تولیداتِ ویرانگرِ آمریکا: از مجاهدینِ افغان تا داعش و نئونازیسمِ اوکراینی
نسخه پی دی اف را از این بستر دانلود کنید
https://asoroj.blogspot.com/2026/02/blog-post_27.html
مقدمه: چارچوب نظری یک بحران
ویرانی و بیثباتی در خاورمیانه و سایر مناطق جهان نتیجه تصادف یا عقبماندگی ذاتی نیست، بلکه حاصل پروژهای برنامهریزیشده با مشارکت قدرتهای جهانی (آمریکا-ناتو) و متحدان منطقهای آنها (ارتجاع داخلی) است. این مشارکت راهبردی از دل جنگ سرد آغاز شد و تا به امروز با تغییر شکل بازیگران، ادامه یافته است. در این گزارش تحلیلی، به مهمترین نمونههای این ویرانگری و سپس به ارتباط آن با بحران کنونی اوکراین میپردازیم.
فصل اول: آغاز راه؛ افغانستان، کارگاه آزمایشی جهاد
۱. ۱. پیشدرآمد: کودتا در پاکستان ۱۹۷۷
در سال ۱۹۷۷، با تشدید رقابتهای جنگ سرد، آمریکا و ناتو برای مقابله با نفوذ شوروی و جریانهای چپ و سکولار، دست به کودتایی نظامی در پاکستان زدند. دولت ملی-دموکراتیک ذوالفقار علی بوتو سرنگون و ژنرال ضیاءالحق به قدرت رسید. این رویداد سرآغاز شکلگیری «اولین دولت اسلامی» به عنوان متحد غرب بود. پاکستان با بودجهی مستقیم سازمان سیا و دلارهای نفتی عربستان، به بزرگترین پرورشگاه ایدئولوژیک و نظامی برای افراطگرایان سنی تبدیل شد.
۱. ۲. تلهی افغانستان: روایت برژینسکی ۱۹۷۹
با قدرت گرفتن جریانهای چپگرا در افغانستان، واشنگتن طرح خود را عملی کرد . برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، بعدها فاش کرد که سازمان سیا شش ماه پیش از ورود ارتش سرخ شوروی به افغانستان، حمایت از گروههای جهادی را آغاز کرده بود. هدف، به دام انداختن شوروی در باتلاقی فرسایشی بود.[i]
بدین ترتیب، مجاهدین آموزشدیده با سلاحهای مدرن و ایدئلوژی تندرو، روانه افغانستان شدند. شوروی برای حفظ دولت متحد خود ناچار به مداخله نظامی شد و غرب با استفاده از رسانههای خود، چهرهی «اشغالگر» به روسها داد و چهرههایی چون اسامه بنلادن و گلبدین حکمتیار را به عنوان «آزادیخواه» به جهان معرفی کرد.
۱. ۳. پیامدهای بلندمدت: زایش و بازتولید تروریسم
این مجاهدین نه تنها افغانستان را ویران کردند، بلکه بعدها هستههای اولیهی القاعده و سپس طالبان را تشکیل دادند. تلفیق ایدئولوژی آنها با جریانات کهنهتری چون اخوانالمسلمین و وهابیت، به تولد دهها گروه افراطی دیگر انجامید که صلح و مدرنیته را به آتش و تاریکی بدل کردند.
فصل دوم: تکرار سناریو؛ بهار عربی (۲۰۱۱ به بعد)
۲. ۱. لیبی: مداخلهی بشردوستانه و نسلکشیهای آینده
در سال ۲۰۱۱، همزمان با اعتراضات مردمی، ناتو و متحدان منطقهای (ترکیه، قطر و اخوانالمسلمین) جهادیها را از سراسر جهان به لیبی گسیل کردند. وقتی مخالفان مسلح قذافی در آستانه شکست بودند، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامهای برای «حفظ غیرنظامیان» صادر کرد. ناتو با پوشش این قطعنامه، مستقیماً وارد جنگ شد و دولت لیبی را سرنگون کرد.
