پرویز قلیچخانی، اسطوره فوتبال ایران و فعال سیاسی چپگرا، در سن ۸۲ سالگی، در یکی از بیمارستانهای حومه پاریس درگذشت! وی در سال ۱۳۲۴ در محله صابونپزخانه، نزدیک میدان شوش تهران در یک خانواده کارگری چشم به جهان گشود! زیست کارگری که باعث شد او ناملایمات زندگی طبقاتی را درک کند و بیش از پیش بتواند در دفاع از حقوق زحمتکشان پیشرو باشد!
اما پیش از سیاست، جامعه ایران پرویز قلیچخانی را با عنوان کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، قهرمان سهباره جام ملتهای آسیا، بازیکن تیمهای کیان، تاج، پاس، عقاب، دارایی، پرسپولیس، سنخوزه و تنها بازیکن تاریخ فوتبال ایران که سه بار پیاپی قهرمان آسیا شده است، میشناسد!
اما با این همه موفقیت و نام پرآوازه، پرویز قلیچخانی خود را در شُهرت محبوس نکرد و همواره در کنار مردم ایران ایستاد و از آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، حقوقبشر و حقوق زحمتکشان قاطعانه دفاع کرد! پرویز قلیچخانی با این که میتوانست با موقعیت اجتماعی دارد در کنار قدرت حاکم قرار بگیرد و از مواهب زندگی برخوردار شود راهی دیگر دنبال کرد! این اسطوره تصمیم گرفت در مقابل هر نوع دیکتاتوری چه از نوع سلطنتی و چه از نوع مذهبی ایستادگی و نام خود را در تاریخ ایران ماندگار کند!
وی در سال ۱۳۵۰ توسط رژیم سلطنتی پهلوی به علت حمایت از سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و جنبش دموکراسیخواهی که علیه استبداد سلطنتی در جریان بود بازداشت شد اما با تمام فشارها و تلاشهای دیکتاتوری سلطنتی از مواضع خود تا لحظه سرنگونی رژیم سلطنتی پهلوی عقبنشینی نکرد!
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز که ضدانقلاب اسلامیستی که پیش از انقلاب، توسط رژیم سلطنتی پهلوی حمایت میشد تا انقلابیون سکولار و چپ را بیاعتبار کند، در یک فرصتطلبی آشکار سیاسی سوار موج اعتراضات مردم شد و انقلاب دموکراتیک مردم ایران را مصادره کرد و در چارچوب آن به قدرت رسید، قدرتی که دیکتاتوری سلطنتی را اینبار با شیوه دیکتاتوری مذهبی ادامه میداد! اما پرویز قلیچخانی با این که میتوانست مانند بسیاری راه عافیت را انتخاب کند , به تقابل با رژیم اسلامی ولایتفقیهی پرداخت و در دهه شصت خورشیدی ایران را ترک کرد!
اما ترک ایران توسط پرویز قلیچخانی نه برای رفتن به ساحل امن آرامش به دور از دیکتاتوری بلکه آغاز راه جدید مبارزه بود! از همین جهت یک نشریه سیاسی به نام «آرش» را که تریبونی برای کنشگران چپ دموکراتیک ترقیخواه کارگری و همچنین کنشگران مدنی، حقوقبشر و زندانیان سیاسی بود را منتشر کرد و صدای جنبش دموکراسیخواهی مردم ایران علیه استبداد مذهبی را زنده نگاه داشت!
حال با این کارنامه درخشان از موفقیت ورزشی، محبوبیت مردمی و مقاومت انقلابی علیه هر نوع دیکتاتوری، دیگر پرویز قلیچخانی در بین ما نیست! بدون شک فقدان فردی همچون پرویز قلیچخانی یک رویداد دردناک برای همه ماست اما بهترین روش برای گرامیداشت یاد او نه سوگواری بلکه ادامه دادن راه و مسیری است که او آغاز کرده بود! مسیری در دفاع از آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، حقوقبشر و احقاق حقوق زحمتکشان!
پرویز قلیچخانی نشان داد چپ بودن آنگونه که چپستیزان تفسیر میکنند چندان اندیشه عجیبی نیست بلکه به معنای این است که به جای قدرت حاکمه در کنار مردمی قرار گرفت که همواره توسط قدرت حاکم سرکوب میشوند! در واقع پرویز قلیچخانی نشان داد میتوان موفق بود، شهرت داشت، در اوج محبوبیت مردمی بود اما همزمان چپگرا هم بود! این زیست سیاسی پرویز قلیچخانی تماماً در تضاد با آن چیزی است که امروز در مدیای اجتماعی مشخصاً چپستیزان بیان میکنند و میگویند چپها چون موفق نیستند از حسادت چپگرا میشوند!
همچنین پرویز قلیچخانی فارغ از این موارد، برای چپ ایرانی نیز یک الگویی است که باید به آن توجه کرد! کنش او به چپ ایرانی میگوید چگونه با زبان مردم با مردم سخن گفت! چپ ایرانی باید از اسطوره چپگرای فوتبال ایران الگو بگیرد و از گفتمان آکادمیک بیگانه با عموم جامعه، نگاه از بالا به جامعه، خود را مرکز آگاهی جامعه دانستن و…. فاصله گرفته و بتواند چپ را به جامعه آنگونه که جامعه درک میکند بفهماند!
بدون شک از پرویز قلیچخانی میتوان سطرها نوشت اما همین موارد کافی است تا بدانیم حتی خبر ناگوار درگذشتش همانند آن زیست غرورآفرین اجتماعی که داشت دارای یک پیام مشخص بود! پیامی که تمام آن پروپاگاندا رسانهای که چپ بودن را در تروریسم، مبارزه مسلحانه، خشونتمحوری، تجارت تلخ سوسیالیسم قرن بیستم در بلوک شرق تعریف میکرد را از بین برد و نشان داد میتوان ورزشکار، هنرمند، پزشک، مهندس و…. بود و همزمان به آرمان عدالت اجتماعی چپگرایانه باور داشت! یاد و نام پرویز قلیچخانی گرامی….
✍کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.