63009_531علیرضا زاکانی: از واقعيت‎‎هاي تلخ جهان معاصر، بهانه جويي نظام سلطه جهاني به سرکردگي آمريکا در مخالفت و دشمني با انقلاب اسلامي به

رهبري ايران اسلامي است. بهانه‎‎هايي از قبيل حمايت از تروريسم؛ نقض حقوق بشر، اخلال در امنيت منطقه و نهايتا تلاش براي دستيابي به سلاح کشتار جمعي به‎ويژه بمب هسته‎اي است اما به‎نظر مي‎بايست در خصوص توافقنامه هسته‎اي نکاتي را به‎عنوان واقعيات صحنه موجود در نظر داشت و سپس قضاوت يا هر اقدامي را در نظر گرفت.

به‎طور کلي بيشتر منافع اين توافقنامه بالقوه است در حالي که عمده مضرات آن بالفعل است. اين توافقنامه بيشتر شروع راهي است که نتيجه آن به توانمندي ما در پيگيري آرمان‎‎هاي مطلوب و دستيابي به عزت و منفعت ملي با گذر از دل واقعيت‎‎هاي تلخ پيراموني بستگي خواهد داشت. لذا نه عسل مصفا و فتح‎الفتوح است، نه جام زهر و ترکمنچاي هسته‎اي بلکه ورود به ميدان ميني است که هنرمنديِ عبور پرافتخار از آن را مي‎طلبد و راه را براي پيروزي‎‎هاي ديگر هموار مي‎سازد. از اين‎رو موضوع غرورآفرين و حياتي فناوري هسته‎اي نيازمند عزمي ملي و دوري از نگاه کوتاه مدت و جناحي است زيرا:

الف) مطلوب‎‎هاي دشمن در اولويت اول ريشه کني دانش هسته‎اي، دانشمندان ما، داشته‎‎هاي موجود و محروميت کامل ملت شريف ايران از اين موهبت الهي است؛ تا جايي که چندي قبل اوباما رسما اعلام کرد اگر مي‎توانست از اساس اين فناوري را از ايران برمي‎چيد اما امکان آن براي آمريکا ميسر نيست و در مرحله نازلتر خواسته‎‎هاي آن‎ها نيز دستيابي و بهره‎مندي محدود ايران از اين عرصه با حفظ وابستگي به استکبار جهاني با توجه به دستاورد‎هاي شگفت‎انگيز دانشمندان ما توهمي بيش نبوده و امري ناممکن است چراکه اساسا ما با کسب دانش فني در همه سطوح مورد نياز از اين مرحله نيز عبور کرده‎ايم.

امروز آخرين گام دشمن بهانه جويي و ايجاد زمينه استفاده محدود از فناوري هسته اي بر پايه دانش بومي و در کف توانمندي توليد شده و فلج‎سازي صنعت هسته‎اي کشور است تاجايي که در اين راه از هيچ جنايتي دريغ ننموده و مي‎کوشد با تحميل شرايط نابرابر خود در بستر تحريم‎ها به خواسته نامشروع خويش برسد.

ب‎) در مقابل، مطلوب ما نيز استفاده از همه سطوح و ابعاد اين فناوري است و خط قرمز ما هم استفاده غيرصلح‎آميز از آن است. توانمندي‎‎هاي ما نيز عبارت است از دانش فني بومي، تکثر دانشمندان حوزه‎‎هاي مختلف دانش هسته‎اي، گستره تجهيزات و سايت‎‎هاي موجود، محصولات غني‎سازي شده و سقف آن امکانات ذخيره شده‎اي است که در پرتو ارشادات و حمايت‎‎هاي مقام معظم رهبري، استواري و يکپارچگي ملي، همت دانشمندان ايران اسلامي و ايستادگي مسئولان رقم خورده تا جايي که ما با شکستن نظام ظالمانه بهرهمندي موجود هسته‎اي جهان به‎ عنوان اولين کشور کسب‎کننده فناوري هسته‎اي خارج از چارچوب ذليلانه مورد توافق استکبار جهاني، الگويي براي سايرين در استفاده صلح‎آميز از اين حوزه با بهره‎مندي از پشتيباني‎‎هاي افکار عمومي مردم جهان و همه دول استکبارستيز، بسياري از کشور‎هاي سلطه‎پذير و به‎طور استثنا برخي قدرت‎‎هاي جهاني هستيم.