اکنون، لیبی به کشوری فروپاشیده تبدیل شده که امنیت نسبی دوران قذافی برای مردمش به آرزویی محال بدل گشته است.
۲. ۲. شام و عراق: مامایی برای داعش
سناریوی لیبی با اشکالی مشابه در سوریه، یمن و عراق تکرار شد. حاصل این مداخلات، تولد هیولاهای تازهای بود:
- جبهه النصره[۲] شاخه های مختلف جهادگرایان تحت عنوان ارتش آزاد سوریه، هیولای داعش و در نهایت تحریر شام(جبهه النصره سابق به رهبری احمد شرع)
داعش که در شرارت از اسلاف خود (طالبان و القاعده) نیز فراتر رفت، نتیجهی مستقیم بیثباتی ایجادشده در عراق و سوریه و حمایتهای مالی برخی قدرتهای منطقه بود.
۲. ۳. مستندنگاری یک فاجعه: نسلکشی ایزدیها (اوت ۲۰۱۴)
برای درک ماهیت داعش و نقش بازیگران بینالمللی، نگاهی به سرنوشت ایزدیهای عراق بسیار روشنگر است:
در سوم اوت ۲۰۱۴، حدود ۵۰۰ تروریست داعش به شنگال حمله کردند. حدود ۱۵ هزار پیشمرگ حزب دموکرات بارزانی – مستقر در این ناحیه – بدون شلیک حتی یک گلوله به سوی اربیل فرار کردند. در نتیجه، هزاران ایزدی کُرد بیدفاع قتلعام شدند و ۶۴۰۰ زن و دخترشان به بردگی جنسی(«سبایا» (کنیز) است) جلادان داعش و اردوغان درآمدند.
چند روز پیش از این فاجعه، ۱۲ گریلای پکک به صورت مخفیانه عازم شنگال شده بودند. چهار تن از آنها توسط پیشمرگان بارزانی شناسایی و زندانی شدند. هشت گریلای باقیمانده به مقصد رسیدند و مخفیانه در شنگال ماندند.
روز اول حمله داعش، این هشت گریلا در بخشی استراتژیک از کوه شنگال – مسلط بر مسیر یک جاده نظامی – مستقر شدند.
با کمک گروهی از جوانان ایزدی، حمله داعش به این کوه را در هم شکستند. اگر این مقاومت نبود، ١٠٠هزار ایزدی فراری به کوهستان نیز انفال میشدند.[۳]
روز بعد (چهارم اوت)، نیروهای دموکراتیک سوریه (شامل یگانهای ی.پ.گ و ی.پ.ژ) خود را به کوه شنگال رساندند و با تقویت جبهه مقاومت، تمامی تلاشهای داعش برای اشغال آن را ناکام گذاشتند. سپس کریدوری را برای انتقال آوارگان به مناطق امن در شرق سوریه گشودند.[۴]
پارادوکس غرب: در حالی که پ.ک.ک جان ایزدیها را نجات داد، این سازمان در لیست تروریستی ناتو قرار دارد و آمریکا برای کشتن سرانش جایزه تعیین کرده است. در مقابل، اردوغان و بارزانی (که حامی داعش در این فاجعه) همواره به عنوان متحدان راهبردی غرب مورد تجلیل قرار گرفتهاند.
فصل سوم: زایشی دیگر؛ از بردهداری سنی تا نژادپرستی اوکرائینی
۳. ۱. تغییر جغرافیا، تغییر چهره
درست زمانی که خاورمیانه با مفاهیم قرون وسطاییِ «سبایا» و «کنیز» دست و پنجه نرم میکرد، ناتو همان پروژهی «نیابتی» را با ظاهری متفاوت در اروپای شرقی کلید زد. اگر در افغانستان، عراق و سوریه، چهرهی افراطگرایی با ریشهای بلند و دستار سفید شناخته میشد، در اوکراین این چهره با ویژگیهای نژاد برتر اروپایی (چشمآبی، سفیدپوست) بازتعریف شد.
