برای چاپ و یا خواندن متن کامل نسخه PDF را از این لینک دانلود کنید  👈هشت جبهه جنگ راستِ سنتیِ کردستان علیه جنبشِ “زن، زندگی، آزادی”

 

 

فهرست

  1. طلوعِ «زن، زندگی، آزادی». ۱
  2. ۱. شعار انحرافی و تفرقه‌افکنانه”اشغالگر ایرانی، قاتل ژینای مایی”. ۴
  3. ۲. تخریب شعار” زن زندگی آزادی”. ۵
  4. ۳. تخریب و تخطئه خالقانِ شعارِ “زن زندگی آزادی”. ۹
  5. ۴- مصادره شعار”زن زندگی آزادی”. ۹
  6. ۵. پرچم تفرقه. ۱۱
  7. ۶- اتحاد با اسلام‌گرایان سیاسی سُنی. ۱۲
  8. ۷. به خشونت کشاندن جنبش”زن زندگی آزادی”. ۱۳
  9. ۸- تزریق شعار “داگیرکەری ئێرانی، قاتڵی ڕۆڵەمانی” (اشغالگر ایرانی، قاتل فرزند مایی) ۱۶
  10. راست سنَّتی کردستان و بازگشت به تنظیمات اولیه کارخانه. ۱۷
  11. خشونت افسارگسیخته رویکردی مسبوق به سابقه راست سنتی کُردایَتی. ۲۱
  12. آیا کُردها در جنبش “زن، زندگی، آزادی” تنها ماندند؟ ۲۳
  13. کرونولوژی (خط زمان) جنبش “زن زندگی آزادی”. ۲۴
  14. خاستگاهِ ناسیونالیسم نوفئودالی کُردستانِ ایران. ۳۷
  15. ملی‌گرایان اصیل و آزاده ایرانی در مقابل ملی‌گرایان وابسته و مستبد ایرانی. ۳۸
  16. افغانستانی کوچک در غرب ایران، رویای ناسیونالیسم نوفئودالی کُردی.. ۴۰
  17. جغرافیایِ اتنیکیِ کردستانِ ایران بستری نامناسب برای فدرالیسم، استقلال یا هر نوع خطکشی بر مبنای خون، نژاد و زبان. ۴۲
  18. پانوشت‌ها و ارجاعات:. ۴۴

 

طلوعِ  «زن، زندگی، آزادی»

اگر تمامی تاریخ ایران را به دو دوره قبل و بعد از انقلاب مشروطه (۱۲۸۵) تقسیم می‌کنند، می‌توان تاریخِ صدساله اخیر ایرانیان را نیز به دو دوره قبل و بعد از جنبشِ”زن، زندگی، آزادی” تقسیم کرد.

 مترقی‌ترین و فراگیرترین خیزش سده اخیر ایرانیان جنبش “زن زندگی آزادی” است که تمامی مرزهای قومی، مذهبی، حزبی و منطقه‌ای را درنوردید.

 دستاوردهای پایدار این جنبش بسیار بیشتر است از مجموع دستاوردهای جنبش‌های عمومی، منطقه‌ای، گروهی و اتنیکی بعد از انقلاب مشروطه تاکنون.

در این جنبش دشمنی‌ها و واگرایی‌هایِ صدساله ایرانیان به‌سرعت جای خود را به همگرایی و برادریِ ملت‌ها، زبان‌ها و فرهنگ‌ها داد. کیفیت و پرباری این شعارِ ایجابی، ایرانیان را در مسیر رشد عظیم فرهنگی، سیاسی، اجتماعی قرار داد. [۱]

این جنبش با شعارِ پُرشور و شعور به‌سرعت مرزهای قومی، منطقه‌ای، حزبی و ناسیونالیستی را درنوردید. [۲] شعار ” زن، زندگی، آزادی” در محتوی و اثرگذاری برابری می‌کند با شعار “آزادی، برادری، برابری” انقلاب کبیر فرانسه در ۱۷۸۹ میلادی.

این جنبش برخلاف تصور بسیاری از سیاستمداران به‌هیچ‌وجه شکست نخورده و در زمینه‌های متعدد فرهنگی و زندگی اجتماعی به اهداف خود دست یافته است.

کافی است سیمای امروزی شهرهای ایران درزمینهٔ پوشش اختیاری، فضای فرهنگی و روابط اجتماعی را با وضعیت قبل از جنبش مقایسه کنیم.

تداوم اعتراضات طی چند ماه، آن را به یکی از طولانی‌ترین خیزش‌های خیابانی بدل کرد که همچون جنبش ماه مه ۱۹۶۸ فرانسه تأثیرات درازمدت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در پی داشت و تحسین و حمایت جهانیان را برانگیخت.

ایده و گفتمانِ «زن، زندگی، آزادی» ماحصل فلسفه «ژنولوژی» است که قدمت آن به دهه ۱۹۹۰ میلادی می‌رسد. [۳]

 این شعار برای اولین بار توسط زنانِ کُردِ ترکیه و سایر زنان همفکر آن‌ها در شهرهای کردستان ترکیه در دهه ۲۰۰۰ میلادی فریاد زده شد. [۴]

 دختران کوبانی[۵] در سال ۲۰۱۴ با این شعار داعش را شکست داده و تحسین جهانیان را برانگیختند. [۶] نیروهای “سوریه دموکراتیک” در سال ۲۰۱۷ به فرماندهی یک زن[۷] (روژدا فِلات) و به سخنگویی زنی دیگر (جیهان شیخ احمد[۸]) و با همین شعارِ “زن زندگی آزادی” پایتختِ داعش (رقه) را آزاد کردند.

آزادی شنگال از سلطه داعش نیز توسط همین جریان صورت گرفت. [۹] صدها عکس، مقاله، سند و فیلم از این دوره بر جای مانده است.

فیلم سینمایی “دختران خورشید”[۱۰] با بازی گلشیفته فراهانی در سال ۲۰۱۸ و فیلم سینمایی  «کوبانی» [۱۱] به کارگردانی “اوزلم یاشار” در سال ۲۰۲۱ از محصولات این خط فکری و فلسفی است.

برای آشنایی عمیقتر با انقلاب “زن، زندگی، آزادی” به لینک ذیل مراجعه فرمائید:

https://enqelab.info

 

شهرستان سقز در ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ با “شعار زن، زندگی، آزادی” یک انقلاب بزرگ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را استارت زد.

“ژن، ژیان، آزادی” از طریق سنندج به دانشگاه تهران رسید و ازآنجا در تمام ایران و سپس جهان فراگیر گردید.

اما در کردستان زادگاه این شعار، پس از یک ماه اوضاع به شیوه‌ای دیگر رقم خورد.

سران احزاب کمپ نشین مستقر در کردستان عراق رؤیاهای خود را با این جنبش مترقی و عدالت‌خواهانه برباد رفته می‌دیدند. [۱۲]

هراس آن‌ها، باری، همه از این بود که همچون احزاب انجمن میهنی کردستان سوریه (ا ن ک س) در نظام سیاسی آینده کردستان ایران به حاشیه رانده شوند؛ و نتوانند همچون همتایانشان در کردستان عراق؛ در جایگاه ارباب و سرور و حاکم مردم کُردستانِ ایران قرار گیرند. [۱۳]

جریانِ راستِ سنتی کردستان با تمام قوا به جنگِ جنبشِ” زن، زندگی، آزادی” شتافت. این جنگ هنوز هم در میدان‌های مختلف و به اشکال گوناگون ادامه داشته؛ و هیچ‌گاه به پایان نخواهد رسید.

 در ادامه هشت جبهه جنگ راست سنتی علیه جنبش ” زن، زندگی، آزادی” را مرور می‌کنیم.

 

۱. شعار انحرافی و تفرقه‌افکنانه”اشغالگر ایرانی، قاتل ژینای مایی”

هواداران آن‌ها روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ در گورستان آیچی سقز، نه‌تنها در تکرارِ شعارِ “زن زندگی آزادی” هم‌صدای مردم نشدند، بلکه در مقابل آن شعار انحرافی و تفرقه‌انداز زیر را سر دادند.

 ” داگیرکه‌ری ئیرانی، قاتلی ژینامانی” (اشغالگر ایرانی، قاتل ژینای مایی) بنگرید این فیلم دکومنتاری

https://youtu.be/MlGhuPdrqD8?si=GhuzO9VZ9WmclTGG

از بخت نیک مردم کردستان بود که اکثریت رسانه‌های نوشتاری و دیداری از انتشار این شعار انحرافی خودداری کردند. بسیاری از مردمان ایران که فعالانه در جنبش شرکت کردند، از چنین شعاری بی‌خبر ماندند.

کرونولوژی (خط زمان) جنبش “زن زندگی آزادی” حاکی از این است که اساساً بدون حضور فعال ملت‌های ایرانی این جنبش نمی‌توانست از سقز و حداکثر سنندج فراتر رود.

اگر دولتمردان ایران شعارهای پر از نفرت پراکنی و دشمنی‌های قومی آقایان کوردایَتی را در تلویزیون و سایر رسانه‌ها به سمع و نظر ایرانیان می‌رساندند، جنبش زن زندگی آزادی به سایر مناطق ایران سرایت نمی‌کرد.

۲. تخریب شعار” زن زندگی آزادی”

 از طریق برخی رسانه‌ها و صفحات سایه خود سعی کردند با تزریق شعارهای جهت‌دار آن را بی‌ارزش و تخریب کنند.

شعارهای آن‌ها در جنبش ” زن، زندگی، آزادی” اهداف و رویکرد آن‌ها در انحراف و سرکوب این جنبش مترقی و سکولار دمکراتیک را به‌خوبی نشان می‌دهد.

 در ادامه بنگرید به دو اسکرین­شات تلگرام “کوردانه” وابسته به جریان راست سنتی کردستان:

ترجمه اسکرین­شات تلگرام “کوردانه” وابسته به جریان راست سنتی کوردایَتی در روزهای اول جنبش:

«زن زندگی آزادی شعاری است در جهت برده کردن کُردها از طرف اشغالگران برای انحراف و دور کردن کُردها از خواست واقعی که آن‌هم آزادی خاک و میهن ما از زیر دست اشغالگران است… لطفاً شعارهایتان کُردانه باشد و دوری‌کنید از شعار اشغالگران»

ترجمه اسکرین­شات یکی دیگر از صفحات تلگرام “کوردانه”

شعارهای پیشنهادی به معترضین کُرد:

۱-اشغالگر ایرانی٬ تو قاتل ژینای مایی

۲- تا دولت نداشته باشیم٬ سهم ما تنها کشته شدن است

۳- ژینا فرزند کردستان است٬ کشته دست فارسهاست (تهران)

۴- بیرون شو ایرانی٬ روی خاک کردهایی

۵- مسئله کورد حجاب نیست٬ خاکش آزاد نیست

۶- کردستان استقلال می‌خواهد٬ بس است دورویی

۷- ژینا کردستانی است٬ کرد هم ایرانی نیست.

۸- زن زندگی آزادی٬ برو بیرون ایرانی

۹- اشغالگر ایرانی٬ کوردم هنوز هستم میدانی

هدفِ جریان راست سنتی کوردایَتی از تولید و ترویج این شعارها این بود تا راه کُردها را از دیگر ملت‌های ایران جدا کنند. زیرا نان و نوایی که به دنبالش هستند در جدایی، انشقاق و دشمنی حاصل می‌شود نه در برادری ملت‌ها.

