برلنی ها – روشنفکران پس از مشروطیت –

 کمییتۀ ملیون  ایرانی در برلن چگونه و کِی تشکیل شد و هدف آن چه بود؟

میان سال های ۱۹۱۵ و ۱۹۳۰ – م، جمعی از اندیشمندان و آزادی خواهان ایرانی در شهر برلن جمع شدند و از طریق انتشار چند مجله و روزنامه، اندیشه ها و موضوعاتی را مطرح کردند که از نظر سیر اندیشۀ معاصر ایران و مدرنیتۀ جامعه دارای اهمست بسیار است.

جمشید بهنام، جمعیت شناس و دانشمند ارزنده، با سبک بسیار لطیف و ملایم و در عین حال علمی،  در مورد کمبتۀ فوق، – تحت عنوان «برلنی ها» – پژوهش جالبی انجام داده است. اعضاء این کمیته که از دانشمندان و آگاهان ایرانی که در سال های پس از انقلاب مشروطیت تشکیل شده بود، در حقیقت ثمرۀ آن انفلاب به شمار می رفتند که برای ساختن ایران مدرن و پیشرفته به وسیلۀ آن انقلاب تربیت شده بودند. او می نویسد:

« در یکی از روزهای سرد ۱۹۱۵، تقی زاده به ادارۀ پست محلۀ شارلوتنبورگ[۱] شهر برلن رفت و نامه هائی به پارسی به لندن و ژنو و اسلامبول فرستاد. او چند ماه پیش به دعوت دولت آلمان به برلن آمده بود و این نامه ها فراخوانی بود خطاب به روشنفکران و آزادی خواهان ایرانی، که در این سوی وآن سوی اروپا در مهاجرت به سر می بردند، برای ایجاد کمیته ای از ملیون با هدف مبارزه علیه روس و انگلیس که در آن زمان خاک ایران را تصرف کرده بودند.»[۲]

بهنام ادامه ی دهد:

« پس از چند ماه در پاسخ دعوت تقی زاده، جماعتی در برلن گرد آمدند: کاظم زادۀ ایرانشهر که در کمبریج انگلستان با پروفسور براون همکاری داشت، با زحمت فراوان خود را به آلمان رسیانید، محمد قزوینی و ابراهیم پور داوود و اشرف زاده، کار تحقیق را رها کردند و از پاریس به برلن آمدند، نصرالله خان جهانگیر و سعدالله خان درویش و مرتضی راوندی از سویس و محمدعلی جمالزاده از شهر دیژون فرانسه راهی برلین شدند، غنی زاده، اسماعیل یکانی، میرزا آقا (نالۀ ملت) که در استانبول کسب و کاری راه انداخته بودند، دکان ها را بسته و همراه با اسماعیل نوبری و اسماعیل امیرخیزی، به جمع برلنی ها پیوستند. این گروه باضافۀ عزت الله هدایت که در برلن تحصیل می کرد و رضا افشار که همراه تقی زاده از نیویورک آمده بود، پس از مشاورت، تصمیم گرفتند کمیتۀ ملیون ایرانی را … تشکیل دهند.»

پس از تشکیل کمیته، گروه دیگری از ایرانیان که از مدت ها پیش در آلمان سکونت داشتند، به آنان پیوستند. از آن جمله و سرشناس تر از همه؛ ابوالحسن علوی بود. همچنین عزت الدوله هدایت ( فرزند صنیع الدوله )  و نیز طاهرزادۀ بهزاد که هر دو در برلن تحصیل می کردند و برادر او  و نیز ابراهیم علیزاده از محصلین ساکن المان.

گروه سومی نیز که لازم است از آنان نام ببریم عبارت بودند از:

فضلعلی اقا تبریزی، حسینقلی نواب، سلیمان خان میکده، میرزا علی خان فرزین – معروف به کلوب -، سید رضا مساوات – مدیر روزنامۀ مساوات –

از همراهان دیگر کمیته، از حیدرخان عمواوغلی ( معروف به چراغ برقی و یا بمبی) و محمدامین رسول زاده ( از دوستان نزدیک تقی زاده) – که از مؤسسان حکومت مساوات بود – نیز نام برده اند[۳].

این کمیته در دو دوره و در دو هدف متفاوت گرد هم آمده بودند.

