مذاکرات هسته ای و انتظارات ملت های غیر فارس

مذاکرات هسته ای بین ایران و غرب یکی از مهمترین مسائل ساکنان جغرافیای سیاسی ایران و یکی از مسائل مهم خاورمیانه است. مسئله هسته ای ایران علاوه بر تاثیر مستقیم بر امنیت خاورمیانه، برای امنیت جهانی هم مسئله ای فوق العاده مهم بشمار می رود.
دنیای غرب، کشورهای منطقه و برخی از روشنفکران آینده نگر کشور بر این واقفند که دست یابی یک رژیم ایدئولوژیک بر تکنولوژی هسته ای چه طبعاتی را می تواند داشته باشد. دستیابی به تکنولوژی هسته ای، قدرت چانه زنی و عملیاتی عظیمی را برای جمهوری اسلامی به ارمغان خواهد آورد. این امر منجر به تعلیق حرکت دمکراتیک برای سالهای طولانی در ایران خواهد شد. علاوه بر آن منطقه خاورمیانه را در تاریکی رقابت تسلیحاتی فرو خواهد برد.
منطقه خاورمیانه به سبب اهمیت استراتژیک خود در تامین انرژی جهانی و مشکلات عمیق تاریخی و سیاسی, منطقه ای حساس از لحاظ تعادل قوای بین الملی می باشد. دسترسی یک کشور ایدئولوژیک و توسعه طلب به تکنولوژی هسته ای بر مسائل و مشکلات تاریخی و سیاسی منطقه افزوده و دیگر کشورهای منطقه را نیز درگیر این رقابت بی نتیجه خواهد کرد. این رقابت، وضعیت پیچیده و مشکل دار خاورمیانه را به درجه زیادی غیر قابل کنترل خواهد کرد. این در حالی است که منطقه به رفاه، رشد اقتصادی و دمکراسی کثرت گرا احتیاج دارد. بی شک شرط عملی گسترش رفاه و دمکراسی در درجه اول از همکاری ملل ساکن در جغرافیای خاورمیانه می گذرد.
با توجه به نگرانیهای عمیق جهانی از دستیابی جمهوری اسلامی به تکنولوژی هسته ای بود که ائتلافی جهانی بر علیه دست یابی جمهوری اسلامی به تکنولوژی هسته ای شکل گرفت و این ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران سیاست های تحریمی مؤثری را به اجرا گذاشت. تحریم های که سیستم اقتصادی و اداری کشور را به نقطه فلج کننده ای رسانده است. ابعاد تحریم های هسته ای و بار منفی آن بیشتر بر دوش اقشار عادی مردم کوچه و بازار بوده و موجب بحرانهای اقتصادی در زندگی روزمره مردم و به طبع آن موجب ایجاد مشکلات عدیده ای در سلامتی روحی و روانی آحاد مردم در ایران گردیده است.
خواست ایران برای دست یابی به تکنولوژی هسته ای موجب تشدید رقابت نظامی و تسلیحاتی در منطقه شده است. این امر نیز باعث افزایش هزینه نظامی کشورهای منطقه شده است. ایران با اقدامات مداخله گرایانه خود در کشورهای همجوار نقش بزرگی را در به نا امنی کشاندن منطقه خاورمیانه بازی کرده است. این اقدامات ایران بزرگترین نقش را در کشاند آمریکا به منطقه و کمک به صنایع نظامی آن کشور ایفا کرده است.
بر کسی پوشیده نیست که جمهوری اسلامی با مشکل جدی عدم مشروعیت مردمی درگیر است و در صورت ادامه تحریم ها مشروعیت مردمی نظام می تواند به پائین تر از نقطه فعلی نیز برسد. با اینکه جمهوری اسلامی با مشکلات بسیار بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درگیر است. تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هسته ای و تحریم های وضع شده می تواند نظام را با مشکلات اجتماعی و سیاسی بزرگتری درگیر کند.
مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی و مشکلات حاصل از تحریم ها می تواند خطری جدی برای ایجاد بحرانهای اجتماعی و حرکت های شورشی شود. ولی اعتراض به سیاستهای نظام جمهوری اسلامی از سوی مردم همواره با اعدام ، شکنجه و زندانهای طولانی مدت همراه بوده است. استفاده نظام از ابزار شکنجه ، اعدام و زندان بنوعی باعث تداوم نظام شده و مردم را مجبور می کند، که در چهارچوبهای که نظام تعریف می کند، حرکت و اقدام سیاسی کنند.
هزینه بالای سیاست ورزی در سیستم سیاسی ایران باعث می شود که مردم بجای فکر کردن به تغییرات انقلابی از ظرفیت های محدودی که در چارچوب نظام موجود است استفاده کنند. تا بلکه بتوانند تغییری هرچند کوچک در وضعیت موجود ایجاد کنند. در چنین شرایطی اولین اولویت مردم کوچه و بازار ، سعی آنان گذار از بحرانهای حاصله از مسئله هسته ای و برگشت به دوران قبل از تحریم ها می باشد.
خواست جمهوری اسلامی ایران برای دست یابی به تکنولوژی انرژی هسته ای از یک سو و نگرانی جامعه جهانی از اینکه این خواست می تواند تا تولید سلاحهای هسته ای پیش برود به این مسئله ابعاد بین الملی داده است. کشورهای مختلف جهان نیز نسبت به میزان قدرت جهانی و منطقه ای خود در این مسئله دخیل شده اند. علاوه بر کشورهای ۱+۵ ، کشورهای منطقه از جمله اسرائیل ، ترکیه و عربستان نیز در صدد تاثیر گذاری بر سیر این مذاکرات هستند. در حالی که ترکیه از سیر مذاکرات تا حدی خوش بین است، اسرائیل و عربستان نگرانی های عمیق تری را در این رابطه دارند. مداخلات ایران با بهانه کردن شیعیان ساکن در کشورهای عربی و توسعه طلبی های تاریخیش باعث نا امنی در خلیج می شود. علاوه بر این مداخله ایران در مسئله اعراب و فلسطین باعث می شودکه عربستان و اسرائیل نگرش و خواست های متفاوتی نسبت به مذاکرات ایران و غرب داشته باشند.
بغیر از کشورهای منطقه و همسایگان ایران، برخی از کشورهای غربی و اروپائی مانند کانادا ، سوئد و … امیدوارند که مذاکرات باعث بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شود. این کشورها امیدوارند که این مذاکرات باعث تغییر در شکل قدرت سیاسی در ایران شده و جمهوریت نظام بر ارگانها و جنبه ایدئولوژیک نظام چیرگی یابد. تا در نتیجه این ایران بعنوان یک عضو مسؤل جامعه جهانی وارد سیستم اقتصادی و سیاسی جهانی گردد.

به غیر از طرفهای خارجی مذاکرات، طرف دیگر مذاکرات ساکنان جغرافیای سیاسی ایران و فعالان سیاسی هستند. شکل فعالیت سیاسی ، نحوه سیاست ورزی و آرایش نیروهای سیاسی در جمهوری اسلامی دارای ویژه گیهای خاص خود می باشد. نیروهای سیاسی در ایران را می توان به نیروهای که مشروعیت نظام را قبول دارند و نیروهای که مشروعیت نظام را قبول ندارند تقسیم کرد. در داخل این نیروها نیز گروهای سیاسی و حرکت های اجتماعی هستند که فارغ از قبول و یا عدم قبول مشروعیت نظام جنبه مرکزگرا و ملی گرایانه(فارس گرایانه) نظام را قبول داشته و از آن دفاع می کنند. بطوری که برخی از این نیروهای سیاسی مرکزگرا در دفاع از سرکوب فعالان ملل غیر فارس گوی سبقت را از نظام جمهوری اسلامی ربوده و خواهان سرکوب بیشتر حرکتهای حق طلبانه ملل تحت ستم توسط جمهوری اسلامی هستند.