اما مردم ایران در عمل برادری و خواهری خود را به کُردها ثابت کردند و توطئه دشمنی میان ملت‌ها ناکام ماند. [۱۴]

شایعه‌پراکنی حامد گوهری گروهبان رکن دوم ارتش شاه سابق و گماشته بارزنی در نشریه باسنیوز وابسته به دستگاه اطلاعاتی بارزانی (پاراستن)

۳. تخریب و تخطئه خالقانِ شعارِ “زن زندگی آزادی”

 پس از شکست در انکار، انحراف، تخریب و حذف شعار “زن زندگی آزادی” به تخریب و تخطئه خالقان آن پرداختند. در این راستا با رویکرد لمپنیسم سیاسی وارد گودِ زورخانه شدند.

جمعی کهنه ساواکی و گماشته بارزانی ازجمله حامد گوهری و علی جوانمردی را روانه بازار شایعه‌سازی و دروغ‌پراکنی کردند. تا به توده‌های ناآگاه کردستان تلقین کنند که خالقان فلسفه “زن زندگی آزادی” برای سرکوب جنبش “زن زندگی آزادی” نیروهای خود را به ایران اعزام کرده، تا در کنار نیروهای ضد شورشِ ایران معترضین را سرکوب کنند! [۱۵]

واعظان گماشته بارزانی مُخاطَبان خود را در میان سفیهانِ کردستان یافته‌اند. زیرا فقط ابلهان و عقب‌ماندگان ذهنی استعداد این را دارند تا باور کنند که خالقان اندیشه “زن زندگی آزادی” به جنگ جنبش”زن زندگی آزادی” بروند.

۴- مصادره شعار”زن زندگی آزادی”

 پس از شکست‌های پیاپی در انحراف و تخریب شعار”زن زندگی آزادی” و نیز ناکامی در تخریب خالقانِ آن به مصادره این شعار روی آوردند.

رهبران این احزاب از طریق تلویزیون وارد صحنه شده و ادعای مالکیت این شعار را کردند. اما تلاش‌های ناشیانه آن‌ها جهت مصادره و تملکِ شعار “زن زندگی، آزادی” با شکست مفتضحانه‌ای روبرو شد.

آقایان بر این گمان بودند که شعار “زن زندگی آزادی” همچون هر کالای مادی قابل مصادره و تملک است. خیال می‌کردند “زن زندگی آزادی” مثل یک آفتابه است که بدزدند و با آن طهارت کنند.

دیدند که با چنین آفتابه‌ای نمی‌توان طهارت کرد. پس با آن سُرنا زدند. اما مثلِ هر آدمِ ناشی از سرِ گشادش در آن دمیدند. [۱۶] تمامی آرشیو نشریات و رسانه‌های هفتادساله خویش را گشتند. اما نتوانستند اثری از این شعار را در سوابق خویش بیابند.

به‌ناچار دو بیت از یک شعر طولانی استاد هیمن که در سال ۱۹۴۶ تحت تأثیر اندیشه‌های چپ سروده بود را به‌عنوان سند عرضه کردند. اعلام نمودند که سه واژه “زن، زندگی، آزادی” در شعر مذکور وجود دارند. درنتیجه خالق اندیشه زن زندگی آزادی خودشان هستند!

از بختِ بدِ آقایان مردم کردستان هنوز فراموش نکرده بودند که استاد هیمن به خاطر همین اندیشه‌های چپ و برابری خواهانه از سوی راستِ سنتیِ کوردایَتی در روستای دولتوی سردشت زندانی و ملقب به پیره جاش و جاش ملی شده بود.

جریان راستِ سنتی کوردایَتی با پرچم مافیای ارتجاعی کردستانِ عراق در نقش نفاق و دشمنی بین ملت‌ها و ستیز با شعار “زن، زندگی، آزادی”

۵. پرچم تفرقه

در گرماگرم “جنبش زن زندگی آزادی” پرچم مافیای کوردایَتی شیخ آغاهای کردستان عراق را به‌عنوان پرچم کردستان در میان تظاهرکنندگان عَلَم کردند.

پرچم قاضی محمد دربردارنده نمادهای گل گندم و قلم بود. ولی مافیای کوردایَتی عراق که میانه‌ای با گندم به‌مثابه تولید ملی و قلم به مفهوم اندیشه و آگاهی نداشتند، در سال ۱۹۹۹ این نمادها را از پرچم زدوده بودند. [۱۷] بجای این نمادها یک خورشید که شباهت عجیبی به نیمرو (بە کوردی هێلکە و ڕۆن) دارد در وسط آن قرار دادند.

آن‌ها در داخل و خارج ایران همواره تعدادی از این پرچم‌های کذائی را در گردهمایی‌ها و تظاهرات ایرانیان علم می‌کردند؛ که موجب نگرانی فارس‌ها و سایر ایرانیان وفادار به یکپارچگی کشور می‌شد.

بدین گونه آقایان کوردایَتی تیشه به ریشه درخت دوستی زده و بسی نهال دشمنی کاشتند. [۱۸]

 هرچند که این اعمال ضربه سختی بر قامت “ستبر زن زندگی آزادی» وارد کرد، اما همگرایی ایرانیان قدرتمندتر از پرچم تفرقه آقایان بود.

اتحاد دو جریانِ راستِ سنتیِ کوردایَتی (کوردایَتی سنتی و اسلام سیاسی سُنی) در برابر جنبش”زن، زندگی، آزادی”

۶- اتحاد با اسلام‌گرایان سیاسی سُنی

احزاب راست سنتی کردستان ایران با اسلام‌گرایان سُنّیِ شهرهای سُنّی نشین کردستان ایران متحد شده و تریبون را به آن‌ها سپردند تا کفه ترازو را به نفع خود سنگین کنند. در این راستا تجمعات و سخنرانی‌های آن‌ها را در تلویزیون و رسانه‌های خویش به صورتی بسیار گسترده منتشر نمودند.

۷. به خشونت کشاندن جنبش”زن زندگی آزادی”

جنبشِ “زن زندگی آزادی” که ذاتاً یک جنبش مدنی و ضد خشونت است؛ از بدو تولد خود در آرامستانِ آیچیِ سقز؛ همزادِ برادری خشونت‌گر بوده است به نام “راستِ سُنَّتیِ کُردایَتی”

احزاب کوردایَتی سنتی در رقابت با نیروهای مترقی، چپ و عدالت‌خواه که شعار آن‌ها به شناسنامه جنبش تبدیل‌شده بود، مبارزات مدنی خیابانی را به آشوب و خشونت عریان سوق دادند.

از طریق رسانه‌های مختلف اینترنتی هواداران و نیروهای میدانی خود را تشویق به خشونت، آتش زدن خانه‌های بسیجیان محلی، آتش زدن بانک‌ها، علم کردن جامانه قرمز و پرچم مافیای مرتجع و دزد سالار کردستان عراق می‌کردند.

احزاب راستِ سنتیِ کوردایَتی؛ که در ادبیات فئودالی و قرون وستایی تبحر خاصی دارند؛ وصله بسیار زشت ذیل را ضمیمه “زن زندگی آزادی” کردند:

“ژن، ژیان، آزادی” +”جاش به‌سه گه‌وادی”

درحالی‌که جنبش “زن زندگی آزادی” ماهیتاً مدنی، بدون خشونت، تساوی طلب و مدرن بود، وصله آقایان کوردایَتی سرشار از کهنه‌پرستی، خشونت کلامی و زن‌ستیزی بود. این شعار حتی از وصله سلطنت‌طلبان (مرد، میهن آبادی) هم ارتجاعی‌تر بود. [۱۹]

از منظر جوهر و ماهیت، شعارِ “زن زندگی آزادی” محصولِ قرنِ ۲۱ و شعارِ “مرد، میهن آبادی” متعلق به قرن ۲۰ است. اما “جاش به‌سه گه‌وادی” به قرن ۱۹ و ماقبل آن تعلق دارد.

شعار “زن زندگی آزادی” سراسر ایجابی است که حتی در حد یک ویرگول هم خشونت، نفی، تحقیر و تخریب در آن دیده نمی‌شود.

آقایان کوردایَتی؛ فرومانده در قعر قرون گذشته؛ هیچ ایده جدید و ایجابی نداشتند تا عرضه کنند. درنتیجه این وصله زشت را ضمیمه جنبش کردند. نیروهای نظامی محلی را همچون بزرگ‌ترین دشمنان کُرد و کردستان و سرچشمه تمامی معضلات جامعه به اذهان جمعیت ناآگاه القاء کردند.

در بعضی از شهرهای کردستان؛ جوانانِ سرشار از شورِ کوردایَتی و خالی از شعورِ سیاسی؛ طوطی‌وار این وصله شرم‌آور را بر سر نیروهای نظامی بومی و خانواده‌هایشان فریاد زدند.

درحالی‌که اکثریت نیروهای نظامی محلی در ماه اولِ جنبش بی‌طرف مانده بودند؛ آقایان کوردایَتی جمعیت را به درِ خانه‌های آن‌ها کشانده؛ و ده‌ها منزل مسکونی را به آتش کشیدند.

سرگذشت خانواده یکی از این بسیجیان به نام “علی محمدی” بسیار عبرت‌انگیز است. خانواده وی مشتمل بر مادر، همسر و فرزندی خردسال در یک‌خانه استیجاری واقع در خیابان منبع آب مهاباد زندگی می‌کردند. [۲۰] آقای علی محمدی در آن هنگام در خانه خویش حضور نداشت.

لیدرهای کوردایَتی راستِ سنتی تظاهرکنندگان را به‌سوی این منزل هدایت کرده و از جلوی دربِ ورودی، خانه را به آتش کشیدند. اعضای خانواده در میان شعله‌های آتش و دود گرفتار شدند. خانوادهِ همسایه بغلی در اقدامی انسانی و شجاعانه، با استفاده از نردبان زن و بچه‌های گرفتار را به پشت‌بام هدایت کرده و در خانه خویش اسکان دادند.

تصور کنید اگر این زن و بچه‌ها در آتش کُردایَتی می‌سوختند، سرنوشت جنبش “زن زندگی آزادی” و حتی آبروی ملت کُرد به کجا ختم می‌شد؟ در آن زمان سیاست دولت مرکزی ایران در قبال جنبش “زن زندگی آزادی” این بود که با کمترین تلفات آن را متوقف کند. دولت مرکزی ایران پس از گذشت حدود چهل روز از شروع جنبش؛ در واکنش به خشونت‌های افسارگسیخته خیابانی کوردایَتی راستِ سنتی؛ وارد فاز خشونت عریان شد.

برای مثال در شهرستان مهاباد که احزاب کوردایَتی سنتی از بیشترین هوادار برخوردار بودند، تا روزهای چهار و پنجم آبان ماه ۱۴۰۱ کسی کشته نشد. برای اثبات این ادعا می‌توان به مزار قربانیانِ جنبش در مهاباد، بوکان و جوانرود مراجعه کرد. زیرا تاریخ فوت بر روی سنگ مزار آن‌ها نوشته‌شده است.

رویکرد خشونت و تخریب به عکس‌العمل خشونت‌بار دولت جمهوری اسلامی محدود نمانده؛ و هراس ایرانیان طرفدار یکپارچگی ایران، نیروهای سکولار و چپ و ملی‌گرایان مترقی را نیز به دنبال داشت.

 هراس آن‌ها این بود که جنبش کردستان از ماهیت مترقی، آزادی‌خواهانه و سکولار خود خارج‌شده و سیستم ارتجاعی کردستان عراق را الگوی خود قرار داده است. ازاین‌روی آن‌ها نیز دچار ناامیدی و انفعال شدند.

