این روزها برای ملت و کشور ایران روزهای سرنوشت سازی است.

در شرایط تاریخی و حساس کنونی تنگه هرمز سلاحی است که باید با کاردانی و عاقبت اندیشی بکار گرفته شود. حق حاکمیت ایران بر آن خدشه ناپذیر است و سخنان پریشان ترامپ نباید افکار دولتی ها را مشوش کند. ایران باید نشان دهد که برای حفظ موجودیت وخسارات جنگی ناخواسته که از جانب آمریکا و اسراییل بر وی تحمیل شده است، ناچار به بستن تنگه هرمز شده است چنانچه سالیان دراز این تنگه  آزاد بوده است . یادآوری این نکته از این جهت ضروری است که در تفاهمنامه ذکر نشده که چرا تنگه هرمز بسته شده است.ایران در مقابل تجاوز نظامی مجبور به این کار شده است.از دیدگاه  حقوق بین الملل ، حمله بدون دلیل به ایران یک «جنگ تجاوزکارانه» است که در اساسنامه دادگاه نورنبرگ به عنوان «جنایت بین‌المللی» شناخته شده است. ایران حق دفاع از خود را دارد زیرا  آمریکا و اسراییل هر دو کشور متجاوز به ایران هستند و ایران حق دفاع مشروع از خود دارد.

انچه که اکنون شرایط را پیچیده می کند وادادگی بخشی از حکومت است که تن دادن به خواست های ترامپ است . آن هم در شرایطی که ترامپ اعتراف کرده است که بناچار باید تن به توافق با ایران بدهد زیرا ۴ هفته دیگر ذخایر نفتی آمریکا تمام می شود و این جنجالی در آمریکا بپا خواهد کرد.(۱)

این سخن آشکار ترامپ حاکی از مؤثر بودن بستن تنگه هرمز است که ایران باید از آن استفاده کند ولی متاسفانه شاهدسرگردانی و وادادگی حکومتی هستیم که به منافع ملی فکر نمی کند. تشتت در هیات حاکمه نیز مزید برعلت است آنجا که مجتبی خامنه ای با گفتار مبهم خود نشان داد که بناچار تن به مذاکره داده است و قلبا از آن راضی نیست . گویا رهبری جدید در این شرایط می تواند فقط عمد خیمه ی نظام باشد و اینکه تا چه حد نیروهای انتظامی و سیاسی دولتی از او حرف شنوی دارند زیر پرسش است.

با توجه به شرایط رهبری و طمع ورزی بخشی از حکومت؛ نگرانی از سرنوشت ایران رو به افزایش است . خروج نیروهای اسراییلی از لبنان هنوز از خواست های ایران است که عملی نشده است . بسیاری از خواست های امریکا در تفاهمنامه نقد و تعهداتش به ایران نسیه است و با توجه به تلون مزاج ترامپ ایستادگی و مقاومت در برابر زیاده خواهی ترامپ و عملی کردن تعهداتش یک اصل است .

فاصله بین مردم و دولت

وقایع دیماه سال گذشته شکاف بین ملت و دولت را عمیق تر کرده است و حکومت نه تنها در راه دلجویی از مردم گامی ننهاده است بلکه با ادامه اعدام ها و زندانی کردن بخش بزرگی از جوانان و معترضان همچنان در جهت معکوس عمل می کند. همچنین هنوز با طمع ورزی بی حد از سروسامان دادن به معیشت مردم خودداری می ورزد. گرچه نقش اسراییل ، مجاهدین و شاهزاده رضا پهلوی در فراخوان دادن به اعتراضات و همکاری با عوامل موساد انکار ناپذیر است اما به هر حال این حکومت بوده است که چند هزار جوان را کشته است و به شهادت مسئولین بهشت زهرا اغلب آنها را نیز تیر خلاص زده است و این چیزی نیست که مردم فراموش کنند. اگر حکومت چاره ای نیندیشد ،دشمنان ایران از این فاصله و کینه استفاده خواهند کرد.

در حال حاضر ترامپ برای حمله مجدد به ایران نیازمند اجازه کنگره است اما اگر شرایط داخلی ایران و فشار لابی اسراییل و اهمال کاری دولت پزشکیان بتواند به یک حمله دیگر فرصت دهد.

شیخ نشین های خلیج فارس

کشورهای حاشیه خلیج فارس که از حمایت نظامی آمریکا نومید هستند تلاش می کنند با همپیمانان خود پاکستان ، ترکیه و مصر و حتا توسل به چین و روسیه ؛ ایران را تحت فشار قرار دهند و از جانب دیگر با نوعی سرمایه گذاری شرکت های آمریکایی در ایران یک بیمه برای ایران و خودشان بخرند که در عمل این کار غیرممکن است ولی تنهایی ایران ونداشتن همپیمان در منطقه یک مشکل بزرگ جمهوری اسلامی است . کوتاه آمدن در برابر آمریکا چاره ساز نیست و این اولین بار نیست که ج ا تن به خواست های آمریکا می دهد .مگر پیش تر با برگشت تفاله‌های اتمی نیروگاه بوشهر به روسیه موافقت نکرد؟ مگر ایران حاضر نشد در صورت فروش اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی برای مصارف تحقیقاتی و پزشکی دانشگاه تهران از تولید آن خودداری کرده و بهای خرید آن را به روسیه، چین، آمریکا، آرژانتین و… بپردازد؟

اینها بهترین فرصت برای عادی سازی روابط با ایران بود ولی بجای آن برجام را پاره کردند و بر تحریم ها افزودند .

نباید فراموش کرد که سیاست آمریکا نشان داده است که گوش به فرمان اسراییل است و اسراییل یک کشور تازه تاسیس شده ی قوم سالار در منطقه به بهانه ی بقا ، با همه کشورهای اسلامی در جنگ است تا اراضی خود را گسترش دهد و ایالات متحده در این راه یاری دهنده و مددکار سیاست اسراییل است .

۰۴ تیر ۱۴۰۵

Thursday 25 June 2026

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)