تحولات تاریخ ساز اخیر هنوز به طور کامل مورد ارزیابی قرار نگرفته و ابعادش بر مردم ایران معلوم نگشته است. قدرت نظامی ایران به طرز چشمگیری افزایش یافته که منحصر به سلاح نیست و توان فکر و عمل استراتژیک را هم شامل می گردد. متأسفانه بخش سیاسی و دیپلماتیک کار می لنگد و این لنگی به مقدار زیاد ناشی از ماهیت و ترکیب نظام سیاسی موجود است که به دلیل ماهیت استبدادی و ایدئولوژیک و ایستایش راه را بر استعداد یابی و پرورش استعداد بسته است. اگر می بینیم که توان نظامی و کیفیت پرسنل ارتشی بالا رفته، به خاطر این است که این قبیل مشاغل برای طبقۀ حاکم و فرزندانش که خواستار ترقی بی زحمتند و زندگی راحت، جذابیت نداشته و قابلیتی که باید مبنای بالا رفتن در سلسله مرتب باشد، مختل نشده ـ تبعیت ایدئولوژیک حتماً معیار بوده است، ولی قوم و خویشی و آقازادگی نتوانسته بر معیارهای عقلانی برتری کامل بیابد.

اینها که شمردم مربوط بود به دستگاه دولت و بر همه روشن، ولی در اینجا می خواهم راجع به مردم صحبت کنم. تصور میکنم که بینش مردم ایران باید نسبت به کشورشان، موقعیت آن در جهان و نیز نقشی که خود باید در این میان ایفا نمایند، تغییر کند. متأسفانه تربیت مردم که یکی از کارکرد های دستگاه دولت است، به درستی انجام نشده و نمی شود. منطقی هم هست، چون حکومت های توتالیتر غیر از ایدئولوژی چیزی ندارند که به ملت غرضه بکنند و تحمیل ایدئولوژی هم هر چه باشد، تربیت فکری نیست.

چون تصور می کنم که این کار نقداً باید توسط روشنفکران و اهل اندیشه صورت بپذیرد.

اول از همه مردم باید مطلع باشند که موقعیت کشور ما بسیار تغییر کرده است. ارتقای مرتبۀ ایران که گردونه اش به واسطۀ دشمنی اسرائیل و آمریکا به حرکت درآمده، در حال اجراست. اگر از فرصت و وسایل درست استفاده شود، در درجۀ اول ایران در موقعیت قدرت برتر منطقه تثبیت خواهد شد و سپس به مقام یکی از ابرقدرت های جهانی ارتقأ خواهد یافت. نمی توان به ایران امروز که در حال تبدیل شدن به ایران فرداست، همان گونه نظر کرد که به ایران دو سه قرن اخیر. بالا رفتن مقام ایران باید تؤام با آگاهی ملت به این تغییر عمده باشد و از دل این آگاهی باید رفتار نوینی بربیاید، متناسب با وضعیت جدید.

درست است که راهبری سیاست و جنگ کار مقامات سیاسی و نظامی است، ولی مردم باید بدانند که بر خود و بر مملکتشان چه می گذرد و درک خود از کشور و جهان اطرافشان را با آن منطبق سازند. درست است که مملکت ما دمکراسی نیست و در حال حاضر حرف مردم، نه در سیاست داخلی و نه در خارجی، به جایی نمی رسد. ولی اول از همه قرار نیست که اوضاع بر همین منوال بماند و مردم ایران به آزادی که حقشان است دست خواهند یافت و سرنوشت کشور خویش را در دست خواهند گرفت. و از این گذشته، حتی اگر اکنون رشتۀ اختیار سرنوشت کشور به دست مردم نیست، اطلاع از چگونگی تحول این سرنوشت، بر همۀ آن ها لازم است. باید صاحب اطلاع باشند و صلاحیت درک و تحلیل این اطلاعات را، حال در هر سطح، داشته باشند تا وقتی که اختیارشان بر مملکت برقرار شد، سردرگم نباشند و بتوانند درست عمل کنند.

برای همین است که می خواهم چند نکته را در اینجا عنوان کنم که تصور می کنم به کار مردم بیاید.

اول از همه این که سرنوشت شما فقط در ایران تعیین نمی شود و به مقدار زیاد تابع اتفاقاتی است که خارج از کشورتان می افتد و شما معمولاً بر آن ها دستی ندارید. این خارج، هم منطقه را شامل می شود و هم کل جهان را. باید تحولات جهانی را تعقیب کنید و منطق آنها  را درک نمایید. از این نزدیکتر و شاید مهم تر تحولات منطقه است.

