آینه بغل را بپا!
امروزه نورافکن رسانه های جریان اصلی چشمان همه را به تبلیغ روی رضا پهلوی و بازگشت سلطنت خیره کرده اند و ما را از مجاهدین که در تاریکی با چراغ خاموش به جلو می خزند غافل ساخته اند. استراتژی ایجاد حکومت دینی مبتنی بر “اسلام مجاهدینی”، خط مشی فرقه ای ی انحصار طلبانه و حذفی، روش های تروریستی، تکیه بر نیروهای ارتجاع منطقه از جمله صدام حسین و راست ترین جناح های امپریالیستی و از شاخص ترین شان نئوکان هائی چون جان بولتون و رودی جولیانی (وکیل دونالد ترامپ)، تغذیه ی میلیون ها میلیونی از سوی دولت های مرتجع و امپریالیست ها، خریداری سناتورهای آمریکائی با پول های بادآورده، رئیس جمهور کردن مریم رجوی، مناسبات درون سازمانی هولناک، ویترین تهوع آور”زنانه” درست کردن از زنان لچک به سر در زمانه ای که علیه لچک و حجاب در ایران انقلاب شده است، پیام های روز از سوی مسعود رجوی که مدتها پیش مرده است و از او امام غایب زمان ساختن، حمایت از تحریم اقتصادی امپریالیستی و حمله نظامی اسرائیل و امریکا…اگر این واقعیات را فراموش نکرده باشیم، آلترناتیو سازمان مجاهدین خلق برای مردمان ایران کم خطر تر و فاجعه بارتر از زنده شدن مومیائی سلطنت نخواهد بود.
متاسفانه در کارزار کنونی نیروهای دموکرات، پیشرو، فمینیست و سوسیالیست علیه آلترناتیو سازی امپریالیستی، چه در بیانیه ها و چه در شعارها، خطر مجاهدین تقریبا بطور کامل مسکوت گذاشته می شود، حتا شعارهایشان غالباً شعارهائی هستند که مجاهدین از چپ ها گرفته و از آن خود کرده اند، ویدیوی پیوست را ببینید که مریم رجوی چگونه شعار های چپ ها ” نه شیخ و نه شاه” و شعار سالهای اخیر چپ ” مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر” را مصادره کرده است. مجاهدین با برخی شعارهای دیگر هم نظیر « نه شاه، نه رهبر، ازادی و برابری »، « نه پهلوی، نه رهبری…» مشکل ندارند.
اگر متوجه کردن « لبه تیز » تبلیغات و آگاهگری به آلترناتیو سلطنت بخاطر قدرت تبلیغاتی اش قابل قبول باشد، اما غفلت کامل از سازمان مجاهدین خلق که هم در داخل طرفداران و پارتیزان هائی دارد و هم پشتیبانی هائی از سوی امپریالیست ها و مرتجعین منطقه، رانندگی خطرناک بدون آینه بغل خواهد بود. از اینرو آگاهی استراتژیک وهشیاری سیاسی حکم می کند که در بیانیه هائی که مربوط به آلترناتیو سازی های امپریالیستی و ارتجاعی و ضد دموکراسی اعم از موروثی یا ولائی است، سازمان مجاهدین خلق از قلم انداخته نشود. چنین غفلتی نه تنها غافل کردن مردم از همه خطراتِ در کمین، بلکه همسوئی با سازمان مجاهدین خلق در مبارزه با شاه و شیخ است که بهره اش را سازمن مجاهدین می برد. تصادفی نیست این سازمان آدم های خود را در بسیاری از تظاهرات های نیروهای چپ و جمهوریخواه و دموکرات در خارج از کشور زیر شعارهای نیمبند آنان ( و با پرچم شیر و خورشید خود اش) جا می دهد.
در تهیه شعارها هم زمانی که مضمون اش مرزبندی استراتژیک است، نباید فقط به شیخ و شاه بسنده کرد و افزودن ” برابری” یا ” شورا” هم مرزبندی با هیچکس نیست. شعارهای روشن تری می شود تهیه کردن مثلاً:
«سرنگون باد جمهوری اسلامی! نه پهلوی! نه رجوی!»
«سرنگون باد جمهوری اسلامی! نه به آلترناتیوهای متکی به امپریالیسم! »
من موافق شعار « نه پهلوی، نه رهبری…» نیستم به این دلیل که “رهبری” نامیدن خامنه ای یا ولایت فقیه، ادبیات و زبان سیاسی ما نیست و مرا به یاد حزب توده می اندازد که خمینی را « امام خمینی» می نامید، با اینحال اگر برای موزون کردن شعار، مسامحتاً از آن استفاده کنیم می شود برای مثال چنین شعاری را به میان گذاشت:
« نه رهبری، نه پهلوی، نه رجوی!»
در هرحال، سیاست شفاف را باید برشاعری الکن ترجیح داد.
شهاب برهان – ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶- ۲۲ دی ۲۰۲۴

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.