اکنون که دور جديد جلسات کارشناسي مذاکرات هسته‎اي در ژنو برگزار ‎شده است بهتر مي‎توان پيرامون اين توافقنامه، واقعيت‎هاي موجود و ضرورت‎‎هاي ايجابي و سلبي آن مباحثي از قبيل نکات زير را مطرح نمود و به اين واقعيت اذعان داشت که پس از چهار دوره مذاکرات هيئت‎‎هاي ايراني به مسئوليت آقايان روحاني، لاريجاني، جليلي و ظريف امروز استکبار با کراهت و از سر استيصال در اثر مشکلات و شکنندگي شرايط دروني خويش و شکست در عرصه‎‎هاي هماوردي با انديشه اسلامي و انقلابي سلطه ستيزان به‎ويژه در سوريه به اين مهم تن داده است ولي باز مي‎خواهد همين متن را مسيري هموار در دستيابي به خواسته‎‎هاي شيطنت‎آميز خود قرار دهد. پس مسئوليت‎‎هاي همگان در دستيابي به حقوق ملت رشيد ايران صدچندان مي‎نمايد؛ به‎ويژه که اساسا کسب اين فناوري را در سطح معادلات بين‎المللي و مواجهه نظام سلطه و استکبار جهاني با جبهه مستضعفان و مسلمين بايد جست‎وجو کرد و از اين منظر به اهميت آن براي تغيير اين معادله به‎نفع مظلومين جهان پي برد.

با مروري اجمالي به متن توافقنامه ژنو و زمينه‎‎هاي تحقق و شرايط فرامتن آن درمييابيم که:

الف) برخي از منافع توافقنامه با توجه به فرامتن و متن توافقنامه عبارتند از:

۱. شکست پروژه ايران هراسي و ايجاد اجماع بين‎المللي عليه ما
۲. تثبيت نظام چندقطبي جهاني و ارتقاء جايگاه ايران اسلامي به‎عنوان قطب مستضعفين و مسلمين جهان
۳. راستي آزمايي غرب و آمريکا و امتحان ميزان صداقت آن‎ها در مواجهه با حق مسلم ايران اسلامي و مطالبه قانوني ما
۴. بصيرت افزايي داخلي و بهره‎مندي از آن در راستاي انسجام ملي پيرامون مطالبه عزت‎مدارانه و استقلال‎طلبانه حقوق هسته‎اي کشور
۵. بهره‎مندي از فرصت ايجاد آرامش نسبي در فضاي رواني جامعه و تسهيل در چرخه اقتصاد کشور با وارد نمودن بخشي از امکانات واعتبارات و شکستن مقداري از زنجيره تحريم ها

ب) بخشي از مضرات اين توافقنامه نيز عبارتند از:
۱. شفاف نبودن و قابل تفسير بودن مفاد اين توافقنامه که با توجه به بهانه‎جويي آمريکا و متحدانش زمينه شيطنت آن‎ها را فراهم خواهد کرد.
۲. بحث پيرامون توانمندي‎‎هاي ما در حوزه هسته‎اي و کمتوجهي به ضرورت نگهداري برگ‎‎هاي برنده ديگر براي مراحل بعدي مذاکرات
۳. پذيرش نظارت‎‎هاي بيش از حد ضرورت شفافسازي به‎صورتي که با تجربه اندوخته شده از بازرسي‎‎هاي سال ۱۳۸۲ زمينه مداخله يا تهديد مجدد عناصر انساني مرتبط و دانشمندان عزيز و زنجيره تامين اقلام مورد نياز را فراهم آورد.
۴. همجنس نبودن و هم‎‎وزن نبودن و همزمان نبودن اقدامات دو طرف که منجر به سنگيني موفقيت کفه طرف مقابل گشته است.
۵. بي‎توجهي يا کم‎دقتي در امور فني مربوط به غني‎سازي يا ساير حوزه‎‎هاي فناوري هسته‎اي و امور حقوقي مربوط به آنکه امکان آسيب‎پذيري ما را در آينده فراهم خواهد کرد.