دورۀ اول ( که بین سال های ۱۹۱۵-۱۹۱۹ طول کشید)، مصادف بود با شروع جنگ اول جهانی. در این جنگ، با وجود این که حکومت ایران اعلام بی طرفی کرده بود، لیکن هیچکدام از کشورهای برزگ وارد در جنک، اعتنائی به درخواست قانونی کشور کوچک ایران را نداشتند و به همین دلیل نواحی شمال و شمال غربی ایران در اشغال نیروهای روسی بود. ارتش عثمانی نیز در ولایات غربی حضور داشت و انگلیس هم از چند سال پبش به بهانۀ حفاظت از منابع نفت و حمایت از کادر کنسولی و اتباع خود، نیروهائی را به جنوب فرستاده بود.

کشور آلمان هم که در این تاریخ در تمام جبهه ها پیروز بود و نیز از نفرت ایرانیان – و بقیۀ کشورهای شرق – از دو کشور اشغالگر روسیه و انگلستان باخبر  بود، در نظر داشت به همیاری ایرانیان، افغان ها و هندی ها، راه را برای پیشرفت های نظامی آیندۀ خود در آسیا هموار کند[۴]. به همین دلیل دورۀ اول اجتماع ایرانیان در آلمان بنا به درخواست آن کشور و در هدف استراتژی های جنگی آلمان انجام شده بود. بهنام در این مورد می نویسد:

«… در چنین فضای سیاسی بود که کمیتۀ ملیون عده ای از اعضای خود را به ایران فرستاد تا عملآ در راه آزادی ایران فعالیت کنند. هدف، تماس با رؤسای حزب دموکرات در تهران، همکاری نزدیک با مآمورین آلمانی در منطقۀ غرب و تحریک و تشویق ایلات به مبارزه با قوای انگلیس و روس بود. [این کار] چند ماه طول کشید و گاهی جنبۀ نظامی و جنگی بخود گرفت …»[۵]

از برلنی هائی که داوطلبانه به ایران بازگشته بودند، تلاش فراوانی را در راه پیروزی آلمان و شکست روس و انگلیس انجام دادند. از جمله در طول مهاجرت معروف ایرانیان[۶] در اعتراض به اشغال کشور بوسیلۀ قوای روس، آنان عملآ در کنار مهاجران تلاش فراوانی در راه آزادی کشور انجام دادند.

این اولین و مهمترین مآموریت برلنی ها – که در حدود یک سال و نیم طول کشید – به سبب شکست ایرانیان و ناکام ماندن مهاجرت با عدم موفقیت روبرو شد. به دنبال آن برخی از اعضاء کمیته در ایران ماندند و به کارهای دیگر پرداختند. فقط چند نفری که اهل قلم بودند به برلن بازگشتند. کمیته از آن به بعد به فعالیبت تبلیغاتی به نفع قوای آلمان پرداخت و برای این کار نیز روزنامۀ کاوه را منتشر کرد[۷].

هیئت تحریریۀ دورۀ اول مجلۀ کاوه تشکیل شده بود از: تقی زاده، جمال زاده، پور داوود، غنی زاد، عزت الدولۀ هدایت، ابوالحسن علوی، ابراهیم زاده، کریم طاهرزادۀ بهزاد و فضل علی آقا مجتهد..[۸].

روزنامۀ کاوه در دو دوره و با اهداف متفاوت منتشر شده است. دورۀ نخست که تا ۱۵ اوت ۱۹۱۹ طول کشید، هدف اصلی آن، انتشار اخبار جنگ و پیروزی های آلمان، جنایات روس و انگلیس در ایران، چگونگی فعالیت ملیون ایرانی و دولت موقت کرمانشاه و نیر ستایش از آلمان به عنوان متحد مردم ایران و جهان اسلام بود[۹].

شمارۀ نخست دورۀ اول کاوه در ۲۴ ژانویه ۱۹۱۶ به مدیریت سید حسن تقی زاده در چاپخانۀ کاویانی برلن به چاپ رسید و روی هم رفته ۵۲ شماره از آن منتشر شد.

دورۀ دوم نشریه از ۲۲ ژانویۀ ۱۹۲۰ تا ۳۰ مارس ۱۹۲۲ طول کشید.

