بخش اول: کشور سوریه
پیشگفتار:
خیزش ها و جنبش های اجتماعی/ اعتراضی نقشی بنیادین در تغییر و تحولات کشورها بازی کرده اند. کشور ما نیز شاهد جنبش ها و خیزش های فراوانی ازین دست بوده. نکته ی مهم حائز اهمیت در خیزش ها و جنبش های مدنی گرایش به استفاده از شعارهای آهنگین و آهنگ هایی است که به دست مردم یا دولت ها و برای تسهیل در رساندن پیام های اجتماعی/ سیاسی نهان در بطن این گونه شعارها/ آهنگ ها ساخته شده و می شود و این مهم محدود به ایران یا خیزش ها/جنبش های اعتراضی خاورمیانه نیست. تنها در تظاهرات چندین سال گذشته ی آمریکا شاهد شعارهای اعتراضی ریتمیک و آهنگین بوده ایم. استفاده از زبان شاعرانه و آهنگین به جهت اعتراض در گردهمایی ها و تجمعات سابقه ای دور و دراز دارد. برای مثال می توان شمه ای ازین نوع زبان را در اعتراضات مردمی علیه آپارتاید آفریقای جنوبی یافت. در ایالت متحده ی آمریکا استعمال شعارهای آهنگین صبغه ای طولانی داشته چنانچه نخستین نشانه از به کارگیری این نوع زبان به دورانی باز می گردد که آمریکا مستعمره ی انگلستان بود. روزِن در مطلبی که به سال ۱۹۷۲ به رشته ی تحریر درآورده معتقد است که:
“چرایی شکل گیری آهنگ ها و شعارهای اعتراضی [در آمریکا] نتیجه ی یک پروسه ی آهسته و طولانی نهان در تاریخ پیدایش این کشور بوده است. با نگاهی به تاریخ کشورمان [آمریکا] و نیز تاریخ سایر کشورها در می یابیم که شعرهای آهنگین نقش مهمی در تحولات اجتماعی ایفا کرده اند. اولین نوع شعارهایی ازین دست که در آمریکا مورد بهره برداری قرار گرفت آهنگ هایی در ضدیت با سلطه ی بریتانیا، حمایت از حقوق کارگران، ضدیت با برده داری و مخالفت با جنگ داخلی آمریکا بود. شعارها و آهنگ های دوران بعد مضامینی چون تبعیض نژادی، مذمت جنگ، دفاع از حقوق شهروندی و آزادی های فردی را در برداشت”۱. (ترجمه)
در دوران جنگ های جهانی و نیز جنگ سرد؛ این زبان شاعرانه به دست گروه ها و طیف های مختلف استفاده شد. ولز در مقاله ی خود۲ علت استقبال عامه ی معترضین از به کارگیری زبان آهنگین در دوران ناآرامی را سهولت در استفاده ی از این نوع زبان می داند که باعث می شود چون مدیومی تاثیرگذار پیام های اعتراضی را منتقل کند. این نکته نیز حائز اهمیت است که زبان شاعرانه در جریانات اعتراضی محدود به یک ناحیه یا جغرافیای خاص نیست. با این حال تمرکز نویسنده ی این نوشتار بیشتر بر منطقه ی خاورمیانه و کشور ایران است.
خاورمیانه به عنوان منطقه ای استراتژیک و پرآشوب آبستن حوادث عجیب زیادی در دهه های گذشته بوده است. تظاهرات؛ انقلاب ها؛ کودتاها همه و همه بخش مهمی از رویدادهای این منطقه ی جغرافیایی را تحت الشعاع قرار داده. کشور ما نیز ازین آشفتگی ها در امان نمانده و مام وطن شاهد صحنه های مبارزاتی فراوانی بوده است. در فاصله ی انقلاب ۵۷ تا همین سال اعتراض ها، اعتصابات و تجمعات بیشماری در کشور برگزار شده. یکی از این اعتراض ها که ابعاد جهانی یافت جنبش سبز ایران می باشد که بر جریانات اعتراضی پس از خود و خاصه خیزش اخیر تاثیر ژرفی گذاشته است. این جنبش زبانی شاعرانه داشت و تاثیرش– خاصه زبانش- محدود به جریان های اعتراضی پساخود نشد بلکه بنا بر نظر چندی از مفسران علوم سیاسی بر اعتراضات مدنی کشورهای عربی موسوم به “بهار عربی” که یک سال پس از این جنبش پدیدار گردید نیز تاثیرگذار بود. شعارها و آهنگ های اعتراضی ممکن است در لحظه و در زمان آفرینششان باعث ایجاد اصلاحات یا تغییرات اجتماعی و سیاسی مورد نظر نشوند اما می توانند وحدت در کثرت را به وجود آورند و دیگران (جهانیان) را متوجه ی مبارزه ی آفرینندگان این دست از شعارها یا آهنگ ها بنمایند.