از اين‎رو پيام‎‎هاي دوگانه اسرائيل و عربستان در قالب خوشحالي و ناراحتي واقعي از اين توافقنامه نيز قابل تحليل است زيرا آنان با تقسيم کار با آمريکا و کشور‎هاي همسو جهت بالا بردن قدرت چانه‎زني آن‎ها در مذاکرات ظاهرا اظهار نارضايتي مي‎کنند و از طرفي به‎خاطر بههم‎خوردن فضاي ايرانهراسي و زمينه اجماع بين‎المللي قلبا ناراحت هستند.

ج) به‎نظر براي تبديل نمودن تهديدات کنوني به فرصت، توجه به الزامات آينده ضروري است.

۱-ج) الزامات ايجابي:

۱. حقوق و تکاليف ما در قالب معاهده NPT پيگيري شود و هر تصميم ناقض آن مورد نفي قرار گيرد.
۲. تقويت جوهره و ساخت حقيقي نظام اسلامي و دفاع از عزت و استقلال کشور در عرصه بين‎المللي به‎طور جدي مدنظر قرار گيرد.
۳. تاکيد و پيگيري اقتصاد مقاومتي در جهت ايجاد مصونيت داخلي و درونزا مدنظر قرار گيرد.
۴. انسجام داخلي بين مسئولان و مردم و ضرورت همدلي و همنوايي آحاد مردم و مسئولان در راستاي مطالبه حق مسلم هستهاي صورت پذيرد.
۵. توسعه زيرساخت‎ها برابر نياز‎هاي ايده‎آل در عرصه بهره‎مندي از فناوري هسته‎اي انجام پذيرد.
۶. کاهش آسيب‎پذيري داخلي با عملياتي کردن اقتصاد مقاومتي و ايجاد مصونيت درونزا مورد دقت قرار گيرد.
۷. با تقويت تيم مذاکره‎کننده هسته‎اي و تدوين استراتژي کوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت مذاکرات و حمايت بيروني از آن زمينه توفيق بيشتر در مذاکرات آتي فراهم شود.
۸. دفاع از عرصه علمي کشور و دستاورد‎هاي بزرگ انجام پذيرفته و توسعه آن صورت گيرد.
۹. توجيه درست آحاد مردم در خصوص نسبت فناوري هسته‎اي با اقتصاد خرد و کلان جامعه به‎ويژه زندگي مردم در امروز و فرداي کشور انجام پذيرد تا اسباب وحدت نظر و انسجام ملي در دفاع از حق مسلم هستهاي فراهم شود.
۱۰. تعريف درست نياز‎هاي عملي کشور در عرصه‎‎هاي فني و مهندسي، کشاورزي، پزشکي، انرژي، هوا فضا و… در سقف مورد نظر براي تامين منافع ملي معين شده و با قانوني کردن و مطالبه آن در فضاي تخصصي و عمومي صورت گيرد تا بتواند ايران اسلامي را به‎عنوان کشور توليد‎کننده صنعتي تحت نظر آژانس انرژي اتمي تبديل نمايد.
۱۱. مطالبه‎گري جهت خلع‎ سلاح عمومي هسته‎اي در جهان به‎ويژه رژيم جعلي و غاصب صهيونيستي به‎طور جدي دنبال شود.
۱۲. رايزني با ساير کشور‎هاي جهان براي ايجاد شفافيت و بالا بردن زمينه همکاري بيشتر و کاهش آسيب‎پذيري آينده صورت پذيرد.