نیروهای سیاسی که بنحوی ساختار مرکزگرایانه و فارس گرایانه دولت را قبول می کنند. مشروعیت خود را از میزان وابستگی به ایدئولوژی حاکم می گیرند. آنان نسبت به وابستگی و نزدیکی خود به ایدئولوژی رسمی( شیعیسم و فارسیسم) در تحولات کشور ابراز نظر کرده و در سیر آن تاثیر می گذارند.
بسیاری از نیروهای سیاسی که مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند و خود را نیروهای خارج نظام معرفی می کنند. جنبه مرکزگرایانه و فارس گرایانه نظام را قبول دارند، این گروهها با دست پا کردن ارگانهای مطبوعاتی ، تشکلهای سیاسی و اجتماعی با کمک کشورهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی در سیر جریانات سیاسی کشور با گفتمانهای خود مداخله کرده و افکار عمومی را مورد تاثیر قرار می دهند. اغلب این گروهها دارای گفتمانهای شدیدا نژادپرستانه ای هستند که با باز تولید برتری فارس و تحریف واقعیت های ایران در ساختاری شدن نژادپرستی و برتری جوئی اقلیت بر اکثریت در ایران نقش بزرگ ولی منفی را ایفا می کنند.
نیروهای سیاسی و حرکت های اجتماعی ملیت های سرکوب شده که ماهییت مرکزگرایانه و نژادپرستانه دولت-ملت ایران (دولت فارس) را قبول ندارد. از دو طرف در تیررس اماج حمله نیروهای طرفدار و مخالف نظام قرار دارند. علاوه بر این حملات نیروهای ملل تحت ستم از حمایت های بین الملی نیز محروم هستند.
همانطور که در بالا نیز گفته شد نیروهای سیاسی در ایران بنابر تعلق خاطر به یکی از جنبه های نظام، جنبه مذهبی نظام (شیعه گرائی) و یا جنبه ملی نظام (فارس گرائی) و به میزان قدرت سیاسی، نفوذ در بروکراسی رسمی، قدرت تبلیغاتی، قدرت اقتصادی و روابط بین المل خود در مراحل حساس تاریخی کشور و چرخش های استراتژیک در بازساخت قدرت ابراز عقیده کرده و مطالبات خود را به ساخت و شکل جدید قدرت سیاسی در ایران تحمیل می کنند.
این در حالی است که نیروهای دمکراسی خواه ملل غیر فارس از این گردونه خارج گذاشته شده و مطالبات آنان نادیده گرفته می شود. نتیجه تاریخی این کنار گذاشته شدن نیروهای واقعی دمکراسی خواه در چنین برهه های تاریخی، ساختاری شدن و باز تولید استبداد را بدنبال داشته است.
وضعیت امروزین تحولات جهانی در همه زمینه ها، از دسترسی آزاد به اطلاعات گرفته تا زیر سؤال رفتن مفهوم کلاسیک دولت-ملت باعث آگاهی فزاینده مردمان ملل غیر فارس بر هویت انسانی و ملی خود شده است.
در پرتو همین تحولات جهانی است که امروزه حرکت های حق طلبانه ملل غیر فارس به یکی از عمده ترین حرکت های اجتماعی در ایران تبدیل شده اند. حاکمیت فعالان سیاسی و مدنی آذربایجانی بر فضای سیاسی آذربایجان، کرد ها بر کردستان و عربها بر الاحواز برای تحلیلگران بی غرض آشکار است. عدم شرکت فعال این نیروها در اعتراضات مرکزگرای جنبش سبز و دوری فعالان ملل غیر فارس از گروهای سیاسی مرکزگرا ، نشان از قدرت تاثیر گذاری فعالان ملل غیر فارس بر گفتمان و فعالیت های سیاسی در ایران دارد.