۳. ۲. ورژنی جدید از یک ایدئولوژی کهن
در سال ۲۰۱۴ گروههای نئونازی و افراطیگرای اوکراینی (مانند گردان آزوف) که ریشه در همکاری با نازیها در جنگ جهانی دوم دارند، با حمایت مالی، تسلیحاتی و تبلیغاتی غرب، تقویت شده و طی یک کودتای میدانی به قدرت رسیدند. نئونازیها هزاران تن از روستباران را قتل عام کرده و زمینه یک جنگ خانمانسوز با روسه را فراهم ساختند. هدف اصلی آمریکا تضعیف و فروپاشی روسیه در نهایت تسلط بر انبار غله و انرژی اوراسیا است.
نتیجهگیری و هشدار روشفکری
آنچه از افغانستان تا اوکراین میبینیم، یک الگوی ثابت است:
«بحرانآفرینی توسط آمریکا و ناتو، بهرهبرداری از افراطگرایی (مذهبی یا نژادپرستانه) و سپس پوشش رسانهای برای بازتعریف چهرهی متجاوز به عنوان ناجی»
دعوت به تفکر انتقادی
امروز انسانها در معرض مسمومیت سلولهای مغزی ناشی از بمباران اطلاعاتی رسانههای حرفهای قرار دارند. معجزهی این رسانهها (از بیبیسی و ایران اینترنشنال گرفته تا شبکههای مجازی و حتی برخی دانشگاهها) این است که ۹۹٪ دادهی صحیح ارائه میدهند تا بتوانند ۱٪ دروغ را در لایههای میانی آن پنهان کنند؛ همان چند گرم زهر درون صد گرم عسل خالص که سرنوشت ملتها را تغییر میدهد.
پیش از پذیرش هر خبر یا تحلیلی، آن را از فیلتر نقد و حقیقتیابی عبور دهیم و خردگرایی و تفکر انتقادی را جانشین عادت و باورهای تقلیدی کنیم.
منابع:
[i] – بنا به اعتراف برژینسکی: «سازمان سیا شش ماه پیش از ورود روسها وارد افغانستان شده بود»
برژینسکی: بله. طبق روایت رسمی تاریخ، کمکرسانی «سیا» به مجاهدین در سال ۱۹۸۰ شروع شد، یعنی پس از اینکه ارتش شوروی در روز ۲۴ دسامبر ۱۹۷۹ [۳ دی ۱۳۵۸] به افغانستان حمله کرد. ولی واقعیت، که تا کنون پنهان نگه داشته شده است، کاملاً متفاوت است: در واقع، روز ۳ ژوییه ۱۹۷۹ [۱۲ تیر ۱۳۵۸] بود که پرزیدنت کارتر نخستین دستور را برای دادن کمک مخفیانه به مخالفان رژیم طرفدار شوروی در کابل امضا کرد. و درست در همان روز، من یادداشتی به رئیسجمهور نوشتم و در آن به او توضیح دادم که به عقیدهٔ من این کمک، ارتش شوروی را به مداخله بر خواهد انگیخت.
http://andisheh-nou.org/?p=30617
[۲] – بعدا به تحریر شام تغییر نام داد و در دسامبر ۲۰۲۴ با همکاری آمریکا و ناتو اسلام اموی را در دمشق حاکم ساخت
[۳] – در گزارش ۱۳ اوت ۲۰۱۴، سازمان ملل تأیید کرد که حدود ۴۰٬۰۰۰ تا ۵۰٬۰۰۰ ایزدی در کوه شنگال محاصره شدهاند و جانشان در خطر است. برخی منابع محلی و رسانهها اعداد بالاتری (تا ۱۵۰٬۰۰۰ نفر) را ذکر کردهاند، اما آمار رسمی سازمانهای بینالمللی عموماً بین ۵۰٬۰۰۰ تا ۷۰٬۰۰۰ نفر است. https://news.un.org/en/story/2014/08/474992
[۴] – https://news.un.org/en/story/2014/08/474992

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.