روی ایرمن و اندرو جمیسن در کتاب “موزیک و جنبش های اجتماعی” به این مهم اشاره می کنند که ” در جنبش های اجتماعی، نغمه ها و شعارهای اعتراضی زیادی ساخته و بازساخت می شود و دیده ایم که پس از پایان کار جنبش های چنینی (با سرکوت حکومت ها و یا پیروزی جنبش ها) این شعارها و نغمه ها به گنجینه ی ذهن جامعه نفوذ کرده و زمینه ی خیزش های بعدی را فراهم می سازد” ۳. (ترجمه)
در تایید این سخن باید به جنبش سبز و شعارهای اعتراضی اش اشاره کنم که بسیاری از آن ها عینا یا با تغییراتی که نشان از تغییر ذهنیت جامعه ی ایران در یک دهه را داشت در خیزش های بعدی بازساخت شدند. استیفن فریدمان در مطلبی که به سال ۲۰۱۳ نگاشته خاطرنشان می کند که “شعارهای اعتراضی و آهنگ های مبارزاتی می توانند واقعیت موجود را تغییر دهند و این تغییرات الزاما به شکل آنی باعث دگرگونی قوانین حاکم در یک کشور نمی شود ولی با تاثیرگذاری بر جامعه ای که آن دسته از قوانین را وضع کرده در درازمدت ساختار کشور را تغییر می دهند”۴. (ترجمه)
وجه مشترک شعارهای اعتراضی و نغمه های مبارزاتی در صورت آهنگین آن هاست و این ریتمک بودن شعارهای این چنینی باعث روی آوردن افراد به این نوع زبان در مبارزات اجتماعی شده است. شعارهایی که در اعتراضات مدنی – خاصه درون حکومت های توتالیتر- استفاده می شود غالبا بر دو نوع اند: شعارهای بر حکومت و شعارهای له حکومت. شعارهای بر حکومتی به دست مخالفین و منتقدین حکومت ها ساخته و استعمال می شود. شعارهای به نفع حکومت توسط دستگاه ها و پایگاه های دولتی ساخته و استفاده می گردند. اغلب شعارهای حکومتی جنبه ی پروپگاندایی دارند و برای حصول مقاصد سیاسی/اجتماعی خاصی در درون یا برون کشور به کار می روند. این بهره گیری خواه منافع جمعی داشته هم چون برکشیدن حس وطن دوستی افراطی و غرور ملی. خواه منافع حکومت را تامین می کند به مانند شعارهایی که در جهت ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و یا گمراه ساختن مردم از واقعیات جامعه به وجود می آید. شعارهای ساخته شده بدست معترضین نیز هدفمنداند و غالبا برای انتقال حس خشم یا نفرت نسبت به حاکمین و یا دعوت از سایرین برای ملحق شدن به خیزش یا جنبش شان استعمال می گردد. برای نمونه به این شعار توجه کنید:
ایران شده فلسطین/ مردم چرا نشستین؟
این شعار که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و در خلال جنبش سبز استفاده می شد؛ ضمن اشاره به اتفاق هولناکی که بر ایران حادث شده (با تشبیه ایران به فلسطین شدن) سایرین را دعوت می کند تا به خیل معترضین بپیوندند.
برلی در گفتاوردی که به سال ۲۰۱۳ نوشته در باب اهمیت شعارهای اعتراضی می آورد که: “انقلابیون از قدرت شعارهای مبارزاتی آگاهند و حکومت ها از نفوذ این شعارها بر جوامع تحت سلطه شان خوفناک. شعارهایی ازین دست چون شمشیری دولبه اند که هم می توانند به وسیله ی معترضین به کار روند و هم بدست حکومتی ها با اهدافی مشخص و متضاد هدف معترضین”۵. (ترجمه)
حال که کلیاتی از شعارها و آهنگ های اعتراضی را با شما دوستان به اشتراک گذاشتم هدف کلی از نگارش این سلسله مقالات را ابراز خواهم کرد. هدف غایی از نگارش این مقالات بررسی شعارهای اعتراضی به کار رفته در جنبش سبز است. اما این مهم میسر نمی شود الا با ارائه ی توضیحاتی که درک مخاطب ازین مقوله را روشن تر سازد. پیش تر گفته شد که جنبش سبز بر جنبش ها و خیزش های پس از خودش تاثیر گذارد. با سفر در زمان ابتدا به جنبش هایی که پس از جنبش سبز به وقوع پیوستند (با نگاهی زبان شناسانه) می پردازم و سپس به بحث جنبش سبز ( در شماره های آینده ی این مقاله) باز می گردم. باشد که با این کار شناخت بهتری از فضای خاورمیانه پیدا کنیم. اولین جنبشی که درین سلسله مقالات بررسی خواهد شد جنبش اعتراضی کشور سوریه است که جنگی داخلی و خانمان سوز را در پی داشت.
