بودجه ۱۴۰۵ و دکترین بقا؛ وقتی امنیت رژیم از دفاع ملی جلو می‌زند

 س. روزبه

اگر اولویت حاکمیت بعد از «جنگ ۱۲ روزه» واقعا بازسازی توان دفاعی و آمادگی برای تهدید خارجی است، چرا سهم ارتش در پایین‌ترین پله می‌ماند؟ اگر تهدید، بیرونی است چرا بودجه بیشتر به سمت نهادهایی می‌رود که کارکردشان در داخل کشور پررنگ‌تر است؟ و یک پرسش بنیادی‌تر: وقتی حتی واحد و مقیاس اعداد در بازنشرها قاطی می‌شود، این بودجه را باید برنامه دفاع ملی دانست یا برنامه بقا؟

برای روشن شدن تصویر، یک مثال ساده کافی است. تصور کنید ساختمانی دارید که هم خطر آتش‌سوزی تهدیدش می‌کند و هم خطر شورش داخلی. مدیری که از شورش بیشتر می‌ترسد، پول را خرج نگهبان، دوربین، یگان واکنش سریع و کنترل رفت‌وآمد می‌کند؛ نه مقاوم‌سازی، سیستم اطفای حریق و تعمیر زیرساخت. بودجه نظامی-امنیتی ۱۴۰۵ دقیقا بوی همین انتخاب را می‌دهد: «کنترل» جلوتر از «دفاع».

نقطه شروع بحث، خود رقم کل بودجه است. در گزارش رسمی آمده که بودجه کل کشور از حیث منابع و مصارف «۱۴ هزار و ۴۴۱ میلیارد ریال” اعلام شده است. اینجا یک زنگ خطر جدی به صدا درمی‌آید: وقتی در روایت‌های رسانه‌ای گاه تومان، گاه ریال و گاه «همت» بدون توضیح دقیق جابه‌جا می‌شود، تحلیل ناخواسته روی زمین لغزنده می‌ایستد. این ابهام، صرفا اشتباه تایپی نیست؛ نشانه ساختاری از غیرشفاف بودن نظام بودجه‌نویسی و گزارش‌دهی است.

حالا به توزیع بودجه دفاعی-امنیتی می‌رسیم؛ همان جایی که تبعیض دیده می‌شود. طبق روایت منتشرشده، سهم سپاه پاسداران «۲۴۵»، سهم فراجا «۱۳۰»، سهم وزارت دفاع «۶۰۲» و سهم ارتش «۸۷» ذکر شده است. حتی اگر درباره واحدها بحث باشد، جهت‌گیری عددی یک پیام روشن دارد: ارتش ته جدول می‌ایستد و ستون‌های بقای نظام جلوتر قرار می‌گیرند. در همین چارچوب، گزارش دیگری نیز از رشد اعتبارات وزارت دفاع از «۲۴۵ به ۶۰۲” سخن گفته است؛ یعنی کانالی که معمولا پروژه‌ها، زنجیره تامین، صنایع دفاعی و مسیرهای کم‌شفاف‌تر از آن عبور می‌کند.

برای اینکه «بی‌عدالتی» از سطح حس و برداشت بیرون بیاید، باید یک بار اندازه نیروها را کنار این تخصیص‌ها گذاشت. فکت‌بوک سیا در برآورد سال ۲۰۲۳ می‌گوید نیروهای فعال ایران حدود «۶۰۰ هزار نفر» هستند؛ با این تفکیک که ارتش حدود «۴۰۰ هزار» و سپاه حدود «۱۵۰ تا ۱۹۰ هزار» و بسیج فعال حدود «۹۰ هزار» ذکر شده است. یعنی ارتش از نظر بدنه انسانی بزرگ‌تر است، اما در تخصیص‌های اعلامی پایین می‌ماند. این همان جایی است که «دکترین» خود را لو می‌دهد: هدف، ساختن یک نیروی حرفه‌ایِ پرقدرت برای دفاع کلاسیک نیست؛ هدف، تقویت نیرویی است که هم بازدارندگی نامتقارن را در اختیار دارد و هم در کنترل داخل نقش ایفا می‌کند.

در داخل کشور نیز تقویت فراجا دقیقا با همین منطق قابل خواندن است. وقتی یک مقام انتظامی می‌گوید در ایران به ازای هر ۱۰۰۰ نفر، «۲٫۵ پلیس» داریم، و همزمان در رویدادهای حساس از آماده‌باش «بیش از ۲۲۰ هزار نیرو” یا حتی «بیش از ۲۵۰ هزار نیرو” مطرح می‌شود، روشن است که برای حکومت «توان حضور در خیابان» و «توان کنترل» هزینه ضروری است. این هزینه می‌تواند حتی به قیمت عقب‌ماندن سرمایه‌گذاری در توان کلاسیک ارتش تمام شود.

یک لایه مهم دیگر، فاصله میان «روایت رسمی» و «هزینه واقعی» است. موسسه سیپری در فکت‌شیت هزینه‌های نظامی می‌نویسد هزینه نظامی ایران در سال ۲۰۲۴ حدود «۷٫۹ میلیارد دلار” برآورد شده است. این عدد، هم مهم است و هم گمراه‌کننده اگر به تنهایی دیده شود؛ چون اختلاف‌ها می‌تواند از نرخ ارز، چندنرخی بودن، ردیف‌های پنهان، تامین مالی خارج از بودجه و مسیرهای شبه‌شرکتی ناشی شود. نتیجه عملی برای تحلیل این است: حتی اگر اعداد بودجه را دقیق بخوانیم، باز هم ممکن است فقط «نوک کوه یخ» را دیده باشیم.

جمع‌بندی صریح این است: آنچه به نظر «بی‌عدالتی» می‌آید، در واقع «انتخاب سیاسی» است. جمهوری اسلامی امنیت را با مفهوم «امنیت ملی» تعریف نمی‌کند؛ با مفهوم «امنیت رژیم» تعریف می‌کند. در این تعریف، سپاه و شبکه‌های همکارش به‌عنوان بازوی ایدئولوژیک و راهبردی، و فراجا به‌عنوان بازوی کنترل داخلی، اولویت می‌گیرند و ارتش حرفه‌ای در حاشیه می‌ماند. ارتش قرار نیست مرکز ثقل باشد؛ قرار است قاب را پر کند، تا مرکز ثقل در جایی بایستد که وفاداری ایدئولوژیک و نقش سیاسی-اقتصادی‌اش برای نظام تضمین‌کننده‌تر است.

و چند پرسش بی‌جواب که آینده را روشن خواهد کرد: اگر شوک امنیتی دیگری رخ دهد، بازسازی توان پدافندی و هوایی ارتش دقیقا با کدام اولویت و از کدام مسیر تامین می‌شود؟ فرسایش انگیزه، حقوق و نگهداشت نیرو در ارتش تا کجا پیش می‌رود وقتی فاصله تخصیص‌ها اینقدر آشکار است؟ سهم واقعی سپاه از کانال وزارت دفاع چقدر است و چه مقدارش قابل ردیابی و حساب‌کشی است؟ و نهایتا اگر بحران داخلی تشدید شود، آیا افزایش بودجه کنترل، «ثبات» می‌آورد یا فقط هزینه سرکوب را بالا می‌برد و اثرگذاری آن را کمتر می‌کند؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)