 

۸- تزریق شعار “داگیرکەری ئێرانی، قاتڵی ڕۆڵەمانی” (اشغالگر ایرانی، قاتل فرزند مایی)            

در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۴ (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵)، سه تن از فعالین محیط زیست در جریان خاموش کردن آتش‌سوزی کوه آبیدر سنندج به نامهای خبات امینی، حمید مرادی و چیاکو یوسفی‌نژاد جان باختند.

تعدادی از هواداران حزب دمکرات-بارزانی در مراسم خاکسپاری این فعالین شعار سه سال قبل خویش را با اندکی تغییر به میان جمعیت تزریق کردند:

داگیرکەری ئێرانی  قاتڵی ڕۆڵەمانی (اشغالگر ایرانی، قاتل فرزند مایی)

 https://drive.google.com/file/d/1QBqpkfk_mitoTHQONZnMHLpJx-9QRxwR/view?usp=sharing       

خوشبختانه این بار هم اکثریت مردم فرهیخته سنندج از تکرار این شعار خودداری کردند. با مراجعه به فیلمهای موجود میبینیم که در هیچیک از این مراسم نتوانسته اند بیش از صد تن از مردم را با خود همنوا سازند.

پانتورکها با پخش وسیع این فیلمها تبلیغات وسیعی علیه ملت کُرد به جریان انداختند. در حالی که یک ماه از جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران گذشته بود، کُردها را به ابزار صهیونیستها منتسب کردند:[۲۱] تا فارسها و سایر ایرانیان را در مقابل کردها قرار دهند.

https://www.instagram.com/reel/DNYgPZjuttc/?igsh=MXNuOTJ0cGx6c3V2

در اینجا می بینیم که جریان راست سنتی کردستان با پانتورکیسم همچون دو تیغه یک قیچی علیه ملت کُرد، برادری ملتها و فلسفه “زن، زندگی، آزادی” در تعامل و داد و ستد هستند.

راست سنَّتی کردستان و بازگشت به تنظیمات اولیه کارخانه

آبان‌ماه ۲۰۲۲ آقایان کُردایَتی در هنگامه حمله، غارت و آتش زدن خانه‌های بسیجیان محلی، زیر جامه زنان آن‌ها را به خیابان آورده و همچون پرچم عَلَم کردند؛ تا غیرت خود و ناتوانی خصم را به نمایش بگذارند.

احزابِ راستِ سنتی کوردایَتی در دوره فئودالیته شکل‌گرفته‌اند و بیشتر رهبران آن‌ها فئودال و فئودال زاده بودند. این احزاب در مواجهه با جنبشِ مُدرن و مدنیِ “زن زندگی آزادی” فیلشان یاد هندوستان کرده؛ و به تنظیمات اولیه کارخانه بازگشتند.

جایگاهِ زن در سیستم فئودالی مادون انسان و هم‌تراز با حیوانات اهلی است. در فرهنگِ گذشتهِ فئودالی به غنیمت گرفتنِ زیر جامه زنِ رقیب و نمایشِ عمومی آن بزرگ‌ترین شجاعت محسوب می‌شد.

این اعمالِ شنیع یادآورِ عملکردِ این جریان در روستاهای مهاباد بود؛ که در سال ۱۳۵۸ لباس زنان و تارای عروسی را بر تنِ ریش سپیدان خاندان‌های منگور کرده؛ و سوار بر خر و تراکتور بین روستاها می‌گرداندند.

سرانجام تحرکات خشونت‌آمیز و واپسگرایانه خیابانی کوردایَتی سنتی، بسیجیان محلی را از موضع بی‌طرفی خارج ساخت. از سوی دیگر روشنفکران و بخش فرهیخته کُردها در این بخش از شهرها دچار انفعال و ناامیدی شده و از جنبش فاصله گرفتند.

خلاقیت احزاب راست سنتی کوردایَتی در بازسازی فرهنگ فئودالی

” هرکسی کو دور ماند از اصل خویش/// بازجوید روزگار وصل خویش “[۲۲]

خوانین و فئودال‌های کردستان در دوره عشایری و فئودالیته، بیشتر رقبا و خانواده‌های تحت فرمانروایی خود را ملقب به یک عنوان زشت و تحقیرآمیز می‌کردند.

 این متد در تداوم اقتدار ارباب کاربرد داشت؛ زیرا بدین‌وسیله جایگاه رقبا را تضعیف کرده و رعایا نیز با به دوش کشیدن چنین عنوان‌هایی خود را حقیرتر از آن دانسته که وسوسه عصیانگری علیه ارباب را در سر بپرورانند. این فرهنگ در میان رعایا نهادینه‌شده بود.

نام بسیاری از حیوانات ازجمله روباه، سگ، گرگ، گوسفند، خر، سوسک، کِرم، مار و عقرب به شکل پیشوند و پسوند ضمیمه عنوان رعایا می‌شد. این القاب به نسل‌های بعدی نیز انتقال می‌یافت. بازمانده آن را هنوز هم در عنوان بعضی خانواده‌ها و حتی شناسنامه‌ها مشاهده می‌کنیم؛ مانند چاوشی، سورنا زن، مرغی، پیرزن، چرخ‌زن و…

در دهه ۱۹۸۰ فعالیت جریانات سیاسی کردستان به اوج خود رسیده بود. در این دوره جریانِ راستِ سنتی کوردایَتی جهتِ از میان به درکردن رقبا متوسل به تخریب و تخطئه غیرخودی‌ها شد. الحق و والانصاف در این میدان بسیار مبتکر و خلاق بودند.

در این رویکرد پیروان کنگره چهار حزب دمکرات – گروه هفت‌نفره را جاش (در لغت به معنی کره‌خر و در اصطلاح معادل مزدور بیگانه) و ماموستا هیمن شاعر ملی کُرد را ملقب به پیرهجاش و جاشِ ملی کردند.

انشعابیان دمکرات – رهبری انقلابی را مُلَقَب به لادر (خوارج) و جاش مجاهد کرده؛ و ماموستا شیخ عزالدین حسینی را کمونیست و ساواکی نامیدند. القاب آنارشیست، پلپوتی[۲۳] و دن‌کیشوتی[۲۴] را ضمیمه کومله کردند. سازمان خبات ملی و اسلامی کردستان را خَفَت و سازمان رزمندگان راه کارگر را خزندگان نام‌گذاری کردند.

 این القاب ادبیات کردی را غنای خاصی بخشیده است. اگر آرشیو برنامه‌های رادیویی راست سنتی کوردایَتی، نشریات و خاطرات این دوره را مرور کنیم و همه القابی که آقایان علیه دگراندیشان ابداع و استعمال کرده‌اند را گردآوری کنیم فهرستی طولانی و جالب تهیه خواهد شد. کاش یکی از خوانندگان این کتاب و یا دانشجویانِ تاریخ دست به قلم بُرده و مقاله‌ای در این خصوص تولید نمایند.

“زن، زندگی، آزادی” در ادعا و عملکردِ راستِ سنتی کُردایَتی

در پاییز ۱۴۰۱(۲۰۲۲) درحالی‌که هواداران و عوامل خیابانی کوردایَتی سنتی در خیابان‌ها مشغول رفتارهای شرم‌آور زن‌ستیزانِ بودند، رهبران آن‌ها خود را صاحب اصلی و بنیان‌گذار شعار “زن، زندگی، آزادی” معرفی می‌کردند!

لازم نیست مبتکر و مفسر شعار زن زندگی آزادی باشیم، اگر آدمی بویی از انسانیت برده باشد، محال است در حق هیچ زنی مرتکب این توحش قرون وستایی شود.

 از دیدگاهِ انسانِ آزاده، زن سرچشمه زاینده زندگی، شور، شعور، عشق و مهربانی است. چنین انسانی تفاوتی در ارج و منزلت مادرِ یک نیرویِ انتظامی یا مادرِ یک فعال سیاسی اپوزیسیون نمی‌بیند.

رهبرانِ خودشیفتهِ کوردایَتی، تاکنون هیچ تحلیلِ علمی از جوهر و فلسفه “زن زندگی آزادی” ارائه نکرده‌اند. اگر روزی ناچار شوند در این خصوص صفحه‌ای بنویسند، از بضاعت ناچیز علمی و تاریخی خویش متوسل به تقلب یا سفسطه شده و در نگارش آن مرتکب اشتباهاتی فاحش خواهند شد.

آقایان کوردایَتی به خاطر ماهیت ماقبل مدرنیته خویش ناتوان از درک این حقیقت هستند که شعارِ “زن، زندگی، آزادی” آلترناتیوِ مثلث «سِکس، مرگ و برده‌داری» است. [۲۵]

آلترناتیوی که زن را نه همچون یک کالای سکسی؛ بلکه سرچشمه زاینده زندگی و آزادی می‌بینید.

به گفته اسلاوی ژیژک، این شعار تقلیدی صِرف از فمینیسم غربی یا «جنبش من هم» نیست. [۲۶] مایکل هارت، شعار «زن، زندگی، آزادی» را با شعار انقلاب فرانسه، «آزادی، برابری، برادری» مقایسه می‌کند.

زبانِ حال و همیشگی جریان راستِ سنتیِ کوردایَتی چنین است:

 ” دیگی که واسه من نجوشه، سر سگ توش بجوشه”

خودآگاهی، سکولاریسم، روشنگری، نواندیشی، آزادی، برابری، دمکراسی و مردم‌سالاری که حاصل جنبش‌های مدنی هستند؛ می‌توانند رؤیای سلطه گری را نقش بر آب کنند.

 نهایت رؤیای جریانات و احزابی که تحت عنوان ملی‌گرای کردستان فعالیت می‌کنند، این است که به‌جای فارس‌ها، عرب‌ها و تُرک‌ها، بر گُردهِ کُردهای منطقه خودشان سوار شوند.

این آقایان وارث رؤیاهای امیرنشین‌های محلی کُردها در دوره امپراتوری‌های عثمانی و ایران، ارباب‌ها و رؤسای عشایر و شیوخ محلی گذشته هستند و این میراث فکری٬ فرهنگی را با روکشی از مدرنیسم آراسته‌اند.

این‌ها با نظام‌هایِ ستمگرِ قدرت‌هایِ حاکم بر کردستان دشمنی ساختاری ندارند. فقط رقیب این دولت‌ها هستند در مسئلهِ سلطه و ستمگری بر مردم کُرد.

به عبارتی دقیق‌تر هدف آن‌ها رفع ستمگری نیست. بلکه تغییر ستمگر و ارباب از غیر کُرد به کُرد است. (کپی سیستم کوردایَتی کردستان عراق به بخش سنی نشین کردستان ایران)

 

خشونت افسارگسیخته رویکردی مسبوق به سابقه راست سنتی کُردایَتی

رویکرد جریانِ راستِ سنتیِ کوردایَتی در به انحراف کشاندن جنبش‌های مدنی و مترقی کردستان مسبوق به سابقه است. ازجمله در زمستان ۱۳۷۷(۱۹۹۹ م) به دنبال دستگیری عبدالله اوجالان از طریق عوامل اسرائیل و ناتو و استرداد وی به ترکیه، جنبشی عظیم شهرهای مختلف کردستان ایران را فراگرفت.