و اما بعد…
تظاهرات گسترده ای که علیه حکومت بشار اسد (از فوریه ۲۰۱۵ تا دسامبر ۲۰۱۷) و در ابتدای جنگ داخلی سوریه شکل گرفت موقعیت مناسبی را فراهم کرد تا معترضین اسد با بهره گیری از موسیقی و هنرعقاید خود را مطرح کنند. درین میان آهنگ های اعتراضی به مثابه ی ابزار پروپگاندایی قدرتمند توانست خیل عظیمی از جمعیت سوری را با این حرکت همراه نماید. از آن جا که حکومت بشار اسد درهای کشور را بر روی ژورنالیست های غربی (حتی پیش از شکل گیری جنگ داخلی سوریه) بسته بود؛ شبکه های اجتماعی تنها منبع اطلاعات و اشتراک نظر سوری ها با جهان خارج محسوب می شد. ویدئوهای حوادث اعتراضی بدست سوری ها در فیس بوک و یوتیوب بارگذاری می گردید و میلیون ها نفر از آن ها دیدن می کردند. یک خبرنگار سوری که در آن ایام با نام مستعار “مریم عبدالله” مطلب می نوشت در خلال یکی از مقالاتش آورده که:
“هر دو طرف این معرکه [طرفداران رژیم اسد و معترضین] در تلاشند تا ببینند کدام گروه قادر است احساسات شنوندگان بیشتری را تحریک کرده و ایشان را به گریه درآورند… هر کدام از این دو گروه می کوشند تا آهنگ های ساخته ی خودشان را درین جنگ روانی به خورد مردم بدهند”. (ترجمه)
موسیقی ای که بدست دو طیف علیه هم تولید می شد سبک های مختلفی را عرضه می کرد. برخی شان یادآور نواهای فولکلور و آهنگ های معروف عربی بود و برخی به تقلید از موسیقی غرب در سبک های نام آشنای غربی چون رپ و متال خودنمایی می نمود. آهنگ های ساخته شده درین دوران موضوعات خاصی را در خود گنجانده بودند که به طور کلی در دو زیرشاخه تقسیم می شوند. نخست؛ آهنگ هایی که ایدئولوژی و برنامه های آتی گروه های مخالف رژیم اسد (به مانند شورشیان غیر جهادی، ارتش آزاد سوریه، گروه های جهادی ای هم چون جبهه النصره و داعش و رزمندگان کرد) را در برداشت و دوم؛ آهنگ هایی که برای رساندن پیام این گروه ها به خارج کشور تولید می شد. این گروه ها از کودکان به جهت برکشیدن حس سمپاتیک مردم استفاده می کردند و پیام های سیاسی و ایدئولوژیک خود را از طریق آهنگ های اعتراضی ای که در شبکه های اجتماعی نشر می دادند عرضه می نمودند. بخش اعظمی از ویدئوهایی که این گروه ها در شبکه های اجتماعی پخش می کردند کودکانی را نشان می داد که در تظاهرات ضد حکومتی حضور داشتند و حتی در مواردی بزرگترها را به خواندن آهنگ های ضد حکومتی ترغیب می نمودند. سایر ویدئوها در استدیو تولید می شدند و بعد به شکل ویدئو کلیپ بیرون می آمدند. تعدادی ازین ویدئوها کودکانی را نشان می داد که شعارهای متعصبانه بر زبان می آوردند. این ویدئوها باعث شگفتی کاربران و تولید حجم زیادی از کامنت در پیوند با اعتراضات سوریه شده بود.
این مقاله به پنج خواننده یا گروه موسیقی می پردازد که هرکدام طیف خاصی از معترضین سوری را نمایندگی می کردند و آهنگ هایشان تاثیر ژرفی بر منطقه ی خاورمیانه گذاشت. تمامی آهنگ های انتخابی این پنج گروه یا فرد یک وجه مشترک دارند و آن حضور پررنگ کودکان در این آهنگ هاست. کودکانی که در این ویدئو کلیپ ها دیده می شوند به نظر از آواز خواندنشان لذت می برند علی الخصوص آنانی که در تجمعات و میان معترضین آواز سر می دادند چه که مورد تشویق دائمی معترضین بزرگسال حاضر در صحنه ی تظاهرات قرار می گرفتند. ویدئوهایی که در استدیو ضبط می گردید در کنار نمایش تصاویر خواننده یا خوانندگان؛ عکس هایی از اجساد و بدن های مجروح شده ی معترضین در محل های درگیری علی الخصوص عکس های ضجه زدن و اجساد کودکان را به نمایش می گذاردند. تلون و تفاوت در سبک آهنگ های اعتراضی نشان از تمایلات و وابستگی های سیاسی سازندگانش را داشت. برای مثال گروه های اسلام گرای افراطی ای هم چون جبهه ی النصره استفاده از آلات موسیقی را مغایر با شریعت اسلام می داند و در نتیجه آهنگ های اعتراضی این گروه بدون موسیقی ضبط می شد. ایشان نام “الأغانی” به معنی نغمات را بر آهنگ های خود نمی گذاشتند و در عوض از لفظ “اناشید” به معنای سرودها بهره می بردند. به خوانندگان این سرودها “منشدون” یعنی سرود سردادگان می گفتند و از به کارگیری لفظ “مغننون” به معنای خوانندگان تبری می جستند. حال با ذکر این کلیات به سراغ پرونده ی اول می رویم.