باید از قالب فکری امپراتوری کهن خاکی بیرون بیایید. اگر درقدیم ایرانیان می توانستند تصور کنند که ایران مرکز عالم است، مثل چینیان و ساکنان امپراتوری های بزرگ، امروز به طور قاطع می دانید که ایران مرکز عالم نیست. ولی باید آن ذهنیت قدیم را که به این راحتی با اطلاع از جغرافیا، از ذهن بیرون نمی رود، ترک کنید و به کناری بگذارید. به خارج از مرزهای خود توجه کنید،  نه فقط به کشورهای بزرگ، حتی به کوچک ها. همه مهمند، هم در جای خود و هم نسبت به شما. ایران می رود که اختیار خلیج فارس را به دست بگیرد و سپس قدرت برتر خاورمیانه شود. برتری مستلزم شناخت است و فقط حاصل زور نیست و تازه وقتی هم به دست آمد مترادف قدرت مطلق بودن نیست، باید حوزۀ نفوذ خود را شناخت تا بتوان در آن درست عمل کرد. این حوزه را بشناسید.

امروزه اسباب برتری فقط خاک و جمعیت نیست. این هر دو مهم و لازم است و خوشبختانه ایران از این بابت در موقعت خوبی قرار دارد. محورهای اصلی قدرتمندی آنهاییست که بهره برداری از این دو را به بهترین شکل ممکن میسازد، آنچه که ارزش این دو را بالا می برد. اینها دانش است و اقتصاد. در دوران ما این دو در پیشی گرفتن ایران بر رقبایش تأثیر عمده خواهد داشت. آگاهی به اینکه اسباب برتری چیست وکجاست، ذهن همه را در تصمیم گیری برای سیاست کشور و حتی برنامه ریزی برای حیات خودشان و فرزندانشان، روشن می سازد. نباید این ها را از نظر دور داشت.

برتری ایران مستلزم پیش گرفتن استراتژی مناسب  پیش بردن آن به رغم موانع و مخارج است. این استراتژی را بشناسید تا بدانید که چه رفتاری از شما انتظار می رود و باید خود را برای چه آماده سازید. بگویم که راه بزرگی سخت است و پرخرج، اینها را نمی گویم تادلتان را خالی کنم یا منصرفتان سازم. با صراحت سخن می گویم چون می دانم که قادرید تا در روی مشکلات نگاه کنید و از سر راه برشان دارید. می دانم که از مشکلات نمی هراسید، بخصوص وقتی که بر تفوق خود بر آنها آگاهید و می دانید که پاداش پیروزی نهایی، تلخی هر مشکل را از کام شما خواهد زدود.

استراتژی ایران نقطۀ مقابل و حریف واقعی استراتژی اسرائیل بزرگ است که این کشور می کوشد با زور آمریکا و غرب پیش ببرد. در این راه باید ابتدا ایران مبدل به قدرت برتر خلیج فارس بشود و نفوذ اسرائیل را در این منطقه قطع سازد. روشن است که هدف اول امارات خواهد بود. کار البته باید به تمامی کشورهای حاشیۀ خلیج فارس تعمیم بیاید. سپس نوبت پس راندن اسرائیل خواهد بود در منطقه. اول از همه سوریه که به دلیل طمع و ندانم کاری ترکیه به دستش افتاد و سپس فلسطین که نقطۀ شروع توسعه طلبی حریف بوده است. احقاق حق مردم فلسطین فقط هدف انسان دوستانه نیست، هدف سیاسی بسار مهمی است که نباید به دلایل عاطفی از اهمیت آن غافل شد. لبنان را هم که سال هاست اسرائیل به چشم طعمه به آن می نگرد را نمی باید از نظر دور داشت. روشن است که ساختن بمب اتمی لازمۀ تثبیت موقعیت ایران است و باید هر چه زودتر انجام بپذیرد. بی دلیل نیست که اسرائیل سال هاست با دروغ پراکنی می کوشد تا دنیا را علیه ایران اتمی بسیج نماید. می داند که حریف واقعیش کیست و از تقویتش می هراسد. مردم ایران نیز باید به این امر آگاه باشند و موقعیت خود را دریابند و به تبلیغات یاوه و بی مطلب اعتنا نکنند.

عمر خاورمیانۀ جدید آمریکایی ـ اسرائیلی با جنگ اخیر به سر آمده است. نوبت خاورمیانۀ ایرانی است که تحقق پیدا کند. دشمنان ما صحبت از تغییر مرزهای موجود به دلخواه خودشان میکردند. تا اینجا استراتژی ایران تدافعی بود و مخالف با تغییر مرزها، ولی از این پس تهاجمی خواهد شد و اگر تغییری در مرزها لازم باشد باید منطبق با منافع ایران صورت بگیرد. به منطقه نگاه کنید و آگاه باشید که شکل فعلیش نهایی نیست و شکل نهایی باید منعکس کنندۀ برتری ایران باشد.

اختیار خود را به دست حوادث نسپارید، آینده ای را که مطلوبتان است در نظر بیاورید و چنان عمل کنید که تحقق بیابد. بدین کار کاملاً قادرید. در دنیا به هر چه که می خواهید شک کنید و به خودتان هرگز.

۲۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۴ ژوئیۀ ۲۰۲۶

این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)