 دولت مرکزی ایران که لبه تیز این جنبش را علیه ترکیه، ناتو و اسرائیل می‌دید، با آن در تساهل و تسامح بود. حتی در تهران و سنندج اجازه برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیز داده شد. [۲۷] دولت خاتمی نسبت به تجمعات بدون خشونت سایر شهرهای کردستان که بدون مجوز قانونی برگزار شده بودند؛ عکس‌العمل خشونت‌باری نشان نداد. ادامه این جنبش باعث تقویت روزافزون جریان چپ، مدرن و عدالت‌خواه می‌شد. این امر به‌هیچ‌وجه از طرف راست سنتی کردستان قابل‌تحمل نبود. ازاین‌روی انحراف آن را در دستور کار خود قرار دادند.

در راستای این سیاست، عواملِ راستِ سنتیِ کردستان روز سوم اسفند ۱۳۷۷ تظاهرات مسالمت‌آمیزِ مردم سنندج را به‌سوی خشونتی افسارگسیخته سوق دادند. درنتیجه نیروهای ضدشورش این حرکت را به شکلی بسیار خونین سرکوب کردند. جریانِ راستِ سنتیِ کوردایَتی با این رویکرد پایان جنبش سرتاسری کردستان ایران را رقم زد. در آن زمان تلویزیون کُردی مِد تی وی (MED TV)[28] به شیوه‌ای شفاف خبر چگونگی انحراف، خشونت و سرکوب تظاهرات را پخش نمود.

آقایان کوردایَتی فرصت را غنیمت شمرده و باکمال وقاحت تبلیغات وسیعی علیه گردانندگان آن به راه انداختند. اعلام کردند که این تلویزیون بجای مأموران ضد شورش، تظاهرکنندگان را محکوم و آشوب‌طلب نامیده است. در حقیقت که این تلویزیون اعلام کرده بود عده‌ای آشوب‌طلب به میان تظاهرکنندگان نفوذ کرده و آن‌ها را به‌سوی خشونت سوق داده‌اند.

درنتیجه تحقیق میدانی نگارنده این سطور کاشف به عمل آمد که خبر تلویزیون حقیقت داشته است. آن عده‌ای که تظاهرات را به خشونت کشانده بودند از اعضا و هواداران جریان راستِ سنتی کوردایَتی بودند. عموم افرادِ این گروهِ خشونت‌گرا بعدازاینکه تظاهرات را به خشونت کشیدند، از مهلکه گریخته و جوانان و مردمِ دیگر را برای سرکوب و سلاخی تنها گذاشتند. خواننده گرامی اکنون پیدا کنید پرتقال فروش را. [۲۹]

آیا کُردها در جنبش “زن، زندگی، آزادی” تنها ماندند؟

در برخی مناطق مثل کردستان طول عمر بخش خیابانی و اعتصابات جنبش “زن، زندگی، آزادی” بیشتر بود. همین موضوع دستاویزی شد تا جریان سیاسی راست سنتی کردستان به محوریت حزب دمکرات کردستان ایران اعلام کند که فارس‌ها و سایر ایرانی‌ها کُردها را تنها گذاشتند.

برخی از کردهای فاقد دانش و بینش سیاسی در دام این تبلیغات جهت‌دار افتاده و باور کردند که کُردها تنها مانده‌اند.

درواقع این جنبش بدون همراهی و همگامی سایر ایرانیان همچون سایر جنبش‌های منطقه‌ای کُردها محدود و بدون دستاورد باقی می‌ماند. [۳۰]

با مرور وقایع اولیه شروع جنبش می‌توانیم تصویری کامل و جامع از آن را به دست آوریم. در این راستا با ارائه کرونولوژی (خط زمان) جنبش “زن زندگی آزادی” سخن را ادامه می‌دهیم.

کرونولوژی (خط زمان) جنبش “زن زندگی آزادی”

کرونولوژی یا «گاه‌شماری»، علمی است که به مطالعه و تنظیم رویدادها بر اساس ترتیب زمانی آنها می‌پردازد. این دانش نه‌تنها به‌عنوان ابزاری برای درک تاریخ، بلکه به‌عنوان پایه‌ای برای تحلیل علّی رویدادها شناخته می‌شود. از کرونولوژی برای ایجاد ساختاری منسجم از وقایع استفاده می‌شود تا محققان بتوانند روابط علت‌ومعلولی، تحولات فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی را درک کنند.

دو روزنامه‌نگار مرکز نشین (نیلوفر حامدی و الهه محمدی) بیشترین نقش را در شروع جنبش ایفا نمودند. هزینه این دو خانم پیشکسوتِ جنبش تا کنون تحمل ۱۶ ماه زندان بوده است.

۱. تهران – ژینا در اغماء

 مأموران گشت ارشاد ژینا امینی اهلِ سقز را که به همراه برادرش به تهران سفرکرده بود، روز سه‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، در نزدیکی ایستگاه متروی حقانی، بازداشت کردند. [۳۱] ژینا ساعاتی بعد در یکی از مراکز گشت ارشاد به حالت اغما فرورفت و روانه بیمارستان کسری گردید.

۲. تهران – نیلوفر حامدی بر بالین ژینا

روز ۲۴ شهریور نیلوفر حامدی خبرنگار اجتماعی روزنامه شرق، همچون غزلِ حافظ به بالین ژینا آمد. [۳۲] وی اولین خبرنگاری بود که با مشقت و سرسختی زیاد خود را به ژینای در اغماء رساند، عکسی باشکوه از او تهیه کرد و همراه با خبر درگذشت وی منتشر کرد. [۳۳] این عکس به‌سرعت جهانی شد و همدلی و همنوایی بی‌نظیری در جامعه ایرانیان ایجاد کرد.

چند روز بعد نیلوفر حامدی بازداشت شد. پس از وی جمع کثیری از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی ازجمله زهرا توحیدی و هدی توحیدی، علیرضا خوشبخت، روح‌الله نخعی، یلدا معیری، مجید توکلی، هانیه دائمی و فاطمه رجبی بازداشت شدند. [۳۴]

۳. تهران- انتشار اولین مصاحبه با بستگان ژینا

 روز ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ الهه محمدی خبرنگار روزنامه هم‌میهن ساعتی قبل از مرگ ژینا گفتگویی با دایی و مادربزرگ ژینا به انجام رساند که فردای آن روز در روزنامه هم‌میهن منتشر نمود. [۳۵] این مصاحبه همدردی بسیار گسترده‌ای در سراسر ایران را به دنبال داشت.

۴. تهران- خشم و التهاب

 روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران در اطلاعیه‌ای، ادعا کرد که این دختر جوان «به‌صورت ناگهانی» دچار عارضه قلبی شده است. [۳۶] صحت این اطلاعیه دولتی برای اکثریت مردم ایران غیرقابل‌باور بود و عموماً ضرب و شتم پلیس را عامل این مرگ دانستند. خشم و التهاب جامعه را فراگرفت.

۵. تهران – ابراز نارضایتی شخصیت‌های علمی، سیاسی، حقوقی، ورزشی و هنری

 هم‌زمان با اعلام مرگ ژینا امینی ده‌ها شخصیت سیاسی، فرهنگی، علمی، ورزشی و هنری در تهران و سایر نقاط ایران اعلام نارضایتی کردند.

فهرست اسامی شخصیت‌های معترض به مرگ ژینا برای درج در تاریخ:

۱. نمایندگان پیشین مجلس- دکتر مسعود پزشکیان، محمود صادقی، پروانه سلحشوری و طیبه سیاوشی.

۲. مقام‌های پیشین جمهوری اسلامی- سید محمد خاتمی، محمدرضا عارف و محمدجواد آذری جهرمی، زهرا رهنورد از رهبران جنبش سبز.

۳- اسدالله بیات زنجانی از مراجع تقلید شیعه، جلیل رحیمی جهان‌آباد، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس.

۴. وکلا و حقوقدانان- سعید دهقان، علی مجتهد زاده.

۵. ستارگان فوتبال ایران: علی دایی و علی کریمی که اعلام کرد «کاوه آینده ایران‌زمین زن است”

۶. پزشکان و اساتید دانشگاه – دکتر محمدرضا فاضلی، دکتر مازیار اشرفیان بناب[۳۷]

۷. هنرمندان، سینماگران – ترانه علیدوستی، گلشیفته فراهانی و اصغر فرهادی، مسعود کیمیایی، نازنین بنیادی، رضا کیانیان، مهدی یراحی، مونا برزویی و فاطمه اختصاری، پانته‌آ بهرام، احسان کرمی، پرستو صالحی و مهران مدیری.

۸. تشکل‌های سیاسی و مدنی- حزب اتحاد ملت ایران، حزب ندای ایرانیان، کمپین حقوق بشر ایران.

۶. تهران- اولین اعتراض خیابانی

 عصر روز جمعه ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ زنان روشنفکر، فعالان مدنی و آزادی‌خواهان تهران در جلو بیمارستان کسری و خیابان‌های اطراف آن گردآمده و علیه آمران و عاملان این قتل به اعتراض پرداختند. [۳۸] معترضین متحمل باطوم و کتک‌کاری شده و عده‌ای نیز بازداشت شدند. بدین‌گونه اولین جرقه جنبش زده شد. [۳۹]

۷. الهه در سقز

الهه محمدی خبرنگار روزنامه هم‌میهن صبح روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ با امکانات خبرنگاری در مراسم تشییع‌جنازه ژینا در سقز حضور یافت.

 وی صحنه‌های مترقی جنبش مردم و خصوصاً شعار “ژن ژیان آزادی” را پوشش وسیع خبری داد؛ و از انعکاس شعارهای تنگ‌نظرانه، قومی و تفرقه‌افکنانه هواداران جریان راست سنتی کوردایَتی خودداری کرد.

۸- سقز- شروع جنبش عمومی “زن زندگی آزادی”

روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ شعار «ژن ژیان ئازادی» برای نخستین بار در مراسم خاک‌سپاری ژینا امینی، در آرامگاه آیچی سقز (زادگاه ژینا) سر داده شد.

این شعار محوری از دل سنت مبارزاتی مدنی زنان در کردستان ترکیه و روژآوا (کردستان سوریه) بیرون آمد و سپس به کردستان ایران سرایت کرد. [۴۰]

وقتی ژینا به خاک سپرده شد و مادرش برای آخرین بار با او وداع کرد، زنانی با پوشش مشخص شعار «ژن ژیان ئازادی» را سر دادند و در این حین مردی بر سنگ‌قبر او نوشت «ژینا جان تو نمی‌میری، نام تو رمز می‌شود»؛ و چنین شد.

بعد از خاک‌سپاری ژینا ابتدا مردانی با گرایش دینی، ملی‌گرایی و فعالین کارگری از منظر خود زبان به انتقاد گشودند. سپس زنان خشمگین خواستند تریبون را به زنان واگذار کنند و در ازدحام جمعیت فضا را برای زنی باز کردند و روسری‌هایشان را بالا انداختند و گفتند «نه رودسری نه توسری تا به کی خاک‌برسری». [۴۱]

زنی بدون روسری بالا رفت و بر مزار ژینا سخنرانی کرد. بعد از او، زنی دیگر و مردانی دیگر لب به اعتراض گشودند.

پس‌ازآن به نشانه اعتراض به سمت فرمانداری شهرستان حرکت کرده و در آنجا با ماشین‌های آب‌پاش و نیروهای ویژه روبرو شدند.

معترضین به‌سوی خیابان‌ها و کوچه‌های شهر عقب‌نشینی کردند. تعداد زیادی از مردم به کوی سازمانی خانواده‌های نظامیان پناه بردند. این خانواده‌ها با شجاعتی بی‌نظیر از مردم حمایت کرده و مانع دستگیری آن‌ها شدند.

