به یاد همهٔ آنان که جان بر کف نهادند تا ایران بماند؛
از دکتر حسین فاطمی تا فروهرها و دیگر جان‌فدایان این کهن‌دیار

تاریخ، آیینهٔ جان ملت‌هاست؛ آیینه‌ای که نه غبار زمان آن را تیره می‌کند و نه هیاهوی روزگار، حقیقت
را از آن می‌زداید. هر نسلی که از گذشتهٔ خویش روی برتابد، ناگزیر همان راه را دوباره خواهد پیمود.
ایران، این کهن‌سرای جاویدان، بارها از آتش آزمون گذشته و هر بار از خاکستر خویش، سرفرازتر
برخاسته است.
در شهریور ۱۳۲۰، هنگامی که ارتش‌های متفقین از شمال و جنوب به خاک مقدس ایران یورش آوردند،
ارتش ایران ظرف چند ساعت با فرمان ترک مقاومت روبه‌رو شد و کشور در برابر اشغالگران بی‌دفاع
ماند. آن واقعه، یکی از تلخ‌ترین برگ‌های تاریخ معاصر ایران بود؛ زخمی که هنوز بر حافظهٔ ملی
ایرانیان باقی است.
امروز نیز همان اندیشه، با چهره‌ای دیگر، تکرار می‌شود. رضا پهلوی، رهبر فرقهٔ صهیوفاشیست، در
امتداد همان راه، از نیروهای مسلح ایران می‌خواهد پادگان‌ها را ترک کنند، سنگرها را رها سازند و در
برابر دشمنان این سرزمین، دست از دفاع بکشند. گویی آنان تاریخ را نه برای عبرت، که برای تکرار
شکست می‌خواهند.
«اما مگر آن افسران و سربازان دلاوری که به شهادت رسیدند، در میدان نبرد بودند؟ بسیاری از آنان در
آسایشگاه‌ها، در حال استراحت، هدف حمله‌ای غافلگیرانه و جنایت‌کارانه قرار گرفتند. آنان فرصت
دفاع نیز نیافتند، اما خون پاکشان، مُهر وفاداری بر دفتر ایران زد و سند مظلومیتشان را در حافظهٔ این
سرزمین جاودانه ساخت.»
پادگان‌هایی که دیروز هدف بمباران آمریکا قرار گرفتند، از مهم‌ترین پایگاه‌های نیروی زمینی
ایران‌اند؛ دژهایی که در صورت هرگونه تجاوز زمینی، نخستین سد راه دشمن خواهند بود. ازاین‌رو،
دعوت به ترک این سنگرها، تنها یک اظهار نظر سیاسی نیست؛ بلکه پیامی است که بیم آن می‌رود
مقدمهٔ نقشه‌ای خطرناک برای تعرض به خاک پاک ایران باشد.
ایران، میراث هزاران سال ایستادگی است؛ سرزمین آریوبرزن، بابک خرمدین،ستارخان وهمهٔ شیر زنان
و دلیرمردان گمنامی که جان خویش را نثار وطن کردند. این مرز وبوم با پیمان زنان و مردان میدان
پایدار مانده است؛ نه با تسلیم، نه با ترک سنگر و نه با امید بستن به بیگانه.