پرونده ی نخست: أنشوده اطفال الشّام
اولین آهنگ مورد بحث آهنگ ” أنشوده اطفال الشّام” ( سرود بچه های شام) است که توسط پنج دختر بچه اجرا گردید. این آهنگ پس از بارگذاری در یوتیوب میلیون ها بار دیده شد. در ویدئو کلیپ این آهنگ می بینم که دختربچه ای به عنوان خواننده ی سولو در جلو ایستاده و چهار دختر دیگر پشت سر او قرار گرفته با سولیست هم خوانی کرده و همگام با موزیک جابه جا می شوند. دخترها چهره ای مغموم دارند و یکیشان نیز در جریان ویدئو گریه می کند. ملودی این سرود شامل یک تهلیل و سه بیت می باشد. صدای کیبورد الکتریک و سینث سایز در پشت زمینه شنیده می شود. شروع آهنگ با نوای دختر سولیست است که از جهانیان می خواهد توجه خود را به آن چه بر ایشان (فرزندان شام) در فضای خوفناک قتل و کشتار و ویرانی می گذرد معطوف بنمایند. خواننده ی سولیست سپس خطاب به جلاد مردم (اشاره به بشار اسد) می پرسد کودکان چه گناهی کرده اند که مستوجب کشته شدند؟
کودک سپس جهانیان را مخاطب می سازد و می گوید سکوت شما باعث کشته شدن آن ها می شود. او اضافه می کند که این حق مسلم آن هاست تا در فضایی امن و آزاد زندگی کنند. پس از آن دختر بچه به کشتار وحشیانه ی حوله اشاره می کند – که در تاریخ ۲۵ مه ۲۰۱۲ و در منطقه ی حوله اتفاق افتاد و درین حمله حداقل ۱۰۸ شهروند سوری که ۴۹ نفرشان کودک و ۳۴ نفرشان زن بودند از بین رفتند- و می پرسد امت اسلام کجاست؟ با استفاده از لفظ “امت” دختر در پی آن است تا مخاطب مسلمان به یاد تعهد خود در قبال آن ها بیفتد چه که در دروان سخت امت باید برای یاری هم کیشان خود قیام کند. در بیت سوم آهنگ می شنویم که خواننده دیگربار جهانیان را به یاری می طلبد و خطاب به ایشان می پرسد چگونه حاضرید شاهد کشته شدن بچه ها بدست ارتش (منظور ارتش رژیم اسد است) باشید؟
ترانه ی به کار رفته درین آهنگ متاثر از آهنگ معروف ” الحلم العربی” به معنای رویای عرب می باشد. آهنگی پان-عرب که اول بار در ۱۹۹۶ و توسط تنی چند از خوانندگان مشهور عرب زبان اجرا شد. حال این دختربچه ها ترانه ای را به تاثیر از آن آهنگ معروف می خوانند. اما دلیل این کار چیست؟
پاسخ این پرسش در المان های زبان شناسی نهفته است. استفاده از ملودی ای نام آشنا که پیش ازین بارها پخش شده و به حافظه ی جمعی عرب ها نفوذ کرده تکنیکی هوشمندانه برای ترغیب مخاطب به گوش دادن مجدد به آن ملودی است. اما نکته ی جالب تر استفاده از ترانه ای متفاوت بر ملودی ای نام آشناست که سازندگان با هوشیاری این بار در پی آنند تا با بهره گیری از ملودی ای که موردپسند عرب زبانان است پیام خودشان را به مخاطب القا کنند و تاثیرگذاری ترانه را ازین طریق بیشتر کرده و طیف بیشتری از افراد را با پیام های نهان در ترانه شان آشنا سازند. در ویدئو صحنه های دلخراش بیشماری از کشته شدن کودکان می بینیم. هم چنین بخش هایی از ویدئو به نمایش صحنه های تظاهرات معترضین علیه حکومت اسد می پردازد صحنه هایی که معترضین او را متهم به بچه کشی می کنند. یک دختر بچه در لحظاتی با صدایی که بلندتر از صدای خواننده است فریاد می زند: ” شما قادرید ما را بکشید. زجرمان دهید. یتیممان کنید ولی قادر نخواهید بود آن چه در قلبمان نشسته را از ما بگیرید”.
شایان ذکراست که هم کارگردان (خالد ابن محمد ابن المنصور) و هم تهیه کنندگان این ویدئو اهل عربستان سعودی اند. ترانه ی این آهنگ بدست شاعری عربستانی به نام سعدی الوجامی سروده شده و آهنگ نیز در عربستان ساخته گردیده و این به تنهایی مبرهن این معناست که قدرت های خارجی از رسانه و المان های زبان شناسی به جهت القا نظرات جانبدارانه ی خود بهره مند می شوند.
آهنگ ” أنشوده اطفال الشّام” در ضدیت با بشار اسد و ارتش سوریه ساخته شده و می شود گفت آهنگی انقلابی است. هرچند تماشای ویدئو کلیپ این آهنگ باعث تاثرخاطر افراد می گردد چه که تصاویر زجرکشیدن کودکان در هر حالت و شرایطی ناخوشایند است ولی نباید فراموش کرد که این آهنگ درون مایه ی سیاسی دارد و در رساندن پیام های سیاسی خود تا بدان جایی جلو می رود که رئیس جمهور سوریه را فردی سرکوبگر خطاب کرده (هرچند نامی از اسد برده نمی شود) و ارتش سوریه را ارتشی کودک کش و رذل معرفی می کند. این آهنگ مثال خوبی است از این که چگونه یک آهنگ یا شعار اعتراضی می تواند ابزار پروپگاندایی شود. سازندگان این آهنگ به خوبی توانستند پیام های سیاسی خود را در قالب اثری هنری به سمع و نظر میلیون ها نفر برسانند. کافی است سری به کامنت های زیر این آهنگ بزنید تا ببینید واکنش افراد پس از دیدن ویدئو چه بوده. بسیاری از کاربران با شنیدن آواز کودکان به شدت متاثر شده بودند. تنی چند از کاربران مدعی بودند که در طول مدت پخش ویدئو گریه می کردند. تنی دیگر از خداوند تقاضا کرده بودند که موجبات پیروزی ارتش آزاد سوریه را فراهم کند. اما خلاف آن چه در ظاهر ویدئو مشهود است این آهنگ به هیچ وجه در دفاع از حقوق و مطالبات کودکان سوری ساخته نشده بلکه توانسته از صدا و تصویر کودکان برای نیل به مقاصد موردنظر سازندگانش استفاده ی ابزاری کند. تضاد آشکاری که سخن بالا را تایید می نماید تفاوت پوشش خوانندگان دختر ویدئو وعکس های کودکان قربانی اسیر ناآرامی ها سوریه است. دختران خواننده ظاهری آراسته دارند در حالی که مدعی دفاع از دختران ژنده پوشی هستند که تصاویرشان در پشت زمینه پخش می شود. از طرفی تهیه ی آهنگی به ظاهر نوع دوستانه برای کودکان سوری در شرایطی که تمام عوامل سازنده ی آن (حتی دختران خواننده) ملیتی سعودی دارند حکایت از دخالت شدید عربستان در ناآرامی های سوریه می کند. دانیال واگنر و گرگیو کفیرو در یادداشتی که در پیوند با دخالت های عربستان در سوریه نگاشته اند به این موضوع اشاره دارند که عربستان ناآرامی های بحرین، مصر و تونس را بشدت تقبیح کرد ولی از ناآرامی های سوریه استقبال نمود و حتی به شبه نظامیان مخالف دولت اسد کمک مالی و تسلیحاتی نیز کرد چرا که تغییر رژیم در سوریه به منزله ی تضعیف جایگاه ایران شیعی در منطقه و تثبیت بیش تر جایگاه عربستان می بود.