ملت های غیر فارس هزینه سیاسی و انسانی زیادی را برای احقاق حقوق انسانی و ملی خود در طول تاریخ معاصر ایران پرداخت نموده اند. قتل عام دهها هزار نفر از مردمان غیر فارس در دورانهای مختلف تاریخ سیاسی معاصر ایران و نیز اعدامهای چند سال گذشته فعالان مدنی عرب، کرد و بلوچ گواهی بر این مدعاست. ادامه مجازات اعدام، زندانی کردن، تبعید و مجبور به ترک کردن سرزمین مادری هزاران فعال ملت های غیر فارس نشان می هد که این طیف از مردم بیشترین هزینه را برای برقراری یک سیستم دمکراتیک در ایران پرداخته و می پردازند.
از طرف دیگر این هزینه ها نشان از پتانسیل بالای تاثیر گذاری گفتمان حق طلبانه و دمکراتیک این نیروها دارد. ترس از همین تاثیر گذاری است که باعث خشونت بیشتر بر علیه این فعالان مدنی و سیاسی می شود. سکوت و سعی نیروهای غیر دمکراتیک مرکزگرای داخل و خارج نظام برای توجیه اعدام ، زندان و شکنجه فعالان ملتهای غیر فارس نشان دهنده ترس نیروهای مرکزگرا و فارس گرا از گفتمان دمکراتیک ملل غیر فارس است. از طرفی دیگر سکوت نیروهای سیاسی مرکزگرا در این زمینه ها حکایت از عدم بلوغ فرهنگ سیاسی دمکراتیک در ایران و نیروهای سیاسی آن دارد.
مذاکرات هسته ای ایران با غرب، نسبت به جایگاه نیروهای اجتماعی و سیاسی انتظارات و واکنش های متفاوتی را نیز برانگیخته است. برخی از فعالان سیاسی امیدوارند که مذاکرات بین ایران و غرب موجب بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شود. وعده های روحانی برای تدریس زبان مادری در مدارس و وعده توجه به برخی از خواست های ملل غیر فارس روزنه ای از امید را برای برخی از فعالان ملل غیر فارس را باز کرده است. تعیین یونسی از وزرای پیشین اطلاعات بعنوان نماینده ویژه رئیس جمهور در امور اقوام( ملتهای غیر فارس) و مذاهب اگر چه اقدامی مثبت دیده می شود، ولی تعیین یک مقام امنیتی حاکی از عدم تغییر نگرش امنیتی به مسئله ملتهای غیر فارس در ایران است. در حالی که حل مسئله ملل غیر فارس در ایران فقط از طریق اعطای حقوق شهروندی مساوی و برابر بین فارسها و غیر فارسها ممکن است.
اقدام دولت روحانی در تعیین نماینده ویژه با گذشته ای امنیتی، برای ملل غیر فارس تلاشی است برای مدیریت حرکت رو به افزایش این ملل، و سعی در جلوگیری از رشد حق طلبی بین این ملل. اصل ۱۵ قانون اساسی که در اساس نیم بندی است ناقص، در مورد حقوق ملل غیر فارس برغم گذشت سی و اندی سال از انقلاب به اصطلاح اسلامی هنوز نه تنها اجرا نشده بلکه خواست اجرای آن بعنوان جرم سیاسی محسوب می شود. در چنین نظامی خواست اجرای این اصل ناقص قانون اساسی فقط می تواند تلاشی باشد برای مهندسی حرکت ملل غیر فارس، تا احقاق حقوق این ملل.
سخنان اخیر روحانی در جمع استادان دانشگاه و دعوت از آنان برای عدم سکوت در مسائل جاری کشور نشان از احتیاج شدید روحانی به یارگیری سیاسی و اجتماعی دارد. بی سواد خواندن مخالفان مذاکرات از طرف روحانی و متعاقب آن سخنان مصباح یزدی در دروغگو و قصی القلب خواندن روحانی حاکی از شدت گرفتن جنگ سرد داخلی موجود در جمهوری اسلامی است.
