وهمات فضیلت غربی
اورزولا فوندر لاین و ورشکستگی اخلاقی اروپا

نوشته: رمزی بارود برگردان: سامان

اورزولا فوندر لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا هر کاملا حق دارد روابط اروپا با هر کشور یا بلوک دیگری را برای احترام به حقوق بشر مشروط کند.
این امر، البته، زمانی درست می‌بود ‌چنان‌چه خود او صادقانه به چنین ارزش‌هایی اهمیت می‌داد.
در پاسخ به امضای یادداشت تفاهم ۱۹ ژوئن بین ایران و آمریکا –که در نظر داشت به جنگی ویران‌گر پایان ببخشد- فوندر لاین اعلام نمود که اتحادیه اروپا قصد برداشتن تحریم‌ها علیه تهران را ندارد.
او در سخنرانی ۱۵ ژوئن خود، پیش از نشست جی ۷، خیلی محکم هرگونه بهبود رابطه دیپلماتیک را مشروط به تغییرات داخلی در جمهوری اسلامی کرد.
او اظهار داشت «اصل تحریم‌ها آن است که ما پیش از آن که بتوانیم درباره برداشتن آنها فکر کنیم به تغییر واقعی در عمل نیاز داریم» و اضافه کرد: «تا زمانی که تغییر رفتاری نباشد، نمی‌توانید تحریم‌ها را به‌ دلیل نقض حقوق بشر بردارید».
اگر به صورت جداگانه به این موضوع بنگریم، موضع اروپا ممکن است اصولی و حتی قابل ستایش به نظر برسد، اما در چارچوب ژئوپلیتیکی گسترده‌تر، سطح حیرت‌انگیزی از ریاکاری را آشکار می‌سازد.
درست در همان روز، دوگانگی اتحادیه اروپا آشکار شد. در جریان نشست شورای امور خارجه در لوکزامبورگ، اروپا عملا اتخاذ موضع واحدی در مورد اعمال تحریم‌های تجاری بر اسرائیل را، علیرغم نسل‌کشی مداوم آن در نوار غزه و خشونت مهار نشده استعماری و سیاست‌های توسعه طلبانه در کرانه باختری اشغالی رد کرد.
اگر تلاش‌های مداوم اسپانیا و ایرلند نبود، که بارها از اتحادیه اروپا خواسته‌اند تا توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل را به دلیل نقض آشکار قوانین بین‌المللی توسط اسرائیل به حالت تعلیق درآورد، خود این بحث هرگز انجام نمی‌شد. این ابتکار عمل به این دلیل شکست خورد که اتحادیه اروپا همچنان عمیقا دچار اختلاف نظر است، در سیاست خارجی به اجماع نظر نیاز داشته و بارها توسط دولت‌های طرفدار اسرائیل مسدود شده است.
در حالی که اروپا همچنان به تعامل با اسرائیل ادامه می‌دهد- به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و ائتلاف افراطی او، کمک‌های سیاسی و اقتصادی مورد نیاز را ارائه می‌‌کند- افکار عمومی اروپا به طور فزاینده‌ای در جهت مخالف حرکت کرده است.
نظرسنجی اخیر در کشورهای متعدد مخالفت فزاینده با جنگ و نسل‌کشی اسرائیل در غزه و حمایت روز‌افزون از حقوق فلسطینیان را نشان داده است. در سراسر اروپا، تظاهرات‌های توده‌ای، بایکوت مصرف کنندگان، بسیج‌های دانشگاهی، و کارزارهای لغو سرمایه‌گذاری بازتاب شکاف در حال گسترش بین افکار عمومی و سیاست‌های رسمی بوده‌اند.
این واقعیت برای فوندر لاین ، کسی که همچنان درگیر سوابق حقوق بشری کشورهایی است که آشکارا به‌عنوان دشمنان غرب تلقی می‌شوند کاملا بی‌ربط و بی‌اهمیت به‌نظر می‌رسد. چنین نگرانی‌ از همبستگی با قربانیان نشات نمی‌گیرد، بلکه ناشی از تمایل به حفظ اهرم سیاسی است که می‌توان در مواقع لزوم از آن استفاده نمود و در مواقعی دیگری در صورت ضرورت آن را نادیده گرفت.
مبادا فراموش کنیم، فوندر لاین جزو اولین رهبران غربی بود که به دنبال حوادث ۷ اکتبر از اسرائیل دیدن کرد، و در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ وارد تل آویو شد. او در کنار رهبران اسرائیل ایستاد، حمایت بی‌قید و شرط ارائه کرد، و اعلام نمود که «اروپا در کنار اسرائیل می‌ایستد». وی در حالی چنین کرد که فلسطیی‌ها از قبل در غزه مورد حمله نظامی ویران‌گر قرار داشتند که بزودی جان ده‌ها هزار نفر را می‌گرفت.