پرونده ی دوم: ابکی على شام الهوى
در سرود “ابکی على شام الهوى” به معنای من برای شام (سوریه) گریانم؛ پسری سوری به نام عمران البقایی به یاد شهیدان سوریه که زنان و کودکان را نیز در بر می گیرد عزاداری کرده و از خداوند طلب مسئلت می نماید. در این سرود هم چون آهنگ پیشین از کلماتی با بار معنایی مذهبی (به مانند شهید) استفاده شده تا حس سمپاتیک مخاطب مسلمان را تحریک نماید. می دانیم که لفظ شهید قداستی را به کشته شدگان می دهد و مخاطب را متوجه ی فضایی می کند که فرد یا افرادی برای نیل به هدفی مقدس از ارزشمندترین متاع خود یعنی جانشان می گذرند و جانبازی می کنند. این فضا با ترانه ی سرود و کلمات به کار رفته در آن ادغام شده و این حس را به مخاطب القا می نماید که شهیدان سوری بی دفاع بوده اند و نیروی متخاصم ایشان را سرکوب کرده. ترانه ی این سرود در جایی ظالمان را نفرین می کند و از خدا می خواهد مرضی بر دست ظالمان مسلط گرداند که دیگربار با دست هایشان نتوانند مردم را بکشند و نیز در جایی دیگر می گوید آه و نفرین بیوه زنان و مادران کودک مرده ظالمان را به تباهی خواهد کشانید. درین سرود نیز به مانند آهنگ پیشین از لفظ مذهبی “امت” استفاده شده تا همان تاثیری بر مخاطب ایجاد شود که درباره ی آهنگ پیشین صحبتش رفت. ترانه ی این سرود غیر استروفیک است و واژگان انتخابی از عربی نوین معیار برگرفته شده. عربی معیار نوعی از عربی است که نه تنها عرب زبانان به خوبی متوجه ی آن می شوند بلکه زبان آموزان عربی هم که معمولا عربی معیار را فرا می گیرند متوجه ی این نوع گویش می گردند. انتخاب زبان عربی معیار از سوی سازندگان این سرود نشانه ی نگاه خاص ایشان به جذب مخاطب عام بوده چه که سازندگان هم اعراب را در نظر داشته اند و هم عرب زبانان را هدف خود قرار داده بودند. حال اگر زبان این سرود را با آهنگ ” أنشوده اطفال الشّام” مقایسه کنیم در می یابیم که زبان به کار رفته در آهنگ نخست به عربی محاوره ای سوری نزدیک تر است و براین مبنا تلاش می کند خود را بیش تر به سوری ها نزدیک کند.
شاعر سرود “ابکی على شام الهوى” یک کویتی است و اولین اجرای آن به دست الشیخ مشاری بن راشد العفاسی قاری قرآن و امام مسجد کبیر کویت بوده. این سرود همزمان با نواخته شدن ساز عود آغاز می شود و در تمام مدت خوانده شدنش؛ نوای عود نیز شنیده می گردد. در پایان ویدئو کارگردان این اثر که خانمی کویتی به نام نادا ابو سیتا است صحنه هایی از پشت صحنه ی ضبط سرود در استدیو را به همراه کلیپ در اینترنت بارگذاری می کند. نکته ی جالب این است که عوامل سازنده ی کلیپ از پسر بچه می خواهند چهره ای مغموم به خود بگیرد ولی او نمی تواند جلوی خنده اش را گرفته و مدتی می گذرد تا پسر بچه به گونه ای که عوامل انتظار دارند عمل کند. این مهم مبرهن این معناست که در هنگام ناآرامی و اغتشاشات؛ بچه ها به عنوان ابزار تبلیغاتی گروه ها یا جناح های سیاسی سخنانی را به زبان می آورند که الزاما سخنان ایشان نیست و چه بسا به لحاظ روحی و بلوغ فکری درکی از سخنانی که می گویند نداشته باشند. نکته ی دیگر راجع به خواننده ی سرود است. هرچند خواننده تباری سوری دارد ولی همه ی عوامل سازنده اعم از شاعر، آهنگساز و کارگردان اصالتا کویتی اند و این مهم مجددا دخالت کشورهای دیگر در ناآرامی سوریه را تایید می کند. سرود “ابکی على شام الهوى” سرودی سیاسی است با نگاهی پروپگاندایی در ضدیت با رژیم جنایتکار اسد. ترانه ی اثر مستقیما اسمی از بشار اسد نمی برد ولی خواستار مرگ ظالمی می شود که مردم را کشته است. این سرود پس از بارگذاری در اینترنت ۵ میلیون بار دیده شد و ۴ میلیون کامنت توسط کاربران در زیر آن نوشته گردید. بیشتر نظرات در ضدیت با بشار اسد و تبار علوی اش نوشته شده؛ حال آن که تعدادی به کشور سوریه پرداخته اند و آرزوی سعادت و آزادی آن مرز و بوم را داشته اند.
