«فراموش نکنید که ما سرور بلا رقیب شمال ایران هستیم.»

   تلگراف « نیکلای دوم » تزار روسیه  به کفیل وزارت امور خارجه پس از امضاء قرارداد ۱۹۰۷ . 

برگ هائی از تاریخ مشروطۀ ایران

قرارداد ۱۹۰۷ و نتایج آن در ایران

یکی از پژوهش های رایج پژوهشگران تاریخ مشروطیت ایران در مورد این پرسش دور میزند که علل عدم موفقیت مشروطیت کشور ما چه عواملی بوده است. در این باره کتاب ها و مقاله ها و سخنرانی های فراوانی در ده ها سال  گذشته انجام شده است. با اینهمه هنوز « حکایت همچنان باقی است »! از همان روز پیروزی انقلاب مشروطیت، مشکلات فراوان داخلی و خارجی پدیدار گردید که هر کدام از آن ها در حد خود در ضعف و شکست مشروطیت دخالت داشتند.

به اعتقاد ما از مهمترین عوامل داخلی کشور، دو عامل سیاسی و مذهبی بود.

از عوامل مهم سیاسی، عبارت بود از کینه و عناد محمدعلی شاه نسبت به مشروطیت، که منجر به بمباران مجلس شورای ملی ( در روز سه شنبه ۲ تیر  ۱۲۸۷/۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) گردید و نتایج فاجعه باری به بار آورد. و عامل مذهبی نیز مخالفت مجتهدان ضد مشروطه با مشروطیت بود که آن نیز موجب شکست فاحشی مشروطیت گردید.

 لیکن مهمترین عامل خارجی که موجب عدم کارسازی مشروطیت گردید، قرارداد ۱۹۰۷ بین روس و انگلیس بود که مطالعۀ این مقاله به این موضوع اختصاص دارد.

در تاریخ ( ۳۱ اوت  ۱۹۰۷ / ۹ شهریور ۱۲۸۶ )  دو کشور روسیه و انگلستان  – بدون اعتنا و اطلاع حکومت ایران – قراردادی در سن پترزبورگ امضاء نمودند که بر اساس آن، کشور ما را به دو منطقۀ نفوذی در بین خود تقسیم کردند . از آن تاریخ به بعد، دو کشور مذکور، ایران را همانند ملک طلق خویش انگاشته و از هرگونه مداخله در امورِ آن ( بدون توجه به منافع کشور ایران ) خود داری نمی کردند. در این میان، اگرچه مأموران سیاسی انگلستان با سیاست و احتیاط بیشتر جای پای خویش را در منطقۀ زیر نفوذشان در جنوب کشور محکم تر می ساختند، لیکن دولت روسیه سرزمین شمالی و شمال غرب ایران را علنآ جزو مایملک خویش پنداشته و با اشغال نظامی منطقه، از هرگونه سوء استفاده و اِعمال توحش و آدم کشی خودداری نمی کرد. محمدجواد شیخ الاسلامی  در تفسیر وضع اسف بار ایرانِ آن روز در مقابل روسیه می نویسد:

«…در تمام این مدت که سیاست بنیادی روس ها در منطقۀ نفوذشان در حال اجرا بود، مقررات و قوانین رسمی کشور آشکارا زیر پا گذاشته می شد…سازمان هائی که ظاهرآ وابسته به حکومت مرکزی ( ایران ) بودند، به تبعیت از شیوۀ روس ها، وجود دولت را عملآ نادیده می گرفتند و وظایف خود را طوری انجام می دادند که گوئی دولتی وجود ندارد و فرمانروایان حقیقی کشور کنسول های روس و انگلیس هستند نه حکام ایرانی. هیچ حاکمی، هیچ استانداری، بی جلب رضایت روس ها نمی توانست قدم به حوزۀ مأموریت خود در منطقۀ نفوذ روس بگذارد. حتی لشگر قزاق ایران که حقوق و مواجب ماهیانۀ خود را از خزانۀ دولت ( ایران ) می گرفت و حقآ می بایست از قوانین دولت مرکزی اطاعت کند… هیچ کدام از احکام و اوامر دولت را تا موقعی که فرماندۀ روسی این لشکر ( پرنس وادبولسکی )  با آن موافق نبود، اجرا نمی کرد….»   

مهدی ملکزاده نیز ( که تاریخ مشروطیت ایران را نوشته و علاوه بر آن در این دوره زندگی کرده و فعالیت

سیاسی داشته و به خاطر تألیف کتابش مسائل روز را با دقت ملاحظه می کرده است )،  در بارۀ نفوذ فوق العادۀ دو

کشور روس و انگلیس در این سال ها می نویسد:

« اطاق انتظار سفیر و کاردار روس همه روزه از متملقین و رجال پست فطرت که فقط طالب رسیدن به مقام بودند، پر بود و کارهای مهم کشوری بدون تصویب سفیر روس و سفیر انگلیس مخصوصآ در دو منطقۀ نفوذ به کسی داده نمی شد و غیر ممکن بود که مردی که مورد اعتماد آن ها نباشد به مقام وزارت یا حکومت برسد.»

این امر موجب شده بود که مأموران سیاسی بریتانیا، هر آنگاه که با مسئلۀ مهمی مربوط به اتباع و یا مصالح کشورشان در مناطق شمالی ایران روبرو می شدند، به جای این که حل مشکل را از مقامات ایرانی درخواست نمایند، مستقیمآ به مقامات مؤثّر روسی در تهران و یا لندن مراجعه می کردند . سران روسیّه، این مداخلۀ سیاسی – نظامی  را تا آنجا جزو حقوق خویش می شمردند که تزار در قسمتی از جوابِ نامه اش به وزیر امور خارجۀ خود نوشته بود :     

« فراموش نکنید که ما سرور بلارقیب شمال ایران هستیم » .

در آن تاریخ مملکت ما در نهایت ضعف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی به سر می برد. از دید نظامی، کشوراز کوچکترین توان دفاعی عاجز بود. اینهمه بدبختی نتیجۀ حماقت و خوشگذرانی و خواب ناز قرون و اعصار گذشتۀ حکومتگران کشور ( به ویژه دوران قاجار ) بود. و به همین دلیل کشورهای انگلستان و روسیه در آن تاریخ ( هر کدام در منطقۀ نفوذی خویش ) مملکت ما را جزو اقمار بی مقدار خویشتن می پنداشتند و به ویژه فرمانروایان روسیۀ تزاری، به خودشان اجازه می دادند که در کلیۀ امور کشور ما مداخله کنند که هیچ! بلکه از زد و بند وکشت و کشتار و تحقیر مردم ما به بهانه های متعدد خودداری نمی کردند. اینک برای روشن شدن میزان سوء استفاده ها و مداخلات و ستمگری های این کشور در امور مملکت ما در آن زمان، به چند رویداد تاریخی آن دوره می پردازیم.

———————————————————————

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)