حمایت مالی دولت آلمان بابت هزینه های برلنی ها:

هزینه های دورۀ اول روزنامه و سایر هزینه های آن را دولت آلمان تآمین می کرد. حقوق مختصری نیز هیئت تحریریه از این بابت از دولت آلمان دریافت می کردند.  جالب اینجاست، هرچند که دولت آلمان انتخاب مبلغ کمکهای مالی خود را در اختیار برلنی ها قرار داده بود، با اینهمه آنان حد اقلِ کمک را – در حد بخور و نمیر – انتخاب کرده بودند و این از سلامت نفس و شرافت و انسانیت آنان خبر می داد. در این مورد جمال زاده – که خود عضو هیئت تحریریه بود چنین می نویسد:

« من که جمال زاده هستم در نهایت صداقت در اینجا می گویم که حقوقی را که به تعیین خودمان برای مخارج یومیه از دولت آلمان دریافت می داشتیم، اولآ خودمان معین داشته بودیم و کاملآ حکم بخور و نمبر را داشت. چنانکه ماهیانۀ شخص من ۴۰۰ و ۵۰۰ مارک بود و مال اقای تقی زاده هم قدری بیشتر ولی در همین میزان ها بود و سعی وافر داشتیم به آلمان ها نشان دهیم منحصرآ در راه آزادی و استقلال وطنمان کار می کنیم و لاغیر»[۱۰]

همکاری های علمی و ادبی روشنفکران ایرانی ساکن اروپا

در این تاریخ تنها گروه برلنی ها نبود که همگی از روشنفکران و تحصیلکردگان برای اصلاح کشور و بویژه استقرار مدرنیته در تلاش بودند، بلکه از منابع موجود سراغ داریم که در شهر لوزان سویس نیز گروهی از تحصیلکرده ها مجمع علمی – ادبی برقرار کرده بودند. و علیرغم مشکلات ارتباطی، آن دو مجمع با همدیگر ارتباطزات علمی و ادبی و سیاسی داشتند.

جالب اینجاست که ( برخلاف تحصیلکرده های بعد از انقلاب اسلامی ساکن  اروپا)[۱۱]، در آن تاریخ، همگی اعضاء آن دو مجمع و کشورهای اروپائی، دنباله رو یک خط بودند و آن هم اصلاح ایران بود. و کلیۀ آنان تقی زاده را به عنوان پیش کسوت پذیرفته بودند. کتاب برلنی ها در این مورد می نویسد:

« در این دوره کمیتۀ ملیون و خصوصآ تقی زاده روابط خود را با ایرانیان مقیم پاریس و نیز اعضاء کمیتۀ لوزان حفظ کرده بود. در سال ۱۹۱۹ عده ای از دانشجویان مقیم لوزان ژنو از جمله پل کتابچی خان، حسین امین، محمود افشار، ابوالحسن حکیمی، اسدالله بهشتی، نظام الدین امامی خوئی، داوود پیرنیا، انجمنی در لوزان تشکیل داده بودند[۱۲]. آنان قصد انتشار مجله ای داشتند که هرگز منتشر نشد. اما مقاله های خود را به صورت جزوه های مستقل در جراید مختلف به چاپ می رسانیدند…»[۱۳]

از جملۀ افراد معروف و ممتازی که با گروه تفی زاده همراهی و همکاری علمی – ادبی داشتند، محمود افشار بود. او با تقی زاده ارتباط مکاتبه ای داشت و در حقیقت از طرف ملیون برلن نوعی نمایندگی در سویس به عهده داشت. همچنین او بنا به خواهش تقی زاده، مقالاتی در جرائد سویس و آلمان می نوشت. افشار چندین سفر به برلن رفت و در طول یکی از این این مسافرت ها – که شش ماه طول کشید – رسالۀ دکترای خودش را به چاپ رسانید[۱۴]

یکی دیگر از افراد سرشناس که با برلنی ها ارتباط داشت، علی اکبر داور بود. او قبل از بازگشت به ایران به برلن رفت و در آنجا دوستان برلنی اش برای او نام داور را انتخاب کردند. محمود افشار در مورد داور گفته است که: داور « چون از برلن مراجعت کرد و آهنگ ایران داشت، به او گفتم دفاع از رسالۀ دکترای خود را چه می کنید؟ گفت چون در ایران کودتا شده باید از موقع استفاده کرد[۱۵]

چاپخانۀ کاویانی

یکی دیگر از مراکز تجمع ایرانیان ساکن برلن، چاپخانۀ کاویانی بود. این چاپخانه که به خاطر انتشار نشریِۀ کاوه و با تلاش گروه تقی زاده در ۲۴ ژانویۀ ۱۹۱۶ مستقر شده بود، حتی پس از پایان انتشار کاوه، برلنی ها از آن برای انتشارات استفاده می کردند. در دومین مرحلۀ حیات آن – که به مدیریت عبدالشکور هویتی برای خود کسب کرده بود – مورد استفادۀ روشنفکران، دانشجویان و نویسندگان ایرانی قرار گرفته بود.