پرونده ی سوم: نسمه الثوره
نسمه الثوره دختر بچه ای است که در آغاز ناآرامی های سوریه صرفا ۱۰ سال داشت. این دختر به مدت ۵ سال تبدیل به صدای رسای شورشیان ارتش آزاد سوریه شده بود. اسم این دختر نسمه است که به معنای نسیم می باشد و الثوره (انقلاب) لقبی است که به وی داده شد و “نسمه الثوره” را می توان به عنوان نسیم انقلاب ترجمه کرد. در کانال یوتیوب این دختربچه ۱۸ ویدئو از تظاهرات خیابانی موجود است. نسمه به این تظاهرات برده می شد تا با حضورش روحیه ی جنگندگان را مضاعف کند. طنین دلنواز صدای نسمه و کاریزمای شخصیتش او را تبدیل به خواننده ای محبوب در درون و برون مرزهای سوریه کرده. او در قطر (دوحه) نیز اجراهایی انقلابی داشته است. نسمه در آهنگ هایش مبارزین کشته شده را (که البته او آنان را با لفظ شهید خطاب می کند) با اسم کوچکشان یاد می نماید. در یکی از آهنگ هایش به نام “یا ام” (اوه مادر) خطاب به مادرش می گوید به زودی در قامت یک شهید به او ملحق خواهد شد. سپس از مادرش تقاضا می کند که او را کفن پیچ کرده و خوش حال باشد. نسمه از مادرش می خواهد او را ببخشد چه که مادرش را ترک کرده (مادر او در قید حیات نیست). آهنگ های نسمه متاثر از آهنگ های فلکلوریک و معروف سوری است که بسیاریشان برای مخاطب سوری آشنا و نوستالوژیک می باشند. او معمولا به شکل آکاپلا آهنگ می خواند؛ ملودی های آهنگ هایشان ارجاعات زیادی به فرهنگ سوری دارد و ازین منظر تاثیر ژرفی بر مخاطب سوری می گذارد. در ویدئویی که نسمه به تاریخ ۲۳ مارس ۲۰۱۳ منتشر کرد از تصمیمش مبنی بر حجاب سر کردن خبر داد و گفت که هم چون گذشته از انقلاب سوریه حمایت خواهد نمود. بیشتر کاربران پس از شنیدن تصمیم وی به او تبریک گفتند و از خداوند برای نسمه طلب موفقیت روزافزون نمودند. هرچند تعدادی نیز از تصمیم او برآشفته شده و انتقادات خود را مطرح کردند.
نسمه دختر تاثیرگذاری است. او آشکارا از ارتش آزاد سوریه حمایت می کند. ارتشی که بر طبق گزارش های رسانه های غربی و عربی هدفش صیانت از حق برخورداری از اعتراضات مسالمت آمیز و ایجاد عملیات مسلحانه برای سرنگونی رژیم اسد است. نکته ی طنزگونه ی ماجرا درین امر مستتر است که در چنان محیط فکری ای که قوانین اسلامی به جد اجرا می شود و زنان حق ارتباط آزادانه با مردان را ندارند؛ نسمه بر شانه های مردان می نشیند و آوازهای انقلابی می خواند و به خطوط مقدم جنگی می رود که مملو از مردان نامحرم است. این تناقض را تنها در یک صورت می شود توجیه کرد و آن این که طرفداران نسمه نگاهی جنسیت زده به او دارند و او را به عنوان یک دختر یا زن تلقی نمی کنند و آن چنانست که تمام محدودیت هایی که زن را از مرد جدا می سازد درمورد نسمه به کار گرفته نمی شود. تنها صدای نسمه اهمیت دارد نه وجود او به عنوان یک انسان. این دختربچه سمبل ارتش آزاد سوریه و جنگ ایشان با دولت بشار اسد بوده و پنداری کم کم هویت واقعی خودش به عنوان یک دختر بچه که حق کودکی کردن را دارد از دست داده است. در شرایط عادی جنسیت این دختر مانع از آن می شد که آزادانه به بیان نظراتش بپردازد؛ ولی در آشوب های سوریه شاهد بودیم که این دختر جان خود را به خطر می انداخت و در خط مقدم برای مردان آواز می خواند. صدای او ابزاری بود برای انگیزه دادن به سربازان که درین جنگ خانمانسوز به مبارزه ادامه دهند. نسمه الثوره ملعبه ی دست گروه های افراطی قرار گرفته تا تصویری مدرن از این دست گروه ها به جهانیان نشان دهد. صدای او و آهنگ های اعتراضی اش در حکم ابزار پروپگاندایی است که در هنگام جنگ استفاده می شود. نوع فعالیت های نسمه الثوره نشان بارزی از کودک آزاری می دهد. او ابزار مهمی برای ارتش آزاد سوریه بود و توانسته نظر جهانیان را به خود جلب کند.
