پس از قیام مردم به تنگ امده از ظلم و فساد ملایان در ایران فرقه لومپن ها دوباره از زباله دان تاریخ برخاسته و گویا جان تازه ای گرفته. کشتار و سرکوب برهنه نیروهای امنیتی، قطعی اینترنت و عدم وجود رسانه ازاد و مستقل در ایران باعث شده که ایرانیان در خارج از کشور و فضای مجازی فضایی را همانند جو پس از کودتای ۲۸مرداد حس کنند. شعارهای توخالی و جشن های زورکی برای پیروزی که اگر همراه نشوی با رگباری از فحش های ناموسی و تهمت های شدید مواجه میشوی. ایران اینترنشنال نیز با زیرکی خاصی به این فضا دامن می زند و با ارائه یک طرفه از داخل و خارج ایران با ویدوئوهای که اغلب صداگذاری شده و یا جعلی هستند رضا پهلوی را بعنوان رهبر بلامنازع این جنبش به عوام غالب می کند. حمایت از سلطنت ابدا بد نیست و مشروطه خواهان ایران هم به این معنی حامی سلطنت بودند در صورتی که حقوق مردم را پایمال نکرده و ازادی انها را سلب ننماید. اما این فرقه جدید که من انها را فاشیست های کاریکاتوری می نامم کمی با ستارخان و سردار اسعد بختیاری تفاوت دارند؛ انها با اکانتهای عموما فیک (که به گزارش هارتص اسرائیل۲۰۲۵ پروژه دولت اسرائیل است برای حمایت و تبلیغ برای شاهزاده رضا پهلوی)، با فحاشی های جنسی و ناموسی، حمله به تمام جریانات دگر اندیش تحت عنوان چپی و مجاهد و ملا؛ و از همه مهمتر تخریب زندانیان سیاسی که در جنبش مهسا فعال بودند همانند ترانه علیدوستی، توماج صالحی، نرگس محمدی و… می خواهند خود را یگانه الترناتیو جنبش معرفی کرده و از اسرائیل و امریکا بخواهند که با مداخله نظامی به ایران سلطنت پهلوی را بازگرداند. مشکل بر سر شعار “پهلوی برمیگرده” یا بازگشت سلطنت نیست بلکه این رتوریک فاشیستی حذفی است همانند انکه “هرکه حزب الله نیست نوکر اجانب است” فرق ۴۰۴ با سال ۵۷ اما در این است که روح الله خمینی را کسی ان چنان نمیشناخت و از نظر مذهبی هم جایگاه انچنانی بین مومنان نداشت ولی ما پهلوی را می شناسیم و تجربه تاریخی داریم، که پدر و پدربزرگش با کودتا به قدرت رسیدند و به مرور قانون اساسی مشروطه را از بین بردند و نشان دادند که بویی از دموکراسی نبرده اند. ادبیات سلطنت طلبان همان ادبیات حزب الله است که به درستی می توان هریک را دوروی یک سکه خواند به سبب شباهت ها در برخورد با مخالف. ازادی بیان ان نیست که ما سخن بگوییم بلکه حق است که مخالف ما سخن بگوید؛ اما پروژه ساواکی حذف که این روزها پررنگ شده خلاف این اصول لیبرال است. این ادبیات سیاسی دیگر جزو مناظره های چپ یا راست نیسک که مثلا طرفی بگوید بازار ازاد بهتر است چون به مردم امکان رشد و نواوری می دهد و طرف مقابل ادله بیاورد که در بلند مدت باعث شکاف طبقاتی و ناعدالتی می شود. یا اینکه فمنیستی بخواهد زنان به بازار کار بروند و دیگر از کار خانه رها شوند و در مقابل یک محافظه کار دلیل بیاورد که این سیاست باعث می شود زنان به مشکلات روحی بیشتری روبه رو شوند چون دیگر باید همپای مردان کار کنند و میانگین تولد نوزاد کاهش پیدا می کند؛ این ادبیات