میانجی‌گری به‌جای ماشه: جستجوی راهی برای گفت‌وگو و صلح

مردم را قربانی نکنید  

درباره‌ی فعال‌سازی مکانیسم ماشه

موسی اکرمی

جهان به سوی آینده‌ای پرآشوب حرکت می‌کند؛ آتش‌افروزی، قطب‌بندی و بی‌اعتمادی، جای گفت‌وگو و همزیستی را گرفته‌اند. در این میانه، خبر فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی علیه ایران، زنگ خطری است نه تنها برای آینده‌ی دیپلماسی، بلکه برای زندگی میلیون‌ها ایرانی که سال‌ها است در میانه‌ی کشاکش قدرت‌های داخلی و خارجی، به فراموشی سپرده شده‌اند.

من، به‌عنوان یک استاد دانشگاه که خود را متعهد به کرامت انسان، آزادی، عدالت، و صلح برای همه‌ی جهان، و دلبسته‌ی  سرنوشت ملت خویش می‌دانم، از این روند عمیقاً نگرانم.

تحریم، هر نامی که داشته باشد، در عمل ابزار تنبیه مردمانی ا‌ست که در انتخاب شرایط زیست سیاسی و اقتصادی خود، کمترین نقش را داشته‌اند. نمی‌توان به نام امنیت بین‌المللی، حق زیستنِ آبرومندانه را از یک ملت سلب کرد. تحریم، سیاستی ا‌ست که بیش از آنکه ساختارها را تغییر دهد، زندگی را از درون تهی می‌کند: دارو را کمیاب، امید را کم‌جان، و اعتماد اجتماعی را شکننده می‌سازد.

بی‌تردید، راه گفت‌وگو و همکاری، یک‌سویه نیست. اعتماد جهانی، در گرو تعهدات پایدار و شفاف است. مسئولیت حفظ این اعتماد، متوجه همه‌ی طرف‌های توافق است. شفافیت، تدبیر و گفت‌وگو، باید جایگزین هرگونه لجاجت شود. ولی بازگشت به تحریم‌های بین‌المللی، نه راه بازسازی اعتماد است، نه تقویت صلح. تنها موجب ژرف‌تر شدن شکاف‌ها و رشد گرایش‌های رادیکال می‌شود.

کشورهای اروپایی، اگر دغدغه‌ای واقعی برای صلح، ثبات منطقه‌ای و حقوق بشر دارند، باید راه‌های عادلانه‌تری برای تعامل با ایران بجویند – راه‌هائی که مجازات سنگین را نصیب مردم نکند.

من نه از جایگاه یک تحلیلگر سیاسی، بلکه به‌عنوان یک وجدان بیدار از دل مردم ایران، هشدار می‌دهم: ادامه‌ی این روند، ایران را به سوی انزوا، مردم را به سوی فرسودگی، و منطقه را به سوی بی‌ثباتی خواهد برد.

تحریم‌ها، برخلاف آن‌چه در گفتمان سیاسیِ رسمی ادعا می‌شود، ابزار بازدارنده نیستند؛ آن‌ها ابزارهای کوری هستند که هم نهادهای مدنی را تضعیف می‌کنند و هم فضا را برای گفت‌وگوهای درون‌زا و اصلاحات تدریجی تنگ‌تر می‌سازند. تجربه‌ی دو دهه‌ی گذشته نشان داده که اِعمال فشارهای بیرونی، اگرچه ممکن است برخی ساختارها را موقتاً وادار به واکنش کند، اما در نهایت به انسداد بیشتر فضای اجتماعی و تقویت سازوکارهای کنترل از درون می‌انجامد. در چنین شرایطی، نه آزادی رشد می‌کند، نه عدالت برقرار می‌شود، و نه صلح نهادینه.

 

ندای مسئولیت جهانی

 

جهان امروز نمی‌تواند تنها بر اساس منطق قدرت پیش برود. اگر چیزی از تجربه‌ی جنگ‌ها، بحران‌های پناهجویان، و افول دموکراسی‌ها در مناطق گوناگون آموخته باشیم، باید بپذیریم که امنیت، عدالت و صلح، با هم تحقق می‌یابند. نمی‌توان جامعه‌ای را به بهانه‌ی بازدارندگی، در معرض فشارهای طاقت‌فرسا قرار داد و هم‌زمان از حقوق بشر، توسعه و ثبات دم زد. اگر اروپا و سایر بازیگران جهانی خواهان آینده‌ای مسالمت‌آمیز هستند، باید شجاعت آن را داشته باشند که از چرخه‌ی تنبیه و تهدید عبور کنند و بر مدار تعامل و اصلاح پیش بروند.

بی‌تردید، اجرای توافقات بین‌المللی بدون نظارت و ضمانت، امکان‌پذیر نیست. ولی این نظارت، باید بر پایه‌ی گفت‌وگو، راهکارهای سازنده، و ابزارهای هوشمند شکل گیرد – نه بر بنیاد مجازات‌های جمعی که به تضعیف نهادهای مردمی، گسترش ناامیدی و فرسایش اعتماد اجتماعی منجر می‌شود.

 

روشنفکران کجا ایستاده‌اند؟

 

در این برهه‌ی حساس، صدای روشنفکری مستقل وظیفه‌ای دوگانه دارد: از سوئی، هشدار درباره‌ی روندهای سیاست‌زده و غیراخلاقی در عرصه‌ی بین‌المللی، و از سوی دیگر، تأکید بر مسئولیت‌های درونی، برای تقویت گفت‌وگو، اعتمادسازی و اصلاح سازوکارهائی که ملت را در موقعیت‌های آسیب‌پذیر قرار می‌دهد.

روشنفکری باید بی آن‌که مدافع قدرت باشد خود را وجدان بیدار مردمی بداند که قربانی سیاست‌اند، نه عامل آن. دفاع از کرامت مردم، هیچ تعارفی با مرزهای سیاسی و ژئوپلیتیکی ندارد.

 

میانجی‌گری به‌جای ماشه

 

امروز بیش از همیشه به صدای میانجی‌گری نیاز است، صدائی که نه به تطهیر بپردازد و نه به تخریب، بلکه به ساختن پل‌هائی یاری رساند که انسان‌ها را به هم نزدیک کند، نه سیاست‌ها را به تقابل.

به جای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، جهان نیازمند فعال‌سازی مکانیسم‌های انسانی است: شنیدن صدای مردمان، تقویت دیپلماسی، حمایت از جامعه‌ی مدنی، و هموار کردن راه‌هائی که هم آزادی را ممکن سازد و هم آرامش را.

اگر جامعه جهانی در برابر فشارهای یک‌جانبه و مجازات‌های کور سکوت کند، روزی نوبت مردمان دیگر نیز خواهد رسید؛ و آن‌گاه شاید دیگر صدائی برای اعتراض باقی نمانده باشد.

صدای انسان‌ها را بشنوید، نه صرفاً صدای دولت‌ها را.

 

موسی اکرمی

استاد دانشگاه

دبیر علمی نهمین همایش انجمن علمی مطالعات صلح ایران، با عنوان بنیادهای فلسفی مکتب ایرانی صلح

آدینه، هفتم شهریور ماه ۱۴۰۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)