پرونده ی چهارم: فرقه براعم الثوره
یکی دیگر از گروه های موسیقیایی که سرودهای اعتراضی اجرا می کنند گروه ” فرقه براعم الثوره” به معنای گروه جوانه های انقلاب است. این بند متشکل از پنج پسربچه مابین سنین ۴ تا ۱۰ سال می باشد که در طرفداری از ارتش آزاد سوریه و ضدیت با رژیم اسد سرود اجرا می کنند. نام این گروه ابتدا به ساکن ” اطفال من الزین الدین” بود که بعد به فرقه براعم الثوره تغییر یافت. این پسربچه ها سرودهایشان را هم به عربی معیار و هم به عربی سوری می خوانند. در بیشتر اجراهایشان یونیفرم نظامی تن پوشه می کنند و یکجا ثابت می ایستند. در یکی از ویدئوشان (الله اکبر) در حالی که دستانش را مشت کرده اند فریاد الله اکبر سر می دهند و سپس از مسلمین دعوت می نمایند که به جهاد لبیک گویند و در راه آزادی شهید شوند. عنوان ویدئوی بارگذاری شده در یوتیوب اینست: ” به هوش باشید. ببینید که کودکان سوری- این رزمندگان- چگونه جلادان را به چالش کشیده اند و حقایق جنگ را آنگونه که هست به اعراب مخابره می کنند”. این بار نیز شاهدیم که یک سرود اعتراضی به مثابه ی ابزاری پروپاگاندایی به کار گرفته می شود. سرود دیگری که توسط این پسر بچه ها اجرا شده؛ نامش ” النصر من الله” به معنای نصرت از جانب خداست. در ورژن یوتیوب این ویدئو می بینیم پسربچه ها مقابل یک بالگرد سرود را اجرا می کنند. ترانه ی این سرود حملات مستقیمی به گروه هایی می نماید که به باور سراینده ی ترانه؛ فاشیستی هستند (روس ها، ایرانی ها و حزب الله لبنان). در جایی نیز به بشار اسد می تازد و او را بی شرم می خواند. در ادامه خطاب به سوریه می گوید به مدد قطرات خون و پول؛ سوریه را پس می گیرند. در مصاحبه ای که اعضای این گروه با کانال تلوزیونی ارتش آزاد سوریه مورخه ی ۱۵ جولای ۲۰۱۳ دارند ابراز می دارند که در اعتراضات زیادی شرکت کرده و سرودهای بیشماری را ضبط نموده اند تا به سمع جهانیان برسانند. یکی از بچه ها در خلال مصاحبه می گوید ما سرودهایمان را بر مبنای آن چیزی که در واقعیت از بمبگذاری ها، آوارگی ها و خرابی ها می بینیم می سازیم.
این بچه ها در دوران بحرانی سوریه به شدت فعال بودند و بیشتر اجراهایشان پرمخاطب بوده و کاربران زیادی در فضای مجازی درباره ی آن ها قلم فرسایی کرده اند. در کلیت، بیش تر کامنت ها به تشویق و تایید بچه ها پرداخته اند. برخی اسد را لعن و نفرین نموده و او را خائن نامیده اند. تعدادی از کاربران آهنگ های این بچه ها را خشن تلقی کرده و از دیگران خواسته اند از بچه ها استفاده ی ابزاری نکنند. پسر بچه ها در بیانیه ای که به شبکه های تلوزیونی دادند از شورشیان حمایت کرده و اشتیاق خود به مبارزه ی مسلحانه را یادآور شدند. در این جا هم چون پرونده های قبلی شاهد مغزشویی بچه ها و استفاده ی ابزاری از آنان توسط دیگران برای نیل به اهداف خاص سیاسی هستیم. مغرشویی این پسربچه ها در حدی است که مفاهیمی چون جهاد و شهادت به قاموس ذهن آنان راه یافته است. سرودهای این پسر بچه ها نیز چون پروپگاندایی جنگی توسط گروهی خاص استفاده می گردد.
پرونده ی پنجم: ادلب الطفل عباس ینشد للملاعمر و الشیخ اسامه بن لادن
در کنار آهنگ ها/ سرودهای بالا که بررسی شد؛ نوع دیگری از سرودها نیز ساخته شدند که مشخصا نگاهی افراط گرایانه و رادیکال داشتند و در کنهشان به وضوح خواهان انجام کارهایی خاص بودند. حتی عنوان این دست از سرودها خشونتی عیان را در خود جای داده بود. یکی از این نمونه سرودها سرودی است با عنوان ” ادلب الطفل عباس ینشد للملاعمر و الشیخ اسامه بن لادن” به معنای ادلیب: عباس کودک به تلاوت کردن برای ملاعمر و اسامه بن لادن مشغول است. در ویدئو کلیپ این اثر می بینیم که پسر بچه ای (عباس نام) متمایل به جبهه ی النصره با صدایی بلند و پرخاش گرایانه به تلاوت بیاناتی در ضدیت با علویان که البته عباس آنان را “نصیریه” می خواند مشغول است و خطاب به علویان می گوید حاضر است ایشان را سلاخی کند. این پسر در ادامه به ستایش بن لادن و ملاعمر می پردازد و از هراس افکنی بن لادن در آمریکا احساس شعف می نماید. او با غرور خاصی از ضمیر جمع “ما” در پیوند با نابود شدن برج های دوقلو استفاده می نماید. این بچه در پاسخ به کسانی که او را تروریست خطاب می کنند می گوید این افتخار اوست که به این نام خوانده شود و این موهبت هدیه ای از جانب خداوندی است که به وی اعطا گشته. ترانه ها و سرودهایی که عباس می خواند بسیار خشن تر از کودکان دیگری است که به گروه های دیگر تعلق دارند و این مهم خط مشی رادیکال جبهه ی النصره که ارتباط نزدیکی با شاخه ی القاعده ی عراق دارد را نمایان می سازد. برخلاف کودکان پرونده های گذشته؛ عباس نه تنها علیه بشار اسد و رژیمش زبان به اعتراض می گشاید بلکه به علویان، شیعیان و آمریکایی ها نیز می تازد. یکی از ویدئوهای منتشرشده از عباس حواشی زیادی را برایش به ارمغان آورد چه که منتقدین؛ او را به فرقه گرایی در آهنگ های اعتراضی اش متهم کردند. سپس در مصاحبه ای از او پرسیدند که آیا آهنگ ها و سرودهایی که پس از ختم نماز جمعه می خواند تمام ساکنان شهر او را نمایندگی می کند؟ عباس در پاسخ گفته بود ” آن ها از من می خواهند سرود بخوانم و من نیز می خوانم و این موجب رنجششان نمی شود. من خودم را نمایندگی می کنم و نه کس دیگری. به مدت دو سال بشار دست به کشتار کودکان و مسلمانان زده است و هم اینک تو از من می خواهی هیچ سخنی از فرقه گرایی نگویم؟ سرودهای من بر طبل فرقه گرایی می کوبند و هر کس که از آنان خوشش نمی آید می تواند سرش را به دیوار بکوبد”.
