختخوابی وجود داشت .
– در سال 1946 میلادی با سقوط جمهوری کوردستان و اعدام قاضی محمد و جمعی از رهبران ، 15.000 کورد دیگر جان باختند ، زبان کوردی ممنوع ،‌چاپ و نشر کوردی تعطیل و کتب کوردی نیز به آتش کشیده شد.
– سیاست دیگر رژیم ایران در عصر پهلوی ارائه آمار دروغ در مورد جمعیت کوردها و کوچک نمایی جمعیت کورد در مقایسه با جمعیت ایران بود.
در زمان پادشاهی محمدرضاشاه هم کوردها تحت شدیدترین برخورد و شکنجه های ساواک بودند و زندانهای رژیم مملو از مبارزان و فعالان کورد بود.

پس از شروع اعتراضات مردمی و سرنگونی نظام شاهنشاهی در 1979 میلادی ، کوردها به آینده امیدوار شده و احزاب دموکرات و کومله با سازماندهی مردم توانستند کنترل بخشهایی از کوردستان را در دست بگیرند و خواهان جدایی دین از دولت، برقراری دموکراسی ، خودمختاری و به رسمیت شناخته سدن حقوق ملی بودند. آنها با تشکیل شوراهای مردمی در شهر و روستاها به امید گرفتن خودمختاری از سوی حکومتی بودند که با آرمان های استقلال و آزادی در شرف شکلگیری بود. اما طولی نکشید تا حکومت مرکزی نیز راه سرکوب را پیش گرفته و همان سیاست های غیر انسانی را دنبال کند.
جمهوری اسلامی از ابتدای سرکار آمدند ، در قبال کوردها همواره سیاست کشتار ، تبعید جمعی ، مصادره اموال ، ترور رهبران و مبارزان سیاسی ، ایجاد رعب و وحشت ، کولونیالیسم و اسیمیلاسیون را در پیش گرفت.
از همان روزهای اول به قدرت رسیدن رژیم آخوندی ، پادگان ها سرکوب مردم را آغاز کردند و با توپ ، خمپاره و بمباران هوایی شهر سنندج را مورد هدف قرار دادند.
– در نوروز خونین سنندج ( نوروز 1358ش)، با آنکه آمار دقیقی در دست نیست ، 700 تا 1000 نفر کشته شدند.
در 12 فروردین 1358ه.ش مردم کوردستان بار دیگر با دادن رای «نه» به رفراندم جمهوری اسلامی، خواستار در نظر گرفتن حقوق ملی خود شدند. این مطالبات سبب اقدام جهت سرکوب با خشونت تمام شد و خمینی در پیام روز 27 مرداد 58 در مورد کوردستان گفت :
«از اطراف ایران گروه‌های مختلف ارتش و پاسداران و مردم تقاضا کرده‌اند من دستور بدهم به سوی پاوه رفته، غائله را ختم کنند. من از آنان تشکر می‌کنم و به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم، اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مسلح تا۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول می‌دانم.»