اگرچه با شروع تحقیقات نهادهای حقوقی بین‌المللی پیرامون اسرائیل به‌خاطر نسل‌کشی و پیگیری پرونده‌های جنایات جنگی علیه رهبران آن لفاظی‌های او تا حدی محتاطانه‌تر شد، اما جهت‌گیری سیاسی اساسی وی هرگز واقعا تغییر نکرد.
اینکه کسی باور کند فوندر لاین به ناگهان کشف کرده که حقوق بشر باید در هر سیاست خارجی مسئولانه‌ای جایگاه اصلی را اشغال کند، صرفا توهم است. این موضوع به ویژه با توجه به این که او چقدر هم در زبان و هم در عمل خویشتن‌دار بود، ، زمانی صادق است که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به فاجعه ‌ای منطقه‌ای تبدیل گردید که هرگز نباید اجازه وقوع آن داده می‌شد.
البته هیچ‌یک از این‌ها برای فوندر لاین مهم نیست، زیرا چنین رنج عظیم انسانی به هیچ‌وجه در اولویت ‌های ژئوپولیتیکی او نمی‌گنجد.
وسوسه‌انگیز است که نتیجه بگیریم، برای فوندر لاین و بسیاری از رهبران غربی، برخی حقوق بشرها مهم‌تر از برخی دیگر هستند. با این حال، حتی این ارزیابی اعتبار خیلی زیادی به موضع آنها می‌بخشد، زیرا فرض می‌کند که حقوق بشر‌ها پایه واقعی سیاست هستند. بیشتر اوقات، آنها صرفا زمانی که از نظر سیاسی مناسب باشند به‌کار گرفته می‌شوند.
حتی به‌نظر میرسد کلیسای کاتولیک هم از این چارچوب اخلاقی گزینشی دوری می‌کند. پاپ لئو چهاردهم، از زمان انتخابش در ماه مه ۲۰۲۵، بارها بر دیدگاه «صلح عادلانه» در به جای دکترین سنتی «جنگ عادلانه» تاکید داشته، و بر علیه استفاده از زبان اخلاق و دین برای مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی هشدار داده است. او در اوایل سال ۲۰۲۶ طی مراسم یکشنبه نخل خود، تاکید کرد که «پروردگار دعای‌های کسانی را که جنگ راه می‌اندازند رد می‌کند»، چالشی مستقیم برای عادی‌سازی خشونت توسط رهبران سیاسی.
لیکن فوندر لاین نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد. استفاده ابزار‌ی از حقوق بشر مدت‌های طولانی بخش اصلی سیاست خارجی غرب بوده است، با وجود آم که شواهدی فزاینده‌ نشان می‌دهند چنین تعهداتی به‌ ندرت به‌طور مداوم اعمال می‌گردند. بدین معنا، به‌نظر می‌‌رسد که اروپا به‌صورتی رشد یابنده ورشکسته است- نه تنها از لحاظ اخلاقی، بلکه از نظر سیاسی نیز.
جنگ با ایران، توافق متعاقب آن بین ایران و آمریکا، تغییرات بزرگ ژئوپولیتیکی پیرامون هر دو، عمدتا بدون دخالت معنی‌دار اروپا رخ داد. اتحادیه اروپا که به نقش تماشاگر-یا گاهی مشوق- تقلیل یافته بود نفوذ کمی بر رویداد‌ها داشت، که این نشان‌دهنده کاهش اهمیت آن در امور خاورمیانه و جهان است.
این امر به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا فوندر لاین به لفاظی آشنای حقوق بشر در ایران متوسل شد، حال آن که در مورد افزایش عملیات اسرائیل در فلسطین، سوریه، و هر جای دیگری در منطقه عمدتا سکوت اختیار کرد. با کاهش مداوم نفوذ اروپا، ژست‌های اخلاقی جایگزین دیپلماسی معنادار شده است.
آیا اتحادیه اروپا در امتداد این مسیر به بی‌‌اهمیتی فزاینده‌اش ادامه خواهد داد، یا سرانجام به دیدگاه شهروندان خود توجه خواهد کرد، مصونیت اسرائیل را به چالش خواهد کشید، و سیاست خارجی واقعا مستقل از واشینگتن را دنبال خواه نمود؟ پاسخ به این سوال می‌تواند تعیین کند که آیا اروپا قادر است اهمیت سیاسی‌اش را باز یابد-یا به سمت زوال دراز مدت خود پیش می‌رود.

ماخذ: کاونتر پانچ

The Illusions of Western Virtue: Ursula von der Leyen and Europe’s Moral Bankruptcy – CounterPunch.org

سامان
۳۰ جولای ۲۰۲۶- هلند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)