این چاپخانه از جهت انجام امور علمی و ادبی، خدمات  قابل توجهی در امر انتشار کتاب و مقالات فارسی در اختیار آنان قرار داده بود. و این امر از نظر ایجاد تحول فرهنگی در ایران نوین اهمیت ارزنده ی برای خود کسب کرده است به طوری که ابتدا از طریق انتشار نشریۀ کاوه کتبی نظیر گنج شایگان، یکی بود یکی نبود، کشف تلبیس و تاریخ مجلس ایران را تقدیم مردم ایران کرد و سپس مستقلِآ کُتُب دیگری منتشر کرد[۱۶]. اینگونه خدمات چاپخانه، موجب تجمع بیشتر ایرانیان صاحب قلم و عقیده شده بود.

انجمن برلنی ها پس از پایان جنگ اول جهانی

پس از پایان جنگ اول و آرامش نسبی اذهان آنان، با هم قرار گذاشتند که شب های پنجشنبه یا چهارشنبه پس از شام در ادارۀ کاوه جمع شوند و با صرف یک فنجان چای ساده در بارۀ مباحث علمی و ادبی و تاریخی صحبت بدارند…

قرار بود که هر شب یکی از اعضاء، مخارح این گردهم آئی را تآمین کرده و در عین حال در همان شب مقاله ای و یا مطلبی را که طی هفتۀ گذشته تهیه کرده است، برای اعضاء بخواند[۱۷]. این جلسات هر پانزده روز یکبار تکرار می شد. ادارۀ این مجالس ابتدا بر عهدۀ یک هیئتی مرکب از: قزوینی، تقی زاده، محمدعلی تربیت، میرزا فضلعلی تبریزی، حمال زاده و کاظم زاده بود. بعدها پورداوود و افراد دیگری از صاحبان علم و قلم به عضویت انتخاب شدند. از مهاجرین معروف و صاحب اعتبار در سیاست نیز که در آن هنگام در آلمان ساکن بودند، از افرادی چون: وحیدالملک شیبانی، غنی زاده، ابوالحسن علوی، محمدعلی خان فرزین، محمدرضا مساوات، حبیب الله خان شیبانی، سلیمان خان میکده، سید حسن کزازی و… در این جلسات شرکت می کردند[۱۸]. همین جلسات بود که پایۀ برقراری و همکاری روشنفکران صاحب نظر و صاحب نام را بوجود اورد.

لیکن این جلسات پس از مدتی آن طور که باید، رواج پیدا نکرد. با اینهمه در جلسات خصوصی پایۀ همکاری ها ادامه یافت. در این جلسات بود که روشنفکران برلنی در سخنرانی ها و بحث و گفتگوها و نظریه ها ی سازندۀ خویش را در راه و روش اصلاح جامعه و خارج شدن از بحرانِ فقر و بدبختی ملت و آزادی ها و امنیت کشور و… مطرح و انتشار می نمودند. بهنام در این مورد می نویسد:

« … صورت جلسات نوشته می شد و خلاصۀ صحبت ها نیز ضبط می گردید و قصد کمیته طبع و انتشار این سخنرانی ها بود. اما فقط یادداشت هائی از برخی جلسات به قلم جمال زاده موجود است که تا اندازه ای ما را به موضوعات بحث و چگونگی تصمیم گیری ها آشنا می سازد. سخنرانان عبارت بودند از فضلعلی تبریزی، حبیب الله شیبانی، رضا تربیت، عزت الله هدایت و…»[۱۹]

مطالبی که در این جلسات مطرح شده بود، اغلب از ساختارهای بسیار معتبر ادبی و علمی و تاریخی بشمار می رفت که در پیشانی تاریخ ادبیات کشور هنوز هم مورد استقبال است. در مورد برخی از موضوعات سخنرانی ها در آن جلسات می خوانیم:

« … جمال زاده برای اولین بار داستان کوتاه «فارسی شکر است» را خواند و غنی زاده « قصثیدۀ معروف هذیان » را، و کاظم زاده « فصلی از کتاب راه نو» خود را قرائت کرد و تقی زاده ترجمۀ فصلی از « کتاب تاریخ ادبیات ایران» ادوارد براون را. سخنرانی ابوالحسن علوی در بارۀ « تاریخ و تشکیلات فراموشخانه» بود و محمد قزوینی بک حکایت از « تآلیفات فتحعلی آخوندزاده »

راخواند و تفسیر کرد …»[۲۰]

پس از پایان جنگ جهانی اول، برای برخی از اعضاء دلیلی بر ادامۀ اقامت در برلن وجود نداشت و لذا جمع « دورۀ اول » برلنی ها آرام آرام از هم پاشید: « قزوینی به پاریس برگشت و گروهی هم به ایران بازگشتند..»

