
ریوار آبدانان ــ عضو شورای مدیریتی پژاک (حزب حیات آزاد کوردستان)
وقتی چند روز پیش رضا پهلوی با ناشیگری تمام به کوردها و احزاب کورد تاخت و آنها را تجزیهطلب خواند و به ارتش نداشتهی ملیاش فرمان سرکوب و کشتار کوردها را داد، به یاد داستان لباس جدید امپراتور اثر هانس کریستین آندرسن افتادم، کتابی کودکانه اما برای آنهایی که خودبزرگپندار هستند بسیار عبرتآموز!
این لباسی که برای رضا پهلوی دوخته شده و بهنام شاهزادگی و رهبر جنبش ملی بر تنش کردهاند، لباس نیست، توهم است. خطاب به کوردهایی که فکر میکنند رضا پهلوی ناجیشان خواهد شد باید گفت: نگاه کنید شاهزاده عریان است! کسی که ناجی تصورش میکردید آشکارا برای قتلعام شما از هماکنون فرمان قشونکشی داده. رضاخان قلدر با سرکوب کوردها و لورها دشمنی تاریخی حکومت مستبد مرکزی را با زاگرسنشیان اثبات کرد. پسرش محمدرضاشاه همین رویهی کوردستیزی را ادامه داد. اکنون نیز نوهاش هنوز به تاج و تخت نرسیده، همان مسیر را در پی گرفته است. تمام حرفی که رضا پهلوی برای مردم زاگرس دارد، یک وعدهی رفاه اقتصادی سرابگونه بیش نیست. چپاولگری همین پهلوی و جمهوری اسلامی بود که زاگرسنشینان را به فقر و فلاکت دچار کرد. وگرنه وقتی زاگرس ازآن زاگرسنشینان باشد و چماق مرکزگرایان مستبد بر بالای سرش نباشد، قطعا با آنهمه منابع عظیم انرژی و آب و خاک حاصلخیزش میتواند توسط خود مردم این منطقه به بهشتی زمینی مبدل شود و نمونهای چشمگیر برای کل ایران باشد. تجزیهطلبی نیز تنها یک برچسب است برای مشروعیتبخشی به نسلکشی و وحشیگری حکومت مرکزی علیه زاگرسنشینان. بنابراین راه زاگرسنشینان اصیل همچنان از دربار و سلطنتطلبان جداست.
خطاب به رضا پهلوی میگوییم: برو از همان ارتش ملیات یعنی سپاه تروریست پاسداران که قرار است به فرمان تو علیه کوردها قشونکشی راه بیندازند بپرس که در سال ۲۰۱۱ جنگاوران کورد پژاکی در جنگ قندیل چه بلایی بر سرتان آوردند. قضیه را که از زبان آنها بشنوی یاد خواهی گرفت برای کوردها انگشت تهدید تکان ندهی.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.