دعوت روحانی از استادان دانشگاه برای ورود بر گردونه مذاکرات، سفر برخی از هئیت های اروپائی به تهران و سفر روحانی به داووس نشان از سعی روحانی برای یارگیری داخلی و خارجی دارد. در این جنگ سرد هر یک از طرفین مخالف و موافق مذاکرات هسته ای تمام تلاش خود را خواهند کرد، تا از ملل غیر فارس نیز در این یارگیری استفاده کنند. تاریخ تحولات سیاسی ایران در گذر تاریخی و انقلاب ۱۹۷۹ , جنگ ایران و عراق و… گواهی بر این مدعاست،که این یارگیرها معمولا مقطعی و برای عبور از بحران ها بوده است.
انتخاب روحانی از نیاز نظام برای به میدان آوردن چهره ای دلبسته و معتقد به نظام, که بتواند با به پای صندوق کشاندن مردم مشروعیتی تازه کند ناشی می شد. از طرف دیگر اجازه ورود روحانی به انتخابات ناشی از احتیاج نظام در گشودن دری برای مذاکرات و نجات از تحریمهای فلج کننده نیز بوده است.
علاوه بر اینها انتخاب روحانی محصول یارگیری او در دوران قبل از انتخابات نیز بوده است. خصوصا وعده های او در رابطه با ملل غیر فارس به هدف جمع آوری رای و دادن مشروعیت برای خود و نظام در میان ملل غیر فارس نیز تا حدودی موثر افتاد و او رأی نسبتا بالائی را در مناطق غیر فارس بدست آورد. ولی ادامه دستگیری ها و اعدام شهروندان غیر فارس فقط بعلت خواست حقوق انسانی شان ، شک در اینکه این یاری گیری موقت و انتخاباتی بوده است را افزایش می دهد.
بعد از بحث و جدالهای موافقان و مخالفان مذاکرات هسته ای ، در ۸ فوریه آیت الله خامنه ای بعنوان قدرتمند ترین فرد نظام نیز وارد بحث ها شد. وی با دعوت طرفین مخالف و موافق مذاکرات به شرح صدر, خواستار داده شدن زمان به دولت تازه سر کارآمده روحانی شد. او در قسمتی از سخنان خود در جمع اعضای نیروی هوائی که به سبب اولین بیعت کنندگان نظامی با آیت الله خمینی نقشی سمبلیک را برای نظام دارند، آمریکا را به تلاش برای تغییر رژیم در ایران نیز متهم کرد.
آیت الله خامنه ای در این سخنان یک بار دیگر بطور ضمنی گفت که اجازه نخواهد داد این مذاکرات منجر به تغییر در ماهیت نظام شود. وی علاوه بر اطمینان خاطر دادن به طرفداران خود، خط های قرمز مذاکرات را نیز یک بار دیگر بر دولت روحانی و طرف مذاکره وی یعنی غرب یاد آوری کرد. آیت الله خامنه ای با خواستن زمان از مخالفان برای دولت روحانی و مسئول دانستن دولت در مذاکرات به نوعی سعی دارد از نتایج احتمالی مذاکرات نیز شانه خالی کند.
عده ای بر این باورند که جمهوری اسلامی در وضعیتی نیست که بتواند خط قرمزی مشخص کند و از این نتیجه می گیرند که مذاکرات به مسائل حقوق بشری ایران نیز تسری پیدا خواهد کرد. ولی سوال این است که، آیا غرب واقعا خواست و اراده ای در جهت گسترش مذاکرات هسته ای به مسائل حقوق بشری و پرونده حقوق بشر ایران را دارد یا نه؟
روابط ایران طی سالهای گذشته با غرب خصوصا آمریکا رابطه تقابلی بوده است. ولی بعد از جنگ افغانستان و عراق در روابط ایران و آمریکا تجربه هایی از همکاریهای موردی و مقطعی نیز وجود داشته است. با روی کار آمدن اوباما نیز تغییر روشی در سیاست خارجی آمریکا اتفاق افتاده است. برگرداندن ایران بر سر میز مذاکره همراه با مجبور کردن حاکمیت ایران برای تغییر دولت خود و آوردن دولتی که حاضر به مذاکره باشد را می توان یکی از موفقیت های سیاست خارجی جدید آمریکا دانست.