و بالاخره در روز 28 مرداد سال 1358 ه.ش، فتوای جهاد علیه مردم کورد و حمله همه جانبه به کوردستان را صادر کرد ، سپس به تمام نیروهای دریایی, زمینی و هوایی دستور دادند تا به اصطلاح غائله کوردستان را پایان دهند. بنی صدر نخستین رییس جمهور رژیم ،به ارتش دستور داد تا زمانی کوردستان را از دست مردم این دیار و نیروهای پیشمرگ کورد پس نگیرند، پوتین هایشان را از پا در نیاورند.
در جریان درگیری های مدافعان ملت کورد و نیروزهای سرکوبگر که تا کنون نیز ادامه دارد ده ها هزار نفر مردم عادی و پیشمرگ جان خود را از دست داده اند.
این تجاوز و حمله ها ویرانی شهرها و روستاهای کوردستان، بمباران مناطق مسکونی، به آتش کشیدن مزارع، کشتار جمعی، تجاوز ، اعدام های دسته جمعی و زندان و تبعیدهای بلندمدت را به همراه داشت.
با حمله سراسری رژیم بازداشت های فله ای و گسترده در شهرهای کوردستان آغاز شد.
– در 28 و 29 مرداد1358، 18 نفر در زندان دیزل آباد اعدام شدند.
– روز 3 ﺷﻬﺮﻳﻮرﻣﺎﻩ 1358 ه.ش 9 ﻧﻔﺮ در ﻣﺮﻳﻮان ﺗﻴﺮﺑﺎران ﺷﺪﻧﺪ
– در 5 شهریور سال 1358 ه.ش درفرودگاه سنندج 11 نفر به طور دسته جمعی اعدام شدند،که یکی از آنها بر روی برانکارد از بیمارستان به محل اجرای حکم برده شد.
– در 6 ﺷﻬﺮﻳﻮرﻣﺎﻩ 58 درﺷﻬﺮ ﺳﻘﺰ، 20 ﻧﻔﺮ درﻣﻴﺪان ﭘﺎدﮔﺎن ﺷﻬﺮ و ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن ﺧﻠﺨﺎﻟﯽ (ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ ﺧﻤﻴﻨﯽ) اﻋﺪام ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ
– در 11 شهریور1358ه.ش قارنا ، روستایی کوردنشین از توابع شهرستان نقده ۶۸ نفر اهالی آن که بیشتر زن و کودک و کهنسال بودند قتل عام می شوند
همچنین در سال 1358 ه.ش بیش از 30 روستای کورد زبان ناحیه سومای و برادوست تخلیه می شود.
– در 6 فروردین 1359 ه.ش در روستای قلاتان 13 نفر از اهالی کشته می شوند
– روز 13 آبان 1359 ه.ش در ده ایندرقاش و یوسف کند،در کمتر از دو ساعت 35 نفر از روستائیان قتل عام شدند
– در 17 آبان و 1359 ه.ش در حمله به نواحی صوفیان در اشنویه، 13 نفر از اهالی کشته و 20 نفر دیگر زخمی شدند.
– در تاریخ 27/8/59 در روستای صوفیان از توابع پیرانشهر 12 نفر از اهالی قتل رسیدند ( 7 نفر از آن ها بالای 50سال سن داشتند.)
– در تاریخ 18/8/60 12 نفر از اهالی روستای باییزآباد( نقده) کشته می شوند
– در تاریخ 23/6/60 ، 18 نفر از کارگران کارگاه آجر پزی ساروقامیش کشته می شوند
– در تاریخ 6/11/61 در قتل عام مردم روستای قره گول مهاباد 18 نفر جان خود را از دست دادند
– در همان ایام و درکشتار دسته جمعی مردم روستاهای سوزی از توابع مهاباد و دیلانچرخ، حلبی، کویکان، که‌ریزه‌ی شکاکان و یونسلیان در منطقه نقده‌؛ مجموعا بیش از 49 نفر کشته شدند
– در تاریخ 25/12/61 در روستاهای دیمه سور، جعفر آباد، مرجان آباد از توابع مهاباد عده ای از مردم غیر نظامی کشته شدند که تنها اسامی 9 نفر شناسایی و ثبت شده است.
– در تاریخ 5/1/62 در روستاهای چقل مصطفی، خلیفه لیان و گورخانه (نقده) 21 نفر کشته می شوند.
– در تاریخ 1/3/62 در روستاهای هه لقوش و گیجه، در منطقه سومای ارومیه ، عده ای قتل عام می شوند که اسامی 13 نفر شناسایی شده است.
– در تاریخ 23/6/62 در روستاهای جبرییل آباد و گونده ویله و دو آب(اشنویه)، ، 6نفر کشته می شوند.
– در تاریخ 12/3/63 در مهاباد 59 جوان بازداشت و دسته حمعی اعدام می شوند.
در تابستان سال 1367 … رژیم جمهوری اسلامی هزاران نفر از زندانیان سیاسی را که اغلب نیروهای کورد و چپ بودند را در دادگاه های یک دقیقه ای محاکمه و بلافاصله اعدام کرد.
در فاصله سال های 1358 تا 1370(1979-1991)، 832 نفر در کوردستان تیرباران و اعدام شدند
پس از آن نیز با آنکه مدتی آمار اعدام ها کاهش یافت، اما در دهه اخیر دوباره شدت یافته و زندان های جمهوری اسلامی مملو از مبارزان و مخالفان سیاسی- عقیدتی کورد هستند و یکی پس از دیگری با احکام سنگین و ناعادلانه ، شکنجه و تهدید مواجه می شوند و تا کنون ده ها نفر اعدام شده اند.
همچنین ایران تا کنون نیز به طور سیستماتیک ، سیاست تلاش برای محو زبان و نابودی فرهنگ ملی کورد را دنبال
می کند که از مصادیق بارز نسل کشی است.

منابع
– ژینوساید ملت کرد / مارف عمر گول -ترجمه بهزاد خوشحالی
– کردستان روزهای بحران / بهراد خوشحالی
– 30 سال اعدام سیاسی در کردستان / شهاب الدین شیخی
– http://kmmk.info/print.php?id=1146
– http://dana.ir/News/47307.html

– کردستان و کرد در اسناد محرمانه بریتانیا / بهزاد خوشحالی
– توحدی ، 1359

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)