از آغاز درگیری نظامی بین رژیم ایران و ارتش‌های اسرائیل و آمریکا، رژیم ایران به علت ناتوانی در مقابله به با واشنگتن و اورشلیم آن را به کشورهای همسایه کشاند و حتی مناطقی که ارتباطی با جنگ نداشتند را نیز مورد حمله قرار داد!

یکی از این مناطق «اقلیم خودمختار کردستان» بود! جغرافیایی که به صورت فدرال و با خودمختاری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در شمال عراق اداره و بخشی از جغرافیای سیاسی عراق شناخته میشود! به عبارتی دیگر بغداد عملاً سیاست‌های امنیت مرزی، بودجه اقتصادی و در برخی موارد سیاست امنیت داخلی این منطقه را تعیین می‌کند!

از آغاز جنگ جاری، رژیم ایران با این که از این منطقه حتی یک حمله علیه تهران صورت نداده بود، به این جغرافیای سیاسی حملات را آغاز کرد! رژیم ایران و شبه‌نظامیان نیابتی آن تا کنون ۵۶۰ حمله به شهر اربیل پایتخت اقلیم خودمختار کُردستان، ۱۱۵ حمله به سلیمانیه، ۲۶ حمله به شهر دهوک و ۲ حمله به شهر حلبچه صورت داده است! در نتیجه این حملات تا کنون ۹۵ نفر زخمی و ۱۸ تن نیز کشته‌اند!

قربانیان این حملات طیف متفاوتی را شامل می‌شود‌،‌ از غیرنظامیانی در مناطق مسکونی گرفته تا پیشمرگه‌های اقلیم خودمختار کُردستان که در امنیت داخلی این منطقه خودمختار مشارکت دارند و همچنین اعضای احزاب کردستان ایران که در این منطقه خودمختار پناهنده‌ هستند! آخرین این قربانی‌ها غزال مولان دختر ۱۹ ساله مهابادی عضو حزب کومه‌له زحمتکشان کردستان ایران بود که در حملات رژیم ایران جان خود را از دست داد!

اما جنایات رژیم ایران در اقلیم خودمختار کُردستان تنها به این موارد خلاصه نمیشود بلکه شبه‌نظامیان نیابتی شیعه نیز به تهدید علیه اپوزیسیون تبعیدی ایرانی ساکن در این منطقه دست می‌زنند! همچنین مقامات تهران با پیشمرگه‌های مسلمان نیز به رعب و وحشت علیه اپوزیسیون تبعیدی ایرانی می‌پردازد! در کنار این موارد رژیم ایران با نفوذ در جریانات سیاسی اقلیم خودمختار کُردستان مانند «اتحاد میهنی کردستان» مانع آن می‌شود که احزاب کردستان ایران از امکانات اولیه زیست اجتماعی برخوردار شده یا حتی مجروحین خود را به بیمارستان‌ها منتقل کنند!

مجموعه این موارد به نشان می‌دهد که ما نه تنها شاهد حملات غیرقانونی رژیم ایران در اقلیم خودمختار کُردستان هستیم بلکه همزمان رژیم ایران با کمک پراکسی‌های نفوذ خود در این منطقه در حال جنایت جنگی است! جنایاتی که در سکوت کامل خبری و سیاسی در حال رخ دادن است!

اما در این میان سکوت فعالان به اصطلاح ضدجنگ در قبال جنایات انجام شده در اقلیم خودمختار کُردستان تعجب برانگیز است! کسانی که سطرها در قبال حملات غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل نگارش می‌کنند که البته با درستی حق دارند علیه آن بنویسند اما در قبال جنایات انجام گرفته در اقلیم خودمختار کردستان سکوت می‌کنند! این سکوت تنها یک پیام می‌دهد و آن این است: «این افراد به هیچ عنوان ضدجنگ نیستند بلکه تنها با جنگی که ایالات متحده و اسرائیل به راه انداخته مخالفند اما با جنایات جنگی رژیم ایران مخالفتی ندارند»

از همین جهت باید با صدای رسا گفت هرگونه سیاست ضدجنگ بدون آن که سیاست‌های جنگ‌افروزانه، تروریستی و جنایتکارانه رژیم ایران در منطقه خاورمیانه و مخصوصاً اقلیم خودمختار کُردستان را محکوم کند نه تنها اعتباری ندارد بلکه در خدمت یکی از طرفین جنگ یعنی رژیم ایران است که در جنگ جاری در کشورهای خلیجی، اسرائیل و اقلیم خودمختار کردستان مرتکب جنایت جنگی شده است!

همچنین باید گفت این جنگ با تمام خسارات ثابت کرد احزاب کردستان ایران با مرزبندی مشخص با این جنگ و اعلام این که این جنگ، جنگ آنان نیست و نیروی نیابتی هیچ کشوری نیستند و نامیدن خود به عنوان رزمنده مردم ایران به معنای واقعی میهن‌دوست و ایران‌دوست هستند!

موضعی کاملا خردمندانه که نه تنها پروپاگاندا رژیم ایران را در قبال حملات به احزاب کردستان ایران به عنوان حملات به تجزیه‌طلبان بی‌اساس کرد بلکه تودهنی محکمی بود به رهبران سیاسی و افرادی که به اصطلاح خود را مخالف رژیم ایران مینامیدند اما همانند رژیم ایران به جنبش سیاسی کردستان ایران اتهام تجزیه‌طلبی زدند!

موضع احزاب کردستان ایران بر استقلال عمل سیاسی خود و تلاش برای استقرار یک ایران سکولار، دموکراتیک و کثرت‌گرا نشان داد که این احزاب نه تنها رزمندگان برای استقرار «ایران دموکراتیک» هستند بلکه پاشنه‌آشیل پدیدار شدن همین دموکراسی متکثر در ایران نیز هستند! همان‌گونه در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ یک ایران فریاد زد «کردستان، چشم و چراغ ایران» اکنون موضع احزاب سیاسی در این جنگ خانمان‌سوز نیز نشان داد که «کُردستان» به معنای واقعی چشم و چراغ ایران و دژ تسخیرناپذیر دموکراسی‌خواهان است!

✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)