چگونه اکثریت مردم (اغلب فرودست) بازنده میشوند در کشور تحت حکومت دزدسالاری؟!، راه حلها…
– انحطاط و تباهی ها روابط اجتماعی از روابط شخصی اقتصادی و حق الناس بویژه مالی!، طی چند دهه، اخلاقیاتی که در چارچوب دینی و مذهبی تعریف شده، مردمان گمان میکننند رعایت اخلاق مانند رعایت حق الناس مالی (مانند مکتوب یا شفاهی)، تعهد به حرمت روابط شخصی، بستگی به وجود خدا و آخرت و روز جزا است، اگر اینها کنار اعتقادات دینی و مذهبی بگذارند، دیگر تعهدی به به اخلاقیات ندارند.
– انحطاط و تباهی ها حکمرانی!، حکومت که دهه ها، بر اساس ایدئولوژی، التزام (که ان به راحتی با تظاهر و ریاکاری و دروغ) ترجیح داده میشود به شایسته سالاری.
ایجاد بستر رانی و فسادزا، مثلا کارمندان حکومتی، براحیت شیف یح مزد با بیمه و امتیازت مختلف میگیرند و سپس، بعد از ظهر، با مجوز شغلی دیگر حتا حکومتی، میگرند که سود زیادی (بویژه با نوعی انحصار و محدودیت همراه است). در حالی بقیه مردم عادی از این امیتازان ورانتها محرومند و محکوم به شبه بردگی و بخش بزرگی حتی بدون بیمه تامین اجتماعی و به صورت پیمان کاری و شغلهای ساعتی، عملا یک فرد عادی یک شیف کاری وقتش تلف و از دست میرود و اما اسما دو ساعت کار به حسابش با کمزد بسیار کمتر حتا مزد مصوب، هیچ نلظری نیست، هیچ سیستم شکایت نیست، به قدری سیسم دادگستری و قضاییه، انباشته از پرونده های امنیتی و جرم تراشی های بیهوده ایدئولوژیک حتا جرم انگرای کار نقد و تحیلی سیاسی، دیگر دستگاه پر حجم دادگستری و قضاییه زمانی ندارد برای رسیدگی سریع، نتیجه فضای سوءاستفاده افراد کلاهبردار و شیاد بیشتر فراهم، مردم عادی معطل و ناامید به نتیجه رسیدن شده و نوعی افسردگی و خستگی و پیری زودس و از کرا فتادگی در اکثریت مردم بر اثر فشارهای روحی و جمسی و حتا سوءتغذیه و قحطی پنهان، انواع بیماریهیا صع اعلاج، سن زیستی و کیفیت زیستی آحاد مردم که اغلب فرودست پایین می آورد.
– انحطاط و تباهی ها در زمینه حمایت از زیستی از عامه مردم و محیط زیست!، عدم تعمیم موارد حمایتی بنیادی، مانند تامین اجتماعی همگانی (بویژه در کشوری داری منابع عظیم طبیعی ملی استف اما حکومت در چنگ گرفته و سهامش به فوریت وریاگان توزیع نمیکند، بهترنی روش خصوصی سازی و مردمی هیمن روش است، ثروت عمومی مانند منابع طبیعی سهامش رایگان وبه فوریت در اخیتار همهگان باشد و ترجحیا برابر، چون درصد اندک ثروت آن قدر نیستند که بخواهند با روشهای اثبات شده که ناکرامد است در شناسایی، آنها جدا کند که معولا زیر یک دهم جمعیت هستند و در حالی اگر سیستم مالیات گیری و بخشودگی اقشار فرودست به درستی کار کند، بعدا این افراد راهها مالیات ستانی، تا حد زیادی عدالت توزیعی تصحیح میشود).
– آنچه الیگارشی دزدسالار، میگیوند شروع به نوفذ در بدنه میکند، در حالی مردم عادی وفوردستانف با شدت با کمترین جرمی مجازت میشوند و عفو یا روشهای غیر مجزاتی میست برای اصلاح، مثلا بجیا جریمه و یا زندان و بدتر اعدام… کار خدمات اجتماعی کوتاه مدتی در یکی و دوساعت از اوقات اضافی شان انجام دهند. در حالی است، الگارشی و متنذان با رشوه و پراتی، اغلب از مجزات گریخته یا با اندک مجازات نمایشی و خرید مجزات رهایی میامند، این خودش به شدت انحطاط در عموم و بویزه فرودستان کاسته و زیمنه بی اخلاقی و آزارگری (مازوخیسم و سادیسم و سادومازوخیسم) و بیماری هیا چند شخصیتی و روحی افازیش داده و جامعه از بالندگی و کارآیی میاندازد.
