انترکومونالیسم (Intercommunalism) یا «نظام اشتراکی بین‌جوامع» نظریه‌ای سیاسی-فلسفی است که توسط هیوی پی. نیوتن (Huey P. Newton)، رهبر و نظریه‌پرداز حزب پلنگ‌های سیاه (Black Panther Party)، در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی شکل گرفت. این نظریه واکنشی بود به محدودیت‌های انترناسیونالیسم سنتی که بر پایه همبستگی میان دولت-ملت‌ها استوار بود. نیوتن که خود متأثر از اندیشمندانی چون فرانتس فانون، چه گوارا و مائو تسه‌تونگ بود,با ارائه این مفهوم، گامی فراتر در نقد امپریالیسم و ارائه آلترناتیوی برای رهایی برداشت.

زمینه‌های شکل‌گیری

حزب پلنگ‌های سیاه در ابتدا بر اساس ناسیونالیسم سیاه (Black Nationalism) شکل گرفت. اما با گذشت زمان و در مواجهه با ماهیت امپریالیستی ایالات متحده، نیوتن به این نتیجه رسید که ناسیونالیسم، حتی در شکل انقلابی آن، دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. او در سخنرانی خود در دانشگاه بوستون در نوامبر ۱۹۷۰، رسماً اعلام کرد که حزب پلنگ‌های سیاه خواهان کنار گذاشتن انترناسیونالیسم و تبدیل شدن به «انترکومونالیست» است.

هسته مرکزی نظریه: از ملت تا جامعه

دلیل اصلی این تغییر نگاه، تحلیلی بود که نیوتن از جهان ارائه داد. به باور او، امپریالیسم آمریکا، برخلاف امپراتوری‌های پیشین اروپایی که بر پایه استعمار ملت‌ها عمل می‌کردند، ساختاری نوین و فراگیر ایجاد کرده بود. نیوتن معتقد بود که «آمریکای شمالی به دست حلقه حاکم، از یک ملت به یک امپراتوری تبدیل شده است» و این حلقه حاکم «تمام جهان را به طور مستقیم یا غیرمستقیم کنترل می‌کند».

نتیجه این فرایند آن بود که ملت‌ها به جوامع (communities) تبدیل شده‌اند. به عبارت دیگر، مرزهای سنتی ملت‌ها در برابر قدرت بی‌مرز سرمایه و فناوری امپریالیستی رنگ باخته‌اند. در چنین وضعیتی، صحبت از انترناسیونالیسم (همبستگی میان ملت‌ها) بی‌معناست، چراکه خود «ملت» به عنوان یک واحد سیاسی مستقل و توانمند، عملاً منحل شده است.

دو چهره انترکومونالیسم: ارتجاعی و انقلابی

نیوتن میان دو گونه از انترکومونالیسم تمایز قائل شد:

۱. انترکومونالیسم ارتجاعی (Reactionary Intercommunalism): این وضعیت موجود است که در آن جوامع پراکنده جهان، صرفاً به عنوان تأمین‌کننده منابع برای مرکز امپریالیستی عمل می‌کنند. در این نظام، فناوری و ثروت در دستان حلقه حاکم متمرکز شده و اقشار عظیمی از مردم در سراسر جهان به طبقه‌ای دائمی از انسان‌های مصرف‌شده و قابل‌چشم‌پوشی (expendable people) تبدیل می‌شوند که از مزایای پیشرفت تکنولوژیک بی‌بهره‌اند.

۲. انترکومونالیسم انقلابی (Revolutionary Intercommunalism): این آرمانی است که نیوتن برای آن می‌جنگید. در این وضعیت، جوامع پراکنده جهان، با اتکا بر توانمندی‌های خود و با ایجاد «مناطق آزادشده» (liberated zones)، جبهه‌ای متحد علیه امپریالیسم تشکیل می‌دهند. هدف نهایی، ایجاد شبکه‌ای جهانی از جوامع سوسیالیستی وابسته به هم (interdependent socialist communities) است که در آن مردم جهان کنترل «ماشین تکنولوژیکی را که امپریالیست‌ها ساخته‌اند» در دست بگیرند و از آن برای رفع نیازهای انسانی به شکلی عادلانه استفاده کنند.

از نظریه تا عمل: برنامه‌های بقا

نظریه انترکومونالیسم انقلابی، توجیه‌کننده تغییر استراتژی حزب پلنگ‌های سیاه از مبارزه مسلحانه صرف به سمت «برنامه‌های بقا» (Survival Programs) بود. نیوتن استدلال می‌کرد که بدون تأمین نیازهای اولیه مانند غذا، بهداشت و آموزش، جامعه نه تنها توانایی مبارزه، بلکه حتی توانایی بقا را نیز نخواهد داشت. برنامه‌هایی مانند صبحانه رایگان برای کودکان، کلینیک‌های درمانی رایگان و مدارس جامعه‌محور، مصادیق عملی این رویکرد بودند. این برنامه‌ها نه تنها به عنوان اقدامات خیرخواهانه، بلکه به عنوان ابزاری برای توانمندسازی جوامع و پیوند آن‌ها با یکدیگر در چارچوبی انترکومونالیستی تلقی می‌شدند.