۲-ج) الزامات سلبي:
۱. با پرهيز از افراط و تفريط و دوري از درک غلط و هيجان‎زدگي يا بي‎تفاوتي و سستي در ادامه مسير و از دوقطبي شدن کشور و نگاه جناحي به موضوع هسته‎اي اجتناب شود.
۲. پرهيز از تفسير متن از زبان بيگانگان و دشمنان اين کشور و عدم تفسير بدبينانه و غيرمنطقي از بيانيه و يأسافکني در جامعه يا خوشبيني کاذب و بي‎دليل و القاي پيام‎‎هاي مثبت ولي کاذب به افکار عمومي مدنظر قرار گيرد.
۳. از بيانات تزلزل‎آور مثل خزانه خالي وضع اقتصادي خراب يا القاي خيانت تيم مذاکره‎کننده که مورد سوء‎استفاده دشمنان ما و اسباب تزلزل و دلهره مردم شريف ايران را فراهم مي‎کند پرهيز شود.
۴. روزمرگي و غفلت نسبت به فرصت پيش آمده در ايجاد مقدمات ادامه عزتمدارانه مسير پيش ‎رو صورت نپذيرد.
۵. از دخالت افراد غيرمطمئن که سابقه خطا و ارتباط آن‎ها با دشمنان ما وجود دارد، جلوگيري شود.

در خاتمه نيز با توجه به اتفاقات تلخ رخ داده ماه‎‎هاي اخير در سازمان انرژي اتمي که به بهانه دروغين تصميم نظام در منجمدسازي صنعت غني‎سازي جهت رفع شر دشمنان انقلاب اسلامي صورت پذيرفته و با فلج‎سازي حرفه‎اي داخلي و آرام، مسير مورد نظر بيگانگان با کمترين هزينه در داخل اين سازمان با محدودسازي يا حذف افراد کارآمد و کليدي صنعت غني‎سازي که غني‎سازي اورانيوم ۵/۳ درصد و ۲۰ درصد مرهون آن‎ها بوده يا در مهار ويروس استاکس‎نت نقش کليدي داشته‎اند و برخي انتصاباتي که تجربه تلخ مديريت گذشته آنان و ناکارآمدي ايشان در توانمندي علمي و دانش کافي سبب سقوط صنعت در گذشته بوده، رقم خورده که آينده بسيار تاريکي را فراروي صنعت غني‎سازي قرار داده است تا جايي که به‎نظر قبل از عملي شدن توافقنامه ژنو در بدترين صورت بساط اين فناوري در داخل کشور ضربه مهلکي خواهد خورد.

بي‎شک بر همه دلسوزان نظام اسلامي به‎ويژه رياست محترم جمهوري که مسئوليت مستقيم اين موضوع را برعهده دارند فرض و واجب است جلوي اين اقدامات نسنجيده را بگيرند تا با دستان عناصر داخلي خواست دشمنان محقق نگردد چراکه بخشي از اقدامات صورت گرفته بيشتر در راستاي عملي ساختن آرزو‎ها و اظهارات سران رژيم جعلي اسرائيل است تا منافع ملي ما؛ آنجا که شيمون‎پرز مي‎گويد«مشکل ما سانتريفيوژ‎هاي نطنز نيست بلکه آدم‎‎هاي آنجا براي ما مسئله اند». اين در حالي است که در ماه‎‎هاي اخير برخي از دوستان توانمند شهيد احمدي‎روشن از سازمان اخراج شده‎اند. امکانات و محافظت از برخي از دانشمندان هسته‎اي موثر نيز برداشته شده يا اساسا به آن‎ها بي‎توجهي مي‎شود تا جايي که بعضا اين عزيزان امروز بي‎محافظ و با وسايل عمومي در سطح شهر رفت‎و‎آمد نموده و به وظيفه خويش عمل مي‎کنند.

آيا صدمات گذشته و ترور شهداي هسته‎اي براي ما درس عبرت نشده است تا دشمن کمين گرفته و عوامل استکبار را فراموش نکنيم و با دستان خويش سرمايه‎‎هاي ملي و دانشمندان اين کشور را در معرض تهديد قرار ندهيم. به هرحال مسئوليت اين همه خطا برعهده رئيس محترم سازمان انرژي اتمي و پس از آن برعهده وزراي محترم کشور و اطلاعات است که کوتاهي آنان توسط ملت ايران بي‎پاسخ نخواهد ماند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)