این اعتماد و پشتیبانی متقابل، نشانه بلوغ فرهنگی و سیاسی اخیرِ ایرانیان است که با همدردی و همگرایی دیوارهای انفصال و دشمنی را از میان برداشته‌اند.

در این روز شعارهای دو جریان سیاسی چپِ نوگرا و راستِ سنتی کردستان کاملاً متضاد و در مقابل هم بود. شعارهای راستِ سنتیِ کوردایَتی عبارت بودند از:

“داگیرکه ری ئیرانی، تو قاتلی ژینامانی” (اشغالگر ایرانی، قاتل ژینای مایی) [۴۲] کوردستان گورستانی فاشیستان” [۴۳]

شعارهای راست سنتی دو لبه و دوپهلو بودند. زیرا هم‌زمان علیه دولت مرکزی، کشور ایران و سایر ایرانیان خصوصاً فارس‌ها بودند. [۴۴] درنتیجه چنین شعاری می‌توانست عامل بیزاری ایرانیان و مخالفت با این جنبش شود. [۴۵]

جریانِ چپِ نوگرا متشکل از فعالین حقوق بشر، فعالین حقوق زنان، آرمان‌خواهان معتقد به عدالت اجتماعی و برادری ملت‌ها با الگوبرداری از مبارزان روژآوا (کردستان سوریه) شعارهای “ژن ژیان آزادی” “مقاومت زندگی است” و “شهید نمی‌میرد” را فریاد زدند.

الهه محمدی خبرنگار اعزامی هم‌میهن و سایر شهروند خبرنگاران حاضر درصحنه، شعارهای تنگ‌نظرانه و انحرافی هواداران راستِ سنتیِ کوردایَتی را پوشش نداده و سانسور کردند. ولی شعارهای “ژن ژیان آزادی” و نیز سخنرانی لیلا عنایت زاده[۴۶] فعال حقوق زنان و عضو انجمن ژیانَوَی سقز را به تمام جهان مخابره کردند.

شعار «ژن، ژیان، آزادی» به‌سرعت سایر مناطق استان کردستان خصوصاً سنندج، دیواندره و کامیاران را فراگرفت.

۹- تهران- انتشار گزارش الهه از شروع جنبش “زن زندگی آزادی”

 الهه محمدی در ۲۷ شهریور گزارش مبسوطی از رویدادهای ۲۶ شهریور سقز تحت عنوان “یک وطن اندوه” در روزنامه هم‌میهن منتشر کرد. [۴۷] این گزارش بر محور شعار «ژن، ژیان، آزادی» (زن، زندگی، آزادی) متمرکز بود. الهه محمدی که در نقش الهه “زن زندگی آزادی” ظاهر شده بود، پس از انتشار این گزارش روان زندان گردید.

 ۱۰- دانشگاه تهران – پژواک آوای “ژن ژیان آزادی” به زبان فارسی

صعود و فراز اصلی جنبش در ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ در محوطه دانشگاه تهران اتفاق افتاد. [۴۸]

 در این روز دانشجویان کُرد و غیر کُرد که عموماً چپ، سکولار و یا تحت تأثیر جنبش روژاوای کردستان سوریه بودند شعار “ژن ژیان آزادی” را برای اولین بار در تاریخ به زبان فارسی سر دادند. [۴۹]

پوشش وسیع خبری این حرکت باعث شد که شعار “زن، زندگی، آزادی” در جایگاه رهبر، قطب‌نما و شناسنامه قیام سرتاسری ایرانیان نمایان شود.

سادگی، شیوایی، شورانگیزی و زایندگی این شعار پُرشور و پُرشعور هنوز هم نیروی محرکه اصلی این جنبش است.

پویایی و غنای ذاتی این شعار باعث شد سریعاً دیوارهای قومی، خونی، نژادی، زبانی، مذهبی و آپارتاید جنسی فروبریزند. پس از ۴۴ سال همگرایی ایرانیان جایگزین واگرایی شد. شناسنامه و عنوان “زن زندگی آزادی” کاملاً برازنده این جنبش بود.

  1. زنان ایرانی- کارزار مبارزه با حجاب اجباری

 از اولین روزهای جنبش، زنان ایرانی به‌صورت گسترده‌ای اقدام به کنارگذاشتن حجاب اجباری و به آتش انداختن روسری‌ها کردند. این رویه به مهم‌ترین نماد جنبش “زن زندگی آزادی” بدل شد.

در همراهی و پیشکسوتی زنان ایرانی، برخی زنان سینماگر ازجمله گلاب آدینه، فاطمه معتمدآریا، کتایون ریاحی، افسانه بایگان، هنگامه قاضیانی، شقایق دهقان، ترانه علیدوستی، باران کوثری، بهاره ارجمند، لاله مرزبان، آزاده صمدی با برداشتن حجاب اجباری در مراسم عمومی از این جنبش حمایت کردند. اعتراضی که هزینه‌های قضایی برای آن‌ها به دنبال داشت.

 

۱۲. تهران – ویدئو ترانه برای…

در اولین روزهای مهرماه ۱۴۰۱ شروین حاجی‌پور خواننده جوان با خلق به‌موقع ویدئو ترانه “برای… “[۵۰] توانست روحی تازه بر جنبش بدمد. به‌گونه‌ای این اثر به‌سرعت به یکی دیگر از نمادهای مهم اعتراضات سرتاسری تبدیل شد. شروین روز هفتم مهر ۱۴۰۱ حدود ۴۸ ساعت بعد از انتشار اثر خویش بازداشت شد.

واکنش به بازداشت شروین حاجی‌پور در توییتر و اینستاگرام بسیار گسترده بود و حتی باعث شد از آن روز به بعد کلیپ‌های بیشتری بر اساس این ترانه ساخته شود. مونا برزویی ترانه‌سرای ساکن ایران هم در این روز بازداشت شد. [۵۱]

۱۳. دانشگاه پیشرو در جنبش زن زندگی آزادی

بعد از شکل‌گیری «جنبش زن، زندگی، آزادی»، جنبش دانشجویی ایران بعد از یک دوره فترت طولانی، ظهوری دوباره یافت و در یک دوره چندماهه رکورد کنش‌های نقادانه در تاریخ جنبش دانشجویی را ازلحاظ گستره و عمق شکست. سرتاسر دانشگاه‌های ایران به این جنبش پیوستند.

حتی در شهرهای ترک‌زبان که پانتورک‌ها از پیوستن مردم به جنبش پیشگیری می‌کردند، در بخش دانشجویی ناکام ماندند و دانشگاه‌های این مناطق و حتی دانش آموزان بسیاری به جنبش پیوستند.

بسیاری از استادان دانشگاه‌های گوناگون کشور با شور و حرارت بی‌سابقه‌ای از این جنبش حمایت کردند و متحمل هزینه‌های زیادی شدند. به‌گونه‌ای که بنا بر آمار روزنامه اعتماد طی یک سال پس از شروع جنبش دست‌کم ۱۱۰ استاد دانشگاه اخراج شده‌اند. [۵۲]

هزینه‌های جنبش زن زندگی آزادی

هزینه‌ها همواره مساوی دستاوردها نیستند. در بسیاری موارد هزینه‌های کمتر به دستاوردهای بیشتر و هزینه‌های بیشتر به دستاوردهای کمتر منجر شده‌اند.

برای نمونه بلوچستان در این جنبش متحمل بیشترین هزینه‌ها بوده و کمترین دستاورد را داشته است. هنوز زنان زیر چادر و چاقچور هستند و مردمان آن دیار از دیوار سنی‌گری فراتر نرفته و هیچ‌گونه رنسانسی در ایده‌های خود ایجاد نکرده‌اند.

در مقابل دیدیم و می‌بینیم در مناطقی که مبارزه به شیوه مدنی و با پرهیز از خشونت جریان داشت، مردم بیشترین دستاوردها را کسب کردند. اگر دیدگاه مطلق اندیشی و سیاه‌سفیدی را کنار گذاشته و پدیده‌ها را با دیدگاه نسبیت بررسی کنیم، می‌توانیم بگوییم که انقلاب زن زندگی آزادی به پیروزی رسیده است.

تاکنون هزینه جانی هویت ۳۷۳ تن به شرح ذیل مشخص‌شده است:

 بلوچستان ۱۰۸ نفر از آمار را به خود اختصاص داده است. واقعیت این است که جنبش “زن زندگی آزادی” به بلوچستان نرسید. به دنبال انتشار خبری مبنی بر تجاوز فرمانده انتظامی به دختری بلوچ، در روز هشتم مهر ۱۴۰۱ نمازگزاران بلوچ بعد از نمازجمعه به درگیری با نیروهای انتظامی پرداختند. این درگیری منجر به کشته‌شدن حدود ۱۰۸ تن گردید. آن‌ها بجای شعار “زن زندگی آزادی” شعارهای مذهبی سر می‌دادند.

در سایر مناطق ایران از مجموع جان‌باختگان جنبش “زن زندگی آزادی” هویت ۲۶۵ تن در ۲۵ استان به شرح ذیل شناسایی شده است. [۵۳]

۱- استان آذربایجان غربی ۴۷

۲- استان تهران با ۴۵

۳- استان کردستان ۳۸

۴- استان مازندران ۲۲

۵- استان کرمانشاه ۲۱

۶- استان گیلان ۱۹

۷- استان البرز ۱۷

۸- استان خوزستان ۱۲

۹- استان فارس ۹

۱۰- استان اصفهان ۶

۱۱- استان خراسان رضوی ۵

۱۲ استان کهگیلویه و به ویر احمد ۴

۱۳- استان‌های ایلام و مرکزی ۳

۱۴- در هر یک از استان‌های آذربایجان شرقی، قزوین، زنجان، و هرمزگان، دو نفر کشته‌شده‌اند.

۱۵- در هر یک از استان‌های اردبیل، همدان، لرستان، بوشهر، سمنان، و خراسان شمالی هرکدام یک نفر کشته‌شده‌اند.

 

در میان تمامی استان‌های کشور، آذربایجان غربی بیشترین هزینه جانی را متحمل شده است. اما بیشترین کشته‌های این استان مربوط به‌روزهای ۴ و ۵ آبان‌ماه ۱۴۰۱ است. در آن تاریخ جریانِ راستِ سنتیِ کوردایَتی با حداکثر توان خود وارد گود زورخانه شده بود. صدالبته در انحراف، به خشونت کشاندن، افزایش تلفات انسانی و درنهایت خاموش‌شدن بخش خیابانی جنبش موفقیتی بی‌نظیر کسب کردند.

 

خاستگاهِ ناسیونالیسم نوفئودالی کُردستانِ ایران

ولایت مکری خاستگاه اصلی ناسیونالیسم کردی در سده اخیر بوده است. ریشه‌های تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی احزاب ناسیونالیست کردستان به خاندان‌های حاکم محلی، شیوخ و روسای عشایر منطقه موکریان بازمی‌گردد. ناسیونالیسم کردی و احزاب کوردایتی، در واقع، امتداد رهبری این روسا و شیوخ سنی‌مذهب موکریان هستند.

از زمان جنگ چالدران (۱۵۱۴) تا پایان جنگ جهانی اول (۱۹۱۸)، خاندان‌های حاکم محلی، روسای عشایر و شیوخ موکریان به دلیل تعصبات مذهبی، اغلب در راستای منافع سلاطین عثمانی علیه حاکمان ایرانی دست به شورش می‌زدند. این شورش‌ها، که معمولاً با سرکوب شدید مواجه می‌شدند، به سود خلفای عثمانی تمام می‌شدند که از درگیری دو دشمن آریایی در شرق مرزهای خود بهره می‌بردند.