فاشیستی سلطنت طلبان دقیقا همان ادبیات نازی ها یا فاشیست های اسپانیایی و ایتالییایی است که پیشوا در راس هرم جنبش قرار دارد و سربازانی از عوام را در کنار خود دارد که با شعار های “جاوید شاه” تن و دست خود را راست کرده و هم رنگ جماعت می شوند. این رتوریک که متاسفانه این روزها بسیار افزایش یافته بسیار خطرناک است و نه تنها برای ایرانی که بیش از یک قرن است تشنه ازادی است مضر است بلکه منجر به تفرقه در بین اپوزسیون هم شده. در جنبش مهسا ایرانیان خارج از کشور از لندن تا اتاوا و پاریس حضور پرشوری در حمایت از مردم معترض داشتند و یک صدا فریاد می زدند “پسر ایران را ازاد کنید” ولی انچه در این دوره اتفاق افتاد حمایت به مراتب سردتری از تجمعات بود چون سلطنت طلبان ان را مصادره کرده و با فحاشی و چماق به جان دگر اندیشان افتادند. تا جایی که در اسلو پایتخت نروژ تنها حدود ۲۰۰ نفر حضور داشتند که کاهشی دردناک است در استکهلم و رم نیز شرایط به همین ترتیب بود. از میان ۲۰ پست اخر ایران اینترنشنال در اینستاگرام که درباب شعارهای در حمایت خاندان پهلوی بود؛ ۷۰% اکانتها جعلی، بی نام و عکس و یا تازه تاسیس بودند. شواهد تحقیقات من نشان می دهد که این اکانتها تنها پس از ۵ثانیه پس از گذاردن پست ان را کامنت باران می کنند و تعداد لایک های بعدی نیز ان را پر اهمیت جلوه میدهد. بطور خلاصه می توان این کامنت ها را به چهار دسته تقسیم کرد.
نخست ان دسته که عکس از خاندان پهلوی می گذراند یا صرفا هشتگ حمایتی “جاوید شاه” دارند و اینتراکشن چندانی به دیگران ندارند. بیشترین میزان اکانتهای فیک در این گروه هست در توییتر بعنوان مثال اکانت گارد جاویدان شاهنشاهی از سیم کارت سفیدی های سپاه بود!
دسته دوم ان دسته از شاه الهی ها هستند که به قصد حذف نظر می دهند مانند “مرگ بر سه فاسد ملا چپی مجاهد” یا ترول کردن مبارزین جنبش مهسا همچو توماج یا نرگش محمدی و غیره. بحث با این جماعت که اغلب هم فیک هستند بسیار دشوار است چون با فحش های جنسی نه موضوع را بلکه خود نویسنده را مورد حمله قرار می دهند که در نوع خود مغلطه است.
دسته سوم ان عده ای از علاقمندان خاندان پهلوی هستند که نه لزوما فیک و جعلی ولی غیر منطقی و طوطی هستند، بدین معنی که مثلا اگر شما نظر بدهی که شاه هم دیکتاتور بود و یک انتخابات ازاد نداشت با “خوب کرد و مردم ناسپاس نفهم را باید بیشتر سرکوب میکرد” و “ساواک رو سفیدترین سازمان امنیتی دنیا” مواجه میشوی.
دسته چهارم انهاهی هستند که به قصد تخریب و تهدید مخالف بر می ایند که به درستی می توان انها را از نسل شعبون بی مخ و پری بلنده به جهت چماقداری خواند. این جماعت انطور هستند که بحث را به بیراهه می برند؛ مثلا اگر کسی بگوید سیاست های اقتصادی و اجتماعی شاه چپ بود یا اینکه حمله امریکا منجر به دموکراسی نخواهد شد به نویسنده حمله می کنند. حال نویسنده شوربخت باید ثابت کند که مجاهد و چپی نیست طرفدار جمهوری اسلامی نیست و مزدی از کسی دریافت نمی کند و اینها صرفا نظر شخصی خود اوست.