اهمیت و میراث نظریه

انترکومونالیسم نیوتن، علی‌رغم اینکه در زمان خود به اندازه سایر جنبه‌های حزب پلنگ‌های سیاه مورد توجه قرار نگرفت, امروزه به عنوان نظریه‌ای پیشگام در تحلیل امپراتوری و جهانی‌سازی مورد بازخوانی قرار گرفته است. بسیاری از صاحبنظران معتقدند که مفاهیم نیوتن، به طرز قابل‌توجهی مباحث بعدی در مورد «امپراتوری» و «جهان‌وطنی» را پیش‌بینی کرده است.

در نهایت، انترکومونالیسم فراخوانی است برای فراتر رفتن از همبستگی‌های مبتنی بر هویت‌های ملی‌دولتی و حرکت به سوی همبستگی‌ای مبتنی بر زیست‌مشترک (co-existence) و مبارزه‌ی مشترک تمام جوامع تحت ستم در برابر نظام سرمایه‌داری امپریالیستی. این نظریه، نشان می‌دهد که انترناسیونالیسم امروزین، برای مؤثر بودن، ناگزیر از پذیرش رویکردی پلورال و چندوجهی (فرا-ملتی، اجتماعی و مبتنی بر عدالت تکنولوژیک) است؛ رویکردی که در دل خود، جوهره انترکومونالیسم را دارد.

تاریخچه:

حزب پلنگ‌های سیاه (Black Panther Party) در اکتبر سال ۱۹۶۶ در شهر اوکلند، کالیفرنیا در ایالات متحده آمریکا شکل گرفت و در نهایت در سال ۱۹۸۲ به‌طور رسمی منحل شد.

در ادامه، سرنوشت و فراز و فرود این حزب را به‌طور خلاصه مرور می‌کنم:

تأسیس و سال‌های آغازین (۱۹۶۶۱۹۶۷)

این حزب توسط هیوی پی. نیوتن و بابی سیل بنیان‌گذاری شد. نام کامل اولیه آن «حزب پلنگ سیاه برای دفاع از خود» بود. آن‌ها در ابتدا با گشت‌زنی مسلحانه در محله‌های سیاه‌نشین، سعی در جلوگیری از خشونت پلیس داشتند. در سال ۱۹۶۷ با ورود مسلحانه به ساختمان مجلس ایالتی کالیفرنیا، به شهرت ملی رسیدند.

گسترش و تغییر رویکرد (۱۹۶۸۱۹۶۹)

در سال ۱۹۶۸ نام حزب به «حزب پلنگ‌های سیاه» خلاصه شد و به‌سرعت به یک سازمان ملی با بیش از ۶۰ شعبه در سراسر آمریکا تبدیل شد. در کنار رویکرد مسلحانه، بر برنامه‌های بقا مانند:

  • صبحانه رایگان برای کودکان
  • کلینیک‌های درمانی رایگان
  • آموزش سیاسی و مدارس اجتماعی
    تأکید کردند و محبوبیت زیادی میان جامعه سیاه‌پوست به دست آوردند.

اوج و بحران (۱۹۶۹–اوایل دهه ۱۹۷۰)

حزب در این دوران به اوج نفوذ خود رسید، اما هم‌زمان با سرکوب گسترده‌ای از سوی دولت فدرال، به‌ویژه اف‌بی‌آی (FBI)، مواجه شد. اف‌بی‌آی از طریق برنامه ضدجاسوسی خود (COINTELPRO) با نفوذ، تفرقه‌افکنی و ترور، ضربه‌های سنگینی به حزب وارد کرد. در همین دوران، رهبر برجسته حزب یعنی فرد همپتون در شیکاگو به ضرب گلوله پلیس کشته شد. در مجموع نزدیک به ۳۰ عضو حزب کشته یا زندانی شدند.

اختلافات داخلی و افول (دهه ۱۹۷۰)

افزایش فشار خارجی، حزب را به درگیری‌های داخلی کشاند. در سال ۱۹۷۱، حزب بر سر اختلاف راهبردی به دو جناح تقسیم شد و این شکاف، ضربه مهلکی به یکپارچگی و فعالیت‌های آن وارد کرد. از آن پس، فعالیت‌های حزب به‌شدت کاهش یافت و شمار اعضای آن به سرعت کم شد.

انحلال نهایی (۱۹۸۲)

در سال ۱۹۸۲، با بسته شدن مدرسه اجتماعی اوکلند که آخرین پروژه مهم حزب بود، حزب پلنگ‌های سیاه به‌طور رسمی منحل اعلام شد. هیوی نیوتن نیز سال‌ها بعد، در ۱۹۸۹، در خیابان‌های اوکلند به ضرب گلوله کشته شد.

✳️ جمع‌بندی

حزب پلنگ‌های سیاه از یک گروه کوچک محلی در اوکلند آغاز شد، در اواخر دهه ۱۹۶۰ به یک نیروی سیاسی ملی تبدیل گردید، اما در نتیجه سرکوب شدید دولتی و اختلافات درونی، در سال ۱۹۸۲ از میان رفت. هرچند عمر این حزب کوتاه بود، اما تأثیر عمیقی بر جنبش‌های بعدی عدالت نژادی در آمریکا، از جمله جنبش «جان سیاه‌پوستان مهم است» (Black Lives Matter)، گذاشته است. همچنین برنامه‌های اجتماعی و تأکید آن بر توانمندسازی جوامع محلی، هنوز هم به عنوان یکی از میراث‌های مهم این حزب یاد می‌شود.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)