جهت‌گیری ناسیونالیسم موکریانی، حتی پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، همچنان به سوی بازماندگان آن، به‌ویژه ترکیه و اعراب سنی، متمایل بوده است. احزاب ناسیونالیستی کرد؛بنا بر ماهیت ماقبل مدرنیته خویش؛ هیچگاه به تحلیل و آسیب‌شناسی دوره چهارصدساله بین جنگ چالدران و جنگ جهانی اول، که به جدایی بخش عمده کردستان از ایران انجامید، نپرداخته‌اند. این احزاب، از نظر ماهیت، ریشه در ساختارهای فئودال- عشیره ای داشته و ادامه‌دهنده همان سنت‌های پیشین هستند.

در کدام ولایت اتحادیه‌های خون و زالو، شلاق و پشت، طناب و گردن، درخت و تَبَر، موش و جَوال، تیغ و مو امکان‌پذیر است؟[۵۴]

ارتزاق از چِرک و تَعَفُّنِ زخم‌های اختلاف و انشقاق

چرا منادیانِ برادری ملت‌ها، شایسته‌سالاری و عدالت اجتماعی موردتنفر شدید جریان راست سنتی کُوردایَتی قرار دارند؟

“جریاناتِ راستِ سنّتی” همواره از چِرک و تَعَفُّنِ زخم‌های اختلاف و انشقاق ارتزاق می‌کنند، اما از برادری ملت‌ها، شایسته‌سالاری، برابری و عدالت اجتماعی هرگز. [۵۵]

این یک قانون طبیعت است که “هیچ موجود زنده‌ای موانعِ دسترسی به رزق و روزی خود را تحمل نمی‌کند” بنا بر همین قانونِ طبیعت، سخنانِ نگارنده این کتاب نیز به مذاقِ رهروانِ جریان راستِ سنتی کُردایَتی خوش ناید؛ و به دلیل افشای رازهایِ شرک‌آلود موردِ تکفیر، تخطئه، تخریب و ترورِ شخصیتی قرار می‌گیرد.

 

ملی‌گرایان اصیل و آزاده ایرانی در مقابل ملی‌گرایان وابسته و مستبد  ایرانی 

ناسیونالیسم ابتدایی کُردی، با نگرش سیاه‌وسفید خود، تمام ملی‌گرایان ایرانی را دشمن تلقی کرده و با به‌کارگیری اصطلاح عاریتی عربی «عجم»، آنان را تحقیر می‌کند. حال آنکه اعراب پس از فروپاشی ساسانیان که ریشه‌های نژادی کُردی داشتند همه ایرانیان اعم از کُرد، فارس و دیگر اقوام را «عجم» می‌نامیدند. 

واقعیتی که ناسیونالیسم نوفئودال کُردی-موکریانی از درک آن ناتوان است، این است: ناسیونالیسم اصیل و آزاده‌ی ایرانی نه همسو با ناسیونالیسم وابسته و مستبد، بلکه در تقابلِ سرسختانه با آن ایستاده است. این جریانِ اصیل، همچون کُردها و دیگر مردمان ایران، همواره هدف حذف و سرکوب بوده است. 

در تاریخ معاصر ایران، تنها در دو برهه‌ی کوتاه، ناسیونالیسم آزاده‌ی ایرانی به حاکمیتی نسبی دست یافته است: 

۱. دوره‌ی مشروطه (۱۲۸۵ تا ۱۲۹۳ خورشیدی / ۱۹۰۶۱۹۱۴ میلادی): در این ۸ سال، «قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی» به تصویب رسید که ضامن دموکراسی محلی و حامی حقوق زبانی و فرهنگی کُردها و دیگر اقوام ایران بود. 

۲. دولت مصدق (۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ خورشیدی): در این دوره تحت رهبری جبهه‌ی ملی ایران، ایرانیان از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی برخوردار شدند. در سایه‌ی این آزادی‌ها، جنبش انقلابی دهقانان موکریان شکل گرفت جنبشی که متأسفانه با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرکوب شد. 

در تاریخ معاصرِ ایران رضاشاه، محمد رضاشاه و رضا پهلوی نماینده ملی گرایان وابسته و مستبد بوده اند.

 

افغانستانی کوچک در غرب ایران، رویای ناسیونالیسم نوفئودالی کُردی

حیاتی‌ترین نیاز هر ملتی، حفظ میهن و سرزمین مادری است. تاریخ سده اخیر نشان می‌دهد ملت‌ها می‌توانند بدون دولت مستقل ادامه حیات دهند، اما بدون خاک و میهن، طی دو تا سه نسل (۵۰ تا ۷۵ سال) محکوم به زوال‌اند. تجربه آشوری‌ها، لازها و چرکس‌ها در ترکیه کنونی این حقیقت را تأیید می‌کند.

برخلاف تبلیغات ناسیونالیست‌های کُرد، تشکیل «دولت کُردی» نیاز اصلی کُردها نیست. نیاز سرنوشت‌ساز کردها، حفظ سرزمینِ مادری است؛ از دورافتاده ترین  روستای کردنشین ماکو تا آخرین روستای استانِ ایلام.

احزاب ناسیونالیستی کرد، با ظاهری مدرن، ادامه ‌دهنده ساختارهای کهن محلی‌اند و تفاوت «میهن» (سرزمین مادری) و «استقلال» (دولت‌ملت جداگانه) را درک نکرده‌اند.[۵۶]

آنها از درکِ تفاوتِ این دو مقوله ناتوان بوده و عموما «کسبِ استقلال» را مساوی «حفظِ میهن» معنی میکنند. حتی اگر کسب استقلال به قیمت از دست رفتن ابدی اکثریت مناطق کُردنشین انجام گیرد. آقایان یک گام به پیش به قیمتِ پنج گام به پس را پیشرفت تفسیر می‌کنند.

ناسیونالیست‌های کرد، با این کوته فکری در درکِ تفاوت و تمایز بین «میهن» و «استقلال»، مهمترین خطرِ بالقوه از دست دادن میهنِ کردستان(نیشتمان) هستند.

میهن کردی، به‌ویژه در مناطق دو ملیتی مانند آذربایجانِ غربی، در معرض اشغالگری پان‌ترکیسمِ باکو و آنکارا قرار دارد. اخراج ارمنی‌ها از قره‌باغ در ۲۰۲۳ هشداری جدی است. استقلال‌طلبی کردها می‌تواند به اشغال کردستان و آوارگی کردها منجر شود.[۵۷]

بهترین راهِ حفظ میهنِ کُردی، اتحاد استراتژیک با ایرانیان، به‌ویژه فارس‌هاست. این اتحاد؛ شامل همه ایرانیان پایبند به تمامیت ارضی ایران؛ تضمین بقای کردها در میهنشان را فراهم می‌کند. حفظ کردستان ایران در راستای منافع تهران نیز هست، زیرا زاگرس عمق استراتژیک ایران در غرب است.

استقلال مورد نظرِ الیگارشیِ کوردایَتی در بهترین حالت ممکن در ۲۰% مناطقِ کردنشینِ ایران امکانپذیر است. حد اقلِ بهای این استقلال بذل و بخشش ۸۰% باقیمانده سرزمین مادریِ کُردهاست. 

در این صورت، در بخشی کوچک از غربِ ایران سیستمی ارتجاعی و مافیایی شبیه افغانستانِ محصور در خشکی تولد خواهد یافت. سیستمی محروم از زیرساختهای اقتصادی(گاز، برق، سوختهای فسیلی و کارخانه) که مردمانش همچون افغانیهای امروز برایِ امرارِ معاش به صورت قاچاقی به ایران مهاجرت کرده تا در کوره پزخانه‎ها، مرغداری‌ها، معادن و… با نصفِ دستمزد به خدمت گمارده شوند.  

در سال ۲۰۱۷ مافیای کُردایَتی در قُمارِ استقلال؛ جهت سلطه بر نیمی از خاک کردستان عراق؛ نیم دیگر آن را به اعراب واگذار کرد. اما در ایران مافیای کُردایَتی به بهای سلطه ارتجاعی خویش بر ۲۰% از سرزمین مادری حاضر به باختن ۸۰% از باقیمانده آن است.

اتحادِ مردمِ کردستانِ ایران با سایرِ ایرانیان سه نتیجه بسیار مهم به شرح ذیل به دنبال دارد:

۱- طرح‌های پان‌تُرک‌های باکو و آنکارا در جهت اخراج کُردها از سرزمین مادری را خنثی میکند.

۲- رویای الیگارشی کوردایتی برای سلطه ارتجاعی و مافیایی بر کردستان را ناکام می گذارد.

۳- بهره مندی کُردها از مزایای شهروندی ایرانی وسیع، با زیرساختهای اقتصادی نسبتاً پیشرفته، دومین منبعِ گاز و سومین منبع نفتِ جهان، یک دریا در شمال و دو دریا در جنوب، همزیستی با مردمانی با ریشه‌های تاریخی، نژادی، زبانی و فرهنگی مشترک  و رویاهای همسان در جهت ایجاد میهنی آباد، آزاد و برپایی عدالت اجتماعی.

 

جغرافیایِ اتنیکیِ کردستانِ ایران بستری نامناسب برای فدرالیسم، استقلال یا هر نوع خطکشی بر مبنای خون، نژاد و زبان

“جغرافیایِ اتنیکیِ کردستان” مهم‌ترین چالش ناسیونالیسمِ سُنَّتی کُردی است. ایران گرچه دارای تنوع فرهنگی، زبانی و اتنیکی است، ولی این تنوع به شکل موزاییکی نیست.

این سرزمین به دلیل تنوع زبانی، مذهبی و قومی، بستری خطرناک برای فدرالیسم، استقلال یا هرگونه تقسیم‌بندی سیاسی مبتنی بر خون، نژاد یا زبان است. چنین تقسیم‌بندی‌هایی، در هر یک از اَشکالِ فدرالیسم، خودمختاری یا استقلال، آغازگر زنجیره‌ای پایان‌ناپذیر از خشونت‌ها و فجایع خواهد بود.

تنوع قومی و زبانی ویژگی بارز بیش از نیمی از شهرها و مراکز جمعیتی ایران است. برای مثال، در استان آذربایجان غربی، از هفده شهرستان، دوازده شهرستان شامل ارومیه، خوی، ماکو، سلماس، پلدشت، چالدران، شوط، چایپاره، نقده، میاندوآب، تکاب و شاهین‌دژ، ترکیبی از دو گروه زبانی ترک و کرد هستند. هزاران روستا، مزرعه، کوه، مرتع، دره، دشت، رودخانه و جاده در این مناطق چنان درهم‌تنیده‌اند که ترسیم مرز قومی یا زبانی، حتی برای بهترین مهندسان جهان، غیرممکن است.

هرگونه اقدام نسنجیده برای مرزبندی اتنیکی در کردستان ایران، فرصت را برای سودجویان و نژادپرستان فراهم می‌کند تا با حمایت قدرت‌های خارجی، این جغرافیا را به صحنه جنگ‌های قومی بی‌پایان تبدیل کنند. منادیان جدایی در شهرها، محله‌ها و روستاهای چندقومیتی، مردم را بر سر هر کوچه، خیابان، پارک، رودخانه، تپه یا چراگاه به جان یکدیگر می‌اندازند. به جای رهایی ملی، جنگ ملت‌ها رخ خواهد داد و فرصت‌طلبان منطقه‌ای و دولت‌های خارجی از این آشوب سود خواهند برد.