این روش های فاشیستی حذف گرایانه هم بحث و منطق را به عقب میندازد و هم در عمل صدای دیگران را حذف می کند. بازگشت به سلطنت بدون نقد گذشته و اصلاح امور از جمله سیستم احزاب، ازادی بیان و انتخابات یعنی بازگشت به همان ارتجاع سیاسی اما هم امیخته با ۴۷ سال بغض و کینه که تنها با چوبه های دار خاموش می شود. این جنبش فاشیستی که در خارج ار ایران شکل گرفته و خواست های معترضین را به قهقرای می برد نوع دیگری از همان استبداد سال ۵۷ است که به به سفارت امریکا در سال ۵۸ حمله کرد و کشور ایران را به انزوای سیاسی و نهایتا ان جنگ جاهلانه کشاند. این دو جنبش حذف گرا که مخالف سیاسی را دشمن می داند در فرم یکی است و تنها در محتوا تفاوت دارد؛ مثلا بجای اشغال سفارت امریکا و مصر به سفارت چین و روسیه حمله ور می شود. بجای اعدام سرمایه داران و طاغوتی ها به اعدام چپ ها و طلبه ها دست می زند. بجای حزب فقط حزب الله می گوید حزب فقط رستاخیز. این فاشیسم نه تنها صدای پایش که خود در بین ما جان گرفته و امروز نوجوانی است که اگر جلویش نایستیم روزی گریبان همه دگراندیشان را خواهد گرفت و ایران را به جایی خواهد رساند که عوام باردیگر ” خامنه ای روحت شاد سر بدهند”.
مسئله دوم وطن فروشی و وطن دوستی است.
در این روزها گویا درخواست مداخله نظامی از امریکا و اسرائیل دیگر عادی شده و سلطنت طلبان همسو با مجاهدین التماس دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را می کنند که با بمب به استقبال معترضین ایرانی بیاید! بحث جنگ نه تنها به نفع ایران نیست و جنبش را هم قهقرای می برد بلکه باعث جدایی در صفوف معترضین نیز می شود. همانگونه که در جنگ ۱۲ روزه دیدیم ان سناریو که اسرائیل حمله کند و مردم به خیابان ها امده و ضربه نهایی را به رژیم بزنند با شکست انجامید و بیشترین سود هم عاید خامنه ای و دار و دسته اش شد. اساسا سوال اینجاست که چرا کشوری دیگر باید برای ما ازادی بیاورد؟ در کدامیک از مداخلات امریکا و ناتو این مداخلات و کودتاها به شرایطی بهتر انجامید؟ افغانستان که پس از ۲۰سال جنگ خانمانسوز همان وضعیت سال ۲۰۰۰ را دارد؛ سوریه که یک داعشی کراواتی به قدرت رسیده و به سرکوب رژووا ادامه می دهد؛ در لیبی کشور تجزیه شده در دست مرتجعین قرار دارد با میلیون ها اواره و دختران ۱۲ ساله که بعنوان برده جنسی در قفس فروخته می شوند. ویتنام پس از انهمه بمب و کشتار که هنوز بیماری های ژنتیکی برای کودکان دارد، کارگرانش جزو فقیرترین کشورهای دنیا هستند و نظامی دیکتاتوری تک حزبی دارند. در امریکای جنوبی و شمال افریقا هم شرایط به همین ترتیب است. اساسا نتانیاهو که در غزه متهم به نسل کشی از طرف امنستی و سازمان ملل و براورد می شود ۱۰۰هزار نفر غیر نظامی را کشته چگونه میخواهد برای ما ازادی بیاورد؟ این روزها نام سلطنت طلبان در کنارخائنینی چون فرقه دموکرات اذربایجان، قاضی محمد گماشته استالین، مجاهدین و حزب توده قرار گرفت چون ایران را به اجنبی فروختند و خواهان بمباران ان شدند.
گول این بازی های رسانه ای و اکانتهای فیک را نخورید؛ ایران بدست ایرانیان ازاد خواهد شد. دور باد استبداد.
نیما عیسی پور ۱۸.۰۱.۲۰۲۶

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.