مجموعه این عوامل باعث می شود که مذاکرات هسته ای بین ایران و غرب برای ملل غیر فارس انتظاراتی متفاوت از نیروهای سیاسی مرکزگرای ایرانی ایجاد کند. انتظار ملل غیر فارس تسری مذاکرات هسته ای به مسائل حقوق بشری و پرونده حقوق بشری ایران می باشد.
در صورت تسری مذاکرات به مسائل حقوق بشری نیروهای سیاسی مرکزگرا با تغییر رویه و با قرار گرفتن در کنار ملل غیر فارس می توانند گشایشی در گفتگو با این ملل ایجاد کرده و در راه دمکراتیزه شدن کشور اقدامی عملی انجام دهند.
البته جای بسی تاسف است که با در نظر گرفتن آرایش قوای سیاسی داخل و خارج نظام و نگاه آنان به مسائل ملل غیر فارس نمی توان امید زیادی به همراهی آنان با خواست های دمکراتیک ملل غیر فارس داشت. ولی تلاش هوشیارانه و مطالبه محورانه نیروهای سیاسی ملل غیر فارس و عدم باور کورکورانه به شعارهای نیروهای مرکزگرا می تواند باب جدیدی را در احقاق حقوق این ملل بگشاید.
اگر چه با وضع فعلی نمی توان امید زیادی به تغییرات جدی در وضعیت حقوق بشری در ایران داشت، ولی پیشرفت مذاکرات هسته ای و گشایش در فضای امنیتی مضاعف ایجاد شده بعلت مسئله هسته ای، خود می تواند در کم کردن هزینه فعالیت های سیاسی در ایران موثر باشد. در صورت واقع شدن چنین امری و قدرتمند شدن جناح خواهان مذاکرات با غرب در داخل ایران می توان امیدی هر چند کم سو به تسری این مذاکرات بر پرونده حقوق بشری ایران نیز داشت. در چنین وضعیتی ملل غیر فارس با توجه به تجربه تاریخی خود نباید بدون گرفتن امتیازات اساسی در بازی های یارگیری دولت روحانی و طرفداران سیاست های وی شرکت کنند.
ملل غیر فارس در رابطه با غرب نیز باید استراتژی مشخص خود را داشته و بتواند غرب را متوجه این نقطه کنند که نیروی واقعی دمکراسی خواه در ایران ملل غیر فارس هستند. به نفع غرب نیز هست که متوجه باشد ، اختصاص بودجه برای گسترش فرهنگ دمکراسی در ایران برای گروههای مرکزگرا و نژادپرست تا حالا تنها باعث قوت گرفتن گفتمانهای ملی گرای غیر دمکراتیکی شده است که جمهوری اسلامی از آن گفتمانها در مقاطع مختلف بر علیه حرکت های دمکراسی خواه و حتی بر علیه غرب استفاده کرده است.
نیروهای سیاسی ملل غیر فارس با تشریع مساعی و تشکیل جبهه واحد دمکراتیک می توانند در گذر ایران به دمکراسی و احقاق حقوق برابر شهروندی در ایران نقشی اساسی بازی کنند. نیروهای سیاسی ملل غیر فارس باید متوجه باشند که نیروهای مرکزگرا سعی دارند تا نگذارند، نیروهای سیاسی ملل غیر فارس و حرکت اجتماعی آنان به استراتژی و اهداف مشترکی برسند. نیروی های سیاسی مرکزگرا با تاکتیک های خاص خود سعی در دشمن جلوه دادن برخی از این ملتها با هم دیگر کرده اند. تاکتیکی که جمهوری اسلامی نیز از آن در جهت جلوگیری از همکاری نیروهای سیاسی و اجتماعی ملل غیر فارس از آن استفاده کرده و می کنند.

اومود ائورن

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)