از سوی دیگر جغرافیای بسیاری از گروه‌های قومی ایران محصور در خشکی و هم‌جوار با دولت‌های زیاده‌خواه است و دسترسی به دریا ندارد. در چنین شرایطی، جدایی بخشی از کشور، حتی در صورت امکان، تنها به جدایی کمتر از نیمی از مناطق مورد ادعا منجر می‌شود.

 کردستان عراق یکی از این نمونه هاست که در سال ۲۰۱۷ طی قمار فدرالیسم نیمی از این دیار تحت سلطه مافیاهای ثروت و قدرت محلی قرار گرفت و نیمی دیگر به صورت مناطق مورد مناقشه بین کُردها و اعراب باقی ماند.

 افزون بر این، جدایی نه‌تنها به آزادی، رفاه و عدالت اجتماعی نمی‌انجامد، بلکه از چاله به چاه افتادن است. در این مناطق، زمینه برای قدرت‌گیری دیکتاتورهای بومی و خانوادگی و شکل‌گیری سیستم‌های سرکوبگر، ارتجاعی و ضدمردمی فراهم می‌شود. این گروه‌ها برای بقای خود، مناطق تحت کنترل را به مستعمره قدرت‌های خارجی مانند ترکیه یا باکو تبدیل می‌کنند.

تاریخ ۳۵ ساله فدرالیسم کردستان عراق حاوی درسهای بسیار ارزشمندی برای کُردهای ایران است.این سیستم بستری شد برای سلطه ارتجاعی مافیاهای ثروت و قدرت محلی. این مافیاها برای تداوم عُمرِ ننگینِ خود جامعه کردستان را صد سال به قهقرا بُردند.افزایش شکاف طبقاتی، رشد بنیادگرایی مذهبی و رجعت فرهنگی جامعه به سده های گذشته نتیجه حاکمیت مافیاهای محلی است.

فدرالیسم یا استقلالِ کردستان ایران، رویایی ناکام و فاجعه بار است. همچنانکه در کردستان عراق دیدیم، حتی اگر چنین رویایی محقق شود، نه‌تنها دردی از مشکلات اجتماعی را درمان نمی‌کند، بلکه این دردها را عمیق‌تر و حل‌ناشدنی‌تر می‌سازد.

اگر جدایی ملت‌ها راه‌حل همه مشکلات بود، امروز کشورهای مانند افغانستان، سومالی، کردستان عراق، پاکستان و سودان می‌بایست از ملیت‌های ایران خوشبخت‌تر باشند. تجربه این کشورها نشان می‌دهد که آزادسازی مغزها بسیار مهم‌تر از تقسیم خاک است.

ایران مجمع‌الجزایر ملیت‌های ناهمگون نیست، بلکه کشتی بزرگی است که ۹۰ میلیون انسان را در اقیانوسی پرتلاطم حمل می‌کند. تقسیم این کشتی به کشتی‌های کوچک‌تر، تصوری مهلک و نابخردانه است که حتی خیال آن نیز برای سرنشینانش گناهی نابخشودنی است. بقای سرنشینان در گرو یکپارچگی این کشتی است.

 

 

 

پانوشت‌ها و ارجاعات:

[۱] – طبقات متوسط و فرودست ایران ستون فقرات جنبش “زن زندگی آزادی” را تشکیل داده و ماهیت سیاسی آن چپ، سکولار و دمکراتیک بود.

جریانات راست‌گرای کُرد و ایرانی داخل و خارج نشین در آن شرکت کردند. اما حضور آن‌ها موجب تقویت این جنبش نشد. زیرا هدف جریانات راست‌گرا مصادره و انحراف جنبش بود.

نژادپرستانِ تُرک، کُرد و فارس ماهیتاً ضد روح، فلسفه و آرمان‌های انقلاب «زن، زندگی، آزادی» هستند:

الف- پان‌ترک‌ها که ترک‌زبانان را از شرکت در جنبش منع کرده و قبله را به آستان علی‌اف و اردوغان کج کردند.

 ب- پان‌کُردها به رهبری حزب دمکرات کردستان ایران با به میان کشیدن شعارهای قومی، عَلَم کردن پرچم سیستم ارتجاعی کردستان عراق و روسری بارزانی، عکس یادگاری با لباس غارت شده زنان بسیجیان و آتش‌زدن خانه آنها، بسیج‌کردن ملایان سنی اخوانی جنبش مدنی در کردستان را مبتلا به بیماری‌های واپس‌گرایی، تفرقه، جداکردن جنبش کردستان از سایر ایرانیان، خشونت و… مبتلا کردند.

ج- پان‌فارس‌ها هم به رهبری رضا پهلوی با تمامیت‌خواهی و تفرعن پادشاهی ملیت‌های ایرانی را دچار یاس و ناامیدی کردند.

[۲]https://www.bbc.com/persian/articles/cqq6yev5kxwo

[3] – فراتر از فمینیسم؟ ژنولوژی و جنبش آزادی زنان کورد نوشتهٔ: نادیه العلی و ایزابل کیسر – ترجمهٔ: فرزانه جلالی https://rahkargar.com/?p=9954

اوجالان در اواخر دهه نود “ایدئولوژی زن آزاد” را مطرح کرد. او این ایدئولوژی را در این جمله خلاصه می‌کرد: تا زن آزاد نشود، جامعه آزاد نمی‌شود. او می‌نویسد «زن، زندگی، آزادی یعنی زن آزاد، سرزمین آزاد و حتی مرد آزاد».

اوجالان معتقد بود که زنان تحت ستم نظام پدرسالارانه، سرمایه‌داری و دولت-ملت هستند. او زنان را “اولین ملت به اسارت رفته تاریخ” می‌خواند و می‌گوید «با خودم فکر می‌کردم که زن سرزمینیست در اسارت که باید آزاد شود».

او تا جایی پیش رفت که در اواسط دهه نود از مردان جامعه خواست که به ستم خود علیه زنان پایان دهند و به استعاره گفت «مردانگی را در خود بکشید».

https://www.bbc.com/persian/articles/cqq6yev5kxwo

[4]https://asranarshism.com/fa/1401/12/16/history-woman-life-freedom/

[5] – سروده *تهمینه میلانی* کارگردان تبریزی برای دختران کوبانی که با فریاد «ژن ژیان آزادی» داعش را شکست دادند

🌹 کوبانی پر است از/ دخترانی که زن را معنایی دیگر می‌آغازند/ دخترانی که موهایشان پیداست/حجاب ندارند/انگشتانشان لاک ندارد/لبهایشان پروتز ندارد/رژ غلیظ ندارد/اما پر است از سرود نجابت … /دختران کوبانی/هیچکدامشان لباس مارک دار ندارند/اما تا زنده‌اند هر شب موهایشان را شانه می‌کنند/و هر صبح می‌بافند/دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می‌آورد/با اینهمه/دختران کوبانی آنقدر زن هستند/که همه مردان دنیا عاشقشان باشند … /کوبانی دارد به همهٔ ما درس می‌دهد/تا بدانیم/هیچ دختری نصف یک مرد نیست/هیچ بی حجابی فاحشه نیست/و هستند هنوز دخترانی که/تنشان را به کنیزی مردان هوسران نمی‌سپارند … /کوبانی خانه به خانه سقوط می‌کند/و دختران کرد یکی پس از دیگری/با آخرین نرمی گلوله‌هایشان/عروس خاک می‌شوند/تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را/بر دل‌های کثیفشان حک نمایند/آری … تن دختر کوبانی، تنها در آغوش خاک کوبانی/تا ابد دلبری خواهد کرد/ از اینکه کرد نیستم خجالت می‌کشم …

[۶]https://www.bbc.com/persian/articles/cqq6yev5kxwo

[7]https://www.mashreghnews.ir/news/580110

https://www.kurdpress.com/news/46752

[8] https://www.khabaronline.ir/news/598266

https://www.radiofarda.com/a/f6-syria-operation-raqqa-isil/28099944.html

[9] https://www.youtube.com/watch?v=2OoOVyI0Qcw

[10]https://www.namasha.com/v/W2FWm9pj

[11] https://anfpersian.com/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/fylm-synmayy-kwbany-baztab-mqawmt-shkwhmndanhy-kwbanyst-67972

[12] – احزاب راست سنتی کردستان در تمام این سال‌ها حتی در گوشه‌ای از نشریات، روزنامه‌ها، ماهنامه‌ها و یا رادیو و تلویزیون‌های خود به این شعار اشاره‌ای نکرده و با پیام و محتوای آن شدیداً مخالفت کرده، می‌کنند و خواهند کرد.

[۱۳] – جریان راستِ سنتی کردستان ایران بیش از آنکە در فکر فعالیت مؤثر سیاسی باشند، نگران باختن نفوذ توده‌ای بە جریان چپ و مدرن بودند. از این روی در نقش مهره شطرنج خاندان بارزانی جهت انحراف و تضعیف جنبش زن زندگی آزادی ظاهر شدند.

[۱۴]https://ir.voanews.com/a/iran-protest-actress-hijab-woman-life-freedom-mahsa-amini/6828710.html

 

[۱۵] – حامید گەوهەری: هێزێکی پەکەکە بۆ سەرکوتکردنی خۆپیشاندەران چوونەتە ڕۆژهەڵاتی کوردستان https://www.basnews.com/so/babat/776621

[16] – معنی ضرب المثل آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند چیست؟ یعنی آدم تازه کار و کم تجربه‌ای که اطلاعاتش کم است، نمی‌تواند کار را به درستی و بدون اشتباه انجام دهد. آدم ناشی را می‌توان از عملکردش شناخت؛ چرا که باید سرنا را از سمت باریک آن بزند ولی از سر گشاد آن را می‌نوازد!

[۱۷]https://www.drawmedia.net/page_detail?smart-id=2739

[18] – درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد* نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد (حافظ)

[۱۹] – علیه شعار «مرد، میهن، آبادی»

در حالیکه شعار «زن، زندگی، آزادی» همبستگی بی‌نظیری بین تمام گروههای اجتماعی ایجاد کرده است و مرزهای جنسیت، ملیت/قومیت و نیز مرزبندی‌های مذهبی را پشت سر گذاشته است، شعار «مرد، میهن، آبادی» نه تنها هیچ ظرفیت اعتراضی‌ای ندارد و باعث پس زده شدن بخش زیادی از معترضین -و به‌ویژه زنان که گرانیگاه جنبش کنونی هستند- خواهد شد، بلکه هریک از این سه واژه گفتمان‌های شکست خورده و به شدت مساله‌داری را با خود حمل می‌کنند.

این جنبش نه علیه مرد است و نه مردستیز است. و نیز باید بدانیم که مساله زنان، فقط مربوط به زنان نیست.

حل شدن مسالهٔ زنان و پس زده شدن مردسالاری برای بخش عظیمی از مردان هم رهایی بخش خواهد بود، به‌جز دیکتاتوری و نخبگان حاکم. این بسیار ارتجاعی و زننده است که فکر کنیم جنبش «زن، زندگی، آزادی» علیه مردان است

از این سه شاید «میهن» از همه کمتر مساله دار باشد، ولی آن هم بی‌مساله نیست.

مهین می‌تواند ناظر به زندگی باشد، ولی به سرعت توسط ناسیونالیست‌های افراطی و دیگری‌هراس مصادره می‌شود و تبدیل می‌شود به نمادی برای دیگری ستیزی، شووینیسم و نژادپرستی.