هشدار تاریخ
تاریخ، خیانت وطن‌فروشان وفراموشی‌کنندگان راه میهن راهرگزازیادنبرده است؛ همان‌گونه که
کودتای۲۸ مرداد۳۲ ، آمریکائی- انگلیسی، برضد حکومت ملی دکتر محمد مصدق، نماد آزادی، استقلال،
حاکمیت ملی و مردم‌سالاری در ایران، برای همیشه در حافظهٔ ملت ایران ثبت شده است. همان‌گونه که
پایداری آریوبرزن در تنگه‌های میهن، خروش بابک خرمدین بر فراز دژهای آزادی و ایستادگی همهٔ
آزادگان این سرزمین، تا همیشه بر تارک تاریخ خواهد درخشید.
تاریخ بارها به انسان‌ها و حکومت‌ها هشدار داده است که هیچ قدرتی، اگر از رنج مردم روی برگرداند
و از حقیقت فاصله بگیرد، از داوری زمان در امان نخواهد ماند. خداوندان زور و زر و تزویر در گذر
قرن‌ها آمده‌اند و رفته‌اند؛ کاخ‌های غرور فرو ریخته، تخت‌های قدرت واژگون شده و نام بسیاری از
ستمگران تنها به‌عنوان عبرتی در صفحات تاریخ باقی مانده است.
آنان که ازصبر و شکیبایی ملت‌ها سوءبرداشت می‌کنند وگمان می‌برند سکوت مردم نشانهٔ فراموشی
است، از قانون بزرگ تاریخ غافل‌اند؛ زیرا صبر ملت‌ها سرمایه‌ای برای تحقیر آنان نیست، بلکه
فرصتی برای اصلاح، خدمت و بازگشت به عدالت است.
تاریخ، آیینه‌ای بی‌رحم اما عادل است؛ چهره‌ها را از غبار تبلیغ و قدرت می‌زداید و حقیقت کردار
انسان‌ها را آشکار می‌سازد. در این محکمهٔ بزرگ، نه زر می‌ماند، نه زور و نه تزویر؛ آنچه باقی
می‌ماند، میزان وفاداری به مردم، پاسداری از میهن و خدمت به انسان‌هاست.
آنان که امروز نیز ترک سنگر، چشم دوختن به بیگانه و تضعیف توان دفاعی ایران را تبلیغ می‌کنند، باید
بدانند که داور نهایی، نه غوغای روزگار، که محکمهٔ تاریخ است. روزگار، چهره‌ها را دگرگون
می‌کند، اما کردارها را جاودانه می‌سازد. نام مرزبانان ایران در دفتر شرف این سرزمین خواهد ماند و
آنان که راه بیگانه را بر راه میهن برگزینند، از دید نویسنده، جز با ننگ و نکوهش در حافظهٔ تاریخی این
ملت شناخته نخواهند شد.
همچنین گروه‌هایی که در تجاوز به مام میهن، با بیگانگان همکاری و همدستی می‌کنند، از داوری تاریخ
و وجدان بیدار ملت ایران در امان نخواهند ماند و نام آنان نیز در کنارخائنان به استقلال و تمامیت ارضی
این سرزمین ثبت خواهد شد.
ایران، تنها خاک نیست؛ امانتی است که از نیاکان به فرزندان رسیده و از فرزندان به آیندگان خواهد
رسید. در فرهنگ ایران‌زمین، مهر میهن جلوه‌ای از وظیفهٔ اخلاقی پاک‌نهاد و ملی است و پاسداری از
این آب و خاک، پاسداری از شرف، هویت و پیمان انسان با تاریخ خویش است. هر که دل در گرو ایران
دارد، در حقیقت دل در گرو راستی، آزادگی و فروغ انسانیت نهاده است.
درود و نیایش ملت سلحشورایران وهماره آفرین نیک، بهروزی ونیکی، «بدرقهٔ راه همهٔ رزمندگان،
افسران، سربازان ومدافعانی باد که باجان خویش پاسدار استقلال، عزت و تمامیت ارضی این

سرزمین‌اند. تاریخ، نام آنان را با افتخارخواهد نوشت و نسل‌های آینده خواهند دانست که ایران، هرگاه
درمعرض خطر قرار گرفت، فرزندانش سینه سپر کردند و نگذاشتند پرچم این کهن‌دیار بر زمین افتد.»

هر که را بر سر ز سودای وطن افسر بود
هر کجا باشد، تنی اهل وطن را سر بود.
آن‌که از راه خیانت، سرور جمعی شده است
زان بود ارباب، که آن ارباب را نوکر بود.
آن‌که در هر کار می‌رقصد به ساز اجنبی،
گرچه خود را شیر نماید، لنگهٔ عنتر بود.

مِهرِ میهن، جان و خِرَد، غیرت و ایمانِ قوی؛ این چهار، رمزِ پایندگیِ ایران و شکوهِ کهن‌دیار ماست.
جمال صفری
۲۶ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)