«گفت‌وگو کافی نیست، اما تنها راه آغاز تغییر است»
ارزیابی حمید فرخنده

مصاحبه با سعید برزین

حمید فرخنده (روزنامه‌نگار آزاد) باور دارد که گفت‌وگو راه ‌حل مناسب برای مشکلات کشور است اما به خودی خود و به ‌تنهایی کافی نیست و باید با عمل سیاسی همراه باشد. می‌گوید حداقلِ لازم برای گفت‌وگو، به ‌رسمیت شناختن طرف مقابل، و نخستین گام عملی، حرف‌ زدن محترمانه است.

 

برزین – آیا شما گفت‌وگو را راه حل مناسبی برای مشکلات سیاسی ایران می‌دانید؟ اگر آری، آیا این گفت‌وگو، نیروهای داخل نظام حاکم را در بر‌ می‌گیرد؟

فرخنده – بله، گفتگو را راه‌‌حل مناسب می‌دانم، گفتگو یعنی تلاش برای فهم دیگری. دیگری را باید بفهمیم اگر می‌خواهیم در جامعه‌ای متکثر کنار یکدیگر زندگی کنیم. البته هرچند گفتگو مهم و لازم است و خودش نوعی عمل است، اما گفتگو کافی نیست.

گفتگو مقدمه‌ای برای گام‌‌های لازم دیگر است که از سوی گفتگو کنندگان باید دنبال شود. گفتگو از نگاه من باید نیروهای داخل نظام حاکم را نیز در برگیرد. گفتگو باید شامل همه نیروهای ایرانی باشد و از تندروهای اصول‌گرا در حاکمیت تا سلطنت‌طلبان و سرنگونی‌ طلبان را در برگیرد. یعنی هیچ‌ کس را بخاطر اختلاف در استراتژی سیاسی یا موقعیت سیاسی (چه پوزیسیون چه اپوزیسیون) نباید حذف ‌کنیم.

 

س – نیروهای اپوزیسیون ایرانی اختلاف نظرهای عمیقی دارند. به ‌نظر شما، حداقل‌ لازم برای گفت‌وگو مؤثر و جدی میان این نیروها چیست؟

ج – حداقل لازم به رسمیت شناختن یکدیگر است. البته همه این با این درک و دریافت موافق نیستند یا به آن هنوز نرسیده‌اند، اما ما باید طرف مقابل را حتی اگر ما را به رسمیت نشناسد، به رسمیت بشناسیم. چه در داخل حاکمیت چه در اپوزیسیون رادیکال. هرچه زودتر همه نیروهای سیاسی دیگر نیروها را علیرغم تفاوت‌های گاه بزرگ سیاسی و فرهنگی یا قومی و جنسی در درون خانواده بزرگ ملت ایران به رسمیت بشناسند، پیش‌ رفت ما به سوی تحولات غیر خشونت‌آمیز و رسیدن به دموکراسی بهتر و بیشتر است.

 

س – اگر بخواهیم یک استراتژی واقع‌گرا بر اساس گفت‌وگو در جهت تغییر سیاسی پیشنهاد کنیم، مردم کوچه و بازار چه نقشی در آن خواهند داشت؟

ج – نظر یا رفتار مردم کوچه و بازار برای اینکه بفهمیم خواست عمومی و عرف جامعه چه می‌خواهد یا می‌پذیرد مهم است، اما نظر مردم کوچه و بازار نباید تعیین کننده سیاست و استراتژیِ درست هر نیروی سیاسی باشد، ذهن جمعی اندیشه‌ورزان هر نیروی سیاسی باید بدور از پوپولیسم تصمیم‌ گیرنده باشد.

البته طبیعتا نیروی سیاسی پوپولیست نیز باید به رسمیت شناخته شود. هرچند نهایتا هر نیروی سیاسی مدل سیاسی و استراتژی خود را برای اداره جامعه دارد، حفظ منافع ملی و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی و امنیت مردم خویش دارد.

 

سوال – شما در یکی از مقالات خودتان دیدگاه‌ جنگ‌طلبانه را نقد کرده و گفته‌اید فشار خارجی و جنگ نمی‌تواند راه حلی برای پیشرفت سیاسی در ایران باشد. با توجه به واقعیت دخالت خارجی، به نظر شما چگونه باید گفت‌وگوی داخلی را از این خطر خارجی دور نگه داشت؟

ج – مخالفت با حمله خارجی بخش مهمی از نیروهای سیاسی و موافقت برخی از نیروها ( بطور ویژه سلطنت‌طلبان) نباید باعث شود که گفتگو فراموش شود و هر کس موافق حمله بوده را خائن و‌ مزدور خواند. بسیاری از روی استیصال از حمله خارجی استقبال کردند یا اصولا موافق حمله خارجی هستند. پس شمع گفتگوی ملی را با در نظر گرفتن طیف متنوع همه ایرانیان در همه شرایط روشن نگهداشت. گفتگو را امری درون خانواده ملت باید دانست.

 

س – با توجه به اینکه گفت‌وگوی ملی بدون یک «اعتماد حداقلی» ممکن نیست، به نظر شما چه اقدام عملی تواند اولین گام میان نیروهای سیاسی  از حاکمیت تا مخالفان رادیکال — باشد؟

ج – اولین گام به گمان من با احترام با همدیگر صحبت کردن است. حتی اگر طرف مقابل نامناسب صحبت کرد و مثلا شعار مرگ بر این و آن داد، ما نباید عکس‌العملی رفتار کنیم و از چهارچوب ادبیات محترمانه نقد سیاسی خارج شویم. نقد اشخاص یا انگیزه خوانی را نباید جانشین نقد افکار کرد.

البته حاکمیت یا بخشی که دیگران را بجز بخشی از اصلاح‌طلبان، به رسمیت نمی‌شناسد، اما ما باید به گفتگوی یک ‌طرفه خود ادامه دهیم. بخش از مخالفان رادیکال نیز نیروهای مسلط یا تندرو در حاکمیت نگاه حذفی به دیگران دارند، اما چنانکه اشاره شد ما باید کار درست خود یعنی حتی به رسمیت شناخته شدن، ادامه دهیم و با ادبیات غیر حذفی و غیر امنیتی با آنها سخن بگوییم.

#

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)