لیکن تقی زاده و جمال زاده جهت ادامۀ دورۀ دوم روزنامۀ کاوه همچنان در برلن ماندند.

افتتاح مغازه ای برای تآمبن هزینۀ روزنامۀ کاوه

دولت آلمان برای بازگشت ایرانیان به وطن خویش، مبلغی در اختیار هرکدام از آنان قرار داده بود. تقی زاده و جمال زاده با همیاری تنی چند، کمک خرجی خود را جهت تآمین هزینۀ کاوه مغازه ای باز کردند. جمال زاده در این باره می نویسد:

« پول سفری را که دولت آلمان به بقیّه السیف کمیته داده بود که بتوانیم به ایران برگردیم، به رضا تربیت سپردیم که چون در داد و ستد از ما با تجربه تر بو به تجارت بیاندازد تا شاید برای ما سرمایۀ معاشی باشد و آب و نانی برساند. او در خیابان گوته مغازۀ مختصری ( بهتر است بگویم دکانی) دست و پا کرد و به خرید و فروش متاع خرازی مشغول گردید. عنوان مغازه پرسپولیس بود و به هیچ وجه مظهر جلال و عظمتی نبود.»[۲۱]

طول عمر دورۀ دوم کاوه ا ز آغاز سال ۱۹۲۰دوسالی بیشتر نکشید و در سال ۱۹۲۱ تقی زاده برلن را ترک کرد و محفل کاوه که باز ماندگان کمیتۀ برلنی ها را گرد هم آورده بود، از هم پاشید.

 

[۱] – Charlottenberg از محلات غربی برلن

[۲] – سید حسن تقی زاه، برلنی ها، ص۷

[۳] – جمشید بهنام، برلنی ها، صص۱۹-۲۰.

[۴] – همان بالا، ص۲۲.

[۵] – همان بالا، ص ۲۸.

[۶] – به دنبال اشغال ایران بوسیلۀ روس ها، مبارزان ایرانی و ژاندارم ها در تاریخ ۱۵ نوامبر ۱۹۱۵  کمیتۀ دفاع ملی تشکیل دادند و در کنار سیاستمداران و سفیر آلمان، مهاجرت معروف را انجام دادند. و در این مهاجرت کمیتۀ دفاع ملی در هدف مبارزه با قوای متجاوز، تشکیلات « حکومت ملی» را به ریاست نظام السلطنۀ مافی  در کرمانشاه برپا ساختند[۶]، در چنین فضائی بود که عده ای از از برلنی ها یه ایران آمدند تا عملآ در راه آزادی ایران فعالیت کنند.

 

[۷] – همان، ص ۳۹.

 ۸- همان بالا.

[۹] – همان.

[۱۰] – ن-ک : جمال زاده، «ران ملخ»، مجلۀ یغما، سال نوزدهم، شمارۀ، ۱۱، بهمن ۱۳۴۵، ص ۵۷۸.

[۱۱] – تحصیلکرده های ایرانی مخالف حکومت اسلامی که  نزدیک به پنجاه سال است که از وطن بیرون رفته و در کشورهای اروپائی و آمریکائی – اغلب بطور یرگردان – سکونت دارند، شوربختانه دشمن اصلی خویش را فراموش کرده و در غربت به جای اینکه همگی دسته جمعی مبارزه با حکومت اسلامی را هدف قرار دهند، به جان یکدیگر افتاده و با مستهجن ترین الفاظ و رفتار، به تسویه حساب با همدیگر پرداخته اند!

[۱۲] – علی اکبر داور هم از ژنو برای شرکت در این انجمن به لوزان رفت و آمد داشت. همان گذشته، ص۴۴.

[۱۳] – همان بالا، صص ۴۵ – ۴۴.

[۱۴] – همان، ص ۴۵.

[۱۵] – همان بالا.

[۱۶] – همان، ص ۴۶ به نقل از: کامران، امیرارجمند،

۱۷ – همان، ص۵۵، به نقل از: راهنمای کتاب، سال پنجم، شماره ۳.

[۱۸] – همان.

[۱۹] – همان، ص ۵۶.

[۲۰] – همان بالا.

[۲۱] – همان بالا، ص ۵۷، به نقل از :جمال زاده، راهنمای کتاب، ج ۱۴.

مغازه درآمد کافی برای هزینه های روزنامه کسب نکرد و سرانجام آن را فروخته و بین شرکاء تقسیم کردند.