در حالی که عباس علت ترویج فرقه گرایی در سرودهایش را واکنشی به کودک کشی رژیم اسد می داند اما سرودهای او به آمریکا نیز حمله می کند و ۱۱ سپتامبر را نقطه عطفی در سابقه ی مبارزاتی قلمداد می نماید. بدیهی است اشعار و آهنگ هایی که عباس می خواند ورای سطح درک و فهم اوست و حاصل مغزشویی و سواستفاده ی گروهی خاص برای نیل به هدف سیاسیشان می باشد. عباس طعمه است. طعمه ی پروپگاندای جبهه النصره که از سرودهای اعتراضی او سواستفاده می کند.
پایان:
پنج آهنگ/ گروه های موسیقی ای که درین مقاله مورد واکاوی قرار گرفتند به خوبی نشان دهنده ی این وضعیت اند که گروه های مختلف نظامی/سیاسی ای که در بحران سوریه نقش داشته اند از کودکان و آهنگ ها یا سرودهای خوانده شده توسط ایشان در جهت تحت تاثیر قرار دادن احساسات، عواطف و عقاید مخاطب سوری و غیر سوری علی الخصوص قشر مسلمان استفاده ی ابزاری کرده اند. در تمامی این آهنگ ها/سرودها از امت اسلام خواسته شده به پاخیزند و از برادران زجرکشیدشان حمایت کنند. پیام هایی که در خلال این آهنگ ها به مخاطب مخابره می شود الزاما تصویری واقعی از بحران سوریه را نشان نمی دهد. تصاویر مجروح شدن یا اجساد کودکان در فضای مجازی که بدست این گروه ها دست به دست می شد صرفا برای برانگیختن حس ترحم مخاطب بوده و نه الزاما حس تکلیف یا وظیفه. به نظر می رسد که نحوه ی استفاده از آهنگ های اعتراضی در سوریه برای تغییر نظر افراد نسبت به موقعیت نبوده بلکه بیشتر هدفش تهییج افراد به انجام کار یا کارهایی خاص بوده است. دیدیم که در بیشتر آهنگ های بالا کودکان مردم را به جهاد می خواندند تا ازین رهگذر به برادران مسلمانشان کمک کنند. زبان شناسان از کلمات مختلفی برای توصیف کودکانی که متاثر از جنگند استفاده می کنند یکی از این کلمات لفظ ” نظامی سازی” است. راس کالیینز در تعریف پروپگاندا آن را ابزاری می داند که حکومت ها استفاده می کنند برای کنترل افکار کودکان و هر آن چیزی که کودکان می آموزند، یا حکومت ها مایلند که آن ها بیاموزند ۶. با نگاهی به آهنگ های بالا در می یابیم که استراتژی نظامی سازی در بحران سوریه نیز به کار گرفته شده و این مهم از طریق آهنگ های اعتراضی ای که کودکان می خوانند و با آهنگ هایشان خط فکری خاصی به هم نسلان خود می دادند تقویت گردیده و این خط مشی چیزی نیست جز جنگ و خشونت که با استفاده ابزاری از کودکان در بی ثباتی بیشتر سوریه نقشی مهم بازی کرده است.
فهرست منابع:
۱)
Rosen, David. 1972. Protest Songs in America. Westlake Village, CA: Aware Press
۲)
Wells, A.K. 2004. “Music as War Propaganda: Did Music Help Win the First World War?” Parlor Songs. Accessed March 20, 2023. http://parlorsongs.com/issues/2004-4/thismonth/feature.php
۳)
Eyerman, Ronald, and Jamison, Andrew. 1998. Music and Social Movements: Mobilizing Tradition in the Twentieth Century. Cambridge, UK: Cambridge University Press
۴)
Friedman, Steven C., ed. 2013. “Introduction: What is Social Protest Music? One Historian’s Perspective.” In The Routledge History of Social Protest in Popular Music, xiv–xvii. New York: Routledge
۵)
Byerly, Ingrid Bianca. 2013. “What Every Revolutionary Should Know: A Musical Model of Global Protest.” In The Routledge History of Social Protest in Popular Music, edited by Jonathan C. Friedman, 229–۴۷. New York: Routledge
۶)
Collins, Ross F. 2011. Children, War, and Propaganda. New York: Peter Lang Publications
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.