و اما «آبادی» چه چیزی را می‌تواند نمایندگی بکند؟ این شعارمانند هر کلمهٔ دیگری می‌تواند بار سیاسی ویژه‌ای را با خود حمل نکند.

 این شعار در حال حاضر و در متن گفتمان‌های کنونی، چیزی فراتر از «توسعه» و در واقعیت سرمایه‌داری دورهٔ جنگ سرد را نمی‌تواند با به ذهن بیاورد؛

 «آبادی» در این معنا نه تنها معیار «زندگی بهتر» نیست، بلکه ناظر به ویران‌سازی زندگی بخشی از مردم و آواره کردن و کوچ‌دادن اجباری آنها در راستای سود و ثروت برای الیت و نخبگان حاکمی است که «طرح‌های توسعه» را تدوین می‌کنند.

«آبادی» نمی‌تواند همان معادل «زندگی» باشد، اما «زندگی» در دل خودش ناظر به آبادانی، زایش و پویایی است.

«تکرار بدون تفکر» یکی از خصلت‌های روزهای انقلابی است. ریتمیک و موزون بودن یک شعار، گاهی باعث می‌شوند که به سر زبان‌های بیافتد بدون اینکه کسانی که آن را تکرار می‌کنند الزاماً خود شعار یا سیاست پس پشت آن را باور داشته باشند. (برگرفته از مراد روحی)

[۲۰] – سرپرست خانواده (علی محمدی) سابقاً اهل روستاهای قشقنه و باگردان بود. وی در ساختمان مسکونی علی عثمانی جانداران واقع در خیابان منبع آب مستأجر بود.

[۲۱] – متن تبلیغات ضد کُردی پانتورکها در یکی از پیجهای انستاگرام:

«اگر این اتفاق در تبریز یا اهواز اتفاق میفتاد شاهد سکوت ویرانشهری ها بودیم؟ #پزشکیان #تراکتور #نود_ارومیه #تورک #اورمیه_قلب_آذربایجان_است #تبریز #ارومیه #تهران #زنجان #اردبیل #قشقایی #همدان #قزوین #کرج #اورمیه #اکسپلور #کردستان #کورد #سنندج #bakı #tabriz #ankara #tehran #azərbaycan #iran #türkiye»

https://www.instagram.com/reel/DNYgPZjuttc/?igsh=MXNuOTJ0cGx6c3V2

 

 

[۲۲] – تضمین شعر مشهور مولانا “مثنوی معنوی” دفتر اول -بخش ۱ – سرآغاز:

بشنو این نی چون شکایت می‌کند/ از جدایی‌ها حکایت می‌کند/ کز نیستان تا مرا ببریده‌اند / در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند / سینه خواهم شرحه شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق/ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش

[۲۳] – پل پوت (زاده ۱۹ مهٔ ۱۹۲۵ – درگذشته ۱۵ آوریل ۱۹۹۸) سیاست‌مدار کامبوجی بود که جنبش خمر سرخ به رهبری او از ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ بر کامبوج حکم راند.

[۲۴] – دُن کیشوت یا به اسپانیایی دُن کیخوته دِ لا مانچا (به اسپانیایی: Don Quijote de la Mancha) نام رمانی اثر نویسندهٔ اسپانیایی میگِل سِروانتِس ساآوِدرا (۱۶۱۶–۱۵۴۷) است. این اثر از قدیمی‌ترین رمانها در زبان‌های نوین اروپایی است. بسیاری آن را بهترین کتابِ نوشته‌شده به زبان اسپانیایی و از برجسته‌ترین نمونه‌های رمان پیکارِسک می‌دانند.

سروانتس بخش اول دن کیشوت را در زندان نوشت. این بخش نخستین بار در سال ۱۶۰۵ و بخش دوم در سال ۱۶۱۵ چاپ شد. بخش اولِ رمان دن کیشوت در سال ۱۶۰۵ در مادرید منتشر شد و بخش دوم آن ده سال بعد، در ۱۶۱۵ به چاپ رسید.

[۲۵] – آزادی زندگی بدون انقلابی رادیکال و زنانه ناممکن است، انقلابی که ذهنیت و زندگی مرد را تغییر می‌دهد. اگر نتوانیم میان مرد و زندگی، و زندگی و زن آشتی برقرار کنیم، شادیْ تنها امیدی بیهوده خواهد بود. انقلاب جنسیتی صرفاً به زن مربوط نیست. این انقلاب به تمدن پنج‌هزارسالهٔ جامعهٔ طبقاتی مرتبط است که وضعیت مرد را از زن نیز بدتر کرده. بنابراین، این انقلاب جنسیتی همزمان به معنای رهایی مرد نیز هست.

دربارهٔ «طلاق کامل» بسیار نوشته‌ام، به‌عبارتی توانایی طلاق‌دادن پنج‌هزارسال فرهنگ کهنهٔ سلطه‌گری مردانه. هویت جنسی زنانه و مردانه‌ای که امروزه می‌شناسیم مفاهیمی ساختگی هستند که بسیار بعدتر از زن و مرد زیست‌شناختی درست شده‌اند. بر اساس این هویت ساختگی، زن برای هزاران سال استثمار شده است؛ از او هرگز به خاطر زحماتش قدردانی نشده است. مرد باید بر این مسئله چیره شود که زن را همواره در جایگاه همسر، خواهر یا معشوقه می‌بیند – کلیشه‌هایی که سنت و مدرنیته جعل کرده‌اند.

این ادعا که نخست باید به مسئلهٔ دولت بپردازیم و سپس مسئلهٔ خانواده، درست نیست. هیچ مشکل اجتماعی مهمی را نمی‌توان در انزوا فهمید. روش کارآمدتر این است که به همه‌چیز درون یک کلیت نگاه کنیم و هر مسئله‌ای را در رابطه با دیگر مشکلات معنا کنیم. این روش حتی وقتی می‌خواهیم مشکلات را حل کنیم نیز کارآمد است. تحلیل ذهنیت اجتماعی بدون تحلیل دولت، تحلیل دولت بدون تحلیل خانواده، و تحلیل زن بدون تحلیل مرد نتایجی نارسا در بر خواهد داشت. باید این پدیده‌های اجتماعی را به‌عنوان کلیتی درهم‌تنیده تحلیل کنیم؛ در غیر این صورت، راه‌حل‌هایی که به دست می‌آوریم ناکافی خواهند بود. https://www.akhbar-rooz.com/192856/1401/11/24/

https://roarmag.org/essays/jineology-kurdish-women-movement

[26]https://www.akhbar-rooz.com/172521/1401/07/16/

[27]https://rojpress.wordpress.com/2015/06/23/1-388/

[28] – مدتی وی (MED TV) نخستین شبکه خبری به زبان کردی است که درابتدا شش ساعت به زبان‌های کردی، سریانی، عربی و ترکی فعالیت می‌کرد و مقران در انگلستان می‌باشد. مخاطبان برنامه‌های این شبکه در اروپا، افریقا و خاورمیانه می‌باشند. مدتی وی در سال ۱۹۹۵ تبدیل به نخستین شبکه پخش برنامه‌های خبری به زبان کردی در اروپا وخاورمیانه شد.

[۲۹] – داستان از این قرار است: معلم ریاضی‌ای سر کلاس یه مساله طرح کرد تا بچه‌ها حل کنن و گفت: میوه فروشی ۱۵۰ عدد پرتقال خرید دانه‌ای ۲ ریال و فروخت دانه‌ای ۳ ریال و ۱۵۰ ریال سود برد. معلوم کنید …(بعد یه کم مکث کرد و فهمید که خودش جواب مساله رو گفته. واسه این که به قول معروف خیت نشه گفت:). حال پیدا کنید پرتقال فروش را.

[۳۰]https://www.bbc.com/persian/iran-63398898

[31] https://ufp-iran.org/7891

 https://www.etemadonline.com/tiny/news-574259

[32] – آرایه تضمین از غزل ۲۶ حافظ:

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست/ پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست/ نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان/ نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

[۳۳]https://eslahatnews.com/8419

[34]https://www.bbc.com/persian/iran-63398898

[35]https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-1060

[36]khabaronline.ir/xjfkg

[37]https://www.bbc.com/persian/articles/cydeg585zvvo

[38]https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-1062

[39]https://www.youtube.com/watch?v=vRseu7P7IIM

[40] – وقتی خواستند بر جنازه ژینا نماز میّت بخوانند، زنی فریاد زد: «ژینا شهید است، بر شهید نماز نخوانید» و رسایی صدای او دیگر زنان و مردان را با خود همصدا کرد که بر شهید نماز نخوانید و درنهایت اجازه ندادند. https://www.radiozamaneh.com/833889

[41] https://www.radiozamaneh.com/833889

[42]https://www.kurdia.net/archives/7281

[43]https://www.kurdia.net/archives/7281

 https://x.com/kurdchannel_tv/status/1641432938498920449?s=20

[44] – داگیرکەری ئێرانی، قاتڵی ژینامانی (شلر درویشی گوینده تلویزیون حزب دمکرات) https://www.youtube.com/watch?v=AjKjcZZ7te4

[45] – داگیرکەری یٔێرانی قاتڵی ژینامانی/ دروشمی خۆپێشاندەرانی سەقزی، ۲۶ ی خەرمانانی ۱۴۰۱ https://www.youtube.com/watch?app=desktop&v=MlGhuPdrqD8

[46]https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-1062

[47] – گزارش خبرنگار اعزامی هم‌میهن از سقز محل زندگی و خاکسپاری مهسا امینی/ یک وطن اندوه

https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-1062

[48]https://www.akhbar-rooz.com/169242/1401/06/27/

[49]https://youtube.com/shorts/ERVL_74-C-s?si=N4pmivsbmbW4MZ4u

[50]https://youtu.be/jsrr3RzlNTk?si=rbaNwY_koh3JpR0c

[51] https://www.bbc.com/persian/iran-63398898

[52] https://parsi.euronews.com/2023/09/12/discussing-irans-one-year-anniversary-women-life-freedom-movement-in-european-parliamen

[53]https://www.radiofarda.com/a/investigative-report-on-those-who-got-killed-during-recent-protests-in-iran/32124711.html

[54] – تضمین بخشی از یک شعر بلند عبدالله په شیو:

قەحپەن ئەوانەی پێم دەڵێن: خوێن و زێروو براییەکن / قەحپەن ئەوانەی پێم دەڵێن: ماسی و چەنگاڵ، مشک و جەواڵ، دەست و چزوو براییەکن.

[۵۵] – در طول تاریخ همواره تشنگان قدرت و ثروت محلی به بهانه تفاوت نژاد و خون بر گُردِه هم‌زبانان خویش سوار و موجب جنگ‌افروزی و ویرانگری شده‌اند.

[۵۶] – این کاستی ریشه در تاریخ چهارصدساله کردستان، از جنگ چالدران (۱۵۱۴) تا جنگ جهانی اول (۱۹۱۸) دارد، زمانی که تعصبات مذهبی و تبلیغات عثمانی، کردها را علیه ایران می‌شوراند

[۵۷] – استقلال کردستان ایران، حتی در صورت موفقیت، بیش از سه‌چهارم مناطق کردنشین را به خطر می‌اندازد و حکومتی محاصره‌شده، مافیایی و ارتجاعی، فاقد دسترسی به آب‌های آزاد ایجاد می‌کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)