سیاستهای متفاوت و متناقض دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا در قبال رژیم ایران باعث شده در بین افکار عمومی سوال پیش آمده سیاست ترامپ چیست؟ برای پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه کنیم که دونالد ترامپ سیاست را یک معامله اقتصادی میبیند از همین اساس هر زمان پیشنهادی دریافت کند که آن را به هدفش برساند همان را پیمیگیرد!
خبر مذاکرات ایالات متحده با رژیم ایران بسیاری را متعجب کرد که چگونه ترامپ حاضر به مذاکره شده است، آنهم زمانی که میگفت میخواهد به مردم ایران کمک کرده و حتی رهبری را انتخاب کند! برای پاسخ به این سوال باید باز سیاست ترامپ و جناحی از آن میآید را درک کنید! اصولا پوپولیسم و عوامفریبی و دادن وعدههای نادرست بخشی جدانشدنی از شخصیت پرزیدنت ترامپ است! اما باید به یک نکته هم توجه داشت که هیچگاه او هدف اصلی حملات به رژیم ایران را تغییر حکومت اعلام نکرده بود بلکه این گزارهای بود که رسانههای فارسیزبانی مانند «ایران اینترنشنال» و اپوزیسیون راست-افراطی سلطنتطلب به رهبری «رضا پهلوی» فرزند پادشاه دیکتاتور پیشین ایران، محمدرضا پهلوی که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران روی کار بود تکرار کردند و بخشی از جامعه را فریب دادند!
هدف اصلی عملیات «خشم حماسی» دولت ایالات متحده در ایران، بر چهار هدف عمده متمرکز بوده است: نخست: رژیم ایران سلاح هستهای نداشته باشد و غنیسازی اورانیوم را انجام ندهد، دوم: برنامه موشکی ایران تنها دفاعی باشد و نه تهاجمی، سوم: شبهنظامیان نیابتی رژیم ایران از بین بروند و چهارم: نیروی دریایی رژیم ایران زمینگیر شود! به روشنی میبینیم که سیاستهای اصلی عملیات ارتش ایالات متحده در ایران تحت هیچ عنوانی تغییر رژیم نبوده است اما چون بخشی از ایرانیان دیاسپورا خواستار کمک ترامپ شده بودند او مدعی شد که رژیم ایران را ضعیف کرده تا مردم خود به خیابان بیایند! ادعایی که چند روز پیش خلاف آن را گفت و اعلام کرد چون مردم ایران سلاح ندارند و سپاه پاسداران سلاح دارد نمیتوانند به میدان بیایند! به همین جهت میبینیم تعبیر رژیم یا حتی انقلاب کردن مردم ایران اصولاً در دُکترین عملیات «خشم حماسی» ارتش ایالات متحده نبوده است!
اما فارغ از این موارد سوال پیش میآید آیا مذاکرات دستاورد مثبت میتواند داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال اول باید تاکید کرد ما باید در وجود مذاکرات اطلاعات کافی را داشته باشیم اما به فرض اگر ادعای وجود مذاکرات درست باشد باید تاکید کرد که ایالات متحده هر آنچه خواسته به دست آورده! برنامه هستهای رژیم ایران از بین رفته، برنامه موشکی رژیم ایران غیرقابل بازسازی شده، نیروهای نیابتی تهران به شدت ضعیف شدهاند و نیروی دریایی رژیم ایران هم منهدم شده، در این بستر مقامات تهران که خود میدانند همه چیز را از دست دادهاند برای آنکه بقای خود را حفظ کنند تن به تسلیم شدن، صفر کردن غنیسازی و واگذاری اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی به واشنگتن خواهند داد و با همین نگاه در مذاکره شرکت میجویند! که این همان چیزیست رییسجمهور آمریکا دنبال آن است، یعنی اعلام پیروزی از موضع قدرت!
از همین جهت میتوان گفت چه مذاکرات موفقیتامیز باشد و چه شکست بخورد، رژیم ایران نه تنها تحقیر شده بلکه با نابودی برنامه هستهای، غنیسازی اورانیوم، برنامه موشکی و نیرویی دریایی رژیم ایران، سیاستهای تهران دیگر خطری برای کشورهای عربی خلیج و اسرائیل نخواهد داشت و اسرائیل و آمریکا را به اهداف خود میرسند! در این میان تنها یک موضوع حل نشده باقی میماند و آنهم پیکار جامعه ایران و رژیم حاکم بر تهران است که باید منتظر باشیم و ببینیم در دوران پساجنگ به کدام سو خواهد رفت!
✍کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.