– پس چه باید کرد، اگر قوای مسلح و سطرح سران هنوز آلودگی به فساد بالا نرفته، روش انقلاب از بالا (برانددازی) بهترین روش است، برچیدن ساختار ایدئولوژیک و دمکراسی که میگیوند با سکولاریسم همراه باشد، که کلا افراد شاغل در نهادهای مذهبی، به شغلهای شرافتمندانه مفید مشغول شوند، کار مدهبی و عبادی، یک امر شخصی و بدون مسئول باشد که از ان منفعت مادی و اجتماعی و موقعیت یابد. در واقع مذهب نوعی اخلاقمداری عمومی باشد، متولی خاصی که از راه آن منفعتا و گروه و مکان تجمعی داشته باشد. تجربه نشان غیر از این، باز نهاد مذهبی، برهم زننده ساحتار حکمرانی و مداخله و تکرار انحطاط ها و تباهی ها خواهد شد. این راه بسیار بر اسا تجربه چند ساله دوران جدید بیان میکنند.
– نکته: اگر امکان براندازی نه سوی مردم عادی و نه قوای مسلح وسران فرضی که آلوده نیستند نباشد (معمولا همین جوری است)، مخالفان چاره جز پیدا کردن کمک از خارجی ندارند. کمک از خارجی بهایی دارد، نیوری داخلی در کشورهای دارای تکثر هویتی هستند و تفرقه در آنها است، در نهایت یک یا مجموعه قدرتهای خارجی مجبور موقتا سرپرستی دولت انتقالی بگیرد. این بهای تفرقه و تکثر ناهمراه است.
– اگر پس براندازی، نکته های منجر به انحطاط های تباهی شده، از ریشه راه حلی اجرا نشود مانند عدالت توزیعی و اصلاح ساختار دادگستری و اعاده حق به صاحبان حق الناس و ثروت عممی (که به دروغ به نام ملیف آنها حکومتی یا در ست اقلیت شیاد و دزد الیگارشی قرار دادند که به خصولتی نیز یاد میشود)،این چرخه باطل دوباره تکرار می شود.
یکی مهمترین کارها، خنثی سازی اختلاف افکنی است، هوای همدیگر اعضای خانواده و دوستان داشتن، رابطه عاطفی، اگر رابطه اقتصدی که مشارکت باشدف بسیار با دقت و مستند و قابل دفاع از حق الناس باشد. در دوران گذار از حکومتهای انحطاطگر به حکومتهای اصلح، نکته مهمترین است.
دشمنان و بدخواهان ضد مردمان و کشور و… تا بیمارن عقده ای زیادی است که میخواهند این نته از بین برده و امکان همدیکگر حمایت کردن در نزد خاواده با اختلافات عقیدتی و غیره ایجاد کنند. اینجا نوعی دموکراتیزه وس کولاریزه کردن روباط خانوادگی و دوستی لازم است، احترام به محدود عقیده و حتا عدم طرح موضوعات اختلاف انگیز، گذشت از خطاها و جبران خطاهای حق الناسی که موجب خسارات مالی شده و سرعت در اجرا اینها، تا عمر محدود از دست نرود.
– لطفا از همه نخبگان اهل رسانه، این موارد بازنشر دده، نیازی به ذکر منبع هم نیست، بزنشرو بهتر نشر دادن این مضامین چنین مطالبی.
—————————-
برخی مطالب دیگران برای مطالعه
جنگ ارتجاعی: شکست جمهوری اسلامی، توقف اسرائیل، و محدویت های امریکا
شورش فئودالی-عشیرهای ملامصطفی بارزانی در آیینه خاطرات فعالین سیاسی
ایران ملک هیچ قدرت خارجی نیست؛ سرنوشت ایران فقط به دست ایرانیان – نویسنده: حمید رفیع
آیا محاصره و افزایش تحریم، سبب فروپاشی اقتصاد ایران خواهد شد یا سبب فروپاشی رژیم؟
محسنی اژهای زیر ذرهبین؛ نگاهی به کارنامه قضایی رئیس قوه قضاییه ایران
بیانیهی همگانی در محکومیتِ ترفندِ امنیتیسازی جامعه و فراخوان به اعتراض و سرپیچی

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.